صفحه نخست >> فرهنگی تعداد نظرات: 0

عبدالجبار کاکایی

کاکایی/تمام هستی خودرا گریستم چون ابر

مشفق کاشانی غزل را در کنار شاعرانی چون ابتهاج و نوذر پرند و نیستانی و بهبهانی و منزوی و اوستا و شهریار تجربه کرد و مصاحبت با سهراب سپهری و علاقه به عالم موسیقی از او چهره‌ای وجیه المله ساخت.

کد خبر: 5888

عباس کی منش با نام آشنا تر مشفق کاشانی از شاعران غزل گو در دوران گذار غزل از گذشته به امروز، شاعری تغزلی میانه رو و جوانمرد بود. بخش خلاق زندگی شاعرانه  او تا آستان پنجاه سالگی در پیش از انقلاب سپری شد و چون بسیاری دیگر از« پنجاه ساله‌ها» نخواست  در فرم و شکل شعر خود با توجه به ظهور «طرز‌های تازه» تحولی ایجاد کند .
 
سیلاب موضوعات اجتماعی و متداول و روز مره ، مثل جنگ و انقلاب  و هوس همراهی با آنها ،هم اجازه نداد تا به غنای دستاوردهای گذشته  خود بپردازد، اما در همین مرحله هم محل اعتبار و مورد اعتنای همه  نام‌آوران عرصه  غزل میانه بود به ویژه سیمین بهبهانی که با احترام خاص از ایشان یاد می‌کرد. مصاحبت با مشفق که آیینه تاریخ ادبی حوزه  کلاسیک غزل فارسی معاصر بود وقت دوستان نزدیکش را بسیار خوش می‌کرد.
 
زبان نرم و پرندینه، لحن مغازله‌ای و تجانس و تقارن واژه‌ها و هوشیاری در مراعات‌النظیر‌ها و موازنه‌ها و ترصیع‌ها غزل مشفق را حتی در بین فارسی زبانان خارج از ایران به ویژه شبه قاره ، دارای جایگاه خاص کرده بود. مشفق کاشانی غزل را در کنار شاعرانی چون ابتهاج و نوذر پرند و نیستانی و بهبهانی و منزوی و اوستا و شهریار تجربه کرد و مصاحبت با سهراب سپهری و علاقه به عالم موسیقی از او چهره‌ای وجیه المله ساخت.
 
روح جوانمردی و تواضع او در استاد خواندن شاگردانش پدیدار بود. بدون شک اگر رسانه  مستقلی تنها برای عرضه توانایی‌های شعر  شاعران معاصر وجود داشت در بین صدا‌های موجود صدای غزلسرای پیر روزگار ما از صدا‌های  مورد اعتنای حتی نسل جوان بود اما در روزگاری که بزرگداشــــت‌ها و یادمان‌ها در زمان حیات شاعران جز به منظور بهره برداری رســانه‌ها صورت نمی‌گیرد حتی خبر مرگ شاعر نیز در بین تیتر‌های پر شمار خبرگزاری‌های سیاسی تبدیل به سوژه ای برای صف بندی جناح‌ها می‌شود. مشفق عزیز بود و دوران ما که بگذرد و غبار خاطرات ما فرو‌بنشیند عزیزتر خواهد شد.

نظرات بینندگان

ارسال نظر