صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

خاطرات همسر هاشمي از ملک عبدالله و عربستان

عفت مرعشي / من روابط ايران و عربستان را درست کردم

من سال اول خودم تنها رفتم و آقاي هاشمي نبود. تقريباً من روابط ايران و عربستان را درست کردم. اولين دفعه‌اي که من رفتم مکه، خانم ملک عبدالله ميهماني داد و يک عده را دعوت کرد و جلسه گذاشت.

کد خبر: 8232

گفتگويي که مي خوانيد در "ماهنامه مديريت ارتباطات" منتشر شده و انتشار آن الزاما به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.

------------------------------------------------------------------


در سي‌ويکمين شماره ماهنامه مديريت ارتباطات، پرونده‌اي با هدف بررسي نقش همسران رؤساي جمهور در فعاليت‌هاي سياسي و اجتماعي منتشر شده بود که در بخشي از آن با عفت مرعشي همسر آيت‌الله هاشمي رفسنجاني گفت و گوي نسبتاً‌ مفصلي انجام و تلاش شده است تا نقش وي در کنار آيت الله، طي بيش از 30 سال فعاليت به عنوان سياستمدار مورد بررسي قرار گيرد.


خاطرات همسر هاشمي از ملک عبدالله و عربستان

عفت مرعشي در اين گفت‌وگو از مواجهه خانواده هاشمي با شايعاتي که در خصوص اين خانواده در جامعه رواج دارد تا سفر به کشورهاي ديگر و شام ملک عبدالله و حضور همسر قذافي در منزل هاشمي سخن گفته است.

بخش هايي از اين مصاحبه چنين است:

* شما در زماني که آقاي هاشمي رئيس‌جمهور بودند، در سفرهايي که ايشان مي‌رفتند، مخصوصاً سفرهاي خارجي، همراهشان مي‎رفتيد؟
بله مي‎رفتم.

* اين جزء پروتکل رسمي دولت بود که همسران رئيس جمهور همراه آنها بروند؟‌
بله مي‎رفتند، الان هم مي‎روند. فکر مي‎کنم که الان هم مي‎روند. شما بهتر مي‎دانيد.

* اينکه مي‌گوييد فکر مي‌کنم الان هم مي‌روند معني‌اش اين است که شما با همسران رؤساي‌جمهور بعد از آقاي هاشمي ارتباطي نداريد؟
با همسر آقاي خاتمي از اول ارتباط داشته‌ايم، الان هم داريم ولي با خانم آقاي احمدي‌نژاد، نه. از اول ارتباط و نشست نداشتيم، هنوز هم نداريم.

* اصلاً ايشان را نديده‌ايد؟‌
چرا ايشان را در مرقد يا منزل امام و جاهاي ديگر ديده‌ام، خانم خيلي خوبي هم هستند ولي رفت‌وآمد خانوادگي نداريم.

* با آقاي خاتمي چطور؟ الان هم رفت‌وآمد داريد؟
با خانم آقاي خاتمي الان هم ارتباط داريم.

* تا حالا شده آقاي هاشمي بدون هماهنگي شما مهماني دعوت کنند خانه و شما خبر نداشته باشيد؟
بله خيلي شده.

* ناراحت شديد؟
اگر وقت کم بود، ناراحت مي‎شدم؛ اگر وقت زياد بود، نه.

* آقاي هاشمي يکي از روحانيوني هستند که مي‎گويند قبل از انقلاب به کار و تجارت خودشان مشغول بودند و از روحانيون متمول محسوب مي‌شدند. مي‎خواستم ببينم بيشتر چه کارهايي مي‎کردند؟
کتاب داشتند، مجله داشتند و منبر هم مي‎رفتند. بعد هم که ‎آمديم تهران، با يکي از فاميل‌هايشان مقداري ساختمان‌سازي کردند.

* کدام مشخصه آقاي هاشمي را بيشتر دوست داريد و کدامش بيشتر شما را ناراحت مي‎کند؟
مشخصه به خصوصي ندارند. عجول نيست و زود عصباني نمي‌شود.


