صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 1

عبدالرضا مصري

داستان يکشنبه سياه و پيش نمازی مشایی / احمدي نژاد به مجلس فکر نمي‌کند اما به دولت چرا

حتي يکبار هم از مشايي کار غير اخلاقي نديدم گاهي حال احمدي نژاد از کار زياد بد مي‌شد نديدم مشايي پيش نماز باشد بسياري از مردم هنوز هم احمدي نژاد را قبول دارند احمدي نژاد به مجلس فکر نمي‌کند اما به دولت چرا در روز يکشنبه سياه بايد نمايندگان مجلس را ترک مي‌کردند

کد خبر: 8224

نامه نيوز/ گفتگويي که مي خوانيد در "نامه نيوز" منتشر شده و انتشار آن الزاما به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.

-----------------------------------------------------------------------------------------


او بر خلاف برخي از وزراي احمدي نژاد، علاقه‌اي به تخريب چهره رئيس دولت‌هاي نهم و دهم ندارد. عبدالرضا مصري نماينده فعلي مردم کرمانشاه در مجلس و وزير رفا دولت نهم، اعتقاد دارد که احمدي نژاد سخت کوش و پرتلاش بوده اما در اواخر دولتش دچار تغييرات گسترده‌اي شد.
مصري همچون بسياري ديگر از طرفداران احمدي نژاد، مشايي را عامل جدايي او از جريان اصول گرايي مي‌داند و به خاطر همين بعد از معرفي مشايي به معاون اولي و حکم کتبي مقام معظم رهبري، به دفتر حضرت آيت‌الله خامنه‌اي مي‌رود تا از ايشان در مورد دولت و شرايط آن کسب تکليف کند.
وزير سابق دولت نهم مي‌گويد که اگر احمدي نژاد به احمدي نژاد سال 84 برگردد، حاضر است با او کار کند.

متن کامل اين گفت‌وگو را در ادامه بخوانيد:

*شما پيش از اين گفته بوديد که مخالف مجلس ششم بوديد و احتمالا هم مخالف آقاي خاتمي، در انتخابات سال 84 از چه کسي حمايت کرديد؟
در انتخابات سال 84 از آقاي احمدي‌نژاد حمايت مي‌کردم .

*از همان اول از آقاي احمدي نژاد حمايت مي‌کرديد؟
نه در ابتدا از آقاي لاريجاني حمايت مي کرديم. در دور دوم اما از اول اعتقاد بر اين بود که به تصميم جبهه عمل شود. تصميم جبهه هم آقاي لاريجاني بود. اما دوستان دو گروه شدند، قرار شد گروهي ستاد آقاي احمدي نژاد در کرمانشاه را فعال کنند و گروهي هم ستاد آقاي لاريجاني را فعال کنند و اميد داشتيم که اين دو به يکديگر نزديک شوند که متاسفانه همانند اين دوره از انتخابات اينگونه نشد و در دوره دوم نيز به طور کامل از احمدي نژاد حمايت کردم.

هاشمي، خاتمي را آورد تا تنها يک دوره رئيس جمهور باشد

*شما در آن زمان مخالف آقاي هاشمي بوديد؟
يک زماني فقط بحث مخالفت است و وقتي بحث موافقت با کسي ديگر است؛ معتقد بودم ظرفيتي که آقاي احمدي نژاد با توجه به ديدگاه‌ها و تلاشي که داشتند مي تواند براي کشور بسيار موثر و تاثيرگذار باشد. ضمن اينکه پس از انتخابات سال 88 با اظهاراتي که در نماز جمعه گفتند مخالف بودم و از اين بابت نيز دلخور شده بودم. چرا که اظهارات ايشان در دوره انتخابات سال 76 هم موجب تغييراتي در اذهان عمومي شده بود.
البته آنها هم وقتي روي کار آمدند، پاسخ دادند و اولين مزدي که دادند، مزد آقاي هاشمي رفسنجاني بود. آن هم با دادن القابي مثل عاليجانب سرخپوش و امثالهم! چرا که ايت الله هاشمي رفسنجاني را براي دور دوم انتخابات رياست جمهوري تهديدي مي‌دانستند. در صورتي که آقاي هاشمي، آقاي خاتمي را فرصتي براي دور دوم انتخابات مي‌دانستند و به فردي راي دادند که از ديدگاه آنها، تنها يک دور مي تواند در کرسي رياست جمهوري باقي بماند و دور بعد شرايط براي رياست جمهوري هاشمي فراهم خواهد شد. اتفاقي که رخ نداد و پيش‌بيني که بي نتيجه باقي ماند.
لذا در آن دوره صددرصد با آقاي احمدي نژاد موافق بوديم و براي پيروزي وي در انتخابات رياست جمهوري تلاش کرديم. حتي وقتي آقاي هاشمي از ما به عنوان نماينده مجلس براي حضور در ضيافتي دعوت کردند و تعداد زيادي از همکاران ما دعوت ايشان را پذيرفتند، بسياري از همکاران بسيار براي حضور من در اين جمع نيز اصرار کردند. که البته من مخالفت کردم و گفتم که حضور و همراهي با آقاي هاشمي، خدمت به ايشان نيست. اينکه نمايندگاني که به هاشمي راي نميدهند اکنون دعوت ايشان را مي پذيرند و به ضيافت وي مي روند، هاشمي را به اشتباه مي اندازند. چرا که وقتي اعتقاد نداريم نبايد برويم.

