چهار سال از آغاز تجاوز رژيم صهيونيستي به لبنان و پيروزي تاريخي مقاومت در اين
كشور بر اسرائيل ميگذرد، چهار سال است كه اسرائيل شكست خانمان سوزي را تجربه كرده
است كه هرگز آن را در حسابهاي سياسي خود پيشبيني نميكرد. اين در حالي است كه
اسرائيل هنوز آنچه كه در ميدان مبارزه در لبنان گذشته است را باور و درك نكرده است.
بر اساس اين مقاله كه به قلم "نواف الزرو " نوشته شده است، نتايج تحقيقاتي كه
بيش از 52 كميته نظامي در اسرائيل در پي شكست در لبنان انجام دادند، همگي از برتري
اطلاعاتي حزبالله لبنان در اين جنگ خبر ميداد، در پي اين برتري اطلاعاتي بود كه
بعد از موشكباران گسترده ضاحيه جنوبي بيروت كه هيچ كدام از سران مقاومت در آن مورد
هدف قرار نگرفتند، "يوسي ميلمان " تحليلگر نظامي در روزنامه هاآرتص با عصبانيت در
اين روزنامه مينويسد كه فرماندهان حزبالله در كجا مخفي شدهاند؟
به همين علت
بود كه دستگاههاي جاسوسي نظامي و موساد و شاباك در سرزمينهاي اشغالي دست به كار
شدند تا براي آمادگي براي هر جنگ آينده اطلاعات بيشتري از رهبران حزبالله لبنان به
دست آورند، در اينجا براي اسرائيل تنها مسأله زمان مهم است، تا بتواند اطلاعات
بيشتري از نقشه سامانههاي موشكي حزب الله به دست آورد، اين در حالي است كه برخي
منابع غربي پيشبيني كردهاند كه اسرائيل به محض اطلاع از مكان حضور سيد "حسن
نصرالله " دبيركل حزبالله لبنان تحت هر شرايطي جنگ عليه لبنان را آغاز خواهد كرد،
چرا كه اسرائيليها معتقدند كه با شناسايي مكان حضور نصرالله ميتوانند نيمي از جنگ
را به نفع خود به انجام برسانند.
الجزيره در ادامه اين مقاله مينويسد كه
بيهوده نيست كه اسرائيليها اعتقاد دارند كه نصرالله مانند نيمي از جنگ آينده با
اسرائيل است، اسرائيل در سال 2006 اين حقيقت تلخ را پذيرفت كه در برابر لبنان شكست
خورده است، اين موضوع باعث شد تا حوادث خطرناكي براي آنان به وجود آيد، ميزان
اعتماد به رهبران و ارتش و پايين آمدن روحيه شهركنشينان بخشي از اين حوادث بود و
پايان يافتن افسانه ارتش شكستناپذير از مهمترين نتايج اين جنگ بود. از همين رو بود
كه "امير اورن " كارشناس مسايل سياسي در روزنامه هاآرتص نوشت كه نصرالله اركان
نظريه امنيتي اسرائيل را از هم پاشيد.
بر اساس اين گزارش هنگامي كه ژنرال "متان
ويلنايي " ميگويد: "نميدانستيم با چه كسي ميجنگيم. " و يك تحليلگر مسايل نظامي
اعتراف ميكند كه سيلي كه اسرائيل از حزبالله در جنگ لبنان دريافت كرد، قدرت
بازدارندگي آن را از بين برد و زماني كه "يوفال ديسكين " معتقد است كه حاكميت
اسرائيل در زمان جنگ 33 روزه به صورت كامل از هم پاشيد، اينها نشانههايي از اين
شكست عظيم در برابر حزب الله بود.
"ميرون بنفستي " تحليلگر اسرائيلي در همين
راستا مي گويد كه اين جنگ اسرائيل را يك نسل كامل به عقب برگرداند. "بنيامين بن
اليعازر " نيز اعتقاد دارد كه اسرائيل از قدرت حزبالله در ادامه حيات خود در اين
جنگ شوكه شد، در ادامه اين اظهارات "اوري ساغي " ژنرال نيروهاي احتياط ارتش نيز
حزبالله را مشكلي استراتژيك و منطقهاي براي اسرائيل دانست، در اين زمينه ميتوان
صدها سند و شهادت مقامات اسرائيلي را نيز به آنچه كه ذكر شد، افزود.
تمام اين
گفتهها اين حقيقت را در برابر افكار عمومي اسرائيل آشكار كرد كه اسرائيل بزرگ به
دست حزبالله لبنان شكستي سوزناك را تجربه كرد كه تا نسلها اين شكست فراموش نخواهد
شد.
