صفحه نخست >> اجتماعی تعداد نظرات: 0

مروري بر توصيه‌هاي رهبر انقلاب براي بازسازي بم

تدبير رهبرانقلاب براي بازسازي بم چه بود؟

صبح پنجم دي‌ماه ۱۳۸۲ زلزله‌اي در شهر بم اتفاق افتاد که بيش از ۲۶ هزار کشته و ۳۰ هزار زخمي بر جاي گذاشت و اکثر خانه‌ها و ساختمان‌هاي شهر نيز تخريب شدند. در همان ساعات اوليه‌ي حادثه، رهبر انقلاب در پيامي از همه‌ي مسئولين و مردم خواستند که با همه‌ي توان به ياري مردم بم بشتابند.

کد خبر: 1715

صبح پنجم دي‌ماه ۱۳۸۲ زلزله‌اي در شهر بم اتفاق افتاد که بيش از ۲۶ هزار کشته و ۳۰ هزار زخمي بر جاي گذاشت و اکثر خانه‌ها و ساختمان‌هاي شهر نيز تخريب شدند. در همان ساعات اوليه‌ي حادثه، رهبر انقلاب در پيامي از همه‌ي مسئولين و مردم خواستند که با همه‌ي توان به ياري مردم بم بشتابند. سه روز بعد از آن، رهبر انقلاب وارد بم شدند تا از نزديک در جريان امور اجرايي و امدادي قرار بگيرند. اين حضور البته اولين بار و آخرين بار نبود و بعد از آن نيز حضور و پيگيري‌هاي ايشان ادامه يافت. متن زير، گفتاري است از مهندس محمد سعيدي‌کيا، رئيس وقت بنياد مسکن انقلاب اسلامي و از مسئولين اصلي بازسازي شهر بم، درباره‌ي برخي اقداماتي که رهبر انقلاب براي تسريع در بازسازي بم انجام دادند.

* شروع حادثه و پيام رهبر انقلاب
پنجم دي‌ماه، ساعت پنج‌و‌نيم صبح، زلزله‌ي بم اتفاق افتاد. بلافاصله نيروهاي امدادي وارد شهر شدند و کمک‌هاي اضطراري که از روز اول شروع شده بود، تقريباً يک ماه ادامه داشت. همان روز رهبر انقلاب پيام دادند و گفتند: «بر همه‌ي دستگاه‌هاي مسؤول در استان کرمان و در مرکز لازم است که با همه‌ي توان و با سرعت به ياري مردم زلزله‌زده بشتابند و وسايل مورد نياز را به‌خصوص با توجه به فصل سرما براي آنان فراهم کنند.»

من از روز دوم آنجا بودم. همان‌طور که مي‌دانيد، بازسازي بعد از مرحله‌ي امداد و نجات صورت مي‌گيرد. اين کار با سرعت بالايي در بم انجام شد به‌طوري‌که روز سوم که بعضي از نيروهاي کمکي خارجي با دستگاه‌ها و امکانات زنده‌ياب براي بيرون آوردن مردم از زير آوار آمدند، هيچ جنازه‌اي، حتي در روستاها، زير آوار نبود! چون قبل از رسيدن آن‌ها، نيروهاي ايراني همه را از زير آوار درآورده بودند. مردم، به‌خصوص ايراني‌ها، در اين‌جور مواقع بسيار کمک مي‌کنند. رساندن آهسته‌آهسته‌ي آب و ارزاق به مردم از همان روز اول کار مهمي بود. تا آن روز، به‌جز زلزله‌ي رودبار، بزرگ‌ترين زلزله‌اي که موجب خرابي شهري شده باشد، زلزله‌ي بم بود.