*شناختي از آقاي احمدي نژاد داشتيد؟
آشنايي و دوستي از نزديک با آقاي احمدي نژاد نداشتم تنها به خاطر فعاليت‌هايي که به عنوان يک سياستمدار داشتند دورادور، شناختي از وي داشتم.

*پس شما هم مثل بسياري، فکر نمي‌کرديد که آقاي احمدي نژآد رئيس جمهور شود؟
بنده برخلاف ديگران تحليل متفاوتي از اين موضوع داشتم؛ معتقد بودم که هرکسي با آقاي هاشمي به دور دوم رقابت هاي انتخابات رياست جمهوري برود، بايد تمام تلاش خود را براي پيروزي انجام دهد و در آن زمان پيروز هم خواهد شد.

صددرصد اعتقاد داشتيم که احمدي نژاد راي مي‌آورد

*آقاي هاشمي فکر نمي‌کردند که انتخابات به دور دوم مي‌رود....
خب درباره اينکه چه کسي مي توانست به دور دوم برود، نمي‌شود الان بحثي کرد، چرا که در زمان آقاي خاتمي هم کسي فکر نمي کرد که آقاي خاتمي به رياست جمهوري برسد آن هم با حضور شخصيتي مثل آقاي ناطق نوري که شخصيت برجسته و شناخته شده اي درعرصه سياست بود. درباره رفتن آقاي هاشمي و احمدي نژاد به دور دوم هم بايد گفت که صددرصد اعتقاد داشتيم که آقاي احمدي نژاد راي خواهد آورد و فعاليت هاي بسياري براي پيروزي وي در اين انتخابات انجام داديم و اقبال عمومي هم با آقاي احمدي نژاد بود.

*ولي شما در دور نخست انتخابات نهم رياست جمهوري از آقاي لاريجاني حمايت کرديد.
بله، ابتدا از آقاي لاريجاني حمايت کرديم.

* وارد بحث دولت آقاي احمدي نژاد شويم. درابتداي دولت ايشان و در بحث راي اعتماد به وزرا، مجلس به 4 وزير پيشنهادي ايشان اعتماد نکرد. چرا انتظاراتي که از همراهي مجلس اصولگرا با دولت آقاي احمدي نژاد مي‌رفت، محقق نشد؟
در همان ابتدا چهار نفر از وزرايي که آقاي احمدي نژاد براي تصدي کرسي وزارت به مجلس معرفي کرده بود با اقبال نمايندگان مواجه نشد و فضاي عمومي مجلس عليه آنها بود. آقاي احمدي نژاد هم بسيار منعطف عمل کرد و حتي همان روز معرفي وزرا نيز نامزدهاي خود را پس گرفت و افراد ديگري را به مجلس معرفي کرد. حتي برخي از نامزدها نيز پيش از روز موعود از سوي آقاي احمدي نژاد از ليست وزرا حذف شدند.

*چه کساني بودند؟
الان حضور ذهن ندارم

صبح روز راي اعتماد از کابينه کنار گذاشته شدم!

*خب...
مجلس به آقاي احمدي نژاد پيغام داد که اين افراد به هيچ وجه راي مجلس را ندارند و آقاي احمدي نژاد در اين زمينه بسيار منعطف عمل کرد و افراد ديگري را با شهامت معرفي کرد و اصراري هم نکرد. در همان سال اول به نتيجه رسيد که برخي را کنار بگذارد، تا حالا البته اين اتفاق نيفتاده بود که شخص رئيس جمهور وزرايش را آن هم در سال اول رياست جمهوري کنار بگذارد.
البته سال اول، آقاي کاظمي به عنوان وزير تعاون انتخاب، و حضور ايشان در اين سمت نهايي شد. ساعت آخري که وزرا براي دريافت راي اعتماد به مجلس معرفي شدند، نظر آقاي احمدي نژاد درباره حضور آقاي کاظمي در اين سمت عوض شد.
تا صبحي که قرار بود وزرا براي راي اعتماد به مجلس بيايند، و من هم در آن جلسه بودم و حتي آقاي احمدي نژاد با من هم صحبت کردند و من هم موافقت کردم و تصميم بر اين شد که آقاي کاظمي براي اين سمت معرفي نشوند.

*آشنايي شما و آقاي احمدي نژاد چگونه شکل گرفت؟
احمدي نژاد کميته هاي تشکيل داده بود و در آن کميته ها افرادي که براي وزارت خانه ها کانديدا شده بودندبه اين کميته ها دعوت مي شدند و اعضاي کميته نظرات خود را به آقاي احمدي نژاد منتقل مي کردند و آقاي احمدي نژاد با فردي که مورد نظر کميته بود جلسه برقرار مي کرد و به همين خاطر لطف کردند و دو جلسه طولاني نيز با من برگزار کردند و اهداف آن وزارت خانه، برنامه ها و ميثاق نامه ها مورد بررسي قرار گرفت و فردا صبح، زماني که ليست نهايي شد، قرار بود دولت به همراه نامزدهاي وزارت خانه ها براي معرفي به مجلس بيايند. همان زمان بود که نظر آقاي احمدي نژآد درباره من تغيير کرد و به من اطلاع دادند.

