صفحه نخست >> فرهنگی تعداد نظرات: 0

يادي از پرحاشيه ترين زن سينما+عکس

ريتا هيورث يکي از پرحاشيه ترين چهره هاي سينماي دهه 1940 بوده است.«استفان دي هور» که کتاب «رازهاي ريتا اچ.» را نوشته معتقد است که او شهرت کمتري نسبت به بازيگري همچون «مريلين مونرو» دارد.

کد خبر: 7319

ريتا هيورث يکي از پرحاشيه ترين چهره هاي سينماي دهه 1940 بوده است.«استفان دي هور» که کتاب «رازهاي ريتا اچ.» را نوشته معتقد است که او شهرت کمتري نسبت به بازيگري همچون «مريلين مونرو» دارد.
«استفان دي هور» که کتاب «رازهاي ريتا اچ.» را نوشته معتقد است که او شهرت کمتري نسبت به بازيگري همچون «مريلين مونرو» دارد. البته که بايد هم چنين باشد. حاشيه هايي که مرلين مونرو در طول زندگي اش با آن دست و پنجه نرم کرد را کمتر چهره ديگري تجربه کرده است.
با اينحال «ريتا هيورث» يادآور سينماي پرافتخار دهه 40 است. بعلاوه هيورث زندگي پر سروصدايي هم داشته است. او سه بار ازدواج کرده که يکي از همسران او بيشتر از بقيه بر سر زبان ها بود.
مطبوعات به اولقب داده بودند: «الهه عشق». او با بازي در فيلم سينمايي «گيلدا» و «بانويي از شانگهاي» تولد ستاره اي را در سينماي هاليوود نويد مي داد. با اينحال هيورث سرانجامي نااميدکننده در دنياي سينما داشت. ازدواج با يک نابغه و سپس با يک ميلياردر او را از مسير زندگي اش منحرف کرد.
اورسن ولز در مورد او گفته است: «مدت زيادي طول کشيد تا توانستم او را فراموش کنم.»
«مارگريتا کارمن کاتسينو» 17 اکتبر 1918 در نيويورک بدنيا آمد. او فرزند بزرگ خانواده اي 5 نفره بود. دو برادر کوچکتر از خودش داشت و پدرش «ادواردو کانسينو» يکي از هنرمندان مشهور نيويورک بود. در واقع پدر ادواردو با هفت فرزندگش گروهي را تشکيل داده بودند که به کارهاي هنري مي پرداختند.
«ولگا»، مادر ريتا نيز در کار هنري و دختر يک بازيگر ايرلندي بود. ريتا بين پدري سختگير و مادري که بعدها به الکل اعتياد پيدا کرد، کودکي سختي را از سر گذراند.
از نخستين روزهاي کودکي وارد گروه خانوادگي شان شد و در چهار سالگي يکي از اعضاي ثابت گروه پدرش بود. اوضاع مالي بحراني باعث شد که ادواردو خانواده اش را بردارد و دل به جاده بزند. او که اعتقاد داشت آينده از آن کمدي هاي موزيکال است از نيويورک خارج شد و راه هاليوود را در پيش گرفت.

ادواردو در 1928 در سانست بلوار کلاس هاي خود را برپا کرد که موفقيت عظيمي در پي داشت.

مارگاريتا، ريتا مي شود
در سال 1933، «وينفيلد شي هان»، معاون کمپاني «فوکس فيلم» تحت تاثير چهره و هنر مارگاريتا قرار مي گيرد و به اين شرط که او اسمش را به ريتا تغيير دهد قراردادي با او امضا مي کند. اينطوري ريتا کانسينو در سال 1935 در اولين فيلمش «دوزخ» در کنار اسپنسر تريسي ظاهر شد.

