صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

ناصر کرمی

ریزگردها و مرگ سرزمین ایران

چند سالی است با فرا رسیدن فصل گرم و خشکِ سال که معمولاً در فرهنگ سنتی کشور از آن به عنوان فصل کار و کوشش نیز یاد می کنند، مناطق غرب و جنوب غرب کشور درگیر بحران جدیدی می شود که زندگی را برای شهروندان مناطق مذکور مختل کرده است.

کد خبر: 79363

چند سالی است با فرا رسیدن فصل گرم و خشکِ سال که معمولاً در فرهنگ سنتی کشور از آن به عنوان فصل کار و کوشش نیز یاد می کنند، مناطق غرب و جنوب غرب کشور درگیر بحران جدیدی می شود که زندگی را برای شهروندان مناطق مذکور مختل کرده است. این رویداد آزار دهنده و ملی که از همان ابتدا صدای اعتراض بسیاری از نهادهای دولتی و خصوصی را بلند کرد، سبب شد تا همه نهادهای دولتی، خصوصی و مردمی نسبت به مسئله حساس شوند و نهایت تلاش خود را برای حل بحران انجام دهند.

گذشت قریب به 7 سال از گسترش جدی  پدیده ریزگردها در مناطق غرب و جنوب غرب کشور از یک سو و عدم ایجاد تغییر محسوس و مثبت در بحران از سوی دیگر گویای آن است که مسئولین علی رغم تلاش های انجام شده یا راه صحیح حل بحران را نمی دانند، یا تصویر مشخصی از آن ندارند و یا اینکه واقعاً بحران گرد و غبار و آلودگی شدید هوا قابلیت حل ندارد.
با این حال گفته های رسمی «سعید متصدی» معاون محیط زیست انسانی سازمان حفاظت محیط زیست در جمع اصحاب رسانه که گفت: « در گذشته بارها این را شنیده ایم که معضل گرد و غبار غیرقابل حل است. ما اعلام می کنیم این موضوع قابل حل اما زمان بر است.» نشان می دهد که مسئولین حداقل در مقام صحبت بر این باور هستند که این مشکل قابل حل است. بر اساس این گفته می توان به صورت قاطع نتیجه گرفت که یا مسئولین در 7 سال گذشته هر کاری که کرده اند، اشتباه و ندانم کاری بوده است و یا اینکه همچنان مسئولین تصور مشخصی از بحران موجود ندارند و درگیر و دار وعده های بی نتیجه سیر می کنند. 
پیچیدگی بحران آلودگی هوای مناطق غرب و جنوب غرب کشور با ریزگردها و بی نتیجه بودن همه اقدامات تاکنون سبب شد تا «تابناک» بررسی ریشه ای مسئله آلودگی های محیط زیستی هوا و راهکارهای عملیاتی مقابله با آن را در گفت گو با « ناصر کرمی» استاد دانشگاه برگن نروژ، اقلیم شناس و متخصص مسائل زیست در میان بگذارد.

در ادامه مشروح گفت‌وگوی «تابناک» با دکتر «ناصر کرمی» را می خوانید: 

-آقای دکتر ضمن عرض سلام؛ لطفاً بفرمایید نظر شما در مورد علل اصلی شکل گیری پدیده ریزگردها در مناطق غرب و جنوب غرب کشور چیست؟

بنده هم خدمت شما و خوانندگان «تابناک» سلام عرض می کنم، در مورد ریزگردهایی که هم اکنون در کشور وجود دارد و باعث بروز مشکلاتی برای شهروندان شده است، شما اگر به پنج یا شش سال قبل برگردید می بینید که من همان موقع نیز از جمله کسانی بودم که تأکید می کردم این ریزگردها منشأ خارجی دارد. آن موقع حتی برخی اساتید معتبر دانشگاه های ایران تأکید می کردند که این ریزگردها منشأ داخلی دارد. البته من اخیراً می بینم که حتی مخالفان این نظر در گذشته نیز در حال حاضر می گویند که 80 درصد دلیل شیوع ریزگردها خارجی است. 