*چه کسي به شما اطلاع داد؟
آقاي الهام اطلاع دادند. خيلي استقبال کردم از اين تصميم و همان موقع به مجلس آمدم،

*محتواي جلسه شما با آقاي احمدي نژاد چه بود؟
برنامه هاي مد نظر را به ايشان دادم و در اين باره صحبت کرديم. اما چندساعت به معرفي وزرا مانده بود نظر وي درباره من تغيير کرد؛ حقيقتا براي من هم مجلس و دولت فرقي نداشت چرا که خوشحال بودم دولتي سرکارآمده است که معتقد به نظام است. معتقد به ولايت است و دغدغه محرومين و مستضعفين را دارد چرا که از قبل با روحيات آقاي احمدي نژاد آشنا شده بوديم و ديگر براي ما فرقي نداشت که چه کسي وزير شود.

احترام و ادب احمدي نژاد در روز تنفيذ مهم بود

*چه کسي شما را به آقاي احمدي نژاد معرفي کرده بود؟
نمي‌دونم. آرمان ها براي ما از اينکه چه کسي وزير شود مهمتر بود. يعني آرمان ها و موضع گيري هاي ايشان و رابطه بسيار خوبي که در زمان تنفيذ و احترام و ادبي که ايشان رعايت کردند بسيار مهم بود. و فرقي نداشت که حالا من وزير شوم يا کسي ديگر. اينکه در مجلس بيشتر مي توانم به دولت کمک کنم بسيار برايم حائز اهميت بود و معتقد بودم که دولت اختيار دارد که همکاران خودش را انتخاب کند و من ذره اي واکنشي نشان ندادم و براي من بودن و يا نبودن در دولت مهم نبود بلکه کمک به دولت مهم بود.

*در آن زمان فضاي همدلي خوبي ايجاد شده بود...
بله خداروشکر، همينطور است. من وقتي روز معرفي وزرا به مجلس آمدم در مسير بسيار دعا کردم براي دولت و از خدا خواستم تا اين دولت در اموراتش موفق باشد.انصافا زمان برگشت کمي سبک تر بودم چرا که دغدغه خدمت بود و وقتي حضور من در دولت منتفي شد خدارا شکر کردم چرا که ديگر نماينده مجلس باقي مي ماندم و در عرصه ديگري خدمت رساني ادامه داشت.
تا سال بعد که يک شب آقاي احمدي نژاد از من دعوت کردند و همين روند طي شد و من عنوان کردم که براي من حضور در دولت و يا مجلس فرقي نمي کند.

*شما نگران پيوستن به دولتي نبوديد که آقاي کاظمي از آن کنار گذاشته شده بود؟
نه نگراني که نداشت، من نهايت کمک را در زمان وزارت آقاي کاظمي هم انجام دادم، باهم رفاقت هم داشتيم. آقاي کاظمي زماني که هيئتي را مشخص کرد براي کميته استقبال من به عنوان هيئت رئيسه اين کميته انتخاب شدم. براي من حضور آقاي کاظمي يا حضور ديگري فرقي نداشت. مهم خدمت بود.

*بالاخره حضور در وزارت خانه به عنوان وزير جايگاه مهمي داشت و چشيدن طعم وزارت شيرين ....
اينطور هم نيست، وقتي شما نماينده مجلس هستيد مي توانيد درباره تمامي امورات اظهار نظر کنيد. ولي وقتي به وزارت خانه مي رويد، بايد پاسخگو باشيد، چرا که انتظارات مجلس، اجتماع، دولت و مردم و ...هستند و بايد پاسخگو باشيد و اختيارات محدود است و مسئوليت بالاتر است. در مجلس اما اختيارات گسترده تر و پاسخگويي کمتر است.
اما عشق به خدمت هميشه در من بوده است و هيچ وقت نشد که ديرتر از ساعت 6 از خانه خارج شوم. حتي در روزهاي جمعه هم کارهاي معوقه هفته را انجام مي‌دادم.

*آقاي کاظمي به شما نگفتند که نمي‌توانيد با آقاي احمدي نژاد کار کنيد؟
نه اصلا اين حرف را نزدند.

