صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

سناريوي جديد التاسيس تقلب!

تاکيد بر غيرمنصفانه بودن ردصلاحيت‌ها بواسطه شناخت مردم از ماهيت نهادهاي حاکميتي چون شوراي نگهبان چندان اثرگذار نيفتاد لذا از انتخابات 88 عملا اتهام جديدي تحت عنوان تقلب در انتخابات به نظام نسبت داده شد. در واقع هدف اصلي اين سناروي زيرسوال بردن اعتماد عمومي نسبت به سلامت انتخابات در کشور بود. حوادث پس از انتخبات 88 که کاملا توسط عناصر اصلاحات سازماندهي مي‌شد تا اندازه اي غلوآميز بود که بعدها چهره‌هاي اين جريان در جريانات خصوصي و حتي در ميان عموم مردم بر دروغ بودن سناروي تقلب تاکيد کردند.

کد خبر: 8382

مطلبي که مي خوانيد در خبرگزاري فارس منتشر شده و انتشار آن الزاما به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.

--------------------------------------------------------------

 


سخنان پنجشنبه موسوي لاري در کنگره حزب مردم سالاري و تلاش براي تخريب چهره شوراي نگهبان خاطره چند دوره سخنان تکراري اصلاح‌طلبان در حوالي ايام انتخابات در کشور را زنده کرد. موسوي لاري که خودش با تصدي پست وزير کشور عهده دار برگزاري دو دوره انتخابات هفتم و نهم رياست جمهوري بوده است؛ شرايط هم حزبي‌هايش را چنان وخيم يافته که تلاش مي‌کند با متهم کردن شوراي نگهبان به نوعي مظلوم نمايي در انذار عمومي بپردازد.
شيوه عمل افرادي چون لاري در متهم کردن نظام به بدبيني با آنچه در واقعيت جريان دارد در تعارض مستقيم است. اصلاح طلبان در هر دوره انتخابات با اظهارات خود تلاش مي‌کنند تا ساختار نهاد قدرت در کشور را کاناليزه و مطابق با اهداف گروهي خاص نشان دهند حال آنکه پيروزي جريان‌هاي خود در انتخابات را مصداق مردم سالاري ديني مي‌شمارند. ترفند جريان ليبرال در مواجهه با انتخابات از دو سناروي کلي زير خارج نيست:

بازي درآوردن در موضوع ردصلاحيت‌ها
در طول چند دوره انتخابات گذشته جريان اصلاحات همواره خود را قرباني ردصلاحيت‌ها توصيف کرده است حال آنکه واقيعت موضوع با آنچه در ظاهر اتفاق مي‌افتد کاملا متفاوت است. ليبرال‌ها با معرفي چندباره صف طولاني از افرادي که سابقا ردصلاحيت شده‌اند تلاش مي‌کنند تا اينگونه القا کنند که نظام سر سازگاري با آنها را ندارد و با ردصلاحيت نامزدهاي اصلاح‌طلب به دنبال چينش نهادهاي قدرت در کشور است. اين شيوه مزورانه در شرايطي رخ مي‌دهد که ردصلاحيت برخي از اين افراد به‌واسطه ارتکاب به جرائم عديده و تخلفات بسيار متنوع عملا غيرممکن است. ليدرهاي اين جريان همچنين با اجير کردن بخشي از قشر خاکستري سياسي بعد از ورود نامزدها به نهاد هاي قدرت سريعا دستور بلند کردن علم اصلاح طلبي يا همان سناريوي «اسب تروا»را صادر مي‌کنند.
همه اين شيوه‌ها در حالي به کار گرفته مي‌شود که ليدرهاي اين جريان عملا ماهيت و ساختار انتخابات در کشور را زير سوال مي‌برند سوال اينجاست که بالاخره تکليف اصلاح طلبان با شيوه انتخابات چيست؟ اگر واقعا اين شيوه را قبول ندارند چرا با صرف هزينه‌هاي ميلياردي در انتخابات شرکت مي‌کنند و از سوي ديگر افرادي چون لاري که خود را همواره حامي قانون و تحت حمايت آن مي‌دانند چطور به شوراي نگهبان به‌عنوان متصدي تاييد صلاحيت‌ها يورش مي‌برند.
از سوي ديگر در کدام ساختار حکومتي در جهان افرادي که عامدا به انجام اقدامات براندازانه دست زده‌اند مي‌توانند در انتخابات شرکت کنند. ظاهرا جريان اصلاحات که با افتضاحات سياسي خود در دهه گذشته کاملا فاقد مهره سياسي برجسته و تاثيرگذار است تلاش مي‌کند تا با اين ترفند زمينه استفاده برخي فتنه‌گران در انتخابات را فراهم کند. ليبرال‌ها برخلاف ادعاهاي مطرح شده از سوي چهره‌هاي شاخص اين جريان بدنه و پايگاه اجتماعي خود را از دست داده است و تلاش مي‌کند تا با حمله به نهادهاي حاکميتي و همسو با اپوزوسيون به وزن سبد راي خود اضافه کند.
اين شيوه رفتار اصلاح‌طلبان در طول چند دوره گذشته تقريبا تبديل به يک رفتار سياسي ساختارشکنانه شده است تا جايي که تمام نهادهاي حاکميتي براحتي مورد هجمه غيرمنصفانه آنها قرار مي‌گيرد. بعد از اتهامات وارد شده از سوي اصلاحات مبني بر دخالت سپاه در انتخابات در جريان انتخابات 88 اين بار شوراي نگهبان مورد تهاجم قرار مي‌گيرد. اصلاحات بر خلاف پرستيژ رسانه‌اي‌اش به هيچ عنوان توان تحمل صداي مخالف را ندارد. در واقع اصلاح‌طلبان قائل به اين هستند که «وقتي توانايي بازي‌کردن در شرايط قانوني را نداري بايد زمين بازي را بر هم بزني.»
انتقاد غيرمنصفانه برخي چهره‌هاي اين جريان در حالي صورت مي‌گيرد که اصلاح‌طلبان پيروزي در انتخابات رياست جمهوري يازدهم را نماد پايگاه اجتماعي خود و سلامت در انتخابات توصيف مي‌کردند.