"ران بن يشاي " تحليلگر نظامي در روزنامه يديعوت آحارونوت نوشت كه شكست
اسرائيل در لبنان مانند شكست آمريكا در ويتنام بود، بن يشاي معتقد است كه پذيرفتن
آتشبس با حزبالله اتفاقي بود كه از دريافت شكستي بسيار بزرگتر از حزبالله لبنان
جلوگيري كرد.
امروزه همه اعتراف دارند كه اسرائيل در سطوح مختلفي نظير مسايل
استراتژيك، اطلاعاتي، تئوري مبارزه، آمادگي و سازماندهي و رهبري از حزبالله شكست
خورد، اما اسرائيل در اين جنگ يك شكست ديگر نيز پذيرفت كه همان شكست در زمينه جنگ
رسانهاي و رواني بود، "نحمان شاي " تحليلگر معروف اسرائيلي در روزنامه معاريو در
اين رابطه مينويسد كه رسانهها صحنه و وسيلهاي غيرعادي براي جنگ هستند، اسرائيل
همواره امور خود را از سه راه تلاش نظامي، سياسي و رسانهاي پيگيري ميكند و در اين
جنگ اسرائيل در هر سه عرصه از حزبالله شكست خورد.
اسرائيليها منتظر
سخنرانيهاي نصرالله هستند
الجزيره در ادامه اين گزارش تاثير شخصيت سيد حسن
نصرالله و سخنرانيهاي وي در جنگ 33 روزه را مورد توجه قرار داده و مينويسد كه
رسانهها و منابع اسرائيلي همچنان از ادامه اعتباري كه سيد حسن نصرالله در افكار
عمومي اسرائيل دارد، مطالب زيادي مينويسند، اين اعتبار تا جايي است كه آنها
بيصبرانه در انتظار سخنرانيهاي نصرالله مينشينند و آن را نشانهاي از آنچه در
آينده روي خواهد داد، ميدانند.
نتايج يك تحقيقات اسرائيلي كه جنگ رواني ميان
حزبالله و اسرائيل را بررسي كرده بود، نشان داد كه تا چه حدي حزبالله موفق شده
است تا در اين زمينه ابتكار عمل را در روند جنگ در دست بگيرد و اعتماد افكار عمومي
در اسرائيل را بر ضرر منافع اسرائيل به سيد حسن نصرالله اختصاص دهد.
بر اساس
اين نظرسنجي اسرائيليها در طول جنگ همواره منتظر سخنرانيهاي سيد حسن نصرالله
بودند، چون به وي بيش از سخنگوهاي رژيم صهيونيستي اعتماد داشتند.
بر اساس اين
پژوهش كه "مديريت رسانهاي در جريان جنگ دوم لبنان " نام داشت، دكتر ليفل از
دانشگاه بن گوريون ميگويد كه در بسياري از حالتها مردم اسرائيل[سرزمينهاي
اشغالي] ناچار به اعتماد به اظهارات سيد حسن نصرالله ميشدند. وي ميافزايد كه در
مقابله با فرماندهي رسانهاي مانند نصرالله اسرائيل بايد همان مقدار از اعتماد مردم
را جلب كند.
بر اساس نتايح يك نظرسنجي جنجالي كه پرفسور "شاؤول كمحي " از
دانشكده روانشناسي دانشگاه تلحي و پرفسور "يوحنان آشيل " از دانشگاه حيفا در مورد
رهبران اسرائيل انجام دادند، سيد حسن نصرالله در تمامي معيارها از ايهود اولمرت
نخستوزير وقت اسرائيل در زمان جنگ 3 روزه برتر بود. همه نصرالله را يك فرد
ايدئولوژيگ با ديدگاهي مشخص و برنامهاي دراز مدت ميدانستند و در همين راستا وي
توانست در اين نظرسنجي كه دشمن انجام داده بود، 5/5 امتياز را كسب كند، در حاليكه
اولمرت تنها 3/9 امتياز به دست آورد. اين دو تحليلگر اعتقاد داشتند كه با وجود دشمن
بودن نصرالله براي اسرائيليها آنها وي را براي رهبري در طول جنگ لايقتر
ميدانستند.
الزرو در مقاله خود ادامه ميدهد كه بعد از چهار سال از گذشت اين
جنگ نتيجههاي به دست آمده در اثر مطالعات جديد تقويت شده و يك گزارش نظامي از
رژيم صهيونيستي نشان ميدهد كه نصرالله اولين رهبر عربي است كه از زمان "جمال
عبدالناصر " تاكنون سخنانش در ميان افكار عمومي اسرائيل تاثير دارد.