مددي انتظار داشت از سوي احمدي نژاد براي وزارت معرفي شود که نشد

*در زمان وزارت آقاي کاظمي مسائلي چون حضور آقاي مددي و درگيري هاي بين آقاي کاظمي و آقاي مددي و آقاي احمدي نژآد پيش آمد...
نه آقاي مددي درگيري با آقاي احمدي نژاد نداشت و انتظار داشت که از سوي آقاي احمدي نژاد براي وزارت معرفي شود که نشد...ما دغدغه هايي را از وزارت رفاه در مجلس ترسيم کرده بوديم. دغدغه هايي چون نظام بيمه و خودم در اين باره برنامه اي را تدوين کردم که بتوانيم هر 3 تا 6 ماه يکي از گروه هاي سني و معيشتي در کشور بيمه شوند. آقاي احمدي نژآد هم خيلي استقبال و همکاري کرد.
در مرحله اول راننده ها را مورد بيمه قرار داديم. راننده هاي تاکسي، وانت، اتوبوس. وقتي اين پيشنهاد را به دولت برديم بسيار مورد استقبال رئيس جمهور و اعضاي دولت قرار گرفت. و در مدت زمان کمي ديديم که بيش از يک ميليون نفر در کشور بيمه شدند. موضوعي که بسيار جايگزين خوبي براي يارانه ها بود و دولت بيش از 50 درصد هزينه بيمه را پرداخت کرد.
در مرحله بعدي به سراغ اقشار بعدي جامعه رفتيم. مثل باربرها در ميادين، صيادها...و بيمه تامين اجتماعي روستايي و عشاير که بيمه نداشتند. دولت با اعلام اينکه يک سوم هزينه ها از سوي افراد پرداخت شود، بيمه آنها را پرداخت کرد.
مرحله بعدي کارگران روز مزد بود. که بسياري در اين زمينه هم مطالعه انجام شد. کارگر روزمزد مظلوم ترين قشر جامعه هستند و بسيار آسيب پذير. ما طرح مورد نظر درباره اينکه درصدي از مابه تفاوت ساخت ساختمان ها و فروش آن در بازار مسکن به کارگران تعلق بگيرد را به دولت برديم. اگرچه انتظار مي رفت که با مخالفت شديدي مواجه شود. ما اين طرح را به مجلس هم برديم و همکارانمان در مجلس بسيار همکاري کردند و قرار شد که کسي که پروانه ساخت و ساز مي‌گيرد درصدي را به حساب تامين اجتماعي واريز کند و از سوي ديگر، هرکارگري که هفت درصد خود را به تامين اجتماعي پرداخت مي‌کرد، تحت پوشش بيمه قرار مي‌گرفت. البته بعدها تغييراتي در اين زمينه ايجاد شد که من مخالف بودم اما خوشبختانه انجام شد.

*از تعاملات خود با آقاي احمدي نژاد بگوييد، با مشکل و اختلاف نظر هم برخورد مي‌کرديد؟
بالاخره در آن شدت کار شبانه روزي، سفرهاي استاني و انتظارات بالاي وزرا مشکلاتي پيش مي‌آمد. شايد برخي احساس مي‌کردند که رئيس جمهور به شخص خاصي توجه بيشتري دارد به نظر اما اين موضوع طبيعي بود و احمدي نژاد بايد ميان گزينه هايش کسي را انتخاب مي کرد. اما در حوزه بيمه فکر نمي کنم کسي در تاريخ قبل و بعد از انقلاب تا به اين حد به بيمه شدن افراد توجه داشته است و همين اندازه هم من بسيار از دولت ممنون بودم.

احمدي نژاد بيشترين همکاري را در موضوع بيمه داشت

*هيچ درگيري ميان شما و احمدي نژاد پيش نيامد؟
درگيري به آن معنا که پيش نيامد بالاخره ايشان رئيس جمهوري بودند و من وزير.

*ما با چندين تن از وزراي آقاي احمدي نژاد گفت وگوي تفصيلي داشتيم، برخي معتقد بودند که يک گروهي در دولت مثل آقاي ثمره هاشمي، مشايي و ... نفرات درجه اول هستند و آنها کارها را پيش مي بردند و تصميم گيري مي‌کردند و ما در درجه دوم بوديم...
اين تصورات براي بسياري به وجود مي‌آمد اما شخصا براي من اهداف بسيار مهم بود و نه اشخاص. من درباره اهدافي که ترسيم کرده بودم به ويژه درباره بيمه، شاهد بالاترين همراهي و همکاري از طرف آقاي احمدي نژاد بودم. در آن دوره، قانون نظام هماهنگ بازنشسته ها را اجرا کرديم که بسيار سنگين بود، چرا که يک مرتبه افزايش تا 40 درصدي حقوق بازنشته ها را داشتيم و بعد از مصاحبه اي که من با صدا و سيما داشتم و اين موضوع را اعلام کردم و گفتم که تا يک ماه ديگر، حقوق بازنشسته گان تا 40 درصد افزايش پيدا خواهد کرد، خاطرم هست که مجري از من پرسيد ما يک ماه ديگر به سر اغ شما خواهيم آمد.
يک روز پيش از موعد يک ماهه، احکام آن صادر و ابلاغ شد و براي بيش از يک ميليون و 700 هزار نفر حکم افزايش حقوق صادر شد و صدور حکم اين موضوع به تنهايي اقدام سنگيني بود و صندوق بازنشستگي شبانه روزي اين مهم را انجام داد. خداروشکر تيم بسيار قدرتمندي در وزارت خانه نصيب ما شده بود تا به اهدافمان برسيم.