سناريوي جديد التاسيس تقلب
تاکيد بر غيرمنصفانه بودن ردصلاحيت‌ها بواسطه شناخت مردم از ماهيت نهادهاي حاکميتي چون شوراي نگهبان چندان اثرگذار نيفتاد لذا از انتخابات 88 عملا اتهام جديدي تحت عنوان تقلب در انتخابات به نظام نسبت داده شد. در واقع هدف اصلي اين سناروي زيرسوال بردن اعتماد عمومي نسبت به سلامت انتخابات در کشور بود. حوادث پس از انتخبات 88 که کاملا توسط عناصر اصلاحات سازماندهي مي‌شد تا اندازه اي غلوآميز بود که بعدها چهره‌هاي اين جريان در جريانات خصوصي و حتي در ميان عموم مردم بر دروغ بودن سناروي تقلب تاکيد کردند.
در واقع ليبرال‌ها چند سالي است که از آبروي نظام نبردباني براي ترقي خود ساخته‌اند و تلاش مي‌کنند تا با همسويي با اپوزوسيون خود را در موضع روشنفکري منتقدانه قرار دهند. در واقع اين سناريو دو لبه دارد اگر در جريان انتخابات کانديداهاي مد نظر اصلاح طلبان از صندوق بيرون آمدند اين جريان نتيجه انتخابات را تاييد و آن را سالم تشخيص مي‌دهد ولي اگر مردم رغبتي به اصلاحات نشان ندادند حتما در انتخابات تقلبي صورت گرفته است. توهم فانتزي ليبرال‌ها باعث شده است تا دامنه انتقاد به نهادهاي مورد اعتماد مردم و نظام به ماه‌ها قبل از انتخابات سرايت کند و تز سياه‌نمايي در قالب همايش‌ها و يا تحليل‌هاي رسانه‌اي انجام شود.
اين يک اصل کلي است که قانون نمي‌تواند خود را با افکار، ذهنيات و توهمات افراد هماهنگ کند بلکه تمام جامعه اعم از سياسيون و غيرسياسيون بايد با قانون هماهنگ شوند. وظيفه تاييد صلاحيت‌ها طبق قانون اساسي بر عهده شورا ي نگهبان است و اگر شخص يا جرياني اين روند را قبول ندارد نبايد در انتخابات شرکت کند. نمي‌شود از مزاياي قانون استفاده کرد اما زماني که قانون راي و نظري خلف نظر افراد صادر مي‌کند کليت نهادهاي آن را زيرسوال برد.
موسوي لاري که در طول حوادث سال 78 به‌عنوان وزير کشور مسئول تامين امنيت عمومي را برعهده داشت با انفعال شخصيتي‌اش آن افتضاحات را در کوي دانشگاه به عمل آورد در فتنه 88 نيز از گذشته عبرت نگرفت و تمام تلاش خو د را بر زير سوال بردن انتخابات متمرکز کرد؛ امروز به محور اصلي تقابل با نهادهاي نظام تبديل شده است.
رسول منتجب نيا که چندي پيش در مصاحبه با روزنامه شرق از عذرخواهي خاتمي در قبال فتنه 88 استقبال کرده بود يکي ديگر از افرادي است که در همايش حزب مردم سالاري تيغ انتقاد را به سمت شوراي نگهبان گرفته است و منتجب نيا ظاهرا قرار است تا اين بار زمينه يک اشتباه عمدي ديگر را براي اصلاحات فراهم کند.

نظرات بینندگان

ارسال نظر