صفحه نخست >> اجتماعی تعداد نظرات: 0

محمدحسین صانعی

تغییرات مدیریتی در آموزش و پرورش؛ بی ثباتی در جریان تعلیم و تربیت

امروزه در محافل فرهنگی و آموزشی، این سؤال مطرح است که در فرایند انتخاب مدیران چه باید کرد تا افراد فرهیخته عهده‌دار مدیریت شوند؟ به نظر می‌رسد در ابتدا، باید "نگاه به مدیریت تعلیم و تربیت در جامعه تغییر کند". غالب افراد متنفذی که برای آموزش و پرورش تصمیم می‌گیرند...

کد خبر: 1006

آموزش و پرورش به دلیل گستردگی حوزه فعالیت و میزان اثرگذاری‌اش بر جامعه مورد توجه همه جریانات سیاسی است. تمام گروه‌ها و جریانات اجتماعی در ادوار گذشته به تغییرات و تحولات درونی آن چشم طمع داشته‌اند و همواره تلاش کرده‌اند تا تغییرات و تحولات درونی دستگاه تعلیم و تربیت را به نفع گروه و جریان خاصی هدایت کنند.

تاریخ سه دهه اخیر گواه این حقیقت است که قریب به‌اتفاق وزیران پس از آنکه اختیار دستگاه عریض و طویل آموزش و پرورش را به دست گرفتند، با تأثیرپذیری از جریانات سیاسی و با شتاب‌زدگی، تغییرات گستردهٔ مدیریتی را دنبال کرده‌اند و تا پایین‌ترین سطح در سلسله‌مراتب مدیریت آموزش و پرورش تغییر ایجاد کرده‌اند. متأسفانه هرچه از صدر انقلاب فاصله بیشتر شد، نفوذ گروه‌ها و جریانات سیاسی و اجتماعی بر آموزش و پرورش شدیدتر و دامنهٔ تغییرات مدیریتی نیز زیادتر شد و درصد مدیران شایسته، باکفایت، خلاق و برخوردار از اعتماد به نفس و اقتدار حرفه‌ای که لازمهٔ تعلیم و تربیت است، در سلسله‌مراتب مدیریت آموزش و پرورش کاهش یافت و به‌تدریج کسانی عهده‌دار مدیریت شدند که با تأثیرپذیری از جریانات مختلف اجتماعی و سیاسی در حوزه مدیریت خود، بخش اعظم وقت و توان خویش را معطوف به حفظ وضعیت موجود و اداره آن کردند.

نتیجه این نوع مدیریت، تبدیل شدن مدارس به نهادهای بی‌ابتکار، منفعل، ایستا و روزمره‌ای است که نه‌تنها نقشی در کاهش کاستی‌ها و ناهنجاری‌های اجتماعی ندارند، بلکه مرتب بر مشکلات جاری جامعه نیز می‌افزایند. بدون تردید اگر آموزش و پرورش کماکان تحت تأثیر جریانات سیاسی باشد و مدیران در سطوح مختلف آن با نگاه سیاسی تعیین شوند، تحولات کیفی این نهاد مسیر منطقی خود را طی نخواهد کرد و “طرح تحول”، قربانی سیاست‌گرایی خواهد شد.

مقام معظم رهبری در دیدار با معلمان نمونه کشوری سال ۹۳ بر این نکته تأکید داشتند و فرمودند: «مدیرانی را که انتخاب می‌کنیم، اهتمام‌شان به مسئله اصلی آموزش و پرورش باشد. داشتن نگاه‌های حزبی و جناحی، برای آموزش و پرورش سم است. مسئله مدیر هر بخش از این دستگاه عظیم و عریض و طویل، مسئله آموزش و پرورش باشد، تربیت انسان باشد، تربیت نیروی انقلاب باشد.»

 

رهبرانقلاب: داشتن نگاه‌های حزبی و جناحی، برای آموزش و پرورش سم است. مسئله مدیر هر بخش از این دستگاه عظیم و عریض و طویل، مسئله آموزش و پرورش باشد، تربیت انسان باشد، تربیت نیروی انقلاب باشد

 

امروزه در محافل فرهنگی و آموزشی، این سؤال مطرح است که در فرایند انتخاب مدیران چه باید کرد تا افراد فرهیخته عهده‌دار مدیریت شوند؟ به نظر می‌رسد در ابتدا، باید “نگاه به مدیریت تعلیم و تربیت در جامعه تغییر کند”. غالب افراد متنفذی که برای آموزش و پرورش تصمیم می‌گیرند، شناخت دقیقی از ظرایف و پیچیدگی‌های تعلیم و تربیت ندارند. از این‌رو مدیریت آموزشی و تربیتی را یک کار ساده و پیش‌پا افتاده‌ای می‌دانند که هر کسی از عهده انجام آن برمی‌آید.