روزنامه
صهيونيستي هاآرتص نيز اخيرا نوشت كه يك افسر اطلاعات در فرماندهي مركزي ارتش
اسرائيل مطالعاتي را در مورد سخنرانيهاي نصرالله در زمان جنگ 33 روزه انجام داد،
ژنرال رونين با تجزيه و تحليل 10 سخنراني نصرالله در زمان جنگ لبنان اعلام كرد كه
اين سخنرانيها در كنار موشكهاي حزبالله كه به سوي اسرائيل شليك ميشدند،
سلاحهاي هجومي به شمار ميرفت كه عليه اسرائيل استفاده ميشد، علاوه بر اينكه اين
سخنرانيها تنها وسيلهاي بود كه نصرالله ميتوانست پيامهاي خود را به مردم لبنان
با تمام اختلافاتشان برساند.
بر اساس اين مقاله همه اسرائيليها امروز عقيده
دارند كه سيد حسن نصرالله نيمي از درگيري رسانهاي و نيمي از ميدان مبارزه و نيمي
از شكست اسرائيل بود و سخنرانيهاي وي موشكهاي رواني بود كه روحيه اسرائيليها را
در مينورديد.
اعتبار نصرالله در جنگهاي آينده
اين گزارش با اشاره
به احتمال نزديك شدن جنگ جديد رژيم صهيونيستي عليه لبنان و حزبالله تصريح ميكند
كه اسرائيل از همان زمان به اين نتيجه رسيده است كه نميتواند با حزباللهي كه از
عقيده و اراده و رهبري نادر و استراتژي و آموزش نظامي و سازماندهي فولادي برخوردار
است، همزيستي داشته باشد، از سوي ديگر نميتواند انبار گسترده موشكهاي اين حزب را
كه تمام مناطق شهري و اهداف مختلف در سرزمينهاي اشغالي را هدف گرفته است، تحمل كند
و مهمتر از تمام اينها اينكه نميتواند با رهبري منحصر به فرد كه كاريزما و اعتبار
آن از هر رهبر عربي يا حتي جهاني بيشتر است، كنار بيايد.
به اين ترتيب است كه
تمام اسرائيل شامل موسسات نظامي، امنيتي، سياسي و دانشگاهي آن و همچنين افكار عمومي
صهيونيستها همواره به صورت گسترده تحركها، سخنرانيها، هشدارها و تهديدهاي
نصرالله را به دقت و بااهميت بسيار بالا زير نظر دارند.
در افق جنگ آينده كه
اسرائيل خود را براي آن آماده ميكند به عنوان مثال هنگامي كه نصرالله اعلام ميكند
" ما جنگ را نميخواهيم اما اگر اسرائيل به ما حمله كند، مقاومت ما ارتش اسرائيل را
خرد كرده و از بين ميبريم و چهره منطقه را با شكست دادن اسرائيل تغيير ميدهيم "،
اين موضوعات شاخصها و نشانههاي خود را دارد كه اسرائيليها بدون شك و ترديد و با
توجه به اعتبار نصرالله آن را ميدانند.
يا در جاي ديگر نيز نصرالله وعده
پيروزي در جنگ آينده و تغيير چهره منطقه را ميدهد، اين موضوع در نظر اسرائيليها
اينگونه است كه از آنجائيكه حزبالله سلاحهاي استراتژيك و غافلگيريهاي زيادي براي
اسرائيل دارد، ميتواند روند جنگ و نتايج و نقشههاي آن را تغيير دهد، اينها به اين
علت است كه آنها نصرالله را باور دارند.
از سوي ديگر نصرالله در صورت بروز جنگ
تهديد به هدف گرفتن زيرساختهاي اسرائيل و فرودگاه "بنگوريون " و بنادر و تاسيسات
نفتي و هستهاي اسرائيل كرده و اسرائيليها ميدانند كه اين اظهارات مبالغه نيست.
اين مقاله در پايان تاكيد ميكند كه نصرالله كه از محبوبيت مردمي و اعتبار
بالايي در ميان امت اسلام برخوردار است، علاوه بر اين اعتبار، اعتبار ويژهاي نيز
در سطح رژيم صهيونيستي و صهيونيستهاي ساكن سرزمينهاي اشغالي دارد و آنها ميدانند
كه حرف و عمل وي در تمام جنگها و ميدانهاي ديگر در عرصه لبنان يكي بوده است، اين
اعتماد تا جايي است كه از اعتماد مردم اسرائيل به رهبران و فرماندهان ارتش و
عرصههاي سياسي و اطلاع رساني اسرائيل نيز بيشتر است.
به اين علت است كه
صهيونيستها اعتقاد دارند كه حزبالله با رهبري خود خطر و چالشي استراتژيك براي
اسرائيل به شمار ميرود و همين موضوع خواب را از چشمان موسسات اسرائيل و رهبران و
مردم آن ربوده است.
انتهاي پيام/