* حضور سرزده رهبر انقلاب در بم
جلسه‌ي هيئت دولت روز هفتم در همان‌ بم تشکيل شد. در جلسه‌ي دولت قرار شد بنياد مسکن، روستاها را بازسازي کند. روز هشتم حضرت آقا سرزده تشريف آوردند و از مناطق مختلف شهر بازديد کردند. آقا براي سرکشي و اينکه در اين چند روز چه اقداماتي صورت گرفته است آمده بودند. علاوه ‌بر خصوصيت سياسي و فرهنگي بودن آقا، بايد خصوصيت اجرايي بودن و آگاهي به موضوعات اجرايي و مديريتي را هم به خصوصيات ايشان اضافه کنيم. دوران رئيس‌جمهوري باعث شده است که ايشان به مسائل اجرايي نيز اشراف کاملي داشته باشند. اين خصوصيت را مي‌توان در سفرهاي استاني که مي‌روند هم مشاهده کرد. اين‌گونه نيست که دو روزه به استاني بروند و برگردند، بلکه به عمق مسائل مي‌نگرند. در سفرهاي استاني براي اينکه بدانند در استان چه خبر است، معمولاً، هم با مردم صحبت مي‌کنند و هم با مسئولان. سفر بم نيز همين‌گونه بود.

بعد از آن، جلسه‌اي هم در تهران برگزار شد که هيئت دولت براي دادن گزارش خدمت آقا رسيده بودند. من هم در آن جلسه حضور داشتم. طبق آن گزارش، خدمت حضرت آقا عرض شد که بنياد مسکن قرار است روستاها را بازسازي کند. براي بازسازي شهر نيز به فکر هستيم تا سازماني تشکيل شود. حضرت آقا فرمودند، بنياد مسکن اين تجربه را دارد، روستاها را که قرار است بازسازي کند، بازسازي شهرها را هم به بنياد بسپاريد. از همين‌جا، در حقيقت، استراتژي بازسازي بم، با اين جمله‌ي حضرت آقا مشخص شد و بازسازي شهر بم و بروات به بنياد سپرده شد. همان‌طور که مي‌دانيد، اين دو شهر در فاصله‌ي ده‌کيلومتري از يکديگر قرار گرفته‌اند و جمعيت يکي از آن‌ها صد هزار نفر و ديگري بيست هزار نفر است.

در بم، حدود بيست‌وسه هزار خانه خراب شده بود، اما در بازسازي انجام‌شده حدود سي‌وسه هزار خانه ساخته شد. يعني همه‌ي کساني که ازدواج کرده بودند و در خانه‌ي پدر خود زندگي مي‌کردند نيز صاحب خانه شدند؛ براي آن‌ها هم خانه‌ي مجزا ساخته شد.

* بازديدها و پيگيري‌هاي مستمر رهبر انقلاب از نحوه بازسازي
مجددا بيست‌وششم دي ماه بود که آقا به بم رفتند تا ببينند توصيه‌هايي که در سفر اول کرده بودند تا چه حد عملي شده است. بعضي از مسئولين متوجه نشده بودند که کي آقا آمده بودند! خيلي از مردم هم ايشان را نشناختند، چون ايشان جوري لباس پوشيده بودند که خيلي قابل شناسايي نبود.

بار سوم هم سال ۸۴ بود که رهبر انقلاب در جريان سفر استاني به کرمان، پيگير کار بازسازي بم بودند و در آن سفر توفيق بود که من هم در کنار ايشان باشم. همان ايام، زلزله‌ي زرند نيز اتفاق افتاده بود و علاوه بر بازسازي بم، در زرند هم مشغول به‌ کار بوديم. همان‌طور که مي‌دانيد، در زرند سال ۱۳۵۶ نيز زلزله‌اي اتفاق افتاده بود. اتفاقاً آن زمان هم بنده به آنجا رفته بودم. متأسفانه در زلزله‌ي بعدي، بسياري از خانه‌هاي ساخته‌شده بعد از زلزله‌ي ۱۳۵۶، خراب شده بود.

به‌ ياد مي‌آورم در آن سفر، آقا با دقتِ بسيار همه‌چيز را وارسي مي‌کردند. بم اولين جايي بود که فقط به مردم شهر به‌طور کامل اسکان موقت داده شده بود. اسکان موقت‌ها، واحدهاي هجده تا بيست متري بودند که بعضاً هنوز هم در بم وجود دارند. تعدادي از آن‌ها اردوگاهي بودند که امروز همه‌ي آن‌ها جمع شده‌اند. تعداد زيادي در خانه‌هاي خود مردم، چه بعد از آواربرداري و چه قبل از آن، ساخته شده بودند. حضرت آقا از همه‌ي آن‌ها بازديد کردند. حتي از وضعيت سرويس‌هاي بهداشتي هم پيگيري کردند تا از کوچک‌ترين نيازهاي مردم غفلت نشود.