متأسفانه این نگرش غلط صدمه جبران‌ناپذیری بر فرزندان این مرز و بوم وارد کرد و باعث شد که در سال‌های اخیر ماشین تربیت به روغن‌سوزی بیفتد و دود آن در جامعه بلند شود. البته برای باور آن نیاز به استدلال و ارائه دلیل نیست. کافی است نگاهی به وضع نوجوانان و جوانان و یا گلایه‌های مکرر مسئولان و ائمه جمعه بیندازیم و یا به مهاجرت نخبگان علمی، به کشورهای دیگر توجه کنید. در حالی که مدیریت آموزشی و تربیتی یک حرفهٔ تخصصی، فنی و بسیار پیچیده‌تر از حوزه‌های صنعتی، تجاری، عمرانی، اداری و… است و باید هوشمندترین، خلاق‌ترین و کارآزموده‌ترین افراد عهده‌دار انجام وظایف آن باشند.

یکی دیگر از راه‌های نجات آموزش و پرورش از سیاست‌زدگی، “ثبات در سلسله‌مراتب مدیریت” است. برای اینکه ثبات واقعی به‌وجود آید، باید فرایندی تعریف شود که همه افراد علاقه‌مند به مدیریت برنامه‌ای را به آموزش و پرورش ارائه کند و کارشناسان و متخصصان از بین داوطلبانِ سمتِ مدیریت، کسی را برای جایگاه موردنظر انتخاب کنند که برنامه کارآمدتر و کارنامه درخشان‌تری داشته باشند. وقتی هم که مدیری در جایگاه خاص قرار گرفت، با تغییر مقامات بالادستی نه‌تنها در معرض عزل قرار نگیرد، بلکه در پایان دوره مدیریت، اگر دارای عملکرد موفقی بود استمرار کارشان نیز بلامانع باشد. برای این منظور باید این کارها انجام شود؛ یکی اینکه “احکام مدیریت، مدت‌دار باشند”، مثلاً ۵ یا ۶ ساله؛ و دیگر اینکه برای سطوح مختلف مدیریت، “چشم‌انداز و استاندارد کاری” تعیین شود و ارزیابی از کارکرد مدیران به سازمان‌های ارزشیابی‌کننده حرفه‌ای در خارج از دستگاه تعلیم و تربیت محول گردد. بدین‌سان شاید افراد فرهیخته و آگاه به تعلیم و تربیت در سلسله‌مراتب مدیریت آموزش و پرورش قرار گیرند و کم کم کیفیت از دست رفته نهاد تربیتی بازسازی و احیاء شود.

 

باید “نگاه به مدیریت تعلیم و تربیت در جامعه تغییر کند”. غالب افراد متنفذی که برای آموزش و پرورش تصمیم می‌گیرند، شناخت دقیقی از ظرایف و پیچیدگی‌های تعلیم و تربیت ندارند

 

یکی دیگر از راه‌های پیش‌گیری از دخالت گروه‌ها و احزاب در عزل و نصب‌های مدیران، “تقویت شورای عالی آموزش و پرورش” است. بدین معنی که باید سازوکارهایی تمهید شود که اختیارات عزل و نصب مدیران در اختیار آموزش و پرورش نباشد. به‌عنوان مثال، وزیر برای اینکه بتواند مدیران استان‌ها را تغییر دهد، باید دلایل مستدل مبتنی بر ارزیابی‌های علمی را به شورای عالی آموزش و پرورش ارائه کند و موافقت شورای عالی را بگیرد. در استان‌ها نیز، موافقت شورای آموزش و پرورش استان، شرط عزل و نصب مدیران مناطق و شهرستان‌ها باشد. بدین ترتیب شاید تا حدودی از تغییر و تحولات بی‌رویه و اعمال نفوذ عناصر متنفذ در آموزش و پرورش کاسته شود.

یکی دیگر از راه‌های جلوگیری از تغییر و تحولات بی‌رویه مدیریت در آموزش و پرورش، “حساس شدن رسانه‌های عمومی مثل صداوسیما و روزنامه‌ها به این موضوع” است. باید رسانه‌ها به‌خصوص رسانه ملی در ارتقای کیفی مدیریت به دستگاه عظیم تعلیم و تربیت کمک کنند. برای این منظور باید پدران و مادران را نسبت به اتفاقات آموزش و پرورش حساس نمایند. اما متأسفانه همه رسانه‌ها و در رأس آن‌ها رسانه ملی، آن‌قدر درگیر مسائل جنجالی و حاشیه‌ای شده‌اند که فرصت پرداختن به مشکلات نهاد مهمی مثل آموزش و پرورش را به‌کلی از دست داده‌اند.

اما مهم‌ترین راه برای جلوگیری از سیاست‌گرایی در آموزش و پرورش، “نقش داشتن معلمان در تغییر و تحولات مدیریتی در سطوح مختلف” می‌باشد. متأسفانه در سال‌های اخیر آن‌قدر به معلمان کم‌توجهی شده که به‌جرئت می‌توان گفت بدنهٔ آموزش و پرورش دچار یک نوع سرخوردگی فراگیر شده است. امروزه درصد بسیار بالایی از فرهنگیان نسبت به تغییر و تحولات مدیریتی کاملاً بی‌تفاوت هستند. به نظر می‌رسد برای ایجاد تحول در فرایند انتخاب مدیران باید اعتماد به نفس و اقتدار حرفه‌ای معلمان احیاء شود، تا آنان به‌تدریج انگیزهٔ لازم برای ایفای نقش جدی‌تر در تحولات مدیریتی را به‌دست آورند.

منبع / رصد

نظرات بینندگان

ارسال نظر