صفحه نخست >> فرهنگی تعداد نظرات: 0

دستمزد بازيگران سينماي ايران چقدر است؟

دريافت دستمزد 150 تا 300 ميليون تومان براي سه روز بازي در يک نقش، حتماً در نگاه نخست باورکردني به نظر نمي‌رسد اما حتماً اگر اين پيشنهاد به شما هم داده شود از آن نخواهيد گذشت.

کد خبر: 5833

دريافت دستمزد 150 تا 300 ميليون تومان براي سه روز بازي در يک نقش، حتماً در نگاه نخست باورکردني به نظر نمي‌رسد اما حتماً اگر اين پيشنهاد به شما هم داده شود از آن نخواهيد گذشت.
در تاريخ سينماي ايران از پيش از انقلاب تاکنون فاش شدن ميزان دستمزد بازيگران در رسانه‌ها از سوي هر فردي جنجال‌برانگيز بوده؛ جنجالي که شايد به دليل برملا شدن نرخ‌هاي نجومي طبيعي به نظر برسد. عدم شفافيت پولي و مالي، ريشه در ساختار اقتصادي و باورهاي عرفي جامعه ايراني دارد. از همين رو اين گزارش به دنبال اعلام نرخ دستمزد بازيگران نيست و سعي شده با نگاهي آسيب‌شناسانه و البته با در نظر گرفتن نظرات طرف‌هاي مختلف ذي‌نفع، روند دستمزدهاي کلان بازيگران مورد واکاوي قرار گيرد.
آنچه مسلم است و در گفت‌وگو با فيلمسازان به دست آمد، در چند سال اخير بازيگران سرشناس با طلب دستمزدهاي بالا و غيرمعمول، آسيبي جدي به دوام و توفيق صنعت کوچک فيلمسازي ايران وارد کرده‌اند و اين روند عجيب افزايشي که تناسبي با وضعيت فعلي اقتصاد و «دخل و خرج» سينماي ايران ندارد، همچنان ادامه دارد؛ آسيبي که شايد عدم مواجهه منطقي و تصحيح آن، جبران‌ناپذير باشد. ما با هفت فيلمساز و تهيه‌کننده در اين رابطه به گفت‌وگو پرداختيم؛ نتيجه قابل پيش‌بيني بود؛ مجموع هفت فيلمساز از روند دستمزد بازيگران ناراضي و گله‌مند بودند.
همين موج بازتاب‌هاي ناخوشايند اعلام نرخ دستمزد بازيگران باعث شد فيلمسازان طرف گفت‌وگو نيز، از اعلام دستمزد بازيگران فيلم‌هاي خود خودداري کنند.
اين رويکرد اين سوال را ايجاد مي‌کند که اين ميزان گله‌مندي فيلمسازان از دستمزدهاي بالا از يک سو و منفعلانه عمل کردن در مقابل پاسخگويي به مطبوعات از سويي ديگر، تشديد اوضاع نابسامان فعلي را در پي نخواهد داشت؟
در کشورهاي داراي اقتصاد آزاد نظير آمريکا که صنعت هاليوود روي کاکل کمپاني‌هاي فيلمسازي مي‌چرخد، شفافيت آماري به بهترين شکل خود را نشان مي‌دهد. اين مساله در ساير کشورها نيز رايج است اما در ايران با وجود دولتي بودن اکثر آثار و توليدات، جاي خالي شفافيت مالي به خوبي خود را نشان مي‌دهد. سه سال پيش در برنامه هفت، جنجال سخنان حامد بهداد پيرامون نرخ دستمزد بازيگران، چه داستان‌ها ساخت يا اعلام مسعود اطيابي پيرامون طلب کردن 180 ميليون تومان براي سه روز بازي در يک نقش توسط اين بازيگر، چه ميزان حاشيه‌ساز شد!