در اینجا ما باید یک تفکیک میان ریزگرد و گرد و غبار انجام دهیم. ریزگرد لغتی است که برای اولین بار من از آن استفاده کردم و هدفم آن بود که آن را در برابر«haze»  بگذارم و آن را با اصطلاح گرد و غبار که معادل لاتین آن «dust» هست، جدا کنم.  به هر حال ما در حال حاضر با دو وضعیت روبه رو هستیم، یکی بحث ریزگردها است که قبلاً وجود نداشت و در سال های اخیر به وجود آمده است و دیگری افزایش پدیده گرد و غبار که تحت تأثیر مدیریت بد منابع آب، حفر چاه، مدیریت بد سرزمینی، احداث سدهای بی رویه و... طبیعت را از آب مورد نیاز خود محروم کرده است. این موضوع هم در کشور ایران رخ داده است و هم در بین کشورهای همسایه غربی و هیچ تفاوتی میان آنها نیست.

-آقای دکتر کرمی بر اساس آنچه فرمودید، شما نقش عوامل انسانی را در ایجاد بحران در قالب پدیده گرد و غبار دیدید، لطفاً اگر ممکن است، نقش عوامل انسانی را بیشتر شرح دهید.

بله عوامل انسانی تحت تأثیر مدیریت بد منابع آب، بخشی از علت ایجاد مشکل است. نتیجه این رویداد خشکیدگی سرزمین است. کاری که در ایران اتفاق افتاد و در حال حاضر 90 درصد منابع آب تجدیدپذیر به مصرف انسان می رسد. در حالی که حداکثر استاندارد این موضوع در جهان 40 درصد است.

 وقتی این کار انجام شود معنایش این است که 10 درصد فضای سرزمینی کشور یعنی (شهرها، روستاها، جاده ها، مزارع کشاورزی و...) دارای منابع آب خواهند بود و 90 درصد دیگر فضای سرزمینی کشور که طبیعت است، از منابع آب محروم می شود.  ماحصل این اقدام آن است که 90 درصد مساحت کشور ابتدا رطوبت و در ادامه  پوشش گیاهی و زندگی جانوری خود را از دست می دهد.

مسئله به همین جا ختم نمی شود، این موضوع زاد آواری زیستی خاک را از بین می برد و خاک اصطلاحاً می میرد. در این حالت کمترین و ابتدایی ترین پیامدی که می توان از شرایط ایجاد شده انتظار داشت شیوع پدیده ریزگردها است.  پیامد بزرگ تر و خطرناک تر آن این است که سرزمین و تاریخ در معرض ویرانی قرار می گیرد. چون امکان سکونت، امکان معیشت و در مجموع حیات از بین می رود. در این شرایط می توان گفت مرگ سرزمین رخ می دهد که ناشی از محروم کردن تعمدی خاک از طوبت است. 

کشورهای سوریه و عراق نیز همانند ما برای توسعه کشاورزی ناپایدار و مدل غلط توسعه را انتخاب کرده اند. برای مثال چندین سد با هدف توسعه کشاورزی ساخته اند. یک بخش دیگر مشکل  نیز سیاسی است که اشاره دارد به اینکه ترکیه در بالادست دجله و فرات اقدام به ساخت سد کرده است.

-آقای دکتر جدا از مسئله گرد و غبار که شما عامل آن را انسانی می دانید، بحث عوامل طبیعی نیز مطرح است، در این رابطه نظر شما چیست؟

ببینید همانطور که گفته شد، گرد و غبار عمدتاً‌ منشأ انسانی و داخلی دارد و بخش کمی از آن تابع عوامل خارجی است که با اقدامات مشابه در کشورهای سوریه،  عراق و ترکیه رخ می دهد. این موضوع ناشی از مدیریت غلط هیدروشناختی زمین است. اما ریزگرد  عمدتاً منشأ خارجی دارد و بخش عمده ای از آن ناشی از تغییر اقلیم و به عبارتی عوامل طبیعی است.

بخش مهم مسئله این است که در منطقه مذکور ما با تغییر اقلیم روبه رو هستیم و در این کشورها اولاً بین یک و نیم تا دو درجه دما افزایش پیدا کرده است و این خود سبب افزایش تبخیر و تعرق است و همچنین در این کشورها بارش برف و باران بین 30 تا 40 درصد کاهش پیدا کرده است. همه این ها نشانگر ایجاد نوعی تغییر اقلیم در منطقه است که بر تشدید بحران موثر است.

