صفحه نخست >> فرهنگی تعداد نظرات: 0

تصاویر/ نامه هاي مهمي که جعلي ازآب درآمدند!

کد خبر: 6034

مهر/ نامه پدر به جرالدين: «انسان باش»
يکي از نامه هاي جعلي نامه جنجالي «چارلي چاپلين» به دخترش جرالدين است که نخستين بار در مجله روشنفکر منتشر شد. نامه‌اي که هنوز هم جعلي بودنش براي بسياري باورپذير نيست؛ در حالي که اين نامه تنها ابتکار خلاقانه «فرج الله صبا» سردبير اين مجله، براي خالي نماندن صفحه نامه‌هاي فانتزي بوده است! او درباره اين نامه گفته بود: «بعد از چاپ اين نامه است که مصيبت شروع مي‌شود! آن را نوار کردند، در مراسم مختلف دکلمه اش مي‌کردند ، در راديو و تلويزيون صد بار آن را خواندند، جلوي دانشگاه آن را مي‌فروختند ، هر چقدر که ما فرياد کشيديم آقا جان اين نامه را چاپلين ننوشته کسي گوش نکرد . بدتر آنکه به زبان ترکي استانبولي ، آلماني و انگليسي هم منتشر شد.» بخش‌هايي از اين نامه به اين شرح است: «دخترم هيچ کس و هيچ چيز ديگر در اين جهان نمي توان يافت که شايسته آن باشد. دختري ناخن پاي خود را براي آن عريان مي کند. برهنگي بيماري عصر ما است. به گمان من تن تو، بايد مال کسي باشد که روحش را براي تو عريان کرده است. حرف بسيار براي تو دارم، ولي به وقت ديگر مي گذارم و با اين آخرين پيام نامه را پايان مي بخشم. انسان باش، پاک دل و يکدل، زيرا گرسنه بودن، صدقه گرفتن و در فقر مردن بارها قابل تحمل تر از پست و بي عاطفه بودن است.»
نامه اميرکبير به ناصرالدين شاه: «اداره امور مملکت با توصيه عمه و خاله نمي‌شود.»
نامه‌اي که منتسب به اميرکبير به ناصرالدين شاه منتشر شده است، به دلايل مختلفي مخدوش است: « قربانت شوم، الساعه که در ايوان منزل با همشيره همايوني به شکستن لبه نان مشغولم، خبر رسيد که شاهزاده موثق الدوله حاکم قم را که به جرم رشا و ارتشا معزول کرده بودم به توصيه عمه خود ابقا فرموده و سخن هزل بر زبان رانده ايد. فرستادم او را تحت الحفظ به تهران بياورند تا اعليحضرت بدانند که اداره امور مملکت با توصيه عمه و خاله نمي شود. زياده جسارت است. تقي»
کارشناسان دلايل مختلفي براي جعلي بودن اين نامه ذکر کرده‌اند که فقط چند دليل آن به اين شرح است: اول اينکه خط اميرکبير با اين دستخط همخواني ندارد. دوم، اميرکبير حتي در روزگار تبعيد نيز نامه عتاب آلود و تهديدآميز و ملامت آميز به شاه ننوشت، چه برسد به هنگامي که در اوج قدرت بود. سومين دليل اين است که نامه فاقد تاريخ است و اکثر نامه هاي امير تاريخ دقيق داشته‌اند. دليل بعدي هم اين است که وي همواره همسر دومش و خواهر ناصرالدين شاه را ملک زاده خانم خطاب مي کرد. گاهي نيز عبارت «خانم» را به کار مي برد و هيچ گاه در هيچ يک از مراسلات او به شاه حتي هنگام گله از عزت الدوله او را «همشيره همايوني» خطاب نمي کرد. اين دلايل و بسياري اسناد و ادله ديگر ثابت مي‌کنند که اين نامه‌جعلي بوده و چيزي جز سندسازي نيست.
نامه عمربن خطاب به يزدگرد سوم و بالعکس!
اين نامه هم که منتسب به عمربن خطاب بوده، جعلي شناخته شده است. جالب است که نه تنها نامه وي به يزدگرد جعل شده است که نامه اي هم از جانب يزدگرد سوم در پاسخ به آن جعل شده است. اين نامه جعلي هم با اين جمله آغاز مي‌شود: «من آينده خوبي براي تو و ملتت نمي بينم مگر اينکه پيشنهاد من را قبول کرده و بيعت نمايي» يزدگرد سوم هم در اين نامه خيالي اينگونه پاسخ مي‌دهد: «شگفتا که تو در پايه خليفه عرب نشسته اي ولي آگاهيهاي تو از يک عرب بيابان نشين فراتر نمي رود به من پيشنهاد مي کني که خدا پرست شوم. اي مردک هزاران سال است که آرياييان در اين سرزمين فرهنگ و هنر، يکتا پرست مي باشند و روزانه پنج بار به درگاهش نيايش مي کنند.»

نظرات بینندگان

ارسال نظر