صاحبان هزينه فيلم و چاشني احتياط
منيژه حکمت که به تازگي فيلم شهر موش‌ها را تهيه‌ کرده از جمله تهيه‌کنندگاني است که به بحراني بودن شرايط اقتصادي سينما اشاره دارد و مي‌گويد: «تمام بازيگران بايد بدانند ما در شرايط بحراني در اقتصاد سينماي ايران به سر مي‌بريم. چه بازيگران و چه تهيه‌کنندگان همگي بايد بدانيم که شرايط بحراني است. در شرايط بحراني همه بايد همدلي کنند. تنها اين همدلي در سينماي ايران مي‌تواند ما را از اين ورطه پرآشوب نجات دهد. اين شرايط احتياج به کار آسيب‌شناسان و کارشناسان دارد که سمينار بگذارند و در اين رابطه بحث‌هاي مفصل کارشناسانه صورت گيرد که از اين روند بسيار خطرناک خارج شويم.»
او همچنين درباره اين پرسش که اگر بازيگري در پروژه فيلمسازي آنها دستمزد بالا طلب کند مي‌گويد: «ما خودمان اين کار را نمي‌کنيم، بودجه ما از ابتدا مشخص است در صورتي که بازيگري بپذيرد که با آن نرخ همکاري کند با او همکاري خواهيم کرد در غير اين صورت به دنبال بازيگر و راهکار ديگري خواهيم رفت.»
تهيه‌کننده و کارگردان زندان زنان درباره پيشنهاد تشکيل «کميته نظارت بر دستمزدها» نظر مثبت ندارد: «من قائل به اين کميته نيستم، با اين اقدام «زيرميزي» باب مي‌شود که اين آسيب بيشتري به سينما مي‌زند.»
معادله چندمجهولي
منوچهر محمدي به عنوان يکي از تهيه‌کنندگان پرکار سينماي ايران - که در سال گذشته تهيه‌کنندگي فيلم فرشته‌ها با هم مي‌آيند را در دست داشت- دستمزد تعدادي از بازيگران را بالا مي‌داند و مي‌گويد: «دستمزد بازيگران به هيچ وجه با سطح فعلي دخل و خرج و فرمول مالي سينماي ايران همخواني ندارد. دستمزدهاي چند صد ميليوني بازيگر در مقابل فروش يک ميلياردي فيلم‌ها تهيه‌کننده را متضرر مي‌کند، به طور کلي سينماي ايران در وضعيت خاص اقتصادي به سر مي‌برد.»
محمدي همچنين بالا بودن دستمزد بازيگران را آسيب به باقي بخش‌هاي توليد فيلم مي‌داند مي‌گويد: «وقتي قيمت يکي از عناصر سازنده فيلم به طرز نامتناسب و نامتوازني بالا مي‌رود، تهيه‌کننده ناچار مي‌شود از کيفيت مطلوب کم کند يا سرعت ساخت را بالا ببرد. همان‌طور که مي‌شنويم يک فيلم در 40 روز ساخته ‌شده است، در حالي که شايد اگر به توليد فيلم به عنوان يک کار خلاق نگاه کنيم و گروه و کارگردان فرصت داشته باشند در حين ساخت فيلم فکر کنند اين زمان طبيعي نيست. اين دستمزدها روي افت کيفيت عوامل و قسمت‌هاي ديگر فيلم اثر مي‌گذارد.»
تهيه‌کننده فيلم متفاوت «مارمولک» در پاسخ به پرسش تجارت فردا درباره زمان ترويج دستمزدهاي بالا در سينماي ايران، به سير قضيه اشاره مي‌کند: «ماجرا به حدود هفت، هشت سال پيش بازمي‌گردد، زماني که به نوعي رقابت ناسالم بين سينما و تلويزيون پيش آمد. تعداد شبکه‌هاي تلويزيوني بالا رفت و تلويزيون براي ساخت سريال‌هاي با مخاطب به سراغ بازيگران محبوب سينما رفت و براي جذب آنها دستمزدهاي بالا را پيشنهاد داد.»
