صفحه نخست >> فرهنگی تعداد نظرات: 0

مارک تواین کیست؟ درباره آثار و زندگی «مارک تواین» پدر ادبیات آمریکا (عکس)

این نویسنده که «ویلیام فاکنر» او را پدر ادبیات امریکا می داند. در سال 1835 در ایالت میسوری همزمان با ظهور ستاره دنباله دار هالی به دنیا آمد و همان طور که خودش پیش بینی کرده بود به ظهور مجدد این ستاره دنباله دار در سال 1910 از دنیا رفت.

کد خبر: 72688

برترین ها - محمودرضا حائری: اگر در کودکی و نوجوانی ماجراهای تام سایر و هکلبری فین را نخوانده باشید؛ بی گمان سریال کارتونی هکلبری فین را دیده اید. نویسنده ی این داستان های پر ماجرا و شوخ و شنگ کسی نیست جزساموئل لنگهورن کلمنس مشهور به مارک تواین.

این نویسنده که «ویلیام فاکنر» او را پدر ادبیات امریکا می داند. در سال 1835 در ایالت میسوری همزمان با ظهور ستاره دنباله دار هالی به دنیا آمد و همان طور که خودش پیش بینی کرده بود به ظهور مجدد این ستاره دنباله دار در سال 1910 از دنیا رفت.
 

مارک تواین


تواین در دوران ابتدایى، شاگردى متوسط بود، اما به قول خودش هیچ دانش آموزى در هجى کردن کلمات به پایش هم نمى رسید. مارک در سال ۱۸۴۷ پدر خود را از دست داد و براى شاگردى نزد یک نقاش رفت و در عین حال، در نشریه «ژورنال» نیز به عنوان خبرنگار آغاز به کار کرد. مارک تواین از سال ۱۸۵۷ با اخذ گواهینامه به عنوان قایقران در رودخانه مى سى سى پى مشغول به کار شد. وی در سال ۱۸۶۱ به ویرجینیا که والدینش اصالتاً اهل آنجا بودند، نقل مکان کرد و به عنوان سردبیر نشریه «تریتوریال اینتر پرایز» انتخاب شد. در روز سوم فوریه ۱۸۶۳ تخلص ادبى مارک تواین متولد شد. او سفرنامه طنزآمیزى را که به رشته تحریر درآورده بود، با این تخلص امضا کرد.

مارک تواین اولین داستان را در 1865 به نام « وزغ جهنده معروف ناحیه کالاوراس» در نیویورک منتشر نمود که شهرتی ناگهانی برای او بوجود آورد و موجب شد که مارک تواین راه قطعی داستان نویسی را دنبال کند. این قصه، داستانی است قدیمی و معروف که مارک تواین آن را تازه گردانیده است و مسابقه ای را نشان می دهد میان معروفترین و جهنده ترین وزغ منطقه متعلق به آسیابانی جوان و وزغ شخص دیگری به نام دنیل وبستر. این داستان به ظاهر ساده، با قلم طنزآمیز و لحن آمیخته با مسخره مارک تواین، به صورت داستانی بسیار زیبا و دلپذیر درآمد و مارک تواین را نویسنده محبوب عامه ساخت.

مارک تواین


پس از آن، مارک تواین سفر طولانی خود را آغاز کرد و تقریباً سیزده سال در خارج از کشور به سر می برد. «ساده دلان در سفر کشتی» (1869) در واقع سفرنامه ای است که آمد و شدهای دریایی نویسنده را به ایتالیا و بیت المقدس وصف می کند. مارک تواین در این سفرنامه، تمدن کهن منطقه مدیترانه را به گونه ای طنز آمیز می نگرد. توصیف موزه ها، شهرها و خرابه ها همگی این امکان را به مارک تواین داده است که هنر مضحکه نویسی خود را آشکار کند و به هر چیز جنبه نمایشی طنز ببخشد. این اثر نیز برای نویسنده شهرت و ثروت به همراه داشت.

در سال ۱۸۶۶ تواین به عنوان روزنامه نگار به هاوایى سفر کرد و یادداشت هاى بسیارى را از اتفاقات و رویدادهاى این سفر جمع آورى نمود. پس از آن، سفرى به فرانسه و ایتالیا داشت و تجربیات خود را در کتابى با نام «بى گناهان فرنگ» ذکر کرد که پس از انتشار، به سرعت به اثرى محبوب در میان آمریکاییان و اروپاییان تبدیل شد. تواین معمولاً براى نوشتن به مسافرت هاى متعددش رجوع مى کرد و شاید به همین دلیل است که آثارش حال و هواى سفرنامه دارد؛ نمونه بارز آن «ماجراهاى تام سایر» است که در سال۱۸۷۶ به چاپ رسید.

