صفحه نخست >> اجتماعی تعداد نظرات: 0

سرگرمي ها و مسائل حقوقي زنان قجري

زنان در دوره قاجار، لحظاتي را براي خوشي مي آفريدند. تنوع هايي که در زندگي آنان وجود داشت و آنان را از کسالت، تکرار رها مي کرد. مهماني رفتن و مهمان پذيرفتن بود. ديد و بازديدها صرفا زنانه بود چون متداول نبود که مردان به ديدار زنان بروند مگر از محارم باشند.

کد خبر: 2449

زنان نيوز/ زنان در دوره قاجار، لحظاتي را براي خوشي مي آفريدند. تنوع هايي که در زندگي آنان وجود داشت و آنان را از کسالت، تکرار رها مي کرد. مهماني رفتن و مهمان پذيرفتن بود. ديد و بازديدها صرفا زنانه بود چون متداول نبود که مردان به ديدار زنان بروند مگر از محارم باشند.
خريد کردن و رفتن به بازار براي تهيه لباس و ديگر نيازها نيز نوعي سرگرمي بود که ثروتمندان هميشه با همراهي گروهي از خدمتکاران به اين امر مي پرداختند. تدارک لباس و آرايش براي اين مهماني ها بخشي از وقت زنان را به خود اختصاص مي داد.
بهره گيري از طبيعت، باغ ها و رفتن به مناطق خوش آب و هوا و ييلاقي نيز از سرگرمي هاي ديگري بود که بخصوص براي طبقات مرفه بيشتر امکان داشت. مردم عادي نيز خور وضعيت خود از طبيعت بهره مي گرفتند ولي متداول نبود که زنان و مردان در کنار هم در يک محل بنشينند. زنان در همه اين موارد با رعايت پوشش کامل خود حضور مي يافتند. در باغ ها زنان با قليان کشيدن، خوردن نقل و شيريني و کاهو و تربچه سرگرم مي شدند.
حضور در مجالس روضه خواني که در آنها نيز زنان همچنان حالت درجه دوم داشتند به طوري که قبل از شروع به روضه خواني، اغلب قهوه و قليان به مردان داده مي شد که زنان از اين اکرام بي بهره بودند. روضه خواني هاي زنانه و مجالس ختم زنانه نيز بسيار رايج بود. اما در ايام محرم رفتن به ديدن تعزيه نيز به آن افزوده مي شد. زيارت شاه عبدالعظيم و حضرت معصومه (س) و ديگر اماکن زيارتي نيز بسيار مورد توجه زنان بود. در جشن هاي مذهبي که در خانه بزرگان برگزار مي شد، گروه هايي از زنان دعوت مي شدند و عيدي مي گرفتند. شب هاي جمعه نيز زيارت اهل قبور از رسوم متداول بود.سوگواري زنان براي نزديکان خود نيز به نوعي بازتاب اجتماعي داشت و بسيار خشن بود؛ سر به ديوار کوبيدن، مو کندن، به سر و سينه کوبيدن، صورت را با ناخن خون آلود کردن و جاري شدن خون از گونه ها، نوحه خواني و خواندن شعر از رشادت ها و زيبايي هاي متوفي، بيدن طره هايي از مو و آويختن بر سر قبر شوهر يا برادر و بالاخره زمان طولاني سوگواري حاکي از پيوند عميق زنان بار زندگي زناشويي داشت.
يکي ديگر از تفريح هاي زنان، حمام رفتن بود که معمولا مقدمه و مؤخره آن نصف روز يا بيشتر به طول مي انجاميد. اين عمل با خوردن شربت و تنقلات و حتي ساز و آواز همراه بود و بخشي از آن به گفت وگو در مورد تازه ترين خبرها مي گذشت. اين امکان کارکرد ديگري نيز براي در نظر گرفتن و پسنديدن دختران دم بخت داشت.
سرگرمي زنان در دربار نيز علاوه بر موارد مذکور تنوع هاي ديگري داشت، مثلا نگه داشتن حيوانات و ديدن حرکات خنده آور آنها و دلقک ها و لوده ها، تفال، طالع بيني، سرکتاب باز کردن و فال نخود و انواع بازي هاي کودکانه مرسوم در دربار از زمره اين سرگرمي ها بود.
هيچکدام از اين سرگرمي ها به يادگيري حرفه و فن، موسيقي، آگاهي يا آموزشي که سطح فهم و دانش زنان را بالا ببرد منجر نمي شد. سرشت اين گونه تفريحات به گونه اي بود شخص بيشتر حالت انفعالي داشت و تماشا گر بود. نوع تفريح ها با توجه به ماهيت نظام سنتي جمعي و آميخته با زندگي بود و امکان انتخاب و حضور فعال فردي را ممکن نمي ساخت تا در شکل گيري شخصيت و هويت فرد تأثيرگذار .
