صفحه نخست >> اجتماعی تعداد نظرات: 0

خطر کردن به اميد واهي ازدواج

ترس از ازدواج چيست؟

بسياري از دختران فکر مي کنند که با نزديک شدن هر چه بيشتر و بر آورده ساختن هر چه بيشتر خواسته هاي يک مرد مي توانند به او برسند، اما به واقع تنها راهي که براي وا داشتن يک مرد به ازدواج وجود دارد. بيش از حد نزديک نشدن و به راحتي تن به خواسته هاي او ندادن است.

کد خبر: 2218

بسياري از دختران فکر مي کنند که با نزديک شدن هر چه بيشتر و بر آورده ساختن هر چه بيشتر خواسته هاي يک مرد مي توانند به او برسند، اما به واقع تنها راهي که براي وا داشتن يک مرد به ازدواج وجود دارد. بيش از حد نزديک نشدن و به راحتي تن به خواسته هاي او ندادن است.
اين يک قاعده و اصل قديمي است که دختران نبايد به همه خواسته هاي مردان پاسخ دهند. زنان بايد بدانند که اهميت ازدواج براي بسياري از مردان کمتر از اهميتي است که آنها به ازدواج مي دهند. ازدواج براي يک زن بيش از يک مرد اهميت دارد.. هر چند ازدواج براي مردان اهميت دارد اما نه به آن ميزاني که براي زنان اهميت دارد. ازدواج براي بسياري از مردان قيد و بند است و کاهش آزادي يک مرد وقتي حاضر است آزادي خود را محدود کند و خود را در قيد و بند قرار دهد که به ازاي آن نيازهاي حياتي ديگرش بر اورده شود.حالا اگر نيازهاي حياتي يک مرد بر آورده شود بدون اينکه نيازي به محدود کردن آزادي باشد چه نيازي به قيد و بند ازدواج هست؟
دختراني که دل به مرداني سپرده اند که از ازدواج مي ترسند در شرايطي مشابه قمار قرار مي گيرند که هر چه فرد بيشتر ببازد، بيشتر قمار مي کند تا شايد در يک برد همه باخت ها را جبران کند. معمولا اين دختران به انتظار مي نشيند و در کنار انتظار سعي مي کنند که به خواسته هاي مرد پاسخ دهند به او محبت کند تا به آرامي راضي شود و ترس او از ازدواج بريزد.
توجه داشته داشته باشيد که ترس از ازدواج يا ترس از تعهد همسري يک ترس ساده نيست، بلکه يک اضطراب و ترس عميق است که ريشه در کودکي يا نوجواني فرد دارد.
ترس از ازدواج چيست؟
ترس از ازدواج يا گاموفوبيا GAMOPHOBIA اصطلاحي است که براي توصيف ترس هاي غير عادي از تعهد و ازدواج به کار مي رود. دلايلي که مي توان براي آن برشمرد عبارتند از :
1- ابهام در تصوير آينده: فرد نمي داند با چه چيزي مواجه خواهد شد در ازدواج، خانواده جديد، روابط جديد همه و همه براي کسي که خلوتي داشته براي خودش ( درونگرا يا AVOIDANT PERSONALITY TRAIT داراي زمينه اجتناب از مردم ) کابوس است. کسي که در مجردي خود در نيمه راه پيشرفت است، مي ترسد با هر تغييري، از جمله ازدواج، از اهداف خود باز بماند.
2- ترس از صميميت: اين ترس بيشتر در پسران ديده مي شود که از نظر رواني نزديکي به زنان در بخش هايي از زندگي شان يک ارزو است و اگر از حد بگذرد، يک کابوس مي شود! يک پسر از کودکي در پروسه استقلال رواني خود بايد از سد مادر بگذرد، ورود به دنياي مردانه مستلزم اين است که از مادر فاصله بگيريم تا پدر و عموها ما را بپذيرند. پروسه استقلال از مادر کم کم در جواني يک مرد مبدل مي شود به استقلال از زنان در ناخودآگاه پسران.
اين ترس درماني دارد؟
کاهش اين اضطراب و ترس يا نياز به يک درمان جدي دارد و يا نياز به يک اضطراب بزرگتر دارد که به واسطه آن اضطراب فرد راضي به اضطراب و ترس کوچکتر شود. همان اصطلاح به مرگ گرفتن تا به تب راضي شود با بالا رفتن سن و تنها شدن و از دست دادن فرصت ها اضطراب بزرگتري به سراغ اين افراد مي آيد که حاضر مي شوند تن به اضطراب ازدواج دهند. بنابراين تن به خواسته هاي آنها دادن به واقع باعث مي شود که بدون اضطراب به خواسته هاي خود برسند هم بهره مند شوند و هم مضطرب و نگران نشوند.
يکي از راه هايي که شايد جواب دهد پاسخ ندادن به خواسته هاي آنهاست، چرا که فرد را تشنه نگه مي دارد و فرد تشنه آب جستجو مي کند. به نظر مي رسد با پاسخ ندادن به خواسته هاي اينگونه مردان حداقل سطحي از اضطراب در آنها ايجاد مي شود و اين اضطراب که شما ايجاد مي کنيد، اگر بزرگتر از اضطراب اوليه آنها باشد معمولا باعث مي شود که به سمت اضطراب کوچکتر يا ازدواج حرکت کنند. در غير اين صورت وارد اين حوزه که از نظر آنها تنگ و تاريک و ترسناک است نخواهند شد.
دختراني که تن به خواسته هاي مرد مورد علاقه خود مي دهند با اين ناخود آگاه اين کار را انجام مي دهند که بعدا او را درگير احساس گناه کنند و به خاطر احساس گناه او را وادار به ازدواج کنند. اما توجه داشته باشيد که داوري اضطراب احساس گناه نيست و کمتر مي توان با احساس گناه بر اضطراب که هيجان قدرتمندتري است غلبه کرد اما آنها که به خواسته مرد پاسخ نمي دهند و او به اضطراب از دست دادن دچار مي کنند حداقل شانس بيشتري دارند که بر اضطراب مرد از ازدواج فائق آيند چرا که براي درمان اضطراب از خود اضطراب کمک مي گيرند که قدرت هماوردي و مقابله همساني دارد.

درمان اضطراب از طريق اضطراب در يک داستان قديمي که مولوي در مثنوي بيان مي کند به اين ترتيب آمده است که مردي از کشتي و سفر دريايي مي ترسيد و روي کشتي داد و فرياد مي کرد هرچه کردند تا او را آرام کننداثر نداشت تا اينکه حکيمي گفت او را به دريا اندازيد او را به دريا انداختند و پس از دقايقي او را از دريا گرفتند مرد آرام شد و در گوشه کشتي نشست و ديگر داد و فرياد نکرد.
آيا صحبت با آن مرد به ياد آوردن خاطرات قبلي ايجاد احساس گناه نوازش محبت توجه و... هيچ امر ديگري مي توانست سبب شود که او از کشتي نترسد؟ ماجراي افرادي هم که از ازدواج مي ترسند به همين صورت است. با هيچ وسيله اي شما نمي توانيد آنها را راضي به ازدواج کنيد جز آنکه آنها را با ترس بزرگتري که همان از دست دادن يا تنهايي است رو به رو سازيد و البته توجه داشته باشيد که اين شيوه تنها براي برخي از آنها چاره ساز است نه براي همه آنها.

تبيان/

نظرات بینندگان

ارسال نظر