صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

دکتر علی ذبیحی

روشن شد چه کسانی مصداق واضح کوتوله های سیاسی هستند

انباشته شدن افتضاحات به حدی رسیده است که لشکر رسانه ای آموزش دیده نیز قادر به توجیه گری آن نیست و ملت ایران بیش از هر زمان دیگری پی جوی مطالبات برزمین مانده خود و پاسخ طلبی از دولتمردان به پرسش های فراوانی هستند که در نتیجه عملکرد آنها قابلیت طرح پیدا کرده است.

کد خبر: 79021

روشن شد چه کسانی مصداق واضح کوتوله های سیاسی در ایران هستند

لشکر رسانه ای آموزش دیده نیز قادر به توجیه افتضاحات انباشته شده نیست

دولت بهار/ دکتر علی ذبیحی–استاد دانشگاه: ملت ایران در دوران حیات بالنده و سراسر شکوه و عظمت خود و بویژه در حدود چهار دهه پر فراز و نشیب پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، حوادث تلخ و شیرین فراوانی را از سر گذرانده است که اگر به دقت مورد واکاوی و تامل قرار گیرند، نه فقط برای نسل های امروز و فردای کشور پند آموز خواهند بود، بلکه با اتکاء به تجربیات ارزشمند و بی بدیل به دست آمده ، می توان مانع از تحمیل هزینه های سنگین مادی و انسانی ناشی از سلطه طلبی جهانخواران بر ملت ایران شد و به طور شایسته ای از منافع کشور حراست کرد.


هوشمندی و فراست یک ملت ، بیش از هر چیز در عبرت آموزی و میزان بهره مندی او از تجربیات تاریخی اش بروز و ظهور پیدا می کند و این امر بویژه برای ملت ایران که همواره با انواع فتنه گری ها و دسیسه چینی های انگلیس و امریکا به عنوان سردمداران استکبار و استعمار جهانی مواجه بوده و خون بهترین فرزندان خود را در راه دفاع ازکیان و تمامیت این سرزمین نثار کرده ، از اهمیت بیشتری برخوردار است.


استفاده مطلوب از این تجربیات اندوخته شده ملت ایران ، انتظار به حق مردم از مسئولین کشور در سطوح عالی تصمیم گیری است ، اما مایه تاسف عمیق است که مقامات مسئول در دستگاه دیپلماسی خارجی جمهوری اسلامی ایران طی سالیان اخیر و در مواجهه با مسائل جهانی و روابط فیمابین با سایر کشورهای جهان به این مهم توجه بایسته و شایسته ای ندارند و این روزها در مقابل رژیم جنایتکار آل سعود که سرسپردگی تام و تمامی به امریکا و انگلیس دارد و منطقه خاورمیانه در آتش تعصب و کینه ورزی خود به سمت مرگ و نابودی سوق داده است ، اینچنین از خود ضعف و سستی نشان داده و توپ و میدان را به آنها وا گذاشته است.


سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران طی سالهای پس از انقلاب بر سه اصل عزت ، حکمت و مصلحت استوار بوده و همواره تلاش شده است تا برپایه این اصول و در تعاملی منطقی و قاعده مند با کشورها و مجامع بین المللی، از منافع کشور حراست شود اما تجربه تلخ برجای مانده از نشست اخیر سران کشورهای اسلامی در استانبول ترکیه به وضوح بیانگر آن است که دستگاه دیپلماسی خارجی ایران ، در یک غفلت و سردرگمی آشکار قرار داشته و عزت ، حکمت و مصلحت عناصر مفقود شده در تعامل ایران با این نشست بوده است.


این در حالی است که در محافل سیاسی و رسانه ای همواره از دیپلماسی خارجی به مثابه تنها برگ برنده دولت یازدهم یاد شده و وزیر امور خارجه به عنوان موفق ترین عضو کابینه معرفی شده است.


از جناب آقای ظریف وزیر محترم امور خارجه که گفته می شود تبحر خاصی در گفتگو و مذاکره با طرفهای خارجی دارند، درخواست می شود به چند پرسش ساده زیر پاسخ دهند ، با این امید که از رهگذر آن گامی در جهت تنویر افکار عمومی برداشته شود.