مارک تواین


موفقیت اولین کتاب تواین تا حدى او را از لحاظ مالى تامین کرد و او توانست  با «اولیویا لنگدن» ازدواج کند. اولیویا زنى خانواده دوست بود و خود را وقف حفاظت و مراقبت از شوهر و خانواده اش می کرد. یک سال پس از ازدواج به هارتفورد مهاجرت کردند و غیر از مسافرت هاى  مقطعی که به خارج از کشور داشتند، تا سال ۱۸۹۱ در این مکان ماندند. در این زمان تواین سخنرانى هاى متعددى را در ایالات متحده و انگلستان در زمینه ادبیات ایراد نمود و در خلال همین دوران هم آثار درخشان خود را خلق کرد که «ماجراهاى تام سایر»، «شاهزاده و گدا»، «زندگى در ساحل رودخانه مى سى سى پى» و «هاکلبرى فین» از آن جمله اند. تواین داستان «شاهزاده و گدا» را درباره ادوارد ششم پادشاه انگلستان نوشت و آن را به دختران خوش اخلاق و مهربان خود، «سوزى» و «کلارا» تقدیم کرد.

مارک تواین، با داستان هاى پرماجراى خود مانند «تام سایر» و «هاکلبرى فین» به نویسنده اى جهانى بدل شد و در سراسر جهان خوانندگان فراوانى یافت.«ارنست همینگوى» در اثر خود به نام «تپه هاى سبز آفریقا» مى نویسد: «تمام ادبیات نوین آمریکا از یک کتاب سرچشمه مى گیرد و آن «هاکلبرى فین» اثر مارک تواین است… و بهترین کتابی است که در دست داریم.»

مارک تواین


دوران میان انتشار تام سایر و پایان قرن نوزدهم بهترین سال های زندگی مارک تواین بود. در این سال ها او در اوج آفرینندگی و آسایش در کنار همسر و فرزندانش به سر می برد. در سال 1894 بنگاه نشری که مارک تواین در آن سهم عمده داشت زیان سنگینی داد، و نیز ماشین حروفچینی پرخرجی که مارک تواین در آن سرمایه گذاری کرده بود بی فایده از کار درآمد. مارک تواین ورشکسته شد.

ناچار برای پرداخت بدهی های سنگین خود به اروپا رفت و به سخنرانی و خواندن قطعات آثار خود و خنداندن و سرگرم کردن مردم پرداخت. در سال 1900 به امریکا بازگشت و توانست بدیهی های خود را تماماً بپردازد و عنوان «ورشکسته» را از روی نام خود بردارد. اما چند سال کار توان فرسا، و مرگ فرزند و بیماری همسر، او را درهم شکسته بود و ده  سال پایانی عمر به تلخکامی و نومیدی گذشت. با این حال مارک تواین هرگز دست از کار نکشید، چنان که پس از مرگش حجم آثار منتشر نشده اش از آثار منتشر شده اش کمتر نبود.

مارک تواین


چند گزین گویه طنزآمیز از مارک تواین

ما در این سرزمین از وجود سه چیز برخورداریم: وجدان بیدار، آزادی بیان و احتیاط لازم برای اینکه از دوتای اول هرگز استفاده نکنیم!

درباب عقیده: فرد را برای چیزی که به آن اعتقاد دارد به کلیسا راه می‌دهند ولی برای چیزی که می‌فهمد از آنجا اخراج می‌کنند.

درباب پرحرفی: بهتر است دهان خود را ببندید و ابله به نظر برسید تا اینکه آن را باز کنید و همه تردیدها را از میان ببرید.

درباب دروغ: یک «دروغ» ممکن است دنیا را دور بزند و به سر جای اولش برگردد؛ ولی در همین مدت یک «حقیقت» هنوز دارد بند کفش‌های خود را می‌بندد تا حرکت کند.

در باب مذهب: قسمت‌هایی از انجیل را که نمی‌فهمم ناراحتم نمی‌کنند. قسمت‌هایی از آن را که می‌فهمم عذابم می‌دهند.

نظرات بینندگان

ارسال نظر