هرنقشي يک قيمتي دارد
سيدجمال ساداتيان از ديگر تهيه‌کنندگان که چندي پيش فيلم آذر، شهدخت، پرويز و ديگران به دست او تهيه‌کنندگي شده بود اشاره‌اي به مشکلاتي که دستمزدهاي بالا در پروژه‌هاي سينمايي‌اش به وجود آورده مي‌کند: در پروژه‌هاي فيلمسازي‌مان به کرات با اين مشکلات مواجه هستيم و معمولاً براي مقابله با آن چهار، پنج مورد را آلترناتيو قرار مي‌دهيم. هر نقشي يک قيمتي دارد و ما متناسب با آن نقش‌ها بازيگرها را انتخاب مي‌کنيم.
اين تهيه‌کننده چگونگي محاسبه دستمزد بازيگران را اين‌گونه بررسي مي‌کند: بازيگران نقش اول به تناسب با هزينه توليد فيلم دستمزد مي‌گيرند. به عنوان مثال بازيگران نقش اول 20 تا 25 درصد بودجه توليد فيلم را طلب مي‌کنند که مي‌توان در چنين شرايطي گفت وقتي 30 درصد توليد فيلم را بازيگر برمي‌دارد بقيه عوامل و هزينه‌هاي بخش‌هاي ديگر فيلم را با 70 درصد باقي‌مانده بايد پيش برد. ما در بهترين شرايط 50 درصد را براي عوامل جلوي دوربين اختصاص مي‌دهيم و 50 درصد را براي عوامل پشت دوربين در نظر مي‌گيريم.
بازيگران نقش اول 20 تا 25 درصد بودجه توليد فيلم را طلب مي‌کنند که مي‌توان در چنين شرايطي گفت وقتي 30 درصد توليد فيلم را بازيگر برمي‌دارد بقيه عوامل و هزينه‌هاي بخش‌هاي ديگر فيلم را با 70 درصد باقي‌مانده بايد پيش برد.
کارگردان‌ها؛ آنها هم ناراضي!
فرزاد موتمن کارگرداني است که خود را با دو اثر شب‌هاي روشن و باج‌خور به مخاطبان شناساند. او هم از دستمزدهاي بالاي بازيگران ناراضي است: «دستمزد بازيگران با ميزان توانمندي آنها هيچ ربطي ندارد.»
اين کارگردان که امسال فيلمي را بر پرده جشنواره فيلم فجر خواهد داشت درباره بالا رفتن ناگهاني دستمزدها در اين سال‌ها مي‌گويد: «از زماني که برخي تهيه‌کنندگان تصميم گرفتند هزينه توليد را بالاتر از آنچه هست اعلام کنند، به عنوان مثال هزينه توليد را دو برابر سرمايه تمام‌شده اعلام مي‌کردند که به اين ترتيب يا يک بانک بزرگ را پشت فيلم مي‌آوردند يا يک بچه پولداري پيدا مي‌شد و دو ميليارد روي ميز تهيه‌کننده مي‌گذاشت، که فقط 600 ميليون آن را مي‌بايست خرج آوردن يک بازيگر به آن پروژه مي‌کردند.»
موتمن صريح‌تر به پرسش ما درباره ميزان فعلي دستمزدها پاسخ مي‌دهد: «ما تا به حال دستمزدهاي 180 ميليون تا 250 ميليون و بالاتر را از بازيگران شنيده‌ايم.»
وي نتيجه حاصل را اين گونه بررسي مي‌کند: «نتيجه اين است که سينماي بخش خصوصي فقيرتر شد. بخش خصوصي بازيگري ندارد چون اين پول‌ها را ندارد که پرداخت کند. بازيگران گران بايد در فيلم کارگردانان تفنني بازي کنند و بعد هم ديگر از آنها خبري نشود.»
