صفحه نخست >> فرهنگی تعداد نظرات: 0

چرا سريال‌هاي ترکيه را مي‌بينيم؟

در کشور ما مخاطبي شکل گرفته است که ديگر وقت تماشاي شبکه‌هاي صداوسيما را ندارد. بخشي از زمانش را صرف شبکه‌هاي ماهواره‌اي و بخش ديگر را صرف شبکه‌هاي اجتماعي موبايلي مي‌کند؛ اما به نظر نمي‌رسد ما طرح‌هاي رسانه‌اي آينده‌نگرانه مشخصي براي آشتي دادن اين مخاطب داشته باشيم.

کد خبر: 15149

مطلبي که مي خوانيد در خبرآنلاين منتشر شده و انتشار آن الزاما به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.

در کشور ما مخاطبي شکل گرفته است که ديگر وقت تماشاي شبکه‌هاي صداوسيما را ندارد. بخشي از زمانش را صرف شبکه‌هاي ماهواره‌اي و بخش ديگر را صرف شبکه‌هاي اجتماعي موبايلي مي‌کند؛ اما به نظر نمي‌رسد ما طرح‌هاي رسانه‌اي آينده‌نگرانه مشخصي براي آشتي دادن اين مخاطب داشته باشيم.

در راستاي تحقيقاتي که در حوزه وسايل ارتباط جمعي به ويژه شبکه‌هاي ماهواره‌اي دارم اين روزها سعي مي‌کنم وضعيت شبکه‌هاي ماهواره‌اي در کشورهاي خاورميانه را بشناسم. بخشي از منابعي که مطالعه مي‌کنم مقالات علمي و پژوهشي مرتبط با اين موضوع است و بخش ديگر يادداشت ها و نوشته هايي است که در سال هاي اخير در مطبوعات کشورهاي عربي منتشر شده اند.

نکته اي که در اين بررسي ها برايم جالب است افزايش حساسيت و توجه فعالان فرهنگي و تحليل گران اجتماعي کشورهاي عربي نسبت به افزايش پخش سريال‌هاي ساخت کشور ترکيه در اين کشورهاست.
در واقع در اين نوشته ها نوعي نگراني از رسوخ فرهنگ کشور ترکيه در کشورهاي عربي ديده مي‌شود و برخي از مفسران نيز رشد صعودي توليد سريال در ترکيه و صادر کردن آنرا به ساير کشورهاي همسايه با زمينه سازي فرهنگي-ذهني ترکيه براي تبديل شدن به قطب يا الگوي توسعه در خاورميانه تلقي مي‌کنند، مسأله اي که برخي از نوسته ها از آن با عنوان ديپلماسي فرهنگي ياد مي‌کنند. در واقع در اين سريال‌ها، ترکيه به عنوان نمونه اي معرفي مي شود که توانسته است سنت و مدرنيسم را با هم تلفيق کند.

در همين خصوص، مناقشه اي نظري بين مفسران در خصوص استقبال از سريال‌هاي کشور ترکيه وجود دارد: عده اي معتقدند که دليل اين چنين استقبالي به دليل نزديکي فرهنگي بين کشور مبداء يعني ترکيه و کشورهاي مقصد است. زمينه هاي اجتماعي بيشتر کشورهاي خاورميانه شبيه هم است و همين شباهت، توجيه گر استقبال از سريال‌هاست.

در مقابل، عده‌اي ديگر معتقدند که دليل اين استقبال نه شباهت، بلکه تفاوت‌هاست. در واقع مخاطبان اين سريال‌ها در کشورهاي مقصد آنچه را ندارند در اين سريال‌ها جستجو مي‌کنند. آنها به دنبال يافتن نداشته‌هاي خود در اين سريال‌ها هستند.

تصميم ندارم تا در اين يادداشت کوتاه لايه‌هاي ديگري از موضوع را باز کنم ولي گروه دوم نتايج سياسي از نظر خود مي‌گيرند. اين که اگر آزادي‌هاي اجتماعي در کشورهاي مقصد توسعه يابد استقبال از اين سريال‌هاي هم کاهش خواهد يافت.
آنچه مشخص است، سريال‌هاي کشور ترکيه در کشورهاي عربي تبديل به مباحثه عمومي شده است. آنها براي تغيير اين وضعيت تلاش کرده‌اند تا برنامه‌هاي جذاب‌تري پخش کنند. منتها اين برنامه‌هاي جداب عمدتاً از توليدات هاليوودي بوده و گويي قرار بر آن است تا ترکيه الگوي اين کشورها نشود!

در همين خصوص بايد به نکته ديگري هم اشاره کنم؛ برخي از محققان نشان داده‌اند که بين استقبال از سريال‌هاي کشور ترکيه و تبديل شدن اين کشور به مقصد سفر و خريد ملک توسط اعراب رابطه مستقيمي وجود دارد. بدين معني که قبل از کشور ترکيه، کشور امارات مقصد سفر و خريد ملک بسياري از لايه هاي متمول کشورهاي عربي بود. با افزايش پخش سريال‌هاي ترکيه اي و تبليغ ملک و املاک در بين اين سريال‌ها، به تدريج ترکيه محل سرمايه‌گذاري اين طبقات شده است.

همه اينها را گفتم تا به کشور خودمان برسم. کسي نمي‌تواند کتمان کند که در سال هاي اخير استقبال از سريال‌هاي کشور ترکيه رشد چشمگيري در بين ايرانيان داشته است. تورق نشريات زرد و نيز برخي از پيامک‌هاي رد و بدل شده در شبکه‌هاي اجتماعي نشان از چنين استقبالي دارد.

نکته آن است که به نظر مي‌رسد همان اتفاقي که در کشورهاي عربي رخ داده خيلي زودتر در ايران ظهور يافت. يعني تبديل کشور ترکيه به مقصد سفر و پيشي گرفتن اين کشور از امارات متحده عربي. پرسش آن است که ما در حوزه رسانه‌هاي جمعي چه برنامه‌هايي براي مخاطب ايراني داريم؟
معمولاً در نوشته‌ها و مصاحبه‌هايم گفته‌ام که در کشور ما مخاطبي شکل گرفته است که ديگر وقت تماشاي شبکه‌هاي صداوسيما را ندارد. بخشي از زمانش را صرف شبکه‌هاي ماهواره‌اي و بخش ديگر را صرف شبکه‌هاي اجتماعي موبايلي مي‌کند.
قرار است چه جذابيت‌هايي رسانه‌اي فراهم شود تا اين مخاطب مجدداً با رسانه‌هاي داخلي آشتي کند؟ به نظر نمي‌رسد ما طرح‌هاي رسانه‌اي آينده‌نگرانه مشخصي داشته باشيم.

فردين عليخواه - جامعه‌شناس و استاد دانشگاه

نظرات بینندگان

ارسال نظر