* در مورد تربيت و اسم گذاشتن فرزندان با هم مشورت مي‎کرديد؟
تربيت بچه‌ها همه با من بوده، ايشان که اصلاً نبودند. اسم فرزند اولم که فاطمه بود را پدرم انتخاب کرد. محسن در ايام فاطميه به دنيا آمد و به همين دليل اسمش را گذاشتيم محسن. فائزه را خودمان انتخاب کرديم تا به فاطمه بيايد. آقاي هاشمي پسر عمويي داشتند که مي‌گفت خواب ديده که اسم فرزند چهارممان را مهدي بگذاريم. اسم ياسر را هم دوست داشتيم و فرزند آخرمان را ياسر نامگذاري کرديم.

* من مي‎خواهم برگردم به همان سؤالي که شما با حاج آقا چقدر سفر خارجي رفتيد؟ شما وقتي مي‎رفتيد، طبيعتاً ميزبان شما همسر رئيس‌جمهور يا پادشاه کشور مقصد بوده است. بين همسر دو رئيس‌جمهور چه رسم و رسوماتي برقرار بود؟
آنها مي‎آمدند جلو، ماشين مي‎‌آوردند و ما را سوار مي‎کردند و مي‎بردند و ميهماني مي‎دادند. البته ميهماني خانم‌ها جدا مي‎دادند و ميهماني مختلط با مردان نبود، چون ما حجاب داشتيم. آنها بانوان هيأت ما را دعوت مي‎کردند و همسران وزرا و نمايندگان خود را نيز دعوت مي‌کردند، شام مي‎دادند و بازديدهايي برگزار مي‌کردند.

* به غير از اين ضيافت از کجاها بازديد مي‌کرديد؟
از جاهاي ديدني بازديد مي‎کرديم که گاهي در اين بازديدها همسر رئيس‌جمهورشان مي‎آمدند و گاهي هم نمي‌آمدند و همسران وزرا ما را همراهي مي‎کردند.

* آن وقت آنها معمولاً چه کارهايي را انجام مي‎دادند؟ آنها گزارش مي‎دادند؟
ما جاهاي ديدني را مي‎رفتيم، آنها خودشان گزارش نمي‌دادند، يکي مي‎آمد گزارش مي‎داد.

* مثلاً بازديدي از فعاليت‌هاي عام‌المنفعه مانند رسيدگي به ايتام داشتيد؟
بله در آفريقا رفتيم.

* شما به چند کشور سفر کرديد؟
ترکيه، سوريه، کشورهاي آفريقاي جنوبي، سنگال و کلاً جاهايي که آقاي هاشمي مي‎رفت، ما هم مي‎رفتيم.

* در تمام سفرها با ايشان مي‎رفتيد؟
بله، همه سفرها را مي‎رفتم.

* شما زمان نلسون ماندلا به آفريقاي جنوبي رفتيد؟ همسرشان به استقبال آمد؟
نه، همسر نداشت، همسرش را طلاق داده بود. دخترش آمد.

* در اين سفرها همسران رؤساي جمهور صحبت سياسي هم با شما مي‎کردند؟
جلساتي مي‎گذاشتند، سخنراني‌هايي نيز هم توسط ما و هم توسط آنها انجام مي‌شد.

* شما در چه مواردي سخنراني مي‎کرديد؟
من خيلي کوتاه در مورد برنامه‌هاي سفر در حد يک تعارف صحبت مي‌کردم.

* هيچ‌وقت درخواستي را به شما مطرح نکردند که منتقل بکنيد؟‌
نه، آنها درخواستي نداشتند، همه وضعشان خوب بود و برخوردشان هم خوب بود.

* آقاي هاشمي سالي که شهردار اسبق تهران دستگير شد، به مکه رفتند. اگر خاطره‌اي از آن سفر داريد بفرماييد، يا آخرين باري که در کسوت رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام به مکه رفتند.
آقاي هاشمي در اين مدت هر جا که رفته با استقبال خوبي روبه‌رو شده. اين دفعه هم که رئيس مجمع بوده رفته، آنها خيلي احترام کردند و هيچ فرقي با سفر دوره رئيس‌جمهوري ايشان نداشت. اينکه مثلاً حتي دم بقيع مردم جمع شده بودند و آقاي هاشمي گفتند تا مردم داخل نشوند، من نمي‌توانم بروم. آنها هم در را باز کردند و گفتند همه بفرماييد داخل.