بنده و فرماندار نيز در ماشين خدمت آقا بوديم. به‌دقت در کوچه و خيابان به بازديد و بررسي اينکه چه چيزي در کجا ساخته شده و چقدر تمام شده است، پرداختند. بعد به بازديد زرند رفتيم. در زرند نيز به‌دقت همه‌چيز را بررسي کردند. با اينکه از زلزله‌ي زرند زمان زيادي نگذشته بود، بازسازي‌ها شروع شده بود. ايشان در هر دو شهر، براي مردم صحبت کردند.

* تدبير رهبر انقلاب براي بازسازي بم چه بود؟
به نظر من، تدبير آقا در مورد اينکه بازسازي توأم شهر و روستا را يک سازمان برعهده داشته باشد، تدبير بسيار مهمي بود. به همين علت، همه‌ي تجربه‌ي چندين ساله‌ي اين سازمان در جنگ و زلزله‌هاي قبلي، در بازسازي مناطق زلزله‌زده متمرکز شد. لازم است بدانيد براي بازسازي بم، شورايي در دولت با نام شوراي راهبري و سياست‌گذاريِ بازسازي بم تشکيل شد. رئيس اول آن، وزير مسکن، آقاي عبدالعلي‌زاده بودند. ده يا دوازده عضو ديگر نيز از وزارتخانه‌ها و دستگاه‌هاي مختلف در اين شورا حضور داشتند. از استانداري کرمان گرفته تا وزارتخانه‌هاي مختلفي که در اين امر دخيل بودند. بحث بسيار مهم اين شورا بر سر چگونگي نحوه‌ي بازسازي بم بود.

عده‌اي در شورا قوياً معتقد بودند براي ساخت آن سي‌وسه هزار خانه با چندين پيمانکار قوي خارجي قرارداد بسته شود و هرکدام ساخت چند هزار خانه را برعهده بگيرند. در بم، مردم همه‌چيز خود را از دست دادند. زندگي‌ خود را از دست دادند. نه فقط اموال، که پدر، مادر، خواهر و برادر خود را از دست دادند. مردم بسيار غم‌زده و داغدار بودند. به اين دليل، عده‌اي موافق آوردن پيمانکار بودند، زيرا توانايي کارفرما بودن را در اين مردم غم‌زده نمي‌ديدند. در ظاهر نيز حق با آنها بود.

* نمايي از شهرستان بم در سال نود و يک
بنياد مسکن اما به‌شدت مخالف اين نظر بود. بالأخره کميته‌اي تشکيل شد و بعد از چندين ساعت بحث، مشخص شد نظر بنياد صحيح است. نظر بنياد اين بود که مردم از خانه‌اي که بنياد براي آن‌ها مي‌سازد استقبال نمي‌‌کنند، زيرا اين تجربه را در بعضي از مناطقي که بعد از جنگ بازسازي کرده بود، به ‌دست آورده بود. به نظر بنياد، خود مردم بايد خانه‌هاي خود را مي‌ساختند. ما بايد فقط به آن‌ها کمک مي‌کرديم. کمک نيز به اين شکل که اقداماتي را که مردم تک‌تک نمي‌توانستند انجام دهند، ما انجام بدهيم؛ مثل آواربرداري، بردن تعدادي شرکت مهندسين مشاور، کارهاي مربوط به وام، تهيه‌ي مصالح و... . اما نقشه‌ي خانه‌ها بايد به دلخواه مردم تهيه مي‌شد.