به احمدي نژاد گفتم فقط يک رئيس جمهور مي‌شناسم

*شما فرد موفقي بوديد و کارهاي بزرگي هم در زمان حضور در وزارت خانه انجام داديد، چه شد که در دولت باقي نمانديد؟
در امور اجرايي اختلافي با دولت و آقاي رئيس جمهور نداشتيم. آقاي احمدي نژاد هم به محرومين و اقشار کم درآمد علاقه داشتند، ما براي اولين بار مکان هاي ويژه اي ساختيم مثلا در پارک ها خانه ي مهر ساختيم براي بازنشستگان عزيز. که زمستان ها هنگام برف روي نيمکت ننشينند و به اين مکان بروند و از اينترنت و رستوران و روزنامه استفاده کنند. و آقاي احمدي نژاد هيچ وقت به من نه نگفتند.
اينکه عنوان داشتيد عده اي به آقاي احمدي نژاد نزديک تر بودند و در تصميم گيري ها موثر بودند هم بايد بگويم که من دو مرتبه در اين باره با آقاي احمدي نژاد صحبت کردم. به آقاي احمدي نژاد گفتم که من فقط يک رئيس جمهور مي شناسم و اگر کارهاي من پيش نرود و انجام نگيرد دليل اين است که من ديگران را رئيس جمهور نمي دانم و به حرفشان گوش نمي‌دهم.

*منظورتان چه کساني بود؟
منظورم کلي بود، شخص خاصي مد نظرم نبود. اما خودشان مي دانست و برداشت خودشان را مي کردند. چون در حوزه اي هرکسي اظهار نظر مي کرد و دخالت مي کرد و ما قبول نمي کرديم.

حتي يکبار هم از مشايي کار غير اخلاقي نديدم

* مثل آقاي سعيد لو و مشايي؟
نه آقاي سعيد لو بيشترين کمک را به ما کردند و من ذره اي از آقاي مشايي مستقيم و يا غيرمستقيم دخالت در وزارت خانه رفاه نديدم.
آقاي مشايي هيچ وقت چه مستقيم و چه غيرمستقيم، چه به خود من و چه به همکاران من حتي يک بار دخالت، توصيه و يا تاکيد نکرد. درست است که آقاي احمدي نژاد تحت تاثير آقاي مشايي بود اما هيچ وقت از طرف آقاي مشايي در حوزه وزارت خانه رفاه دخالتي به هر طريقي صورت نگرفت.
يک بار از آقاي مشايي امر غيراخلاقي نديدم. اما اينکه مي فرماييد از کجا شروع شد، آقاي مشايي به عنوان معاون اول رئيس جمهوري انتخاب شد و ما متوجه شده بوديم که نظر مقام معظم رهبري مغاير با اين موضوع است. آن هم به خاطر مصلحت کشور، ما که زاويه اي با ايشان نداشتيم چرا که دخالتي از طرف ايشان نديده بوديم.
تا اينکه آقاي احمدي نژاد به همراه آقاي مشايي به دولت آمدند و همانطور که مي دانيد معمولا معاون اول جلسه دولت را برگزار مي کند. در اين هنگام بود که دوستان به صورت گروه گروه شروع به بحث کردند که اگر جلسه به رياست آقاي احمدي نژاد شروع شود و ادامه آن به آقاي مشايي محول شود با توجه به نظر رهبري، چاره کار ما چيست؟
براي اولين بار در ميانه جلسه يک وقفه اعلام شد و آقاي احمدي نژاد به همراه آقاي مشايي از جلسه خارج شدند و به اتاق مجاور رفتند. در اين بين، اعضاي دولت در حال صحبت با هم بودند، برخي که نزديک‌تر به آقاي احمدي نژاد بودند، گفتند که آقا در نظر خود تجديدنظر کرده است و برخي هم گفتند که يک مساله ميان رهبر و رئيس جمهوري است و خودشان حل مي کنند و برخي هم مي گفتند که حکم و نظر رهبري بايد اجرا شود و آن جلسه تا ساعت 11 به بحث گذشت. آقاي احمدي نژاد و مشايي هم به جلسه هيئت دولت بازنگشتند و اعضاي دولت جلسه را ترک کردند.

رهبري گفتند هيچ تجديد نظري درباره مشايي نکرده‌اند

همان روز من به دوستان گفتم چرا روزه شک دار بگيريم؟ بريم و اين موضوع را از خود مقام معظم رهبري سوال کنيم. دوستان نپذيرفتند. من براي اينکه تکليف خودم را بدانم، به آقاي وحيد زنگ زدم و گفتم که مي خواهم خدمت آقا برسم. ايشان گفتند که اگر در اين باره باشد شايد لازم نباشد و من تاکيد کردم که مي‌خواهم تکليف خودم را بدانم.
آقاي وحيد گفتند اگر مثلا تا فلان ساعت برسيد ديدار محقق خواهد شد و من هم به سرعت خود را به دفتر مقام معظم رهبري رساندم.
بعد از اينکه توفيق شد به محضر مقام معظم رهبري برسم و توفيق حاصل شد و عرض ادب کردم، سوال خودم را در اين باره پرسيدم و گفتم که در حاشيه دولت برخي از دوستان از تجديدنظر جنابعالي در اين خصوص گفتند آيا صحت دارد يا نه که رهبري اعلام داشتند نه نظر بنده همان است که بود.
در ادامه گفتم که اگر اين موضوع اينگونه باشد ما مشروعيتي براي دولت قائل نخواهيم بود، چرا که اگر ولي فقيه حکمي دهد و در دولت اجرا نشود، مشروعيت دولت زير سوال مي‌رود که آقا گفتند که خودتان مي دانيد.
هنگام برگشت هم ديدم که وزرا تماس مي‌گيرند و از موضوع مي پرسند و قرار شد که شب در دفتر آقاي اژه اي جلسه اي برگزار شود و دوستان جمع شوند.

