صفحه نخست >> فرهنگی تعداد نظرات: 0

شرق/حفاظت از فرهنگ، لشکر نمي‌خواهد!

کار را به جايي رساندند که معاون ميراث فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري براي حفاظت از آثار تاريخي ايران از کمبود لشکر و نيروي حفاظتي شکايت مي‌کند. گرچه اين ضعف سال‌هاست بر حفاظت از آثار تاريخي ايران سايه انداخته و دست چپاولگران فرهنگ اين ديار را در غارت اين آثار باز گذاشته، اما اين تنها دليل عمده بي‌مهري به فرهنگ و آثار فرهنگي و به‌ويژه آثار تاريخي کشور ما نيست.

کد خبر: 5980

شرق/ متن پيش رو در شرق منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.

کار را به جايي رساندند که معاون ميراث فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري براي حفاظت از آثار تاريخي ايران از کمبود لشکر و نيروي حفاظتي شکايت مي‌کند. گرچه اين ضعف سال‌هاست بر حفاظت از آثار تاريخي ايران سايه انداخته و دست چپاولگران فرهنگ اين ديار را در غارت اين آثار باز گذاشته، اما اين تنها دليل عمده بي‌مهري به فرهنگ و آثار فرهنگي و به‌ويژه آثار تاريخي کشور ما نيست.

آنجايي که تيغ تيز ارابه‌هاي ويرانگر، يک‌شبه بخشي از هويت ما را به «خاطرات فرهنگ» تبديل کرده و توسعه را در نگاهي متفاوت مي‌بينند، فرهنگ بي‌دفاع بوده و هيچ لشکري ياراي جلوگيري از آن را نمي‌تواند حتي در ذهن بپروراند! مشکل امروز فرهنگ و آثار فرهنگي و تاريخي سرزمين ما، در حفاظت فيزيکي آن خلاصه نمي‌شود که برعکس، فراموشي داشته‌هاي فرهنگي جامعه‌اي است که در آن توجه به پاسداشت فرهنگ کهن ايراني هرروز بر اساس تلقين‌هاي غيرفرهنگي به افرادش، سر از تخريب و ويراني آثار و اماکن تاريخي درآورده و بسط و گسترش «فرهنگ تخريب» در تمام ارکان اجتماعي نمود پيدا مي‌کند. روي سخن ما نيز با معاون محترم اين سازمان عريض‌وطويل و بي‌بنيه مالي است که از روي اجبار حاضر به بهره‌برداري‌هاي غيرتخصصي از اماکن تاريخي به قصد سودآوري و منافعي است تا بخش خصوصي نيز از آن منتفع شود؛ غافل از آنکه اين واگذاري‌ها خود اولين گام در تخريب اينگونه اماکن است يا سازمان متبوعش که متاسفانه هيچ اهرم قدرت و اجرايي در به کرسي‌نشاندن رسالت واقعي خود در مقابله با ديگر سازمان‌هايي که به قصد توسعه به تخريب وسيع آثار اقدام مي‌کنند، نداشته و بيشتر در حاشيه، به تلاش‌هاي بي‌مزد و مواجب خود ادامه مي‌دهد.

مگر در ساير کشورها، لشکريان همه حافظان فرهنگ‌اند و تجهيزات، ابزار نگه‌داشت آن؟! که اگر چنين باشد، ساير مرزها به روي سلطه‌جويان گشوده مي‌شود و مرزهاي سياسي و جغرافيايي هرروز در تغييرند و مگر در ساير کشورها و از جمله کشور ما، فرهنگ نيازمند به نگهباني است که بر عکس نيازمند نگهداري است تا نسل‌به‌نسل با آگاهي از اصالت آن، عناصرش را به نسل ديگر منتقل کند. درد جاي ديگري است نه انبوه لشکرياني که شب‌وروز در کمين غارتگران تا سپيده، چشم برهم نگذارند! درد آنجايي است که نقش «فرهنگ و تاريخ» در توسعه و برنامه‌ريزي‌هاي بلندمدت و جايگزيني در اقتصاد غيررقابتي جاي خود را به توسعه آني و زودبازدهي داده تا از منافع آن جمعي به سود‌هاي کلان رسيده و فرهنگ تنها در چنين وضعيتي به تفاخر تهي از ارزش‌هايش بسنده و معرفي مي‌شود. به خود آييم که ما هميشه حافظان فرهنگ کهن خويشيم بي‌آنکه بر ما محافظاني گمارند.

نظرات بینندگان

ارسال نظر