در مسائل حقوقي خانواده، طلاق امتيازي صرفا براي مردان بود. چون از منظر قوانين مردسالارانه، زن موجودي صاحب شعور و فکر و احساس تلقي نمي شد که چيزي يا کسي خوشش بيايد يا منتفر باشد. از اين رو، مردان در هر زمان که اراده مي کردند مي توانستند همسر خود را مطلقه کنند. همين امر موقعيت زن را در خانواده متزلزل و تأمين خواست هاي مرد را ضروري مي کرد. ول اگر زن خواستار طلاق مي شد، شوهر به سختي به چنين کاري تن مي داد.
دلايل عيني يا حتي ذهني مبني بر بد قدم بودن زن، مي توانست موجب طلاق شود. اما طلاق شرايط بهتر براي زن به همراه نداشت. زنان بدترين شرايط را تحمل مي کردند؛ چون بازگشت به خانه پدري به لحاظ عرف و اجتماع، فضاي بسته تر و بحران هاي روحي بيشتري را براي آنها به همراه داشت. عدم استقلال اقتصادي، نبودن فرصت هاي شغلي براي زنان، محدوديت هاي رفتاري و اجتماعي و فشار هنجارهاي اجتماعي، زن را از زندان خانه شوهر به زندان خانه پدري مي افکند که آن هم قابل تحمل نبود. پس چاره درماندن و تحمل تمامي بدبختي ها بود. البته اين مشکلات در خانواده هاي ثروتمند به دليل مکنت مالي کمتر بود و زنان در اين خانواده ها مي توانستند از امکانات بيشتري پس از طلاق بهره مند شوند.
مهريه بستگي به طبقه اجتماعي افراد داشت. مهريه در طبقات پايين از پنج تومان به بالا يا به صورت جنسي مثلا نصف گاو يا الاغ بود. کمتر مي شد زني طلاق داده شود و مهرش هم پداخت شود. آنقدر او را اذيت مي کردند که مهرش را حلال کند و جانش را آزاد.
هميشه به دختران ياد مي دادند با لباس سفيد به خانه شوهر بروند و با کفن سفيد از آنجا بيرون بيايند. به همين دليل زنان به هر شرايط تن مي دادند و هر بلا و مصيبتي را به جان مي خريدند.
در حوزه حقوقي، مساله مالکيت نيز مطرح بود. زنان و دختران طبقه مرفه، داراي املاک و مستغلاتي بودند که مي توانستند از درآمد آن بهره مد شوند. حتي زنان با نفوذ و قدرتمندي بودند که بخش هايي از يک يا چند روستا و املاک بسياري به آنان تعلق داشت. و رعاياي بسياري براي آنان کار مي کردند. در اسناد قباله هاي ازدواج در بعضي مناطق نيز چند دانگ از ملک يا خانه يا مغازه اي به عنوان مهريه به عروس تعلق داشت.
به رسميت شناختن حق مالکيت زنان مي توانست موجب استحکام شرايط اجتماعي و روحي آنان باشد. ولي به دليل ضعف عمومي پيکره ارزشي زنان در جامعه و موضع ضعف آنان در قبال مردان، مديريت اجرايي املاک و مستغلات و حق استفاده و تصميم گيري در موارد بسياري به دست شوهران مي افتاد. امام به رسميت شناختن حق مالکيت زنان اين نکته مثبت را داشت که امکان مراجعه به مراجع صاحب صلاحيت براي طلب يا حفظ حق آنان را ممکن ساخت. از آنجا که اساس مسائل حقوقي زنان در آن دوران را نگاه فقهي شريعت تنظيم مي کرد، اگر در آن زمان شخصي به عمد زني را به قتل مي رساند با پرداخت وجه و تأمين نظر ورثه مي توانست از مجازات خلاصي يابد. از نظر ارثيه نيز مطابق نظر شرع سهم ارث دختران نصف پسران بود.
زنان همواره با مساله غيرت مردان وابسته به خود درگير بودند. گاه شدت غيرت موجب به قتل رسيدن آنان مي شد. زنان و دختران شي تلقي شدند متعلق به پدر، همسر، برادر و ديگر اعضاي فاميل که در صورت بروز خطايي از سوي آنان، در درجه اول مورد مجازات اعضاي خانواده خود قرار مي گرفتند؛ در صورتي که اين مجازات ها به هيچ وجه براي مردان اعمال نمي شد.

نظرات بینندگان

ارسال نظر