*در اين جلسه چه کساني بودند؟
آقايان صفار، اژه‌اي، نوذري وزير نفت، زاهدي علوم، سعيدي کيا، جهرمي، لنکراني و خانوم جوادي تشريف داشتند و بحث‌هاي مختلفي مطرح شد و من هم موضوع را تعريف کردم. بعد متني 3 صفحه اي عليه آقاي مشايي تدوين شد اما ما پيشنهاد داديم و گفتيم که موضوع ما فرد نيست و ما مشکلي با آقاي مشايي نداريم و موضوع مهم مد نظر ما حکم رهبري است.
نهايتا اين نامه حذف شد و نامه جديدي تدوين شد که بر اساس آن گفته شد که اگر حکم ولي وفقيه انجام نشود ما مخالف هستيم و کناره گيري مي‌کنبم و هشت نفر از وزرا آن را امضا کردند.

هشت نفر از وزرا نامه مخالفت با معاون اولي مشايي را امضا کردند

*کسي بود که در آن جلسه حضور داشته باشد اما آن نامه را امضا نکرده باشد؟
حضور خاطر ندارم اما خب هرکسي که در آن جلسه حضور يافته بود از محتواي بحثي که قرار است در آن مطرح شود نيز با خبر بود و بنابراين کساني که نيامده بودند نمي‌خواستند وارد اين موضوع شوند، در حالي که تلفني موضوع را از من جويا شده بودند. موضوع مد نظر ما اين بود که در تاريخ ثبت شود که حکم مقام معظم رهبري لازم الاجرا است ولو اينکه مخالف نظر ما باشد. اين نامه تقديم رهبري شد.
قبل از اينکه اين جلسه تشکيل شود، اما من با دفتر آقاي احمدي نژاد تماس گرفتم تا با ايشان صحبت کنم و آقاي احمدي نژاد را در جريان نظر رهبري قرار دهم، چندين بار تماس گرفتم که ايشان نبودند، در نهايت ساعت 10 شب تماس گرفتم گفتند مشغول ديدار با يک هيئت خارجي هستند و در نهايت وقتي آخر شب تماس گرفتم گفتند که آقاي احمدي نژاد بسيار خسته بودند و به منزل رفتند و قرار است فرداصبح ساعت 7 و نيم به فرودگاه و به مازندران بروند.
فردا صبح به فرودگاه رفتم و در همان جاي هميشگي هنگام سفرهاي استاني نشستم که ديدم خبري نيست، خبر دادند که آقاي احمدي نژاد از يک در ديگر رفته اند و وارد هواپيما شده اند. به سرعت خود را به هواپيما رساندم و وارد شدم و به آقاي احمدي نژاد گفتم که نظر رهبر در اين باره تغيير نکرده است و من خدمت حضرت آقا رسيدم، در همين هنگام در هواپيما بسته شد و برخي از وزرا گفتند که ما را در اين سفر همراهي کن و به مازندران برويم که گفتم من چند قرار مهم کاري دارم و کارها از قبل برنامه ريزي شده است.

به سمت در رفتم و از هواپيما خارج شدم.

*واکنش آقاي احمدي نژاد به خبر شما چه بود، ناراحت يا عصباني شدند؟
نه هيچ واکنش خاصي نداشتند، نه خوب برخورد کردند و نه بد.

رحيمي گفت تا ديشب وزير بودي

*خب..
فردا شب جلسه هيئت دولت بود که ما رفتيم. آقاي رحيمي به سمت معاون اولي انتخاب شده بود، البته يادم نيست که اعلام شده بود يا نه. من و آقاي جهرمي و زاهدي ايستاده بوديم که آقاي رحيمي به من گفتند تا ديشب وزير بودي. منم گفتم خبرش به شما اشتباه رسيده، تا ديشب نه، تا پريشب. بالاخره ما از روحيات آقاي احمدي نژاد خبر داشتيم.
چند روز بعد، آقاي احمدي نژاد محبت کردند و از من دعوت کردند و يک ساعت و نيم با من صحبت کردند و بسيار با محبت درباره نظام و آينده و برنامه هاي دولت و اينکه بايد در خارج از کشور فعاليت هايي را انجام دهيم اعلام کردند و سمت هايي در سازمان تامين اجتماعي و بيمه ولي به من پيشنهاد کردند اما تاکيدشان براي سفارت ونزوئلا بود. ونزوئلا براي آقاي احمدي نژاد بسيار اهميت داشت.

