صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

مهدي مطهر نيا

بازي هسته‌اي و تماشاگرنماها !

نوع برخوردي كه امروز رژيم صهيونيستي، بعضي از كشورهاي عربي و بعضي از جناحهاي راديكال در لايه‌هاي منطقه‌اي و داخلي با بعضي از عناصر بين‌المللي مانند فرانسه و انگليس دارند عليرغم تباين‌هاي انديشه‌اي و ايدئولوژيك ميان آنها خود مبين چه چيزي است؟ آيا همراهي اين جبهه‌هاي متضاد و متعارض با يكديگر براي به شكست كشاندن مذاكرات هسته‌اي جاي تامل ندارد؟

کد خبر: 8115

در ادبيات سياسي، سياست دانشگاهي بسيار معنادار و قابل تدبيرانديشي است اما در مسير تعريف، مفهومي است نتيجه‌گرا. به اين معنا كه مرجع سياست، نه كنشگر سياسي، نه فرآيند انجام يك امر سياسي و نه حتي هدف يك رفتار يا كنش سياسي؛ بلكه نتيجه آن است. در حالي كه هم كنشگر اهميت دارد، هم فرآيند و هم هدف. آنچه ميزان اصلي ارزيابي هر رفتار يا كنش سياسي است نتيجه‌اي است كه آن كنش يا رفتار حاصل مي‌كند.
 
در چنين آوردگاهي بايد بر اين نكته توجه داشت كه در بازي سياسي دستيابي به نتيجه اهميت دارد و تا بازي تمام نشده، نقد آن تزلزل و ضعف در بازي به وجود مي‌آورد. تماشاگري كه هنگام بازي، نيروي خودي را تضعيف می‌کند در ادبيات ورزشي ما تماشاگرنما ناميده مي‌شود. در بازي سياسي نيز ادبيات مخالفاني كه هنوز يك كنش تمام نشده و يك رفتار نتيجه خود را بروز نداده به «هو» كردن بازيگران خودی مي‌پردازند، با توجه به اينكه مسئولان بالا دستي اين بازيگران كاملا آنها را تاييد مي‌كنند، مورد پرسش جدي قرار مي‌گيرند. هنوز بازي تمام نشده نتيجه بازي را در نوشتارهاي خود، «باخت» تلقي نمودن نوعي انحراف در افكار عمومي براي رسيدن به هدفهاي غيرملي تلقي مي‌شود.
 
مصالح ملي و منافع ملي ايجاب مي‌كند هنگام بازي كنشگران سياسي دلسوزان جامعه و منافع آن، با تمام وجود و آرامش بازي را تماشا كرده و آرام و بي‌سروصدا و در عين حال بسيار دقيق مسائل را در چارچوب رفتارهاي پسنديده و اخلاقي دیده و گوشزد کنند؛ به گونه‌اي كه از يك سو كنشگران خودي تضعيف نشوند و از سوي ديگر روحيه بازیگران خودی براي بازي قوی‌تر تقويت شود و در كنار آن رقیب از تماشاگران خودی به عنوان عامل عمليات و جنگ رواني بهره نبرد. نقدی نکوست که از روشهاي پسنديده‌ برخوردار باشد تا در مرحله نخست خوبي‌ها را ديده و برجسته و در مرحله بعد ضعفها و بديهای احتمالي را آهسته در گوش بازيگران نجوا کند.
اگر زماني پيش آيد كه بازي تمام نشده به دليل كف زدن تماشاگرنمايان خودي براي تيم حريف، بازي را پيش از تمام شدن شكست‌خورده تلقي نماييم پرسش اين است كه آيا ما به شكست بازيگران خودي دلخوشيم؟
 
از سوي ديگر برخي عنوان می‌کنند كه دولتمردان ما براي مذاكره كنندگان يا بازيگران تيم مقابل كف مي‌زنند در صورتي كه خود بازنده بازي‌اند و آنها پيروز! در اين خصوص نيز جا دارد آنها را رجوع دهيم به گزارشي كه منابع رژيم صهيونيستي داده‌اند كه تنش ميان واشنگتن و اورشليم بر سر مفاد توافق احتمالي با ايران از شنبه‌شب هفته جاري افزايش يافته و دو طرف به نقل از منابع آگاه اتهاماتي را متوجه يكديگر كرده‌اند.
 
لذا بايد بپذيريم در جناح‌هاي گوناگون پرونده هسته‌اي از لايه‌هاي مختلف سياست داخلي، منطقه‌اي و بين‌المللي از اهميت حياتي برخوردار شده است. به گونه‌اي كه كف زدن‌هاي جناحهاي گوناگون سياسي در لايه‌هاي مختلف حيرت‌آور است.
 
نوع برخوردي كه امروز رژيم صهيونيستي، بعضي از كشورهاي عربي و بعضي از جناحهاي راديكال در لايه‌هاي منطقه‌اي و داخلي با بعضي از عناصر بين‌المللي مانند فرانسه و انگليس دارند عليرغم تباين‌هاي انديشه‌اي و ايدئولوژيك ميان آنها خود مبين چه چيزي است؟ آيا همراهي اين جبهه‌هاي متضاد و متعارض با يكديگر براي به شكست كشاندن مذاكرات هسته‌اي جاي تامل ندارد؟
* كارشناس مسائل بين المللي
آرمان

نظرات بینندگان

ارسال نظر