من اینجا باید بگویم، استمرار این روند در منطقه و ترکیب عامل انسانی و عامل طبیعی در نهایت باعث مرگ سرزمین و فروپاشی زیر ساخت های سیاسی اجتماعی می شود. شما اگر به وضعیت کنونی عراق نگاه کنید می بینید در این کشور اکثر دیمزارها رها شده اند و حتی در حوزه دجله و فرات نیز اراضی زیر کشت به کم تر از نصف رسیده است. این موضوع سبب می شود موج ریزگردها از همسایه های غربی به سمت ایران حرکت کند.

-آقای دکتر با توجه به اینکه بحران آلودگی هوای مناطق غربی کشور با ریزگردها یک مسئله فراملی هم هست، شما نقش دیپلماسی و رایزنی های بین المللی را در این باره چگونه ارزیابی می کنید؟

بله من می شنوم که برخی مثلاً می گویند «دکتر ظریف» برود و مذاکره کند. «ظریف» با چه کسی برود مذاکره کند؟ «بشار اسد» فقط در سوریه رئیس جمهور است و نه او نه دولت عراق اقتدار کافی ندارد. با این حال حتی اگر فرض کنیم دولت های عراق و سوریه اقتدار کافی داشته باشند، به نظر نمی رسد با این اقدام دردی درمان شود، چون مسئله اصلی نبود آب  است. آنها خود دچار مشکل کمبود آب هستند و حتی در بخش شرب خود نیز مشکل دارند.

 اگر چه مذاکره می تواند بخش کوچکی از مشکل را حل کند ولی باید متأسفانه بگویم، بخش بزرگی از مشکل قابل مذاکره و حل نیست.  من بازهم همانند گذشته تأکید می کنم که اکنون باید بپذیریم، ریزگرد بخشی از روال محتوم سرزمینی ما است و ما باید ضمن ادامه فرایند تعدیل بخشی، فرایند انطباق با محیط را نیز با شرط وجود ریزگردها قبول کنیم و به این سمت حرکت کنیم.

آقای دکتر در مورد نقش عوامل داخلی گسترش بحران و عملکرد مسئولین نظر شما چیست؟

در مورد نقش عوامل داخلی در سئوال بالا توضیح داده شد. توضیح بیشتر اینکه در مورد بحث گرد و غبار که منشأ داخلی دارد، تا آنجا که من شنیدم مسئولین تصمیم به مالچ پاشی اراضی باردار را داشتند. خاطرم هست، 10 سال پیش در خوزستان حدوداً 300 هزار هکتار اراضی فعال در گردوغبار شناسایی شده بود که تا آنجا که من می دانم یک سیصدم آن هم مالچ پاشی نشد. حتماً می دانید که مالچ پاشی هر دو یا سه سال یک بار باید تکرار شود. بنابراین حتی معلوم نیست که همان مالچ پاشی های گذشته نیز باقی مانده باشد.
حالا اگر دولت آقای روحانی بخواهد بیست برابر دولت های قبلی هم کار کند و 20 هزار هکتار از اراضی را مالچ پاشی کند، می بینیم که به 10 درصد از اراضی فعال خوزستان در تولید گردوغبار نیز نمی رسیم. نتیجه اینکه در بحث داخلی کم کاری مسئولین کاملاً مشهود است.

آقای دکتر صحبت های شما نگرانی ما را بیشتر کرد، فارغ از شعارها و وعده های که همه می دهند، واقعاً راهکار اصلی و سریع خروج از این بحران چیست؟ آیا واقعاً راهکاری وجود ندارد؟

بله در بخش داخلی راهکار قطعی بازگرداندن رطوبت به خاک است. باید دید که تحت تأثیر مدیریت غلط منابع آب موجود چند از مساحت کشور رطوبت خود را دست داده است و کدام یک از این مناطق در ایجاد گردو غبار نقش دارد، به عبارتی موقعیت منابع بحران را شناسایی کرد و رطوبت را به آن بازگرداند. هیچ چاره ای نیست جز اینکه رطوبت به طبیعت بازگردد. ما باید آب را به فضاهایی که بخاطر انجام کشاورزی زیان ده غلط اجازه نمی دهیم آب به آنجا برود، بازگردانیم.