همچنين از فرزاد موتمن درباره مشکلاتي که اين موضوع براي پروژه فيلمسازي او پيش آورده مي‌پرسيم و او پاسخ داد: «بله براي من هم پيش آمده که با اين مشکلات درگير شوم و پروژه صدمه زيادي هم خورده است.»
اين مدرس سينما، روند فعلي را «مثل يک شوخي» مي‌داند: «همين امسال فيلمي اکران شد که چهار، پنج سوپراستار داشت و 60 ميليون فروخت، رقمي که ستارگان براي اين فيلم گرفتند بين 300 تا 400 ميليون تومان بود. با چنين اتفاقي سينما بايد فلج شود ولي ما مي‌بينيم که آب از آب هم تکان نخورد و همچنان به بقاي خود ادامه داد. چنين فاجعه‌اي اگر در يک شرکت سينمايي خارجي رخ دهد آن شرکت ورشکسته خواهد شد و اتفاقات بدي مي‌افتد اما ما مي‌بينيم که از اين قبيل اتفاقات عجيب در سينماي ما زياد رخ مي‌دهد و طوري نمي‌شود به اين دليل که اين پول‌ها از خارج از سينما و نهادهاي ديگري به سينما وارد مي‌شود.»
همين امسال فيلمي اکران شد که چهار، پنج سوپراستار داشت و 60 ميليون فروخت، رقمي که ستارگان براي اين فيلم گرفتند بين 300 تا 400 ميليون تومان بود. با چنين اتفاقي سينما بايد فلج شود ولي ما مي‌بينيم که آب از آب هم تکان نخورد و همچنان به بقاي خود ادامه داد.
کاش سينما ارزان بود
خسرو معصومي کارگرداني که فيلم خرس او همچنان در توقيف به سر مي‌برد درباره دستمزدهاي بالا که در سينماي ايران رايج شده مي‌گويد: من با دستمزدهاي بالاي بازيگران موافق نيستم. اعتقاد من به سينماي ارزان است. سينمايي که حداقل دستمزدها در آن استفاده شود.
او اين روند را در فيلمسازي آسيب به بقيه عوامل فيلم مي‌داند و مي‌گويد: وقتي در يک پروژه فيلمسازي با بودجه 800،900 ميليوني، نزديک به 300،400 ميليون آن صرف دستمزد بازيگر شود مسلماً در حق بقيه عوامل اجحاف مي‌شود.
معصومي شيوه و تکنيک بازيگران را با دستمزدهاي آنان مرتبط نمي‌داند و مي‌گويد: توانايي بازيگران ربطي به دستمزد آنها ندارد.
بعضي بازيگران در ابتداي قرارداد مي‌گويند ما در فيلم فلان کارگردان 300 ميليون تومان گرفتيم و حالا چون شما هستي 200 ميليون مي‌گيرم.
اين کارگردان دستمزد بازيگر يک فيلم را با ديگر عوامل آن مقايسه مي‌کند و مي‌گويد: بازيگراني که شايد يک‌سوم تجربه يک فيلمبردار تجربه کار هنري دارند بيش از شش برابر دستمزد او دستمزد مي‌گيرند. من از دوستانم مي‌شنوم که مي‌گويند براي ساخت فيلم لنگ بازيگر هستيم چون همه بازيگران 300،400 ميليون دستمزد مي‌گيرند. جالب است کارگردان که خود صاحب اثر است و اثر را خلق مي‌کند و به بازيگر آموزش مي‌دهد که مقابل دوربين چگونه ظاهر شود فيلم برايش اين ميزان بازخورد مالي ندارد و بعضي از کارگردانان حتي مستاجر هستند.
معصومي: من از دوستانم مي‌شنوم که مي‌گويند براي ساخت فيلم لنگ بازيگر هستيم چون همه بازيگران 300،400 ميليون دستمزد مي‌گيرند.
وقتي 300 ميليون به يک بازيگر دستمزد مي‌دهند و فيلم فقط يک ميليارد فروش مي‌کند، سرمايه‌گذار به سمت توليد فيلم نمي‌رود.
