صفحه نخست >> فرهنگی تعداد نظرات: 0

فيلم «خنده هاي آتوسا» گينسي مي شود؟

او تاکيد مي کند که مي توانسته نام پروژه اش را به عنوان اولين فيلمي که لوکيشن متحرک دارد نيز در گينس ثبت کند: «پيش از اينکه تصميم بگيرم فيلمم را در زمان کوتاهي بسازم شنيده بودم که بهرام بيضايي تله تئاتر «مرگ يزدگرد» را در زماني خيلي کوتاه ساخته بود و دوست داشتم در عرصه سينما اين کار را انجام بدهم.»

کد خبر: 8384

همشهري جوان/ «خنده هاي آتوسا» اولين فيلم در تاريخ سينماي ايران است که لوکيشن اصلي فيلمبرداري اش يک قطار در حال حرکت بوده و از صفر تا صد آن در يک قطار فيلمبرداري شده است اما اين موضوع، تنها شاخصه اين فيلم سينمايي نيست بلکه اين پروژه سخت، تنها در طول چهار جلسه، فيلمبرداري شده است و همين مسئله باعث شده که تهيه کننده فيلم به فکر بيفتد که اين رکورد را در گينس ثبت کند.

براي بررسي بيشتر درباره اين فيلم پاي صحبت هاي پورکيان، تهيه کننده فيلم مي نشينيم تا ببينيم چرا به فکر افتاده فيلمش را ثبت جهاني کند.
همه اتفاقات در يک قطار رخ مي دهد. قطاري در حال حرکت. دختري جوان با ساکي پر از پول، هراسان و وحشتزده وارد يکي از کوپه هاي قطار مي شود، مقصد قطار «ترکيه» است، کسي از زندگي مرموز اين دختر خبر ندارد و نمي داند چرا او يک ساک پر از پول همراه دارد و تصميم گرفته به ترکيه برود.

در همان کوپه از قطار، دختر ديگري روي صندلي نشسته است، او تا چند وقت پيش، براي خواهرش که در تبريز زندگي مي کرده، پول مي فرستاده اما آخرين بار زماني که قصد داشته براي خواهرش پول بفرستد متوجه مي شود که خواهرش را قاچاقچيان انسان به ترکيه برده اند، او زماني که از حال و روز خواهرش باخبر مي شود، تصميم مي گيرد به ترکيه برود و خواهرش را پيدا کند.

دو پسر ديگر هم در کوپه هستند که بيشتر شبيه جهانگردها هستند. داستان فيلم «خنده هاي آتوسا» اينطوري آغاز مي شود.

پورکيان - تهيه کننده کار - مي گويد: «هر کدام از شخصيت هاي فيلمنامه، براي خودشان داستاني دارند و در يک سفر با هم همراه هستند و زندگي شان به خاطر يک سفر، به هم گره مي خورد و کلي حادثه برايشان پيش مي آيد.»

آقاي تهيه کننده مي گويد که فيلمش قرار است آسيب هاي اجتماعي جامعه را به نمايش بگذارد. او درباره دليل انتخاب نام «خنده هاي آتوسا» هم مي گويد: «هر چند آتوسا نقش اول اين فيلم نيست اما از آنجا که اين کاراکتر در طول فيلم، خنده هاي مرموزي دارد و هر لحظه خنده هاي معني دارش تغيير مي کند، کارگردان نام اين فيلم را «خنده هاي آتوسا» گذاشت.»
البته فيلم «خنده هاي آتوسا» پيش از اين با نام «واگن 7، کوپه 5» براي گرفتن پروانه ساخت ارائه شده بود اما در دولت قبل با ساخت آن موافقت نشد: «در دوره قبل، اين فيلمنامه را براي دريافت پروانه ساخت ارائه دادم اما با ساخت اين فيلم موافقت نشد و توليد اين کار براي 2 سال متوقف شد و اين يک حاشيه مهم در ساخت فيلم بود.»

قطاري به سمت ترکيه

فيلمبرداري اين فيلم، يکي از دشوارترين کارها براي ساخت اين فيلم بود چرا که نياز به يک کوپه قطار براي تمرين و دو کوپه براي فيلمبرداري بود: «کارگردان تصميم گرفته بود اين فيلم را با دکوپاژ (نقاشي پلان ها روي صفحه کاغذ) بسازد.

يعني پلان به پلان، کار روي کاغذ نقاشي شده بود و بايد در قابي که کارگردان آن را طراحي کرده بود فيلمبرداري مي شد، اين روزها، کمتر کارگرداني با دکوپاژ کار مي کند و اين موضوع يکي ديگر از شاخصه هاي اين فيلم بود. براي فيلمبرداري، ما احتياج به يک واگن ساکن براي تمرينات و دو واگن در قطاري که حرکت کند داشتيم. مشاور اقتصادي اين پروژه با مسئولان راه آهن صحبت کرد و قرار بر اين شد که يک واگن در قطاري که در راه آهن متروک مانده بود، به ما بدهند تا بتوانيم در آنجا تمرين کنيم.»

حالا ديگر گروه مي توانستند در يک واگن، شروع به تمرين کنند، کافي بود دکور اين واگن با واگني که قرار بود در آن فيلمبرداري انجام شود، شبيه سازي شود. به اين ترتيب، اين امکان به وجود مي آمد که محل قرار گرفتن دوربين و موقعيت بازيگرها کاملا مشخص شود.
گروه صحنه و فيلمبرداري روي اين واگن کار کردند اما گروه بايد روي موضوع ديگري هم کار مي کردند. اينکه قرار بود بازيگران با اين قطار از تهران به ترکيه بروند و اين امکان وجود داشت که با توجه به تفاوت هاي آب و هوايي ايران و ترکيه، برخي از بازيگران دچار مشکل بشوند، به همين دليل گروه به اين نتيجه رسيد که بهتر است در قطاري که از تهران به سمت بندرعباس مي رود، فيلمبرداري انجام شود.»

