صفحه نخست >> اجتماعی تعداد نظرات: 0

اختلال هویتی در نسل امروز؛ فردای نامعلوم جامعه ایرانی

ذات و خاصیت جوان، پویایی و جویای نام بودن به هر شکل ممکن است. جوان همواره به دنبال این است که خود را به دیگران نشان داده، در جامعه دیده شود و از این طریق می‌خواهد خود را به اطرافیان و در نهایت جامعه‌ای که در آن رشد کرده و زندگی می‌کند، ثابت کند

کد خبر: 1359

مراکز خرید پرشمار، پاساژ‌های پرزرق و برقی که دیگر شب و روزشان مشخص نیست، شبکه‌های تلویزیونی – ماهواره‌ای متعدد فشن (fashion)، قدم‌‌زدن‌ها و خرید کردن‌های پی‌درپی و بعضا بی‌هدف و تلاش برای نشان دادن مارک‌های لباس، موبایل، ساعت و حتی جواهرات، تلاش برای خرید بیشتر از برندهایی چون لوئی‌ویتون (Louis Vuitton )، ورساچه (Versace)، جورجیو آرمانی (Giorgio Armani )، گوچی (Gucci)، شانل (Chanel)، رالف لورن (Ralph Lauren)، پرادا (Prada)، ایو سن لورن (Yves Saint Laurent) و نشان دادن آن به دیگران، اینها بخشی از زندگی روزمره مردم در کلانشهرهای کشورمان است. کار به جایی رسیده که صفحاتی در شبکه‌های مجازی راه‌اندازی شده با عناوینی چون «بچه پولدارهای تهران» که پر است از عکس جوانانی با یک یا چند وسیله شخصی، از خودرو و موبایل گرفته تا کفش‌ و کمربند که مزین شده‌اند به برندهای مختلف. به همه این رفتارها در جامعه می‌گوییم پیروی از مد یا همان مدگرایی. اما آیا مدگرایی و دل بستن به مد روز فی‌النفسه امری منفی است؟ این فرهنگ رفتاری، چه تاثیری در سرنوشت زندگی اجتماعی در یک جامعه دارد. پرسش‌های فوق را با فریده صدیق افشار، روانشناس، استاد دانشگاه و متخصص در حوزه تعلیم و تربیت در میان گذاشتیم که حاصل آن گفت‌وگویی است که در ادامه می‌خوانید:

 یکی از مهم‌ترین جنبه‌های تجارت، تبلیغات است و شرکت‌ها و کارخانه‌های کوچک و بزرگ برای تبلیغ کالاهای خود از هم سبقت می‌گیرند. هدف اصلی تبلیغات نیز همواره جذب نسل جوان بوده که به دنبال خود مد و مدگرایی را در جامعه دامن می‌زند. اساسا چرا نوجوانان و جوانان به آنچه هستند قانع نبوده و به دنبال آنچه موسوم به مد روز است، می‌روند؟
ذات و خاصیت جوان، پویایی و جویای نام بودن به هر شکل ممکن است. جوان همواره به دنبال این است که خود را به دیگران نشان داده، در جامعه دیده شود و از این طریق می‌خواهد خود را به اطرافیان و در نهایت جامعه‌ای که در آن رشد کرده و زندگی می‌کند، ثابت کند. جوان دارای ذاتی نوآور و نوگراست و همواره به نوبودن توجه می‌کند. بنابراین وقتی کالایی به تازگی وارد بازار شده و با استفاده از تجهیزات مختلف و ابزار نوین مدام تبلیغ می‌شود، طبیعی است که نسل جوان به استفاده از این کالای تازه و نو گرایش پیدا  می‌کند.
آیا این پدیده منفی است؟ یعنی اگر جوانی از تازگی استقبال کند، به بیراهه رفته است؟
نکته اصلی همین است. هرگز نباید و نمی‌توان نوجوانان و جوانان را از تمیز بودن، زیبایی و زیبا دوستی برحذر داشت. اما اگر در این کار افراط شده و اصول و قاعده‌ای نداشته باشد، آن زمان معضلات و مشکلات پدید می‌آید. البته در این حوزه هم تقصیر بر گردن جوانان نیست. چرا که مدگرایی افراطی ریشه در نوع آموزشی دارد که در خانواده، مدرسه و جامعه به جوان ارایه شده و آنان براساس نظام آموزشی و تربیتی که پشت‌سر گذاشته‌اند، عمل می‌کنند.
به عنوان نمونه اگر در خانواده‌ای پدر و مادر خودشان به دنبال پیروی از مد روز باشند، آیا می‌توان از فرزندان آنها انتظار داشت که به راه دیگری بروند؟! یا زمانی که در مدرسه و جامعه نه آموزشی به افراد ارایه شده و نه کالاهای با کیفیت و متناسب با فرهنگ ما وجود دارد، می‌توان از جوانان انتظار داشت که برای خرید کالاهای خارجی که با فرهنگ ما سنخیتی ندارند، اقدام نکنند؟
برخی‌ها تصور می‌کنند که جوان نباید به دنبال مد روز باشد و باید از لباس‌ها و اجناس مندرس، قدیمی، بی‌کیفیت و نازیبا استفاده کند. به‌طور قطع چنین انتظاری نه‌تنها غیر منطقی است، بلکه عملی هم نخواهد بود و نسل جوان هرگز چنین اجناسی را نمی‌پذیرند.
به نظر شما چرا جوانان به سمت مدگرایی افراطی می‌روند و به صورت لجام گسیخته از مد روز پیروی می‌کنند؟
این پرسش در هر جامعه‌ای با توجه به خصوصیات و ویژگی‌های آن جامعه، پاسخ مختص خود را طلب می‌کند. به نظر من در جامعه به دلیل مغفول ماندن اصول و هویت اصلی و گم شدن هویت ایرانی – دینی و بی‌توجهی به فرهنگ غنی ایرانی و ارزش‌های دینی، جوانان به سمت مدگرایی افراطی رفته‌اند. باز هم تاکید می‌کنم که در این گردونه جوانان مقصر نیستند. زیرا یک جوان ایرانی آیا می‌داند ارزش‌های او چیست؟ بر چه اساسی باید حرکت کند؟ آیا به او در خانواده، مدرسه و سپس جامعه آموزش کافی و درستی داده‌ایم که حالا انتظار داریم براساس اصول و فرهنگ جامعه ما عمل کرده و سخن بگوید؟ انسان‌ها نیازهایی دارند. این نیازها به ٢ بخش اصلی یعنی نیازهای اساسی و نیازهای کاذب تقسیم می‌شود. نیازهای اصلی و اساسی همان لباس، پوشاک، خوراک، هوا و … هستند. اما اگر در خرید لباس به جای این‌که به فکر تامین نیازهای اساسی خود باشیم به این سمت برویم که حتما باید لباس مد روز داشته باشیم، به این نیاز می‌گویند نیازهای کاذب. متاسفانه جوانان کشور ما به دلیل گم کردن هویت اصلی خود، به سمت مدگرایی می‌روند.
اگر دیدگاه شما را قبول داشته باشیم، باید بگوییم که جوانان تمام کشورهای دنیا گرفتار نوعی بی‌هویتی شده‌اند؟
به نظر من همینطور است. اما در جوامع مختلف، این بی‌هویتی شدت و ضعف دارد.
شما این بی‌هویتی که می‌گویید را در جامعه خودمان و  میان نسل جوان، در سطح بالایی می‌بینید؟
متاسفانه در جامعه ایران، جوانان دچار تکثر فرهنگی و هویتی هستند. فرهنگ‌های مختلفی را از جوامع و دیدگاه‌های بعضا متضاد کسب کرده‌اند. بخشی مربوط به جامعه غربی است و برخی نیز از نقاط دیگر دنیا. یکی از دلایل این تکثر فرهنگی به واسطه رشد و توسعه اطلاعات و اطلاع‌رسانی است. در دنیایی که معروف به دهکده جهانی شده، جوانان فرهنگ‌های مختلف را از گوشه گوشه دنیا کسب می‌کنند، اما به دلایل مختلف توان تفکیک اطلاعات و تمییز دادن خوب از بد را ندارند. در اینجاست که نقش خانواده، مدرسه و جامعه برای تربیت صحیح نسل جوان مطرح می‌شود که ما در این حوزه ضعف‌های اساسی داریم. جوانی که نیاز اصلی خود را نمی‌شناسد، هویت اصلی خود را گم کرده و به دنبال اثبات خودش هم هست، ناگزیر به سمت استفاده از کالاها و اجناس مد روز گرایش پیدا می‌کند.
برخی از کارشناسان معتقد نیستند که مدگرایی فی‌النفسه پدیده منفی باشد. آیا می‌توان مد را به مد خوب و مد بد تقسیم‌بندی کرد؟
هر پدیده تازه و نویی که متناسب با فرهنگ، ارزش‌ها و اصول هر جامعه‌ای باشد، مثبت بوده و اگر در تضاد با این اصول و ارزش‌های فرهنگی باشد، منفی است.