نکته مهم این است که در این رابطه نه راه سریع وجود دارد، نه راه ارزان وجود دارد و نه اینکه راه کوتاه مدت وجود دارد. تمام راه های عملیاتی زمان بر و هزینه بر هستند. دولت جسارت ورود به این هزینه ها و توان تن دادن به این راه های پر هزینه را ندارد. یکی از مسائل این است که باید مثلاً کاشت برنج در حاشیه زاینده رود تعطیل شود. نکته دیگر آن است که دولت باید تمام ده ها هزار چاه  غیرمجاز آب را در بالادست حوضه های آبریز تعطیل کند. ولی دولت نمی تواند این کار را انجام دهد چون اکثر این چاه ها در اختیار روستاییان و کشاورزانی است که تنها محل درآمد آنها از طریق این آب ها تأمین می شود.

یکی دیگر از موارد این است که دولت تصمیم بگیرد کشاورزی و آبیاری آن را در کشور بهینه کند. این یک شاخص مشخص دارد. من می گویم کشاورزی ایران باید بتواند هزینه واقعی بهای آب را بپردازد. اگر ما نخواهیم بهای واقعی تولیدات را بپردازیم با این حساب ما همه چیز می توانیم تولید کنیم حتی می توانیم اتومبیل«BMW» تولید کنیم. ولی مسئله این است که تولیدات ما در صورتی که بهای واقعی آن را محاسبه نکنیم بسیار گرانتر از مشابه خارجی تمام می شود.

تکرار می کنم، کشاورزی ایران باید بهای واقعی آب مصرفی را بپردازد. باید سنجید که فرسایش خاک و... چقدر هزینه دارد و تولید محصول کشاورزی چقدر هزینه دارد. به عبارتی ما در بحث تولیدات کشاورزی حتی باید هزینه گرد وغبار ناشی از مصرف آب در این بخش را نیز حساب کنیم. کشاورزی ایران هر جا که نمی تواند هزینه واقعی آب را بدهد باید تعطیل شود.
حال من از شما می پرسم، آیا دولت می تواند اینکارها را انجام دهد؟ آیا می تواند اخلاقی عمل کند و دغدغه فردا را داشته باشد؟ واقعیت این است که دولت ها در ایران  فقط تلاش می کنند روز را به شب برسانند و حوصله جنگ و جدال ندارند. متأسفانه دولت ها تاکنون نتوانسته اند به این موضوعات تن بدهند و از این به بعد هم نخواهند داد. آنها بحث های مهم را تقلیل می دهد به موارد تکنیکی بی اثر و مواردی مثل کشت فراسرزمینی و از اصل ماجرا دور می شوند. مسئولین در حالی از بحث کشت فراسرزمینی صحبت می کنند که ما در کشور خودمان که دارای تاریخچه طولانی مدت در بحث کشاورزی است، از انجام کشاورزی بهینه و صنعتی غافل هستیم. به نظر من حرف های مسئولین در این زمینه صد من یه غاز است.

آقای دکتر با تشکر از وقتی که در اختیار «تابناک» قرار دادید، به عنوان سئوال پایانی برخی متخصصین وقوع مسئله ریزگردها و آلودگی هوا را در  بهار و تابستان شایع تر می دانند، آیا شما هم موافق هستید؟ ضمناً دلیل آن را چه می دانید؟

اینکه آلودگی هوا با ریزگردها در بهار و تابستان بیشتر باشد را من مطمئن نیستم و در پاییز و زمستان هم این مشکل وجود دارد با این وجود ما باید در هنگام های افزایش بحران مطالعات جدی تری در مناطق مبدأ بحران داشته باشیم. اگر گزاره مطرح شما درست باشد باید گفت دلیل آن می تواند افزایش دما در بهار و تابستان باشد. در این بازه زمانی خاک به دلیل افزایش گرما و کاهش بارش خشک تر می شود که هم در افزایش گرد و غبار و هم در افزایش فرسایش خاک موثر است.

 

نظرات بینندگان

ارسال نظر