احمدي نژاد درباره چاوز صددرصد درست فکر مي‌کرد

*آقاي احمدي نژاد چه تصوري درباره ونزوئلا داشتند؟
ايشان برداشتي کاملا درست و منطبق با واقعيات درباره ونزوئلا داشتند، اولين کشور که پس از جنگ غزه سفارت اسرائيل را تعطيل کرد ونزوئلا بود و يا در همه قطعنامه هايي که عليه ايران تصويب مي شود اين ونزوئلا بود که راي منفي مي داد و در تمام قطعنامه‌هاي حقوق بشري اين ونزوئلا بود که حتي راي ديگر کشورهاي آمريکاي لاتين را به نفع ايران تغيير مي‌داد.
آقاي چاوز در يک کلام مرد بود و اين در حالي بود که هيچ احتياجي به ما نداشت، درآمد نفتي‌اش از ايران بيشتر بود و از نظر اقتصادي نيازي به ما نداشت. چند پروژه‌اي هم که در ونزوئلا به شرکت‌هاي ايراني رسيد با دستور چاوز بود و گرنه چنين امکاني فراهم نبود.
انصافا لطف کرده بود به ما، چرا که ونزوئلا نه تحريم بود و در دنيا هم به رويش باز بود. يعني آقاي احمدي نژاد درباره آقاي چاوز صددرصد درست فکر مي‌کرد. علاقه بسياري به رهبري داشتند. ايشان در مجلسي که صددرصد مسيحي بود اعلام کرد که حضرت مهدي و حضرت عيسي باهمديگر ظهور خواهند کرد. بسيار مرد معتقدي بود و نگاه ويژه اي به مستضعفين داشت.

*پس نگاه چاوز مثل نگاه آقاي احمدي نژاد بود؟
نه نگاه آقاي احمدي نژاد نگاه ارزشي اسلامي بود اما نگاه آقاي چاوز به بي عدالتي هاي استکبار به مردم مستضعف بود و علاقه‌مند به مردم محروم بود.
بعد از طرح پيشنهاد سفارت ونزوئلا قرار شد استخاره بگيرم. چون من به استخاره اعتقاد داشتم. وقتي استخاره کردم آيه اي آمد که بي نظير بود و در نهايت راهي ونزوئلا شدم.
آن سال هاي حضور من در سفارت ونزوئلا هم بسيار خوب و تاثيرگذار بر روابط دو کشور بود. علي رغم اينکه چاوز در زمينه مسکن با هيچ کشوري قرار داد نبست قرار داد ما را براي 17 هزار مسکن ديگر، تمديد کرد و بيش از 2 ميليارد دلار قرار داد مسکن بستيم.

گاهي حال احمدي نژاد از کار زياد بد مي‌شد

*پيش بيني شما از مسير دولت چه بود؟
دولت نهم انصافا دولت پرکار و بي حاشيه اي بود. برخي اوقات آقاي احمدي نژاد از کار زياد حالشان بد مي‌شد و پزشک بالاي سرشان مي‌آمد. فقط کار بود و کار. تمام تعهداتي که من در سفرهاي استاني ارائه کرده بودم بالاي 90 درصد اجرا شدند.
در جلساتي که قبل از هر سفر برگزار مي شد همه چيز بررسي مي شد و دوباره چند جلسه با وزرا برگزار مي شد و وعده‌هاي عملياتي پيگيري مي شد و دولت هيچ وقت ما را براي انجام کاري مجبور نمي کرد.

*آخه آقاي کاظمي مي گفت اين جلسات استاني هيچ خروجي نداشت و کاري انجام نمي شد؟
از وقتي که من بودم مسائلي که ما نميپذيرفتيم وارد دستور کار نمي شد. در دولت دهم ديگر من نبودم که ببينم چه اتفاقاتي افتاد.

*دولت حاشيه زياد داشت، چرا دولت دهم در چهار سال دوم به حاشيه رفت؟
نميدانم، ما در دولت نهم حاشيه نداشتيم، فقط کار بود، در دولت دهم که نبودم و سه سال هم که اصلا ايران نبودم ولي اخبار را که پيگيري مي کرديم ميديدم که پيچيدگي هايي به وجود آمده است ولي خب نميدانم از طرف دولت بود يا از خارج از دولت.
من واقعا در آن زمان حضور در دولت چيزي به جز خدمت نديدم.

نديدم مشايي پيش نماز باشد

*اينکه مي‌گفتند آقاي مشايي جلو مي‌ايستادن و نماز ميخواندند و جايي براي امام زمان در نظر گرفته مي شود و ...اين حواشي بود اصلا؟
من هيچ وقت نديدم که همچين اتفاقي بيوفتد و هيچ وقت آقاي مشايي پيش نماز نبودند. حتي يک بار هم از اين صحنه ها نديدم.