برنامه ريزي ها انجام شد و گروه تصميم گرفتند يک سفر از تهران به بندرعباس بروند و يک سفر هم از بندرعباس به سمت تهران برگردند و بعد از آن، دو بار مسير تهران - قم را سفر کنند و برگردند و در طول اين چند سفر، فيلمبرداري انجام شود.

در پشت صحنه چه خبر بود؟
تغيير بازيگران «خنده هاي آتوسا»، يکي ديگر از موضوعات جالب اين فيلم بود. هنگامي که گروه پيش توليد را کليد زدند قرار بود ميلاد کي مرام و امير آقايي بازيگران اصلي فيلم باشند اما همکاري آنها با پروژه هاي ديگر باعث شد که نتوانند به اين فيلم بپيوندند.
بعد از انتخاب بازيگران و گروه پشت صحنه، گروه شروع به تمرين کردند. آنها حدود يک ماه در دفتر تمرين مي کردند. پورکيان در اين باره مي گويد: «فضاسازي ها در دفتر انجام شد و گروه شروع به تمرين کردند. در اين تمرينات، تمامي حالات چهره، دست و ... تمرين شد.»

اما اينکه بازيگران، همان بازي را در يک واگن در حال حرکت ارائه دهند، موضوعي عادي نبود و بايد چند روزي هم در يک واگن تمريناتشان را ادامه مي دادند.
پورکيان مي گويد: «چهار روز پيش از شروع فيلمبرداري، در واگني که شرکت راه آهن در اختيارمان گذاشته بود، گروه شروع به تمرين کرد تا با موقعيت واگن آشنا شوند و بتوانند راحت تر مقابل دوربين نقش آفريني کنند. کار در روز 20 آبان ماه کليد خورد.»

در روز حرکت قطار، بازيگران، فيلمبردار و کارگردان در يک واگن و ساير عوامل فيلم در کوپه ديگري شروع به کار کردند. قطار ساعت 12 ظهر حرکت کرد و وقتي که روز بعد، به بندرعباس رسيد، بيشتر سکانس هاي مهم برداشت شده بود. اعضاي گروه دوباره از بندرعباس با همان قطار به تهران برگشتند و سکانس هاي ديگري برداشت شد اما آنها احتياج به دو سفر ديگر هم داشتند. آنها ساعت 18 تهران را به مقصد قم، ترک کردند و ساعت 6 صبح به تهران برگشتند. در اين سفرها همه سکانس هاي فيلم برداشت شده بود، بدون اينکه مشکلي براي عوامل پيش بيايد يا سر زمان تعيين شده، کار به اتمام نرسد.

پورکيان مي گويد: «همه چيز خوب پيش رفت، فکرش را نمي کردم اين کار شدني باشد اما از آنجا که طبق برنامه جلو رفتيم و هيچ بي نظمي در زمان فيلمبرداري صورت نگرفت، هر روز حداقل 20 دقيقه از فيلمبرداري فيلم را انجام داديم.»

مي خواهم رکورد بزنم

اما چه شد که پورکيان به فکر اين افتاد که رکورد اين فيلم را ثبت کند. او که پيش از اين فيلم، پروژه «ماهي و پرنده» را در 45 روز ساخته بود، مي گويد: «بيشتر از سرعت کار، به فکر کيفيت کار بودم اما هميشه با خودم مي گفتم که بايد يک کار خاصي انجام دهم، به همين خاطر به فکرم افتاد که لوکيشن فيلمي که مي سازم يک قطار متحرک باشد، تا آن روز، کسي اين کار را نکرده بود و اين فيلم اولين بار بود که در يک قطار ساخته مي شد، آن هم قطاري که در حال حرکت است و بعد از اينکه ما توانستيم کار را در چهار روز تمام کنيم، ايميلي به کارشناسان گينس زدم و آنها قرار شد براي استعلام از شرکت راه آهن و بررسي مدارک و راش هاي فيلم، اقدام کنند تا براي اولين بار، ساخت يک فيلم را در چهار جلسه در کتاب گينس ثبت کنند.»

او تاکيد مي کند که مي توانسته نام پروژه اش را به عنوان اولين فيلمي که لوکيشن متحرک دارد نيز در گينس ثبت کند: «پيش از اينکه تصميم بگيرم فيلمم را در زمان کوتاهي بسازم شنيده بودم که بهرام بيضايي تله تئاتر «مرگ يزدگرد» را در زماني خيلي کوتاه ساخته بود و دوست داشتم در عرصه سينما اين کار را انجام بدهم.»

استرس چهار شبانه روز
پورکيان مي گويد در ساخت چنين پروژه اي، هم استرس کار بالاست و هم ممکن است اتفاق هاي زيادي رخ دهد که پروژه را متوقف کند: «در اين چهار شبانه روز، دائما استرس داشتم که نکند کار به خاطر بيماري اعضاي گروه يا عوامل ديگر متوقف شود. براي همين يکسري آمپول و قرص همراه خود داشتم و شبيه به يک دکتر، دنبال اعضاي تيم بودم و نگران از اينکه نکند يکي از عوامل حالش بد شود يا مشکل جسمي پيدا کند.»

نظرات بینندگان

ارسال نظر