صفحه نخست >> فرهنگی تعداد نظرات: 0

بايسته‌هاي رياست‌ دانشگاه فرهنگيان

بحث انتصاب رئيس دانشگاه فرهنگيان، مدت‌هاست که در دستور کار شوراي‌عالي انقلاب فرهنگي قرار دارد و اگر چه همزمان با اين بحث، حساسيت بيشتر متوجه تعيين رئيس دانشگاه تهران مي‌باشد اما با نگاهي عميق‌تر، نقش مهمتر دانشگاه فرهنگيان آشکار مي‌شود چرا که اين دانشگاه رسالت تربيت معلم را ...

کد خبر: 7215

«بايسته‌هاي رياست‌ دانشگاه فرهنگيان» عنوان يادداشت روز روزنامه رسالت به قلم محمود فرشيدي است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:

بحث انتصاب رئيس دانشگاه فرهنگيان، مدت‌هاست که در دستور کار شوراي‌عالي انقلاب فرهنگي قرار دارد و اگر چه همزمان با اين بحث، حساسيت بيشتر متوجه تعيين رئيس دانشگاه تهران مي‌باشد اما با نگاهي عميق‌تر، نقش مهمتر دانشگاه فرهنگيان آشکار مي‌شود چرا که اين دانشگاه رسالت تربيت معلم را برعهده دارد و هر سال بايد ده‌ها هزار معلم پس از فارغ‌التحصيل شدن از آن به کلاس‌هاي درس روانه شوند، معلماني که سرنوشت ميليون‌ها آينده‌ساز کشور را رقم خواهند زد و به دليل همين اهميت تاثيرگذاري در آينده مملکت و انقلاب است که مقام معظم رهبري فرموده‌اند: " دانشگاه فرهنگيان يا به تعبير قديمي دانشگاه تربيت معلم، دانشگاه است لکن با دانشگاه‌هاي معمولي فرق دارد، علاوه بر امتيازاتي که دانشگاه‌هاي ديگر دارند، امتياز "توليد معلم" مخصوص اين دانشگاه است، اين شرايطي دارد. به اين دانشگاه خيلي بايد اهميت داد." (1)

براساس همين جايگاه است که يادآوري نکاتي پيرامون بايسته‌هاي شخصيتي رئيس اين دانشگاه ضروري مي‌نمايد:

1- پيشينه معلمي و مقبوليت در جامعه فرهنگيان

شخصيتي که بر مسند رياست اين دانشگاه تکيه مي‌زند بايد شناسنامه معلمي داشته باشد و نماد جامعه معلمان تلقي شود و جامعه فرهنگيان او را به عنوان چهره‌اي فرهيخته و عاشق تعليم و تربيت بشناسند و پذيرا شوند. کسي که بداند هنر معلمي هزار و يک رمز و راز دارد، کسي که گذشته‌اش حکايت از آن داشته باشد که خود به معلمي عشق مي‌ورزد تا بتواند اين عشق را به دانشجو معلمان نيز انتقال دهد، کسي که قدر معلمان مدرس مراکز تربيت معلم را پاس بدارد، کسي که ارزش ميراث شهيدان رجايي و باهنر در تربيت معلم را بشناسد و درصدد احياي اين الگوي موفق بومي باشد، کسي که تعميق اخلاص معلمي را حرف اول حرفه معلمي و سياست راهبردي دانشگاه فرهنگيان بداند.

متاسفانه تفکر غلطي در برخي دولتمردان همواره وجود داشته و دارد که مانع مي‌شود تا صاحبان اين تفکر، نقش و منزلت معلم را آن‌گونه که امام خميني (ره) و مقام معظم رهبري بيان فرموده‌اند، درک کنند و در حقيقت براساس همين کوچک انگاشتن جايگاه و هنر معلمي بود که در دولت موقت، شهيد رجايي را نه به عنوان وزير، بلکه با سمت کفيل وزارت آموزش و پرورش به اين مسئوليت گماشتند و در بعضي دولت‌هاي بعدي نيز با اين استدلال که معلمان نمي‌توانند خودشان بر خودشان مديريت کنند، از ساير وزارتخانه‌ها براي وزارت آموزش و پرورش ، مدير وارد کردند تا آنجا که اين ذهنيت در جامعه فرهنگيان پديد آمد که برخي دولتمردان معتقدند معلمان نياز به قيم دارند و بي‌توجهي‌شان به مسائل معيشتي معلمان، نه از سر کمبود امکانات دولت بلکه به دليل نازل دانستن شغل معلمي است.