*آقاي تقي پور ميگفتند که آقاي مشايي نگاه ويژه اي به امام زمان داشتند؟
ممکن است که بعضي ها موضوعات خصوصي داشتند و بحث من درباره دولت نهم بود که اصلا از اين بحث ها در آن وجود نداشت. البته بايد بگم که پيشنهادات ايشان بيشتر مورد توجه رئيس جمهور بود. مثلا آقاي مشايي پيشنهادي درباره احداث سرويس هاي بهداشتي هاي بين راهي به جلسه دولت آورده بودند که آقاي احمدي نژاد وقت طولاني براي بررسي و بحث بر سر اين پيشنهاد گذاشتند و در نهايت هم آن را تاييد مي کرد در صورتي که ما اگر پيشنهادي داشتيم فقط جواب آري يا نه مي دادند.

*آقاي احمدي نژاد شخص خودرايي بودند؟
اولا که در دولت هر پيشنهادي که مطرح مي شد بايد راي مي آورد حالا اگر برخي به پيشنهاد راي مي دادند تقصير خودشان بود که باوجود مخالفت به پيشنهاد ايشان راي مثبت مي دادند. ولي آقاي احمدي نژاد هيچ وقت نمي‌گفت بايد راي بدهيد. قاعدتا هر رئيس جمهوري دوست داشت حرفش به کرسي بنشيند.

*بعد از سفارت هم با آقاي احمدي نژاد تعامل داشتيد؟
روزهاي پاياني حضورم در ونزوئلا، به ايران آمدم براي انتخابات ثبت نام کردم و بعد هم انتخابات برگزار شد و من فرداي انتخابات به ونزوئلا بازگشتم. وقتي هم که دوران سفارت تمام شد به مجلس آمدم.

*الان با ايشان ارتباط داريد؟
نه، ولي يک شب ماه رمضان دعوت کردند منزل آقاي دانشجو افطاري دادند به صرف اشکنه و از دوستان قديمي دعوت کردند.


بسياري از مردم هنوز هم احمدي نژاد را قبول دارند

*الان آقاي احمدي نژاد را چگونه مي بينيد؟
انرژي آقاي احمدي نژاد تمام شدني نيست. بسياري در کشور اکنون آقاي احمدي نژاد را قبول دارند و اثرات کارهاي ايشان همچنان براي مردم مانده است. اما متاسفانه مردمي هستيم که وقتي از کسي خطايي مي بينيم همه خوبيهايش را هم پاک مي‌کنيم.

احمدي نژاد به مجلس فکر نمي‌کند اما به دولت چرا

*فکر مي‌کنيد آقاي احمدي نژاد به سياست برگردد؟
بعيد مي دانم آقاي احمدي نژاد به مجلس فکر کند ولي براي انتخابات رياست جمهوري ممکن است.

*حاضريد بازهم با آقاي احمدي نژاد همکار شويد؟
اگر آقاي احمدي نژاد همان احمدي نژاد مجلس و دولت نهم باشد، بله.

*احمدي نژاد منهاي آقاي مشايي؟
احمدي نژاد منهاي اواخر دولت نهم. با همان اعتقادات فرهنگي و مذهبي و ...

*اعتقادات فرهنگي آقاي احمدي نژاد هم تغيير کرد؟
نميدانم، در دولت نهم و اواخر اين دولت برداشت‌هايي مي‌کردم البته شايد شخصي باشد. اما خب يک سري خودرايي‌ها ديده مي‌شد.

در روز يکشنبه سياه بايد نمايندگان مجلس را ترک مي‌کردند

*به موضوع يکشنبه سياه برسيم و جدل علني احمدي نژاد و لاريجاني.
وقتي آقاي احمدي نژاد به مجلس آمد، بنده شخصا قصد داشتم در مخالفت با استيضاح صحبت کنم ولي حرف هايي زده شد و مسائلي مطرح کردند که اصلا جاي آن نبود و علي رغم پيغام هايي که داديم، ايشان کار خودشان را کردند.

*شما از چه زماني خبر داشتيد که آقاي احمدي نژاد قرار است اين مباحث را مطرح کنند؟
از 2 روز قبل. خبر داديم به دوستان که اين کار را نکنند. گفتيم که آقاي شيخ الاسلام استيضاح نمي شود. گوش نکردند و آن قائله رو به راه انداختند که نه در شان رئيس جمهور بود و نه در شان مجلس. مي شد در يک جلسه خصوصي اين مسائل طرح شود. روز بدي براي کشور بود. هم براي دولت هم احمدي نژاد هم و مجلس و مردم.

*با کسي هم صحبت کرديد که اين مساله مطرح نشود؟
بله من خودم با آقاي شيخ الاسلام صحبت کردم و گفتم که به صلاح نيست. حتي به ما گفتند اين سي دي که مي‌آورند صدا ندارد و خودشان مي خواهند بخوانند. سناريو بود و اصلا قابل لب خواني هم نبود.
چرا بايد آدم به دنبال اين باشد که به هر طريقي رقيبش را بزند. به هر ترتيب خروجي اين جلسه نارضايتي رهبر و مردم بود هم رفتار رئيس جمهوري بد بود و هم رئيس مجلس. شايد بهتر بود در آغاز اين مساله نمايندگان بلند مي شدند و از جلسه خارج مي شدند.

نظرات بینندگان

  • مهدی

    | |

    دلمان برای احمدی نژادِ اول! تنگ شده

ارسال نظر