صفحه نخست >> اجتماعی تعداد نظرات: 0

در مورد سخت کوشي چه مي دانيد؟

در مورد سخت کوشي و آدم هاي سخت کوش چه مي دانيد؟

کد خبر: 2391

جيم/ تيمور لنگ را يادتان هست؟ در کتاب هاي ادبيات حکايتي از آن را داشتيم که شايد بارها و بارها شنيده باشيد. حکايت تيمور و مور! قصه از اين قرار بود که تيمور در يکي از جنگ¬هايش شکست سختي خورده بود و در فرار به خرابه اي پناه مي¬برد، ناگهان چشمش به يک مورچه مي¬افتد که در حال بالا رفتن از ديوار خرابه بود و دانه¬اي به دوش داشت؛ به انتهاي مسير نرسيده دانه از دوشش مي¬افتد و مورچه خم به ابرو نمي¬آورد و دوباره بر مي¬گردد و از اول دانه را بر مي¬دارد و القصه! يادتان هست که مورچه حدود 60 بار اين مسير را رفت و آمد تا توانست دانه¬اش را به خانه ببرد! مورچه داستان تيمور لنگ، از آن تيپ شخصيتي¬هاي سخت¬کوش بود. حالا شما مثل مور داستان تيمور سخت¬کوش هستيد يا نه؟! يعني اگر براي رسيدن به مقصد و هدف¬تان 60 بار شکست بخوريد و مجبور شويد راه را دوباره از اول برويد اين کار را مي¬کنيد؟ مي¬دانيد سخت-کوشي چه فوايدي برايتان دارد؟ اگر مي¬خواهيد بدانيد چه طور مي¬توانيد شما هم سخت¬کوش باشيد با ما همراه باشيد...
سخت کوشي يعني...
روان شناسان مي گويند هاردينس، جان سختي، سرسختي. همه اين¬ها به معناي سخت¬کوشي است. شما فرد سخت¬کوشي هستيد، اگر بتوانيد از توانايي ها و مهارت هايتان براي ارزيابي شرايط و فشارهاي زندگي¬تان استفاده کنيد و در نتيجه آن‌ها را تفسير و تجزيه و تحليل کنيد و راه حل مناسبي براي مسائل و فشارهاي زندگي تان به دست آوريد.
ه نظر شما چرا عده‌اي از افراد زير فشار مشکلات و سختي‌هاي زندگي کمر خم نمي‌کنند و محکم مقاومت مي‌کنند و عده‌اي تا بادي بوزد سريع مي‌لرزند و نااميد مي‌شوند و حتي گاهي دچار بيماري‌هاي جسمي مثل سکته قلبي يا قند خون يا بيماري‌هاي رواني مثل افسردگي مي‌شوند؟ دکتر سوزان کوباسا به اين سوال ما جواب داده است، البته بعد از تحقيقات زيادي که روي ويژگي سخت‌کوشي کرده است؛ به نظر او سخت‌کوشي از سه جزء تشکيل شده است: تعهد، مبارزه جويي و کنترل. که هر سه اين ويژگي‌ها بر باورها و برداشت‌هاي آدم‌هاي سخت‌کوش در شرايط سخت و دشوار اثر گذارند و باعث مي‌شود آن‌ها مقاومت بيشتري از خود نشان دهند و احتمال بردشان بيشتر شود.
تعهد
در واقع تصور و درکي است که فرد از جنبه‌هاي مختلف زندگي خود، ديگران و کار دارد. يعني ميزان ارزش و اهميت و معنايي که به فعاليت‌هاي زندگي خودش و ديگران مي‌دهد. تعهد غايت و هدف زندگي فرد را نشان مي‌دهد. شامل نظامي از باورها مي‌شود که ميزان تهديدآميز بودن يک حادثه را براي فرد کم مي‌کند. تعهد را معمولا در مقابل بي ‌ارادگي يا احساس بي‌کفايتي قرار مي‌دهند. يعني وقتي فردي بي‌تعهد با يک موقعيت تنش‌زا روبه رو مي‌شود متاسفانه يا خودش را مي‌بازد و درست مثل بي‌اراده‌ها خود را دست حوادث مي‌سپارد يا احساس مي‌کند به خاطر ناتواني‌اش کارها را نمي‌تواند پيش ببرد.
مبارزه‌جويي