* خانم ها را هم راه دادند؟‌
همه را راه دادند. بقيع پر شد از زن و مرد ايراني. جالب اينجا بود وقتي که برنامه‌ها تمام شد و گفتند برويد بيرون، مردم نمي‌رفتند بيرون. آقاي هاشمي دو مرتبه آنجا اين برنامه را پياده کردند و اينها هم قبول کردند ما هم هر دفعه که رفتيم - چه با آقاي هاشمي بودم و چه تنها- اينها ما را بردند بقيع. حتي سر قبر امام حسن(ع) هم بردند، خودشان آنجا ايستادند، ما زيارت کرديم و آمديم. خيلي هم احترام مي‎گذارند.

* آنجا هم شما با همسر ملک عبدالله ديدار داشتيد؟
نه. من سال اول خودم تنها رفتم و آقاي هاشمي نبود. تقريباً من روابط ايران و عربستان را درست کردم. اولين دفعه‌اي که من رفتم مکه، خانم ملک عبدالله ميهماني داد و يک عده را دعوت کرد و جلسه گذاشت.

* بعد از آن جريان کشتار مکه؟
بله. من تنها بودم. آقاي هاشمي نيامده بودند.

* اين روابط را شما چه جوري برقرار کرديد؟
آنها از من خواستند که ميهماني را بپذيرم و من هم پذيرفتم. وقتي پذيرفتم روابط برقرار شد.

* شما در اين موارد با آقاي هاشمي مشورت مي­کنيد؟ يعني مشورت کرديد که اين ميهماني را برويد يا نه؟
نه، مشورتي نبود.

* يعني همان جا تصميم گرفتيد؟ تلفن نزديد تهران به اصطلاح اجازه بگيريد؟
نه، ما هيچ چيزي را از آقاي هاشمي اجازه نمي‌گيريم.

* يعني بدون مشورت رفتيد؟‌
کاري را که اجازه بخواهد انجام نمي‌دهيم.

* عراق هم که رفتيد، استقبال خوب بود؟
بله، خيلي استقبال خوب بود. آنها هم ميهماني دادند.

* آيت الله سيستاني را هم ملاقات کرديد؟
خانم‌ها نه، آقايان بله. آنجا با خانواده آقاي حکيم ملاقات داشتم. من با خانواده آقاي حکيم تقريباً فاميل وصلتي داريم، يعني پسرعموي مادرم با دختر آقاي حکيم ازدواج کرده‌اند و من قبلاً با آنها آشنا بودم. من قبلاً رفته بودم عراق و همه را ديده بودم. همه آمدند، همه ميهماني دادند، خانم ها جدا، آقايان جدا و ما را به سامرا، کاظمين، نجف و کربلا بردند.

* خانم مرعشي! از سراني که آمدند ايران، کدامشان منزل شما آمدند؟
ملک عبدالله يک شام آمدند خانه ما البته خانم ايشان اصلاً ايران نيامده است. عرب‌ها خانم‌هايشان را نمي‌آورند. هر چقدر هم ما دعوت کرديم، قبول نکردند. ملک عبدالله خودش گفته بود که مي‌خواهم بيايم خانه. يک شام هم خانم قذافي ميهمان ما بودند.

* خانم آقاي قذافي را شما دعوت کرده بوديد؟
ما رفته بوديم ليبي، آنها هم آمده بودند. قذافي در جنگ خيلي به ما کمک کرده بود.

* حافظ اسد چطور؟ با خانم او ارتباط داشتيد؟‌
آنها که ايران نيامدند ولي ما سوريه رفتيم. بله، ارتباط داشتيم.
 
منبع: عصرخبر

نظرات بینندگان

ارسال نظر