صفحه نخست >> هنر تعداد نظرات: 0

نگاهي به زندگي «آدري هيپبورن»، بازيگري سرشار از معصوميت و وقار

آدري هپبورن سال هاي آخر عمر خود را به عنوان سفير ويژه يونيسف به فعاليت هاي بشردوستانه مي پرداخت و از اولين موسسين بنياد کودک بود. آخرين نقش سينمايي آدري در فيلم «هميشه» تصويري حقيقي از او را براي هوادارانش بود، آرام و بشاش با سرزندگي و نشاطي که قدرت و وقار ذاتي اش را جلوه گر مي سازد.

کد خبر: 5841

برترين ها/ آدري هپبرن در همۀ فيلم‌هايش آن‌قدر خوب و کامل است که براي تماشاگر چاره‌اي جز دوست داشتن‌اش باقي نمي‌گذارد. اما چيزي وراي افسون حضور اين ستاره بر روي پردۀ نقره‌اي وجود دارد که او را بين نسل‌هاي مختلف تبديل به يک شمايل تکرارنشدني و ماندگار کرده است. سادگي و بي‌ريايي و مهرباني و اصالت و وقار، همراه هميشگي زندگي هپبرن بود و بي‌دليل نبود که پيتر باگدانويچ او را با لقب «آخرين معصوم سينما» توصيف مي‌کرد.
 

ظاهر نمادين هپبرن از نگاه پسرش اين‌گونه است: «مادرم مثل همۀ خانم‌ها حدود سي-چهل تا روسري داشت. عينک آفتابي بزرگ و روسري شيوۀ خوبي براي تغيير چهره‌اش بود و او گاهي اوقات مي‌توانست به تنهايي و بدون همراهي ديگران به خريد برود.» دوتي در ادامه مي‌گويد: «مادرم ترکيب زيبايي از عيب و نقص بود. او فکر مي‌کرد که بيني بزرگي دارد و بيش از حد لاغر و استخواني است. در آينه به خودش نگاه مي‌کرد و مي‌گفت: «نمي‌فهمم چرا همه من را اين‌قدر زيبا مي‌بينند.»
پسر هپبرن و دوتي دربارۀ مشکلات والدينش مي‌گويد: «البته اين حدس و گمان من است؛ اما فکر مي‌کنم حقيقت دارد. مادرم زمان ازدواج با پدرم چهل ساله بود؛ اما همان زمان به خاطر همۀ موفقيت‌ها و اتفاقاتي که پشت سر گذاشته بود خيلي پيرتر به نظر مي‌رسيد. و پدرم ده سال از مادرم جوان‌تر بود؛ يک پزشک جوان که مي‌بايست ستارۀ زني را که سال‌هاي زيادي يک شمايل بود همراهي مي‌کرد. بين آن دو تفاوت‌هاي بسياري وجود داشت. اگر اين معادله معکوس مي‌شد، مثلا اگر پدرم ده سال مسن‌تر از مادرم بود و يک ذره شخصيت محکم‌تر و مطمئن‌تري داشت، احتمالا رابطۀ آن‌ها خيلي بهتر پيش مي‌رفت.»
آدري هپبورن در ۴ مي ۱۹۲۹ در شهربروسلس بلژيک متولد شد. پدرآدري بانکدار بود و به همين خاطر مجبور بود بين انگليس، بلژيک و هلند در سفر باشد.
آدري در ۵ سالگي به يک مدرسه شبانه روزي در انگليس فرستاده شد. سال بعد پدرش براي هميشه خانواده را ترک کرد و از اين پس آدري با مادرو دو برادرخوانده ­اش به هلند رفتند. اما بدترين دوران زندگي آدري در همين ايام کودکي و در کشور هلند رقم خورد. در سال ۱۹۳۹ هلند تحت تصرف آلمان نازي قرار گرفت و دوران بسياري بدي براي مردم به وجود آمد. سوتغذيه بسيار شديد و لاغري غير عادي  آدري ماحصل همين دوران بود که بعدها به يکي از مشخصه‌هاي بارز بازيگري او و يکي از دلايل معصوميت عجيب او تبديل شد.
بعدها که اوضاع کمي بهتر شد خانواده به آمستردام نقل مکان کرد و آدري فرصت پيدا کرد در کنسرواتوآر آرنهم ثبت نام کند و بعد از سه سال در ۱۹۴۸ به لندن رفت و آموزش­هاي خود را ادامه داد. در سال ۱۹۴۸ براي بازي در فيلم سينمايي «هلندي در هفت جلسه» تست داد و پذيرفته شد و براي نقشي کوتاه جلوي دوربين رفت. همين حضور کوتاه کافي بود تا دنياي تازه اي به روي او گشوده شود.
در همان سال در دو نمايش موزيکال «کفش­هاي پاشنه بلند» و «سس تارتار» به روي صحنه رفت و اين روند با نمايش هاي ديگر ادامه يافت .
فيلم «تعطيلات رمي» در سال ۱۹۵۳ به کارگرداني ويليام وايلرنويد ورود ستاره اي جديد را به هاليوود داد. پرنسس اروپايي فيلم «تعطيلات رمي» با شيطنت ها و ملاحت رويايي آدري هپبورن قلب ميليون ها تماشاگر سينما را تسخير کرد و باعث شد آدري راه صد ساله را يک شبه طي کند.
کمپاني پارامونت که به هيچ وجه انتظار نداشت در حضور اسطوره هايي همچون گريگوري پک و ادي آلبرت، آدري جوان و نسبتا گمنام در مرکز توجه قرار بگيرداز فروش بسيار مناسب فيلم خوشحال بود و انتخاب ويليام وايلر را مورد تحسين قرار داد. شايد به همين دليل بود که جلوه بي نظير آدري هپبورن از نظر اعضاي آکادمي دور نماند و او اولين جايزه معتبر زندگي هنري خود را دريافت کرد.
در سال ۱۹۵۴ آدري که ديگر بازيگر معروفي بود در کنار همفري بوگارت و ويليام هولدن قرار گرفت.«سابرينا»، کمدي رمانتيک دل انگيز بيلي وايلدر فيلم تحسين شده بعدي او بود. اما فيلم بعدي او «جنگ و صلح» در سال ۱۹۵۶ بود.
وي در اين فيلم با مِل فرر هم بازي بود. بازي در اين فيلم سه ساعت و نيمه باعث ازدواج اين دو با هم شد . ازدواجي که پانزده سال هم دوام داشت. اين زوج هنري در چند فيلم ديگر از جمله " با نمک " (۱۹۵۷) و" داستان راهبه" با هم همبازي بودند. وي سپس در دو فيلم تقريبا فراموش شده "خانه هاي سبز"و"نابخشوده" حاضر شد. آدري در سال ۱۹۶۱ و با فيلم «صبحانه در تيفاني» به کارگرداني بليک ادواردز مجددا به صحنه اول سينما بازگشت. وي با اين فيلم براي بار چهارمين بار نامزد اسکار شد. اين فيلم يکي از متفاوت ترين فيلم هاي پرونده کاري آدري محسوب مي شود.
آدري هپبورن سال هاي آخر عمر خود را به عنوان سفير ويژه يونيسف به فعاليت هاي بشردوستانه مي پرداخت و از اولين موسسين بنياد کودک بود. آخرين نقش سينمايي آدري در فيلم «هميشه» تصويري حقيقي از او را براي هوادارانش بود، آرام و بشاش با سرزندگي و نشاطي که قدرت و وقار ذاتي اش را جلوه گر مي سازد.
يادش گرامي باد.

نظرات بینندگان

ارسال نظر