يعني فرد شور و شوق زيادي براي زندگي کردن دارد و تغييرات و شرايط دشوار را هيجان‌انگيز و جالب مي‌داند. تغييرات را تهديد نمي‌داند بلکه فرصتي مي‌داند براي رشد بيشتر در زمينه‌هاي فردي و اجتماعي. در واقع با روحيه مبارزه‌جويي که دارد، موقعيت‌ها را به چالش مي‌کشد و انعطاف زيادي از خودش نشان مي‌دهد که اين انعطاف‌پذيري او را مردِ روزهاي سخت مي‌کند. براي کسي که مرد مبارزه باشد روزهاي شبيه به هم کسالت‌آورند و به نظرش روزي که در آن اتفاق جديدي براي حل کردن و انديشيدن نباشد، همان ديروز است که امروز هم تجربه‌اش مي‌کند.
کنترل يا مهار
يعني فرد آن قدر توانايي دارد و به استقلال رسيده است تا بتواند بر شرايط اثر بگذارد و شرايط زندگي‌اش را به دست بگيرد، نه اين‌که خودش را قرباني شرايط کند. با روحيه کنترل و مهارپذيري، فرد اين باور را دارد که تجربه‌هاي زندگي قابل پيش بيني و کنترل‌اند و هر چيزي که در روند زندگي براي آن پيش بيايد حتما مي‌شود براي‌ آن راهي پيدا کرد. حادثه‌هايي که در زندگي پيش مي‌آيند يا قابل پيش‌بيني‌اند که مي‌شود از قبل براي آن‌ها فکر و برنامه‌ريزي کرد يا آن‌چنان جديد و غير مترقبه‌اند که فرد سخت‌کوش با اتکا به قدرت کنترلي‌اش مي‌تواند بهترين راه حل مسئله را بيابد.
افراد سخت کوش چه ويژگي‌هايي دارند؟
خت‌کوشي‌تان را در آوريد بهتر است خودتان را با اين ويژگي‌ها محک بزنيد:
در برابر هر کاري که انجام مي‌دهند و هر تصميمي که مي‌گيرند احساس مسئوليت مي‌کنند.
به خودشان قول مي‌دهند تا با يک موقعيت استرس‌زا و سخت طوري برخورد کنند و برداشتي داشته باشند که باعث رشد و بالندگي و موفقيت‌شان شود.
مي‌دانند که سختي‌ها و دشواري‌هاي زندگي براي همه هست و هر آدمي بالاخره روزهاي سختي دارد؛ بنابراين با پيش آمدن شرايط دشوار احساس ناامني و تهديدي حس نمي‌کنند و مي‌توانند شرايط را مديريت کنند.
ياد دارند چه جوري هيجانات منفي‌شان را مثلا خشم‌شان را کنترل کنند.
مرد روزهاي سخت هستند و ترس ندارند؛ در واقع مي‌توان گفت آدم‌هاي سخت‌کوش افراد متوکلي هستند. به نيرويي تکيه دارند که در آن نااميدي راهي ندارد.
ياد گرفته‌اند فشارهاي رواني، زندگي‌شان و روابط‌شان با اطرافيان را تحت الشعاع قرار ندهد و موقعيت‌ها و اتفاقات زندگي‌شان را تحت کنترل دارند.
اميرالحال هستند. يعني بر حالت‌هاي خودشان و فشارهايي که بر آن‌ها وارد مي‌شود و احساساتي که در آن‌ها جريان پيدا مي‌کند، احاطه دارند و آگاهند. همين آگاهي در مورد حال و هوايشان باعث مي‌شود که در برابر بادهاي سخت هم نلرزند و پا پس نکشند!
در شرايط سخت حواس‌شان به اطرافيان‌شان و انتظارات‌شان هم هست و هم از درونيات خودشان خبر دارند. سعي مي‌کنند هر دو را کنترل و مديريت کنند.
ياد گرفته‌اند که براي باورها و ارزش‌ها و مهارت‌هاي خودشان ارزش قايل باشند. براي همين سخت جانند و سخت تلاش!
با سازگاري بيشتري زندگي مي‌کنند. يعني به جاي غرغرکردن در شرايط سخت زندگي، انعطاف‌پذيري و انطباق‌پذيري بيشتري از خودشان نشان مي‌دهند. براي همين کمتر در برابر شرايط استرس‌زا مريض مي‌شوند و به لحاظ روحي آسيب نمي‌بينند.
راحت‌تر مي‌توانند تصميم بگيرند و چاره‌جويي کنند و راه حل مناسبي براي مشکلات و موانع سد راهشان پيدا کنند.
ثابت شده که سلامت روان‌شان بيشتر از افراد ديگر است.
هيچ وقت خودشان را قرباني شرايط نمي‌کنند و شرايط را آن‌طور که به نفع‌شان و رشدشان هست، تغيير مي‌دهند.
