صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

محمدمهدی مظاهری، استاد دانشگاه

آینده خاورمیانه در انتظار تصمیم ایران

محمدمهدی مظاهری، استاد دانشگاه در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: بی‌میلی و ناتوانی ایالات متحده برای میدان‌داری در خاورمیانه فضایی یگانه برای بازیگری قدرت‌های منطقه‌ای در این صحنه فراهم کرده است.

کد خبر: 71834

طی سالیان گذشته، ترتیبات سیاسی و نظامی منطقه خاورمیانه وارد وضعیت آشوب زده ای شده که مشخصه دوران تغییر سیستمیک است. آنچه اکنون به وضوح روشن شده این است که خاورمیانه دهه آینده هیچ شباهتی به آنچه پیش از این بود نخواهد داشت. وقتی سند استراتتژی امنیت ملی آمریکا در سال 2012 منتشر شد، کمتر کسی گمان می کر، رویکرد جدید ایالات متحده به خاور دور موجب کمرنگ شدن توجه این کشور به خاورمیانه خواهد شد. اکثر تحلیلگران در واقعی بودن تصمیم آمریکا برای دخالت کمتر در مسائل منطقه به دیده شک می نگریستند. گروهی این استدلال را طرح می کردند که هژمون جهانی حتی اگر بخواهد نمی تواند به مسئله انرژی بی تفاوت باشد و خاورمیانه همچنان معدن اصلی انرژی جهان و ضامن بقای نظام لیبرال دموکراسی است. شماری از آنها نیز همچنان منتظر روی کار آمدن یک دولت جمهوری خواه (چه بسا با ریاست جمهوری دونالد ترامپ) هستند تا دوباره پادگان های نظامیان آمریکایی در گوشه و کنار خاورمیانه برپا شود.

شواهد موجود اما حکایت از رویکردی راهبردی در عالیترین سطوح تصمیم گیری ایالات متحده است. این کشور برای نخستین بار از زمان شروع صلح آمریکایی در منطقه به این نتیجه رسیده که هزینه های حفظ سلطه تمام عیار بر منطقه خاورمیانه از منافع آن بیشتر است. هزینه های مالی و جانی سنگین در افغانستان و عراق هرگونه دورنمای نزدیک از مداخله گسترده نظامی در منطقه را برای این کشور تیره و تار می کند. از سوی دیگر گسترش اعجاب انگیز فناوری انرژی های تجدیدپذیر و استفاده بهینه از سوخت های فسیلی موجود در کنار کاهش نسبت تولید نفت خاورمیانه و در نتیجه کاهش اهمیت اوپک در سبد تامین انرژی جهانی، وابستگی جهان اول به چاه های نفت این منطقه را کاهش داده است. داستان نفت شیل فقط یک نمونه از نتیجه دادن سیاست هایی است که کشورهای غربی بعد از بحران نفتی دهه هفتاد در پیش گرفتند. آنچه صرف وقت و انرژی امریکا در این منطقه را بیش از پیش غیرمنطقی می کند، البته تغییر ژئوپلتیک قدرت جهانی و سربرآوردن غول خاور دور است. به این ترتیب امروز دیگر تردیدی نیست که منطقه خاورمیانه در حال تجربه فضای جدیدی بوده که در طی دو قرن اخیر بی سابقه بوده است.

بی میلی و ناتوانی ایالات متحده برای میدان داری در خاورمیانه که با ناتوانی مطلق قدرت های غرب اروپا و طبع آزمایی های نه چندان مطمئن روسیه همراه شده، فضایی یگانه برای بازیگری قدرت های منطقه ای در این صحنه فراهم کرده است. آنچه طی سال های اخیر در بحران های سوریه، عراق، فلسطین، یمن و نظایر آنها می گذرد را می توان نمودی روشن از رقابت میان قدرت های منطقه ای برای تثبیت طرح مورد نظر خود برای خاورمیانه آینده دانست. از این منظر قدرت های منطقه سه راهبرد متفاوت را برای پر کردن خلاء امنیتی موجود در منطقه پیگیری می کنند.

نخستین راهبرد، ژاندارمی منطقه است که طرح مورد نظر ترکیه می باشد. به نظر می رسد ترکیه قصد دارد به نماینده ناتو و آمریکا در خاورمیانه تبدیل شده و به نیابت از این کشورها و در راستای منافع آنها امنیت و ثبات را در منطقه حفظ کند. ترکیه برای معرفی خود در این نقش تا آنجا پیش رفته است که نیروی زمینی وارد سوریه کرده و هواپیمای روسی بر فراز منطقه را ساقط می کند. نکته اما اینجاست که ترکیه نه توان مالی کافی برای بازی کردن نقشی که ایران در زمان شاه در منطقه ایفا می کرد را دارد و نه موقعیت ژئوپلتیک استثنایی ایران برای اشراف بر تمامی مسائل خاورمیانه را.

راهبرد دوم، دست و پا زدن برای حفظ آمریکا در منطقه است. اسرائیل و عربستان سعودی دو قدرت منطقه ای هستند که این راهبرد را در پیش گرفته اند. تلاش مذبوحانه این دو کشور برای جلوگیری از توافق ایران و آمریکا در مسئله هسته ای، اقدامات کور و تحریک کننده اسرائیل در داخل سرزمین های اشغالی و تلاش عربستان برای به شکست کشاندن پروژه شیل از طریق ارزان فروشی نفت، نمونه های از این راهبرد است. هر دو این کشورها نظام های سیاسی ما قبل دولت - ملتی هستند که از کمترین پایه های قدرت طبیعی برخوردار بوده و به وضوح می دانند که در فقدان عنایات قدرت های خارجی نه تنها منافع که حتی موجودیتشان در خطر است.

از راهبرد سوم می توان به عنوان راهبرد مقاومت نام برد. ایران به عنوان دیگر قدرت منطقه ای نه خواستار ایفای نقش ژاندارمی است و نه طالب ادامه هژمونی آمریکا در منطقه. در این راستا سیاست خارجی ایران در دولت تدبیر و امید ضمن مقاومت در برابر دو راهبرد رقیب، تلفیقی از تنش زدایی و توسعه گرایی بوده است. حضور فعالانه کادر دیپلماتیک ایران در حل بحران های منطقه ای پس از اجرایی شدن برجام و دعوت از کشورهای منطقه به همکاری برای تأمین امنیت منطقه، نشانه ای است از پیگیری یک راهبرد جایگزین برای تأمین امنیت منطقه ای. به نظر می رسد که ایران برای عقب نیفتادن از رقابت قدرت های منطقه ای در تثبیت طرح جایگزین امنیت منطقه خاورمیانه، باید هر چه سریعتر خطوط کلی این راهبرد خود را تدوین کرده و به معرفی، گفتمان سازی و اجرای آن در سطح منطقه بپردازد.

نظرات بینندگان

ارسال نظر