آنها که تلاش مي‌کنند سينماي ارزان توليد کنند سراغ بازيگران ستاره نمي‌روند البته که ما در سينماي ايران ستاره به معني واقعي نداريم. بازيگري که 300 ميليون دستمزد مي‌گيرد لزوماً ستاره نيست. همانند کشورهاي ديگر بازيگراني که اين ميزان دستمزد مي‌گيرند بايد تابع کارگردان باشند در حالي که در ايران اين چنين نيست. ما بازيگران تکنيکي در ايران به تعداد انگشتان دست داريم. بازيگراني که خوش‌قيافه هستند لزوماً تکنيکي نيستند. اين بازيگران اتفاقاً دچار غرور و توهم مي‌شوند و همين مانع کار حرفه‌اي آنها مي‌شود که اين براي سينماي ايران سم است.
من بعد از اين سال‌هايي که کار کرده‌ام ترجيح مي‌دهم با بازيگران تئاتر کار کنم، بازيگراني که هنوز مغرور نشده‌اند. جيغ و دادهاي چند تا هوادار روي فرش قرمز جشنواره آنها را هيجان‌زده نکند.
افشار‌زاده، هم کارگردان هم بازيگر
مهشيد افشارزاده بازيگري است که در سال گذشته با ساخت فيلم «پنج ستاره» کارگرداني را هم تجربه کرد. او درباره اختصاص بيشتر بودجه يک فيلم به دستمزد بازيگران مي‌گويد: ميزان دستمزدها در يک اثر سينمايي مشخص است. فيلمبردار، کارگردان، صدابردار، گريمور، مونتور و بازيگر هر کدام طبقه‌بندي خود را دارند. دستمزدهاي بالا بوي خودنمايي مي‌دهد. چنانچه اگر بازيگري دستمزد بالاتر از طبقه خودش را مطالبه کند طبيعتاً از دور کنار خواهد رفت. در ضمن فيلمي که بودجه‌اش در حد دستمزد ستاره‌اش باشد بهتر است ساخته نشود.
افشارزاده از طلب دستمزد بالاي بازيگران رضايت ندارد و مي‌گويد: بازيگري که دستمزد نامتعارف درخواست مي‌کند ناآگاهانه تيشه به ريشه سينماي ايران مي‌زند.
اين هنرمند درباره تجربه فيلمسازي خودش و مقابله با اين مشکل مي‌گويد: من به شخصه از کساني براي کار دعوت مي‌کنم که تخصص لازم را داشته باشند و کمک خوبي براي کارم باشند. بازيگراني که دغدغه فرهنگي اجتماعي دارند حتماً از سواد و شعور کافي در کارشان برخوردارند.
امين تارخ:
شايد اين طور گفته شود که بازيگران در مجموعه توليدات سينمايي يا تلويزيوني، بيشترين دستمزد را دريافت مي‌کنند، اما واقعيت اين است که هيچ کس فکر نمي‌کند تعداد ماه‌هاي بيکاري يک بازيگر و عمر حرفه‌اي او چقدر است. به دنبال اين گفته‌هاي رئيس انجمن صنفي بازيگران براي تکميل پاره‌اي از سوالات با تارخ تماس گرفتيم اما موفق به طرح سوالات از وي نشديم.