نظر بنياد اين بود که همين افراد مي‌توانند خانه‌ي خود را بسازند. اصلاً خود آن‌ها بايد اين کار را انجام دهند، زيرا کسي غير از خود آن‌ها نمي‌تواند زندگيِ ازبين‌رفته‌ي آن‌ها را بازسازي کند. در حقيقت، با ساخت خانه، زندگيِ خود را از نو بنا مي‌کنند و اين خانه‌سازي جاي غم و اندوه را در ذهن آن‌ها مي‌گيرد. همين‌طور نيز شد. وقتي درگير خانه ساختن شدند، ديگر آن غم و اندوه کنار رفت و دغدغه‌ي ساختن جانشين آن شد. در بم، هرکس خانه‌ي خود را به دلخواه خود ساخته است. دليل آن هم تدبير آقا بود. در واقع در بم، لطف خدا و تدبير آقا بود که بنياد با تجربه‌اي که داشت، براي اين کار انتخاب شد و توانست استراتژي خود را نيز در شوراي سياست‌گذاري و بازسازي بم پيش ببرد.

* مردم بايد بسازند
کل سياست بم در يک جمله خلاصه مي‌شود که مردم خودشان بسازند. بنياد به‌ دنبال همين بود. فرض کنيد کسي که در تهران زمين دارد و مي‌خواهد خانه‌اي بسازد، اول کسي را پيدا مي‌کند که نقشه‌ي آن خانه را بکشد. در تهيه‌ي نقشه، اين فرد است که مشخص مي‌کند چه مي‌خواهد. تعداد طبقات، تعداد خواب‌ها‌ و شکل ظاهري خانه را انتخاب مي‌کند. در بم نيز همين اتفاق افتاد. به‌هيچ‌وجه به مردم گفته نشد که چنين چيزي را براي شما مي‌سازيم. شهر به ده يازده منطقه تقسيم شد. براي هر منطقه، دو تا سه شرکت مشاور انتخاب شد. مردم به اين مشاوران مراجعه مي‌کردند و آنچه مي‌خواستند را توضيح مي‌دادند. مشاور نيز از آن‌ها امضا مي‌گرفت و کار را انجام مي‌داد.

در واقع، بازسازي بم کار فرهنگي بزرگي است، زيرا مردم انتخاب کرده‌اند و انجام داده‌اند. فرض کنيد در انتخابات اگر مردم احساس کنند شخص ديگري مي‌خواهد براي آن‌ها تصميم بگيرد، زير بار نمي‌روند. هميشه اين‌گونه است که مردم مي‌خواهند انتخاب‌کننده باشند. در بم، نمايشگاه بزرگي با حضور شرکت‌هاي استاندارد برگزار شد. مردم در اين نمايشگاه حتي طرح کاشي،‌ نوع و شکل در و نوع سنگ خانه‌ي خود را انتخاب کردند. بنياد با تجربه‌اي که داشت، مي‌دانست نبايد خود را به‌جاي مردم بگذارد و به‌جاي آن‌ها انتخاب کند. به نظر من، اينکه همه‌چيز به نظر مردم بستگي داشته باشد، کار فرهنگي بسيار بزرگي است.

* اول به مردم رسيدگي کنيد
در مصوبات بازسازي بم، هميشه سه اصل بايد رعايت مي‌شد: اولي استحکام در ساخت‌وساز، دومي مشارکت و سومي حفظ هويت تاريخي-فرهنگي بم. در اين راستا، آقاي عبدالعلي‌زاده در شوراي سياست‌گذاري، شوراي معماري و شهرسازي بم را ايجاد کردند. پنج معمار و شهرساز برجسته‌ي کشور انتخاب شدند. رئيس اين شورا نيز معاون شهرسازي بود. در زمان وزارت بنده نيز اين روند همچنان ادامه پيدا کرد. ۳۰ شرکت مهندسين مشاور در بم مستقر شده بودند که مردم به آن‌ها مراجعه مي‌کردند. شهر منطقه‌بندي شده بود و مشاوران هر منطقه نيز مشخص شده بودند. شورا نمي‌توانست با تک‌تک آن‌ها در ارتباط باشد. بنابراين يک مشاور مادر انتخاب شد. در واقع اين مشاور مادر، حلقه‌ي وصل اين ۳۰ مشاور با شوراي معماري بود. شوراي معماري هرچه را تصويب مي‌کرد، توسط مشاور مادر به ساير مشاوران ابلاغ مي‌کرد.