آستانه تحمل‌شان فوق‌العاده بالاست. الکي غصه و غم نمي‌خورند و الکي از چيزي رنج نمي‌کشند. الکي خودشان را درگير مسايل نمي‌کنند.
حواس‌شان هست که سخت کوشي را با زياد کار کردن و سخت کار کردن اشتباه نگيرند. سخت‌کوشي با بالا بودن ساعات کار متفاوت است. هر چند که گاهي لازم است براي رسيدن به هدفي بيشتر وقت گذاشت. افراد سخت‌کوش برنامه‌ريزي دارند براي ساعات زندگي‌شان و براي تک‌تک لحظه‌هايشان ارزش قايلند.
هدف داشتن و براي رسيدن به هدف تلاش کردن، جزو جدايي ناپذير افراد سخت‌کوش است.
هميشه انگيزه دارند و نيروهاي محرکه‌ خودشان را براي تحمل شرايط سخت مي‌شناسند.
نا اميدي و دلسردي در آن‌ها راهي ندارد و علاوه بر خودشان ديگران را هم اميدوار مي‌کنند و براي ديگران مي‌شوند نيروي محرکه‌اي براي حرکتي مداوم!
خوش‌بين‌اند. نگاهشان به زندگي مثبت است براي همين هم دست از تلاش براي رسيدن به هدف‌شان بر نمي‌دارند.
دونده‌اي سخت‌کوش که آخر شد!
دوي ماراتن بود. المپيک 1968. جمعيت زيادي در ورزشگاه بود. نفرات اول وارد ورزشگاه شدند و جمعيتي بود که براي آنها دست مي‌زدند و هورا کشيدند. فلاش دوربين‌هاي خبرنگاران اين لحظات را ثبت مي‌کرد. نفرات اول يکي يکي از بلندگو اعلام مي‌شدند. جمعيت در حال تشويق و دونده‌ها يکي يکي از راه مي رسيدند و از خط پايان مي‌گذشتند... در طول مسابقه دوربين‌ها بارها نفراتي را نشان داد که از ادامه مسابقه منصرف شدند و از مسير مسابقه بيرون آمدند. به نظر مي‌رسيد که آخرين نفر هم از خط پايان رد شده است. داوران و مسئولان برگزاري مي‌روند تا علائم مربوط به مسابقه ماراتن و خط پايان را جمع‌آوري کنند جمعيت هم آرام آرام ورزشگاه را ترک مي‌کنند. ناگهان از بلندگو اعلام مي‌شود که دونده‌اي هنوز در حال دويدن است. «جان استفن آکواري» است دونده سياه پوست اهل تانزانيا، که ظاهرا برايش مشکلي پيش آمده، لنگ مي‌زد و پايش بانداژ شده بود. 20 کيلومتر تا خط پايان فاصله داشت و احتمال اينکه از ادامه مسير منصرف شود زياد بود. نفس نفس مي‌زد، احساس درد در چهره‌اش نمايان بود لنگ لنگان و آرام مي‌آمد ولي دست بردار نبود. چند لحظه مکث کرد و دوباره راه افتاد. چند نفر دور او را مي‌گيرند تا از ادامه مسابقه منصرفش کنند ولي او با دست آن‌ها را کنار مي‌زند و به راه خود ادامه مي‌دهد. داوران طبق مقررات حق ندارند قبل از عبور نفر آخر از خط پايان محل مسابقه را ترک کنند. جان هنوز مسير مسابقه را ترک نکرده و با جديت مسير را ادامه مي‌دهد. خبرنگاران بخش‌هاي مختلف وارد ورزشگاه شده‌اند و جمعيت هم به جاي اينکه کم شود زيادتر مي‌شود! بعد از گذشت مدتي طولاني، آخرين شرکت کننده دوي ماراتن به ورزشگاه نزديک مي‌شود، با ورود او به ورزشگاه جمعيت از جا برمي‌خيزند چند نفر در گوشه‌اي از ورزشگاه شروع به تشويق مي‌کنند و بعد انگار از آن نقطه موجي از کف زدن حرکت مي‌کند و تمام ورزشگاه را فرا مي‌گيرد... غوغايي برپا مي‌شود. خبرنگاران در خط پايان تجمع کرده‌اند. جان استفن از خط پايان عبور مي‌کند و روي زمين مي‌افتد. سخت‌کوشي آن روز جان استفن و تعهدش به قولي که به مردم تانزانيا داده بود، او را تا خط پايان کشاند و تيتر يک تمام روزنامه‌هاي آن زمانش کرد! دونده‌اي که آخر شد...
 

نظرات بینندگان

ارسال نظر