با کمال شرمندگي بايد اعتراف کرد که اين تفکر در معرفي رئيس جديد دانشگاه فرهنگيان هم به نوعي خودنمايي کرده و تبلور يافته است و يکي از اساتيد محترم وزارت علوم که فاقد پيشينه معلمي مي‌باشد و تجربه حضور در کلاس و مدرسه را ندارد، براي رياست دانشگاه فرهنگيان پيشنهاد شده است.

2- باور به سند تحول و جايگاه دانشگاه فرهنگيان

دانشگاه فرهنگيان قلب تپنده وزارت آموزش و پرورش و بازوي قدرتمند شوراي عالي انقلاب فرهنگي جهت اجراي سند تحول بنيادين مي‌باشد و موظف است معلماني تربيت کند که بستر تحقق "حيات طيبه" و اهداف سند تحول را فراهم سازند.

بر اين اساس چنانچه مديري در اهداف، سياست‌هاي مصوب و کارايي اين دانشگاه ترديد داشته باشد و سند تحول بنيادين را مورد ترديد قرار دهد، نمي‌تواند اهداف شوراي عالي را محقق سازد.

از مجموع بيانات و نگاشته‌هاي استاد محترم و صريح‌اللهجه‌اي که براي رياست دانشگاه فرهنگيان پيشنهاد شده است چنين
بر مي‌آيد که اين‌گونه ناسازگاري‌ها و تعارض بين باورهاي ايشان و مصوبات شوراي عالي وجود دارد. از جمله ايشان به عنوان اولين مجري طرح تدوين سند ملي آموزش و پرورش در دولت هشتم اظهار داشته‌اند: "در فرآيند تصويب (سند تحول) اين دو نهاد (شوراي عالي آموزش و پرورش و شوراي عالي انقلاب فرهنگي) روي هم 70 درصد ظرفيت تحولي آن چيزي را که ما براي آموزش و پرورش پيشنهاد کرده بوديم، فرو ريختند و از بين بردند که اين درصد عجيب و غريب و ميزان گسترده‌اي است." (2)

و نيز گفته‌اند: "اگر مجموعه تصويب شده‌ (سند تحول بنيادين) بيشتر بوي سنت از آن بيايد تا بوي مدرنيته و نسبت و توازنش به هم خورده باشد، مسئولش کساني هستند که اين نسبت و توازن را به هم زده‌اند." (3)

طبعا اين سئوال پيش مي‌آيد؛ کسي که 70 درصد سند تحول را خلاف نقطه نظرات خود مي‌داند و آن را نامتوازن مي‌انگارد، صداقت ايجاب مي‌کند که يا مسئوليت اجراي آن را نپذيرد و يا تغيير مواضع خويش را به صراحت اعلام دارد که شواهد تا کنون بقاي ايشان بر باور به همان "سند ملي" و به تعبير خودشان "سند مرحوم" را نشان مي‌دهد کما اينکه به صراحت اعلام داشته‌اند: "در اين سند قرار نيست فرآيند تعليم و تربيت ما يک فرآيند ايدئولوژيک باشد." (4)

در ارتباط با دانشگاه فرهنگيان هم رياست محترم پيشنهادي اعتقاد دارند که:

- "اينکه اين دانشگاه چقدر توانسته است نياز آموزش و پرورش به تربيت نيروي انساني توانمند را برطرف کند، جاي سئوال و بررسي دارد و خروجي مناسبي را نمي‌توان براي آن متصور بود." (5)

- "تربيت معلم ذيل دانشگاه جامع فرهنگيان با اين راهبرد نمي‌تواند آينده خيلي روشني داشته باشد" و اين يعني ناباوري به کارايي دانشگاه فرهنگيان کما اينکه در تعبيري ديگر دانشگاه فرهنگيان را مصداق تماميت خواهي دانسته‌اند و گفته‌اند:

- "مدعايي در دانشگاه جامع فرهنگيان تجلي پيدا کرده است که يک نوع انحصارطلبي و تماميت‌خواهي آموزش و پرورش است." (6)

و يکي از عوامل اين تماميت خواهي نيز به نظر ايشان شوراي عالي انقلاب فرهنگي است:

- "اقدام براي تاسيس دانشگاه ويژه تربيت معلم(دانشگاه فرهنگيان) با حمايت شوراي عالي انقلاب فرهنگي، مهم‌ترين مظهر اين سياست تماميت خواهانه و بخشي‌‌نگر است." (7)

البته پيامد اين ناباوري به دانشگاه فرهنگيان را در عملکرد ايشان نيز مي‌توان مشاهده کرد و جذب 11 هزار دانشجو به جاي 25هزار نفر، نمونه بارز آن است.