پس باز همان تقسیم‌بندی که نتیجه‌اش مدگرایی افراطی و غیر افراطی است، مطرح می‌شود. حال این پرسش مطرح می‌شود که مدگرایی افراطی چه تاثیراتی در سرنوشت کلان یک جامعه دارد؟ به‌هرحال بنا بر آنچه شما می‌گویید نسل جوان جامعه ایرانی درحال این همان شدن فرهنگی با جامعه جهانی به‌ویژه بخش‌هایی از جامعه جهانی است که دارند در یک بستر سرمایه‌داری اداره می‌شوند، یعنی هر روز فرهنگ مصرف‌گرایی را بیشتر تجربه می‌کنند …
انسان‌ها اگر چه دارای اختیار هستند، اما مسئولیت نیز دارند. مسئولیت انسان در برابر خودش، جامعه و خداوند است.
حال تصور کنید فردی که هویت اصلی خود را گم کرده و در رفتارهای روزمره ازجمله خرید و استفاده از کالاهای مختلف دچار افراط می‌شود و دارای نیازهای کاذب بوده و نوع پوشش خود را برخلاف فرهنگ خویش تزیین می‌کند، آیا می‌تواند از عهده انجام مسئولیت‌هایی که جامعه برعهده او قرار داده، برآید؟ پاسخ این پرسش منفی است. بنابراین مهم‌ترین آسیب مدگرایی افراطی (باز هم تاکید می‌کنم که ناشی از عدم تربیت و آگاهی‌بخشی صحیح است) تربیت انسان‌هایی است که هویت اصلی خود را گم کرده و نسبت به خودشان، جامعه و خداوند مسئولیتی را احساس نمی‌کنند و اساسا افراد بی‌مسئولیتی بوده و برای جامعه مفید نیستند.
از منظر مصرف‌گرایی، رسانه‌ها در نظام سرمایه‌داری این انتظار را دارند که هر کالایی قبل از این‌که کارکرد خود را از دست بدهد- مثلا لباس قبل از این‌که کهنه و غیرقابل استفاده شود- جایگزین دیگری برای آن تهیه شود و مردم آن را خریداری کنند. می‌توان گفت مدگرایی درواقع پناه‌بردن افراد برای رسیدن به آرامش ظاهری است. درباره دلایل گسترش مدگرایی در بین جوانان می‌توان به یک‌سری کمبودهای محیط خانواده، انطباق نداشتن ارزش‌های نسل دیروز و امروز و پاسخگو نبودن جامعه به نیازهای نسل جدید اشاره کرد. جوانان و نوجوانان در گرایش به سمت مد به‌دنبال تجربه‌های تازه، جلب توجه یا همشکل شدن با الگوهای شخصیتی ذهنی‌شان هستند. دوره جوانی، فصل تازه‌ای در زندگی انسان است که جوان با ورود به آن، در پی تجربه‌ای جدید برای رسیدن به هویتی متمایز است. این نیاز در رفتار جوان به صورت مدگرایی خودش را نشان می‌دهد. یکی دیگر از عوامل مدگرایی، همانندسازی با شخصیت‌هایی است که جوان آنان را الگوی خود قرار داده است مانند هنرپیشه‌های سینما یا خوانندگان. در این میان برخی درصدد جلب توجه دیگران هستند. استفاده از لباس، مدل مو و حتی کفش‌های عجیب و غریب، همه برای جلب توجه دیگران است. در کل می‌توان گفت مد و گرایش افراد و قشرهای خاص در جامعه موضوع گسترده‌ای است که باید به شکل عمقی به آن پرداخته شود. اگر بخواهیم از منظر جامعه‌شناسی این پدیده را مورد بررسی قرار دهیم، علاوه‌بر پرداختن به پیامدهای منفی مدگرایی، باید به دنبال راهکارهایی برای تعدیل آن بود.

هرگز نباید و نمی‌توان نوجوانان و جوانان را از پاکیزگی، زیبایی و زیبا‌دوستی برحذر داشت. اما اگر در این کار افراط شده و اصول و قاعده‌ای نداشته باشد، آن زمان معضلات و مشکلات پدید می‌آید. البته در این حوزه هم تقصیر بر گردن جوانان نیست. چرا که مدگرایی افراطی ریشه در نوع آموزشی دارد که در خانواده، مدرسه و جامعه به جوان ارایه شده و آنان براساس نظام آموزشی و تربیتی که پشت‌سر گذاشته‌اند، عمل می‌کنند.
متاسفانه در جامعه ایران، جوانان دچار تکثر فرهنگی و هویتی هستند. فرهنگ‌های مختلفی را از جوامع و دیدگاه‌های بعضا متضاد کسب کرده‌اند. بخشی مربوط به جامعه غربی است و برخی نیز از نقاط دیگر دنیا. یکی از دلایل این تکثر فرهنگی به واسطه رشد و توسعه اطلاعات و اطلاع‌رسانی است. در دنیایی که معروف به دهکده جهانی شده، جوانان فرهنگ‌های مختلف را از گوشه گوشه دنیا کسب می‌کنند، اما به دلایل مختلف توان تفکیک اطلاعات و تمییز دادن خوب از بد را ندارند.

منبع:شهروند

نظرات بینندگان

ارسال نظر