صفحه نخست >> ورزشی تعداد نظرات: 0

باور کنيد يار دوازدهم ايران، مايه افتخار نيست!

اين يک يادداشت يا تحليل ورزشي نيست اما از رهگذر نگاه به يک رخداد ورزشي مي‌گذرد. دور گروهي بازي‌هاي جام‌ملت‌هاي آسيا با پيروزي تيم‌ملي فوتبال ايران در هر سه بازي روز گذشته پايان يافت.

کد خبر: 5670

«باور کنيد يار دوازدهم ايران، مايه افتخار نيست!» عنوان يادداشت روز روزنامه شهروند به قلم مسعود رفيعي‌طالقاني است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:

اين يک يادداشت يا تحليل ورزشي نيست اما از رهگذر نگاه به يک رخداد ورزشي مي‌گذرد.
دور گروهي بازي‌هاي جام‌ملت‌هاي آسيا با پيروزي تيم‌ملي فوتبال ايران در هر سه بازي روز گذشته پايان يافت. خوشبختانه در اين فقره همه چيز بر وفق مراد ايراني‌ها بود. چرا مي‌گويم خوشبختانه؟ به اين خاطر که احتمالا تيم ايران در اين جام ناآماده‌ترين تيم به لحاظ تمرينات و آمادگي‌هاي پيش از مسابقات بوده است اما توانسته سه بازي نخست را از حريفانش ببرد. مجري‌هاي تلويزيوني و مقامات مسئول در چنين شرايط‌هايي، هميشه پاي غيرت ايراني را به ميان مي‌کشند و همان‌طور که مي‌دانيد و مي‌دانيم اگر يک جايي کار تيم به شکستي بد و تلخ بينجامد، اين جمله کليشه‌اي اعصاب خردکن را تکرار مي‌کنند که «اين چيزي از شايستگي‌هاي تيم ما کم نمي‌کند»! با اين حساب است که مي‌گويم تيم ايران در سه بازي نخست طوري بازي کرده که فعلا نيازي به گفتن اين جمله براي مجريان و مقامات مسئول و ديگران پيش نيامده است. توگويي غيرت و استقرار در پست‌هاي مديريتي مياني در فرهنگ عمومي و اجتماعي ايراني‌ها يک جا جمع نمي‌شوند! تو يا غيوري يا مديري! اگر غيوري، کاري به کار مديريت صحيح و ناصحيح نداري و کار خودت را مي‌کني و پيروز مي‌شوي، اگر هم مديري باشي که يک جا نشسته‌اي و زيردستاني داري که، تو را چه کار به غيرت و قس‌عليهذا...
اما نکته‌اي که در هر سه بازي بيش از هر چيز توجه نگارنده را به خود جلب کرد، تعداد و ميزان يار دوازدهم تيم ايران – به تعبير مصطلح ورزشي‌ها – يعني تماشاگران ايراني در استاديوم‌هاي استراليا بود. در هر بازي به‌طور ميانگين بيست‌هزار نفر يا بيشتر از هواداران ايراني تيم ايران در ورزشگاه‌ها حضور داشتند. پيمان يوسفي مجري تلويزيون، واقعا ذوق کرده بود از حضور هموطنان غيورش در ورزشگاه. همين‌طور کارلوس کي‌روش. اشکان دژاگه هم در يک مصاحبه بعد از بازي با قطر حرف جالب‌توجهي زد. او گفت: «انگار داريم در تهران بازي مي‌کنيم!»
اين وضع در نگاه اول ظاهري مثبت داشت چرا که تيم ايران از هر حيث در ورزشگاهي که در آن بازي مي‌کرد بي‌وقفه تشويق مي‌شد. اما جاي تعجب آنجاست که حتي يک نفر نپرسيد اين همه ايراني در استراليا چکار مي‌کنند درحالي‌که مي‌توان به تک‌تک‌شان به چشم سرمايه‌هاي ملي ايران نگاه کرد. در بيشترين حالت شايد دو سه‌هزار نفر از ايران و ساير جاهاي دنيا براي تماشاي اين بازي‌ها به استراليا رفته باشند اما بقيه چه؟! اينها مهاجراني هستند که براي هميشه ايران را وانهاده‌اند به اميد رفاه اجتماعي و رسيدن به آرزوهايشان! چرا نمي‌پرسيم که مشکل کار در کجاست و چرا به اين پرسش هنوز هم پاسخي درست نمي‌دهيم؟
اکنون مجال باز کردن اين بحث نيست اما بگذاريد عجالتا و به‌طور خلاصه بگوييم، اين همه يار دوازدهم براي تيم ايران در استراليا افتخار ندارد بلکه مايه ناراحتي و تأمل است!

نظرات بینندگان

ارسال نظر