صفحه نخست >> اجتماعی تعداد نظرات: 0

گنجشگ مُرده، دواي بهبود رابطه با همسر!

«نزد زن رمالي رفتم و او چهار گنجشک مرده را 600 هزار تومان به من فروخت و گفت يکي از آنها را بسوزان و دود آن را در اتاق خواب و لباس‌هاي همسرت بچرخان و سه‌تاي ديگرش را که دعايي به آنها خوانده‌ام، بپز و آبش را به همسرت بده و مطمئن باش به زودي رابطه همسرت با تو خوب مي‌شود.»

کد خبر: 1642

روزگارنو/ «نزد زن رمالي رفتم و او چهار گنجشک مرده را 600 هزار تومان به من فروخت و گفت يکي از آنها را بسوزان و دود آن را در اتاق خواب و لباس‌هاي همسرت بچرخان و سه‌تاي ديگرش را که دعايي به آنها خوانده‌ام، بپز و آبش را به همسرت بده و مطمئن باش به زودي رابطه همسرت با تو خوب مي‌شود.»
روزنامه شهروند در يادداشتي، ضمن يادآوري نمونه‌هايي از شگردهاي «رمال‌»ها، مراجعه به چنين افرادي را نقد کرده و آورده است: هر روز که صفحات حوادث روزنامه‌ها را مي‌بينيم، به‌طور معمول از مواردي مطلع مي‌شويم که از يک سو خنده‌آور است و از سوي ديگر، اشک خواننده را از اين همه بلاهت و ناداني بخشي از افراد جامعه درمي‌آورد. مراجعه به افراد رمال و فالگير و دعانويس از اين نوع بلاهت‌هاست که يک نمونه آن هفته پيش در روزنامه‌ها درج شد.
در اين خبر آمده بود: «مدتي بود که محبت شوهرم به من کم شده بود و کم‌کم داشت زندگي‌مان به سردي مي‌رفت تا اين‌که يکي از دوستانم مرا با زن رمالي آشنا کرد و گفت که تجويزهايش حرف ندارد و محبت همسرت دوباره برمي‌گردد. من هم نزد او رفتم و اين شخص در همان جلسه اول، چهار گنجشک مرده را به مبلغ 600 هزار تومان به من فروخت و گفت "يکي از آنها را بسوزان و دود آن را در اتاق خواب و لباس‌هاي همسرت بچرخان و سه‌تاي ديگرش را که دعايي به آنها خوانده‌ام، بپز و آبش را به همسرت بده و مطمئن باش به زودي رابطه همسرت با تو خوب مي‌شود". من هم پول را به اين زن کلاهبردار دادم و طبق دستور او اقدام کردم اما رفتار همسرم با من نه‌تنها بهتر نشد بلکه به دليل خوردن گوشت آلوده گنجشک‌ها، همسرم مسموم و روانه بيمارستان شد و تا حد مرگ هم پيش رفت و نزديک بود زندگي‌ام نابود شود.»
ابتدا بايد متذکر شد که چنين عقايد و رفتاري مختص جوامع در حال توسعه نيست، در کشورهاي ديگر و حتي توسعه‌يافته هم مواردي از توسل به اين شيوه‌ها ديده مي‌شود. همچنين در يک جامعه مشخص، منحصر به افراد کم‌سواد و ساده نيست، در ورزش و فوتبال ايران هم خبر از جادوگري و امثال آن شنيده شده است. حتي در ميان طبقات مرفه و تحصيلکرده هم گرفتن فال قهوه يا موارد مشابه چندان عجيب يا غيرمنتظره نيست.
در اين‌جا به‌طور تفصيلي به دلايل و علل استفاده از اين شيوه‌ها پرداخته نمي‌شود. بخشي از اين دلايل ناشي از ناآگاهي و بخشي نيز ناشي از استيصال و به بن‌بست رسيدن است. دلايل ديگر هم وجود دارد. اين شيوه‌ها در گذشته مرسوم و بيشتر بود. براي نمونه کساني که پس از ازدواج بچه‌دار نمي‌شدند و فرزندآوري برايشان مهم بود، فوري به دعانويس‌ها مراجعه مي‌کردند. به‌طور معمول بسياري از کساني که در ماه‌هاي اول ازدواج حامله نمي‌شوند، پس از چند ماه يا چند‌سال حامله مي‌شوند و نيازي به مراجعه به دعانويس يا حتي پزشک هم نيست، ولي چون عجله دارند، اين کار را مي‌کنند، پول مي‌دادند و دعايي مي‌گرفتند و بخشي از آنان بچه‌دار مي‌شدند و اين را ناشي از کارايي دعانويس مي‌دانستند، درحالي‌که اگر پيش او نمي‌رفتند هم به هدف خود مي‌رسيدند. تعدادي هم بچه‌دار نمي‌شوند، دوباره مراجعه مي‌کنند و پول بيشتر مي‌دهند تا دعاي نافذتري! بگيرند. خلاصه در نهايت چند درصدي که بچه‌دار نمي‌شوند، اين پاسخ را مي‌شنوند که گره شما خيلي سفت و پيچيده است و با دعا باز نمي‌شود! کف‌بيني و شيوه‌هاي ديگر هم ترفندهاي مشابه خود را دارد.
ولي چرا اين مشکلات پيش مي‌آيد که گنجشک مرده بدهند به همسرشان بخورد و تا دم مرگ برود؟ يا برخي از اين افراد اقدام به سوءاستفاده‌هاي جنسي از مراجعه‌کنندگان مي‌کنند،... همه اينها حکايت از آن دارد که اين حرفه در جامعه ما به رسميت شناخته‌شده نيست. بنابراين افراد کلاهبردار و البته بدون پاسخگويي وارد آن مي‌شوند و هرکس آمادگي داشته باشد که ريسک و خطر بيشتري را بپذيرد مي‌تواند از اين راه کلاهبرداري کرده و سر مردم را کلاه بگذارد و کارهاي خلاف نمايد.

نظرات بینندگان

ارسال نظر