صفحه نخست >> فرهنگی تعداد نظرات: 0

سهیل محمودی

سهیل محمودی / پروازآرام «استاد مشفق»

سکوت کرد و سرش قدری به سینه‌اش خم شد و سکوت. صدایش کردیم آرام بود؛ آرام و با آرامشی کم‌نظیر و نگرانی دوستان و... . تلاش برای جابه‌جایی او... و... من لحظات پرواز چندنفر را در این سال‌های عمرم دیده‌ام.

کد خبر: 5659

به همت دوستان شاعرم، افشین علا، محسن خاتمی و جواد زهتاب؛ اصحاب فرهنگ و ادبیات و شعر جمع شده بودند تا جشن کوچک و میهمانی جمع‌وجوری به بهانه روز تولد من در محل انجمن شاعران برگزار کنند. عزیزانی شامل سیدمحمد خاتمی، سیدمحمود دعایی، احمد مسجدجامعی، خانم مهدیه الهی‌‌قمشه‌ای، ساعد باقری، صادق خرازی و... در کنار هم.

استاد بزرگوار مشفق‌کاشانی هم به جمع ما در محل انجمن شاعران آمد. عصایش به دستش بود و لبخندی بر لبش. لطف پدرانه مشفق بیش از ٣٠سال بود که شامل حال من و ساعد و قیصر و سیدحسن حسینی و... بوده. روبوسی و لبخند و تبریک و آرزوهای خوب برای هم. افشین مجلس را اداره می‌کرد. هریک از عزیزان چیزی می‌گفتند و خاطره‌ای و یادی از سال‌های دور و نزدیک. نوبت به استاد مشفق‌کاشانی رسید. مشفق از سال‌های دور سخن به میان آورد.

سال‌هایی که تولید رادیو در میدان ارک، محل کار ما بود و سخن از جوان‌های آن سال‌ها که ما بودیم و حرمتی که برای بزرگ‌ترهایی مانند او و استاد او،  قایل بودیم. گوش‌دل به سخنان مشفق داشتیم که در مرز ٩٠سالگی با حافظه‌ای خوب، کلامش یادآور سال‌های مهر و دوستی شاعران این سرزمین بوده است.  در حال سخن‌گفتن و شعرخواندن، استاد مشفق لحظاتی آرام شد. 

سکوت کرد و سرش قدری به سینه‌اش خم شد و سکوت. صدایش کردیم آرام بود؛ آرام و با آرامشی کم‌نظیر و نگرانی دوستان و... . تلاش برای جابه‌جایی او... و... من لحظات پرواز چندنفر را در این سال‌های عمرم دیده‌ام. 
اما این یکی شگفت بود. 
استاد مشفق عمری را به جوانمردی و مهر و دوستی با دیگران سر کرده بود؛ و معلوم بود که پرواز او نیز از همین دست است. شاعری که در کنار بزرگانی چون اخوان، سیمین، آتشی، عماد و اوستا، از نشانه‌های تاثیر شعر روزگار ما بر علاقه‌مندان ادبیات این سرزمین بوده است. 
مشفق‌کاشانی به همان سادگی و راحتی و آرامشی که زیسته بود، آرام و ساده، بی‌درد و رنجی پرواز کرد./شرق

نظرات بینندگان

ارسال نظر