1 –  در ابتدای سال جاری میلادی، نشست کارشناسی کنفرانس اسلامی در جده برگزار گردید و سعودیها از  شرکت هیات ایرانی در این کنفرانس جلوگیری به عمل آوردند. همگان از این امر آگاه هستند که به دنبال بحرانی شدن روابط ایران و عربستان ، مسئولین و کارکنان سفارت جمهوری اسلامی ایران و کنسولگری ایران در ریاض و جده از این کشور اخراج شدند اما نمایندگان ایران در دبیرخانه کنفرانس اسلامی ، همچنان در جده حضور داشتند و قادر به پی جویی وظایف خود و اطلاع رسانی به مقامات رسمی کشور در باره موضوعات مطروحه در جلسات کارشناسی سازمان کنفرانس اسلامی بودند ، بنابراین چگونه ممکن است وزارت امورخارجه از مباحث مطروحه درکنفرانس بی اطلاع مانده باشد؟ تعداد قابل توجهی از کشورهای دوست و همسایه در این نشستها حضور داشتند، آیا وزارت امور خارجه نمی توانست در یک اقدام پیشگیرانه و با انجام فعالیت های دیپلماتیک ، کشورهای مزبور را در ایفای یک نقش مثبت و سازنده فعال کند؟
2 – پیش از برگزاری اجلاس سران کنفرانس اسلامی در استانبول ، ابتدا جلسات کارشناسی و سپس جلساتی در سطح وزرای امور خارجه برگزار می شود که در آنها دستور کار اجلاس سران مورد بررسی و تصویب قرار می گیرد، سوال این است که وزارت امور خارجه در این نشست ها ایفاگر چه نقشی بوده است ؟


 3 –نهایی شدن هر بند از قطنامه پایانی ، مستلزم اجماع نظر کلیه اعضاء شرکت کننده در اجلاس است و حتی اگر یک کشور نیز مخالف آن باشد به تصویب نمی رسد. سوال اینجاست که آیا نمایندگان ایران نیز موافق بندهای تصویب شده بوده اند؟ یا آنکه قطعنامه مزبور بر خلاف اساسنامه سازمان کنفرانس اسلامی به تصویب رسیده است ؟ اگر نمایندگان ایران با مفاد قطعنامه مزبور مخالف بوده اند چرا این مخالفت در جایی به ثبت نرسیده و هیچ بیانیه ای در محکوم نمودن این حرکت خلاف قانون صادر نشده است؟!  جا دارد به این نکته اشاره شود که در دولت قبل و با حضور فعال ایران در نشست قبلی سران کنفرانس اسلامی در جده ، تلاش سعودی ها برای اخراج سوریه از این سازمان عقیم ماند و از تصویب آن جلوگیری شد.


4 –  آشکارا چنین به نظر می رسد که دولت یازدهم بیشترین تدبیر خود را در عرصه سیاست خارجی به نمایش گذاشته باشد ، سوال این است که ترک جلسه در اعتراض به تصویب و اعلام بندهای قطعنامه علیه ایران در اجلاس سران کنفرانس اسلامی در استانبول ، برامده از کدام تدبیر و عقلانیت است و این اقدام چه نفعی برای ایران داشته است ؟  
بر اساس گزارش های خبری منتشره ، در خلال برگزاری اجلاس استانبول ، جناب آقای ظریف وزیر محترم امور خارجه توجه مقامات سعودی را به سرنوشت صدام و طارق عزیز جلب کرده و از آنها خواسته است که از گذشته درس بگیرند. روشن است که سرنوشت عبرت انگیز صدام و طارق عزیز ، محصول مجاهدتهای ملت ایران و یک دیپلماسی فعال و انقلابی در مقابل مستکبرین عالم به سرکردگی شیطان بزرگ امریکا بود و دور از ذهن است که مقامات آل سعود تحت تاثیر دیپلماسی دولت یازدهم ، سرنوشتی مانند صدام و طارق عزیز را برای خود متصور شوند.


