صفحه نخست >> اجتماعی تعداد نظرات: 0

علت گسترش زندگي مجردي در شهرهاي بزرگ چيست؟

والدين موظفند در زندگي مجردي و خانه‌هاي مجردي فرزندانشان رفت و آمد بيشتري داشته و به لحاظ روحي ـ رواني، کلامي، تغذيه‌اي و... به آنها مشاوره بدهند. شايد جوانان عدم تحمل اعضاي خانواده را دليل روي آوردن به خانه‌هاي مجردي بدانند، اما پس از چند ماه نياز شديدي به والدين و اعضاي خانواده پيدا مي‌کنند، پدر و مادر آگاه موظف به حسن ارتباط و جلب اعتماد جوان به سوي خود است.

کد خبر: 1992

متن پيش رو در شفاف منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.

روزگاري بود که به ندرت پيش مي‌آمد جواني از خانواده‌ فاصله بگيرد يا حوصله و گوشي براي شنيدن نصيحت‌هاي والدين نداشته باشد،‌ جايي براي بي حوصلگي، جسارت و گستاخي به والدين وجود نداشت. اما گويي امروز دنيا وارونه شده است، تنها يک جمله نصيحت آميز از سوي والدين بهانه‌اي است براي برخي جوانان تا به سمت زندگي مجردي بروند.
زندگي مجردي به خودي خود نوعي سبک زندگي به شمار مي‌رود که نبايد درباره آن قضاوت منفي داشت، اما اين پديده نيز مانند هر رويکرد ديگر اگر به سوي افراط کشيده شود بي‌شک به ناهنجاري‌هاي اجتماعي دامن مي‌زند. نبايد با رواج دادن زندگي مجردي پيش از موعد و غيرضرور باعث کاهش عواطف و ايجاد خلأ احساسي در جوانان شد، همانطور که نبايد با نگه داشتن بيش از حد جوانان در کنار خود حس مسئوليت‌پذيري را از آنان گرفت.

توقعات بالا، داشتن انواع و اقسام امکانات، داشتن خانه و خودرو از جمله آرزوهايي است که جوانان امروزي به دنبال آن ها هستند و خيلي از جوانان با همين آرزوها از خانواده جدا مي شوند و همين توقعات موجب شده که ديگر جوان امروزي نتواند با خانواده زندگي مسالمت آميز داشته باشد.

زندگي مجردي از آن پديده هايي است که با تغيير سبک زندگي در جوامع در حال گذار، خود را بسيار پررنگ تر نشان داد. به طوري که در سال ۸۹ مسئولان سازمان ملي جوانان وقت، از افزايش زنان و مردان مجرد ابراز نگراني کردند و از زندگي مجردي ۳۰ درصد جوانان در ۶ کلان شهر تهران، شيراز، مشهد، اصفهان، تبريز و اهواز خبر دادند. اين پديده که به گفته «مجيد اميدي»، مديرکل فرهنگي سازمان ملي جوانان سابق از زماني ريشه دواند که جوانان و فرزندان در خانواده ها، به اتاق هاي شخصي خود روي آوردند. آمار وزارت ورزش و جوانان در سال ۹۱ هم اين نکته را تاييد مي کند درصد دختراني که در خانه هاي مجردي زندگي مي کنند، افزايش يافته است. البته طبق اعلام اين وزارتخانه در همان ۶ کلان شهر سال ۸۹، ۳۰ درصد جوان ها زندگي مجردي داشتند. گفته مي شود براساس نتايج سرشماري سال ۱۳۹۰، 7.1 درصد خانواده هاي ايراني به صورت مستقل و تک نفره زندگي مي کنند.

دکتر وثوق روان پزشک در پاسخ به سوال ما که چرا برخي جوانان امروزي به زندگي هاي مجردي روي آورده اند از کشش هاي زندگي شهري و جاذبه هاي مخصوص آن مي گويد و مي افزايد: در جامعه فعلي و در شهرهاي بزرگ جاذبه هاي فراواني وجود دارد که جوانان را به طرف خود مي کشاند. از آن جايي که بيشتر خانواده ها حتي در شهرهاي بزرگ بافت سنتي دارند، به مقابله با تمايلات و علايق جوانان بر مي خيزند که همين موضوع سبب مي شود فرد جوان در جست و جوي راهي براي رسيدن به تمايلات و علايق خود باشد. از اين رو تصميم به جدايي از خانواده مي گيرد و به منظور کسب آرامشي که در ذهن خود آن را تصوير مي کند، به زندگي مجردي روي مي آورد.

وي مي افزايد: برخي از جوانان دوست ندارند که در مقابل برخي رفتارهاي شان، والدين آن ها را مورد مواخذه قرار دهند، بنابراين وقتي که جوان گمان مي کند آزاديشان مورد تهديد واقع شده و تصميم مي گيرد تا از کانون گرم خانواده جدا مي شود و به زندگي انفرادي روي مي آورد.