مي‌دانيد که ۷۰ درصد بم خانه‌باغ بود. مردم بم سه کار را با هم انجام داده بودند. در خانه‌اي که سرپناه آن‌ها بود، براي تأمين بخشي از اقتصاد خانوار، نخل‌هايي در باغ آن‌ داشتند که اين درختان باعث تلطيف هوا نيز مي‌شدند. بنابراين، اين خانه‌باغ‌ها يکي از هويت‌هاي مردم بم محسوب مي‌شد. ۱۲ ميليون تن آوار از بم بيرون برده شد. در روزهاي اول، بسياري از افراد مي‌گفتند اين کار شدني نيست، شهر را چهار کيلومتر آن‌ طرف‌تر بسازيد. در حالي ‌که اين خانه‌باغ‌ها هويت مردم بودند. در ضمن، از آنجا که ارگ بم از آثار تاريخي و فرهنگي کشور بود، برخي درصدد بزرگ کردن قضيه‌ بودند.

با اين حال، نظر حضرت آقا اين بود که اول به مردم رسيدگي کنيد، بعداً به‌سراغ ارگ برويد. ايشان با توجهي که به مردم دارند، اولويت را با کار مردم مي‌دانستند و معتقد بودند ارگ را مي‌توان ۱۰ سال ديگر نيز بازسازي کرد. بايد اضافه کنم، در حال ‌حاضر، ارگ در حال بازسازي است، اما برنامه‌ي بازسازي آن، برنامه‌اي بلندمدت است.

* سه توصيه رهبر انقلاب در مديريت
بعد از سفر سوم، حضرت آقا همچنان پيگير روند بازسازي بودند. بنده تاکنون دو بار، در دو ملاقات مختلف، از آقا شنيده‌ام که تأکيد مي‌کنند در مديريت به سه نکته‌‌ي خيلي مهم توجه کنيد. اولي کيفيت کار است. دومي پيگيري کارهايي که مسئول آن هستيد. سومي نظارت داشتن بر عوامل و کارهاست. اين‌ها سه نکته‌ي کليدي در مديريت هستند. در بم نيز توصيه‌ي‌ آقا بر اين ‌اساس بود. ايشان مي‌فرمودند حرف‌هايي که مي‌زنيد، توصيه‌هايي که مي‌کنيد، بايد تا به نتيجه رسيدن پيگيري کنيد. بر کيفيت کارها نيز نظارت کنيد. مدل دستگاه نظارتي بم، نظارتي بسيار قوي بود. بنده به‌جرأت مي‌گويم بم يکي از مستحکم‌ترين شهرهاي کشور است. مي‌دانيد که زلزله‌ي ديگري که در بم اتفاق افتاد، حدود ۶/۵ ريشتر بود، اما هيچ‌چيز خراب نشد، حتي در روستاها.

حضرت آقا بر برنامه‌ريزيِ بازسازي بم و نحوه‌ي بازسازي، نظارت کامل داشتند. مراحل کار، چه به‌صورت حضوري و چه به‌صورت کتبي، خدمت آقا گزارش مي‌شد. هر هفته، گزارش کار براي مسئولان، دولت و دفتر حضرت آقا فرستاده مي‌شد. بنياد مسکن در چهار سال بازسازي بم، هر سال حدود ۵۲ گزارش براي دفتر آقا فرستاده است و ايشان را از روند بازسازي باخبر کرده است. مطمئن هستم ايشان نيز افرادي را مي‌فرستادند تا گزارش روند بازسازي را به ‌اطلاع ايشان برسانند. البته نمي‌دانم چه کسي و چگونه، اما مطمئن هستم اين کار را مي‌کردند. حضرت آقا هميشه موضوع‌ مورد نظر خود را تا حصول نتيجه‌ي نهايي، به‌طور مرتب دنبال مي‌کنند.

khamenei.ir

نظرات بینندگان

ارسال نظر