وزیر محترم امور خارجه باید متوجه این معنا باشد که دو سال پیش ، ایران در زمره کشورهای دارنده فناوری هسته ای شناخته می شد و آمریکا و همپیمانانش نمی توانستند نقش ایران را در معادلات بین المللی نادیده بگیرند، اما امروز که ظرفیت هسته ای ایران به دست توانای! دولت تدبیر و امید نابود شده است ، تهدیدها علیه ایران تا آنجا فزونی یافته است که آل سعود برای ایران خط و نشان می کشد و مدعی رعایت نشدن حقوق بشر در ایران شده است ؟! به آقایان مدعی اوج عقلانیت باید گوشزد شود که وقتی در استانبول زبانتان بند آمده بود و حرفی برای گفتن نداشتید، اینک برای توجیه و خوشامد چه کسانی، زبانتان را در داخل کشور به روی ملت ایران باز کرده اید؟!  آیا با متهم کردن سپاه پاسداران به انجام آزمایش های موشکی و زیر سوال بردن شورای نگهبان به علت جلوگیری از رد صلاحیت یک جماعت نفوذی یا تخطئه موضعگیری رهبری معظم انقلاب ، می توانید بر ناکارامدی و بی صلاحیتی های آشکار خود سرپوش بگذارید و از خودتان رفع مسئولیت کنید؟


بدون تردید در نتیجه عملکرد پرابهام و شبهه انگیز دستگاه دیپلماسی خارجی دولت یازدهم در استانبول، به اصول پایدار "عزت، حکمت و مصلحت" نظام جمهوری اسلامی ایران خدشه وارد  شد. بررسی دقیق این امر مستلزم بازگشت به سالها قبل، یعنی زمانی است که رئیس جمهور مکتبی و انقلابی ایران تا پشت دیوارهای فلسطین اشغالی رفت و "عزت، حکمت و مصلحت"  جهان اسلام را به رخ  مستکبرین عالم کشید.  بعد از آن واقعه بود که شیمون پرز اعلام کرد همه تلاش خود را به کار خواهد بست تا کسی جرات نکند کنار دکتر احمدی نژاد رئیس شجاع و پرکار دولت قبل بایستد. آنچه در این روزها شاهد وقوع آن هستیم ، حاکی از یک تلاش هدفمند برای به زیر کشیدن جمهوری اسلامی ایران از اوج عزت و اقتدار جهانی به دست آمده در دولتهای نهم و دهم است .

 

با تامل در اتفاقات سالهای حدفاصل 1388 تا کنون و تحلیل صحیح حوادث ، بسیاری از حقایق که برآن سرپوشی از فریب گذاشته شده است ، برملا خواهد شد. به راستی چرا مقامات دولت یازدهم هر اقدام مثبت دولت قبل را که در جهت بهبود معیشت مردم به انجام رسیده است، مورد تمسخر و مخالفت قرار می دهند.  یارانه دادن به مردم ، "اقدامی مزخرف" توصیف می شود، ساخت مسکن ارزان قیمت برای مردم مورد هجمه بی منطق دولتمردان قرار می گیرد یا هر اقدام ارزشمند دولت قبل با انگهای توهین آمیز مورد هجمه واقع می شود و خادمان ملت به انحاء مختلف مورد اهانت و تهمت و ... قرار می گیرند!


 امروز بیش از هر زمان دیگری روشن شده است که چه کسانی مصداق واضح کوتوله های سیاسی در ایران هستند. کسانی که با رفتار و مواضع خود ، عزت ، حیثیت و شان و منزلت ملت ایران را مخدوش کرده و هر روز به حیلتی تازه ، در صدد زیر سوال بردن و خالی کردن ظرفیت های دفاعی کشور هستند، دیر یا زود باید در پیشگاه مردم ایران پاسخگوی اقدامات خود باشند. انباشته شدن افتضاحات به حدی رسیده است که لشکر رسانه ای آموزش دیده نیز قادر به توجیه گری آن نیست و ملت ایران بیش از هر زمان دیگری پی جوی مطالبات برزمین مانده خود و پاسخ طلبی از دولتمردان به پرسش های فراوانی هستند که در نتیجه عملکرد آنها قابلیت طرح پیدا کرده است.

 

نظرات بینندگان

ارسال نظر