ريتا که از سختگيري هاي پدر و مادرش که حالا الکلي شده بودند به تنگ آمده کم کم از آنها فاصله مي گيرد. او در چندين فيلم درجه دو و در نقش دختران مصري، مکزيکي و ... ايفاي نقش مي کند. ريتا 19 سال سن دارد که با تاجري به نام «ادوارد سي. جودسون» 39 ساله آشنا شده و با او ازدواج مي کند. هدف او از اين ازدواج بيش از هر چيز فرار از جهنمي است که خانواده اش براي او ساخته اند.

جودسون اما او را به فرد ديگري تبديل مي کند. او ريتا را به چندين عمل جراحي زيبايي وامي دارد تا «زني را که مي خواهد بسازد». در همين دوران است که «هري کوهن» رييس کمپاني «کلمبيا پيکچرز» قراردادي هفت ساله و با حقوق هفتگي 250 دلار با او امضا مي کند و البته نام خانوادگي او را از کانسينو به نام مادرش يعني هيورث تغيير مي دهد. ريتا در اين دوران در دوازده فيلم بازي مي کند و البته از شوهرش جدا مي شود.

همشهري ولز

طولي نمي کشد که او دل به اورسن ولز مي بازد. خودش مي گويد اورسن ولز اولين مردي است که صادقانه دوستش داشته است. ولز زمينه دوري او از هاليوود را برايش فراهم کرده و او را با دنيايي آشنا مي کند که اگرچه از آن مي ترسد اما شيفته آن است: تئاتر.

و البته وقتي مردي که دوستش دارد يکي از دوستان روزولت است بي شک گذرش به سياست هم مي افتد. اورسن ولز مي گويد: «راستش ريتا در عمق وجودش از شخصيتش به عنوان يک ستاره متنفر بود. اين وضعيت هيچ لذتي براي او نداشت.»

با اينحال يک چيز باعث مي شود اورسن ولز از رفتار ريتا خسته شود. ريتا به شکل غريبي دوست دارد به او ثابت شود که دوستش دارد؛ اين وضعيت باعث مي شود که رابطه بين ولز و ريتا سرد شده و ولز بعد از تولد دخترشان ريکا از او فاصله گيرد اما قبل از اينکه تندباد بي وفايي وزيدن بگيرد، ريتا ترجيح مي دهد که حين فيلمبرداري «گيلدا» از ولز جدا شود و در همين دوران است که رسانه ها اخبار مختلفي از ارتباط او با «ديويد نيون»، «نيکتور ماتور» و «هاوارد هيوز» منتشر مي کنند و ريتا کلافه از شايعه ها، با «علي خان» ازدواج مي کند.

آنها براي ازدواج به سوييس مي روند و ريتا دختري به نام «ياسمينا» به دنيا مي آورد. با اينحال علي خان پيش از آنکه شوهر خوبي باشد پدر بهتري است و خيلي زود اعتراف مي کند که نمي تواند به او وفادار باشد. ريتا يک بار ديگر از همسرش جدا مي شود و به آمريکا بازمي گردد.

ازدواج سوم و فراموشي

ريتا هيورث براي سومين بار هم ازدواج مي کند و اين بار با يک خواننده آرژانتيني به نام «ديک هايمز». با اينحال در اين دوره ريتا خيلي زود به مصرف بي رويه الکل روي مي آورد. اين وضعيت به شدت روي جسم و رفتارهايش اثر مي گذارد و نخستين نشانه هاي بيماري بزرگ از راه مي رسد.
ريتا به آلزايمر مبتلا مي شود و در اين دوران حتي در يک پروژه فيلمبرداري نيز حاضر مي شود اما بيماري اش شدت مي گيرد و او بلافاصله با فرد ديگري جايگزين مي شود.

در سال 1981 او تحت سرپرستي يکي از دو دخترش، ياسمينا قرار مي گيرد که بعدها به يکي از موثرترين فعالان حمايت از مبتلايان به آلزايمر تبديل مي شود. سرانجام در 14 مه 1987 ريتا هيورث در نيويور مي ميرد.

نيک صالحي

نظرات بینندگان

ارسال نظر