تارخ با اشاره به تعداد ماه‌هاي بيکاري بازيگران در طول سال مي‌کند و مي‌گويد: وقتي يک بازيگر براي حضور در پروژه‌اي 80 ميليون تومان مي‌گيرد، بايد در نظر داشت که چند ماه بيکاري داشته يا چند ماه بيکار خواهد بود تا سراغ کار ديگري برود. پس با توجه به اين موضوع که معمولاً بازيگران مطرح و سوپراستار سالي يک يا دو فيلم بيشتر بازي نمي‌کنند،‌ اگر براي بازي در فيلمي 60 ميليون تومان دستمزد بگيرند رقم زيادي نخواهد بود، چون اگر اين رقم را براي دو فيلم حساب کنيم، مي‌شود 120 ميليون، يعني ماهي 10 ميليون تومان. آيا اين رقم براي کسي که به عنوان سوپراستار، نقش اول يک فيلم را بازي مي‌کند زياد است؟
شفافيت از نوع فرخ‌نژاد
حميد فرخ‌نژاد يکي از محبوب‌ترين بازيگران اين سال‌هاي سينماست. او در فيلم‌هاي متفاوتي بازي کرده و به دليل دارا بودن استانداردي در بازي خود، مي‌تواند به کمک کارگردان هم بيايد و با حضور خود برخي از ضعف‌ها و کاستي‌ها را بپوشاند. همين ويژگي است که اولاً تعداد کارهاي اين بازيگران را به ميزان قابل توجهي افزايش داده و از سوي ديگر پاي او را به فيلم‌هاي فاخر باز کرده است.
زماني که کارگردان جواني همانند علي غفاري براي ساخت فيلمي در حد و اندازه «استرداد» انتخاب مي‌شود، اگر قرار است دعوايي بر سر نتيجه فيلم به وجود نيايد، بايد بازيگران بسيار درست و حساب‌شده گزينش شوند. نتيجه همين گزينش درست بازيگران است که فرخ‌نژاد در نقش اصلي اين فيلم مقابل دوربين مي‌رود، اما فرخ‌نژاد هم قطعاً مزد خود را براي آنچه به فيلم مي‌افزايد مطالبه مي‌کند و نتيجه اين مي‌شود که او براي هر ماه حضور در اين فيلم سينمايي دستمزدي برابر 80 ميليون تومان دريافت مي‌کند. کار شش ماه طول مي‌کشد و بازيگر 480 ميليون تومان مي‌گيرد.
معادله منطقي است. فرخ‌نژاد شش ماه زمان مي‌گذارد، در فيلمي بازي مي‌کند که کارگردانش بسيار کمتر از او تجربه دارد و مهم‌تر از همه اينها فيلم آنقدر پرهزينه است و سيستم‌هاي حمايتي از آن‌چنان قوي هستند که تامين خواسته فرخ‌نژاد براي دستمزد نبايد چندان سخت باشد. در اين وضعيت است که بده‌بستاني درست ميان تهيه‌کننده و بازيگر يک فيلم صورت مي‌گيرد، اما پرسش اينجاست که اولاً اين بده‌بستان چه نسبتي به کليت سينماي ايران پيدا مي‌کند و از سوي ديگر چه نسبتي با فروش و درآمد اين فيلم دارد؟ اين روند، براي هنري که داعيه «صنعت» شدن دارد، از چه توجيه اقتصادي يا بازرگاني و کدام مدل اقتصادي پيروي مي‌کند؟
پيش از اين به دنبال واکنش‌هاي گسترده‌اي که موضوع دستمزدهاي بالاي بازيگران پديد آورده بود، امين حيايي در سال 90 در کنار علي معلم و محمدرضا شريفي‌نيا در استوديوي برنامه هفت نشست و درباره علت بالا رفتن دستمزد بازيگران گفت: سينما جاي ورود افراد حرفه‌اي است و همه عوامل و اجزاي آن بايد حرفه‌اي باشد و مشکلاتي هم که در خصوص دستمزدها به وجود آمده به خاطر حضور بعضي عوامل غيرحرفه‌اي مانند آشنايان و بستگان است. او همچنين مي‌گويد: «اميدوارم روزي برسد که دستمزد بازيگران ما به اندازه دستمزد بازيگران هاليوود باشد.» اميدواري حيايي احتمالاً ناظر بر شرايط کلي اقتصاد در يک کشور است؛ او حتماً وضعيت دشوار اقتصادي امروز ايران را با پردرآمدترين کشور جهان و صنعت پول‌ساز سينمايي آن مقايسه نمي‌کند!/سينما خبر

نظرات بینندگان

ارسال نظر