3- بصيرت انقلابي

رهبر معظم انقلاب اسلامي تاکيد فرموده‌اند که: "داشتن نگاه‌هاي جرياني و سياسي و حزبي و جناحي و اين چيزها براي آموزش و پرورش "سم" است." (8)

طبعا انتظار مي‌رود که دانشگاه فرهنگيان نهايت حساسيت را در اين زمينه داشته باشد تا بتواند معلماني معتقد به نظام اسلامي تربيت کند، اما متاسفانه در دوران سرپرستي استاد محترمي که براي رياست اين دانشگاه پيشنهاد شده‌اند وقايعي رخ‌داده است که روندي خلاف اين انتظار را نشان مي‌دهد.

از جمله دعوت از سخنراني که در بهمن 1392 در بيانات خود ضمن بي‌مهري به حضرت امام (ره) و تجليل از سران نهضت آزادي، جايگاه شوراي نگهبان را زير سئوال مي‌برد و از سردمداران فتنه 88 دفاع مي‌کند و هنگامي که در پايان مراسم يکي از مدرسين اعتراض خود را نسبت به محتواي سخنراني به رئيس دانشگاه ابراز مي‌دارد، رئيس دانشگاه پاسخ مي‌دهد که شما تندروي مي‌کنيد، سخنران حق مطلب را ادا کرده است. دفاع‌هاي مکرر و متعدد ايشان از يکي از نامزدهاي تصدي وزارت آموزش و پرورش پس از آنکه مجلس شوراي اسلامي با توجه به مسائل فتنه 88 نتوانست به او اعتماد کند را نيز نمي‌توان از نظر دور داشت و از جمله به کارگيري تعبير "جفاي ناروا" (9) درباره راي عدم اعتماد نمايندگان مجلس،
شبهه‌ گرايش ايشان را تشديد مي‌کند و به اين نگراني دامن مي‌زند که مبادا دانشگاه فرهنگيان دستخوش تفکرات سياسي مسموم شود و مروري بر تغييرات گسترده مديريتي با رويکردي خاص در دوران سرپرستي ايشان نيز حکايت از آن دارد که نبايد در اين زمينه ساده‌انگاري کرد.به هر حال در آخرين جلسه شوراي عالي انقلاب فرهنگي، تعدادي از اعضاي محترم با آگاهي از جايگاه رفيع اين دانشگاه و آشنايي با ديدگاه‌هاي رئيس پيشنهادي، مخالفت خود را با اين پيشنهاد اعلام کردند و به صراحت دغدغه‌هاي خويش را در ارتباط با نفوذ جريان فتنه در قلب آموزش و پرورش بيان نمودند، البته برخي از اعضاي محترم نيز ظاهرا به دليل عدم اطلاع از اهميت موضوع و نگراني‌هاي مترتب بر آن، سکوت کردند که انتظار مي‌رود در فرصت فراهم شده ضمن کسب اطلاعات دقيق، به عنوان مدافعان فرهنگي نظام اسلامي، به تکليف انقلابي خويش عمل کنند. جامعه فرهنگيان از اعضاي محترم شوراي عالي انقلاب فرهنگي انتظار دارد که در سال فرهنگ، از ميان جمعيت ميليوني معلمان، معلمي واجد کمالات علمي، تربيتي و تجربه را براي تصدي مسند رياست دانشگاه فرهنگيان برگزينند.

پي‌نوشت‌ها:

8 و 1- ديدار معظم‌له با فرهنگيان- 17/2/93
3 و2- گفتگو با دو ماهنامه چشم‌انداز ايران- 6/11/92
4- ميزگرد ماهنامه آيين- آبان 89
5- گفتگو با روزنامه شرق- 15/5/92
6- گفتگو با دو ماهنامه چشم‌انداز ايران-6/11/92
7- سخنراني در هم‌انديشي تربيت معلم در ايران توسط انديشکده تعليم و تربيت "دال"
9- وبلاگ شخصي

نظرات بینندگان

ارسال نظر