آمار 6 کلان شهر بزرگ با حدود 30 درصد زندگي مجردي در جوانان، نشان مي دهد اين آسيب اجتماعي رو به گسترش است. از سوي ديگر برخي مسولين حوزه جوانان، معتقد اند که نبايد اذهان عمومي را درباره اين موضوع آشفته کرد.

روي آوردن جوانان به زندگي مجردي با آسيب‌هايي جدي همراه است. انتخاب دلخواه زندگي مجردي از سوي گروهي از جوانان ناشي از افزايش حس استقلال طلبي ميان آنان است. اين همان باوري است که در کشورهاي صنعتي از يکي دو سده پيش آن را پذيرفته‌اند و حتي آن را تشويق مي‌کنند.

مسئوليت‌پذيري، درآمد مستقل، تحصيلات، فراگيري آداب اجتماعي و موفقيت در انتخاب دوست، مقدماتي هستند که با طي شدن آنها فرد به بلوغ اجتماعي مي‌رسد و جواناني که به اين درجه از بلوغ رسيده باشند، در صورت روي آوردن به زندگي مجردي مشکلي را متوجه اجتماع نخواهند کرد. زندگي مجردي مي‌تواند آزموني براي بزرگ شدن و رشد شخصيت جوانان کشور ما و مقدمه اي براي زندگي آينده آنان باشد، اما اکنون همين فرصت به تهديدي جدي بدل شده است. افسردگي، عادت به فضاهاي تاريک و انزواطلبي، از جمله مشکلاتي است که در ميان جواناني که زودتر از بلوغ فکري و جنسي به زندگي مجردي روي آورده‌اند، به چشم مي‌خورد. مهمترين پيامد حالت‌هاي ياد شده اين است که خطر متارکه، زندگي بعدي اين دسته از جوانان را تهديد مي‌کند، زيرا عادت به خودمحوري، تحمل شخص ديگر و مسئوليت زندگي متاهلي را از آنان مي‌گيرد.

البته عامل ديگري را که مي توان تاثير گذار در رو آوردن به اين سبک زندگي دانست نظام آموزش عالي کشور است که به ميزان قابل توجهي در افزايش آمار جوانان مجرد موثر بوده است، چرا که در بسياري از موارد دانشجويان در شهر غيربومي مشغول به تحصيل مي‌شوند و به دليل مشکلاتي مانند نبود خوابگاه يا شلوغ بودن فضاي آن از روي ناچاري به اجاره خانه و زندگي مجردي روي مي‌آورند. پس از حداقل 4‌سال جدايي از خانواده و زندگي مجردي بازگشت به خانه پدري و برخورد با بايد ها و نبايدهاي رايج،جوانان را با مشکلاتي رو به رو مي‌کند.

همچنين افزايش اشتغال زنان امروز که از زمينه هاي توسعه و مدرن شدن هر جامعه اي است باعث شده است آنها از نظر مالي به استقلال رسيده و اين عمل باعث مي شود اين استقلال را در ساير زمينه ها نيز خواستار باشند. اولين گام استقلال طلبي اين افراد رها شدن از سلطه خانواده است. در حال حاضر در تمام اجزاي جامعه ما تقابل ميان سنت و مدرنيته مشهود است و در اين فضا افزاد در يک سرگرداني زندگي مي کنند. در همين راستا تمايل به زندگي مجردي در طبقات پايين و سنتي جامعه به مراتب کمتر بوده و مانند ساير فعاليتهاي اجتماعي متولي اين آزادي زنان و دختراني از طبقه مياني جامعه هستند.

به هر صورت، خانه‌هاي مجردي را چه محصول نيازهاي کاذبي بدانيم که از جوامع غربي و فرهنگ بومي را در آماج حملات خود قرار داده يا حاصل از حس مسئوليت‌پذيري و استقلال به شخصيت جوانان بدانيم، پديده‌اي است که رشد مي‌کند و از خانه‌‌اي به خانه ديگر مي‌رود، بيش از 40 درصد جمعيت کشور بين 15 تا 40 سال سن دارند و تمايلات و نيازهاي نو در آنها رشد بيشتري دارند، نگاه سلبي به اين پديده تا کنون نتوانسته از افزايش آن بکاهد مگر درباره اين خانه‌ها و دوري جوانان از آسيبهاي زندگي مجردي آگاه‌سازي و فرهنگ‌سازي ‌شود.

والدين موظفند در زندگي مجردي و خانه‌هاي مجردي فرزندانشان رفت و آمد بيشتري داشته و به لحاظ روحي ـ رواني، کلامي، تغذيه‌اي و... به آنها مشاوره بدهند. شايد جوانان عدم تحمل اعضاي خانواده را دليل روي آوردن به خانه‌هاي مجردي بدانند، اما پس از چند ماه نياز شديدي به والدين و اعضاي خانواده پيدا مي‌کنند، پدر و مادر آگاه موظف به حسن ارتباط و جلب اعتماد جوان به سوي خود است.

نظرات بینندگان

ارسال نظر