صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

آیا با پادشاهی سلمان روابط ایران و عربستان بهبود می‌یابد؟

ضرورت نزديکي ايران به عربستان !؟

اگر سلمان خط مشي آمريکا را در خصوص مسئله هسته اي ايران و قيمت هاي نفت بپذيرد اين ضربه اي سنگين به جبهه ضد آمريکايي عرب ها خواهد بود که تاکنون رهبري آن بر عهده عربستان سعودي ، مصر و برخي از اميرنشين هاي خليج فارس بوده است. اين همچنين يک ناکامي براي بنيامين نتانياهو ...

کد خبر: 6727

اوباما در رياض با سلمان درباره مسئله هسته‌اي ايران گفتگو مي‌کند.
پايگاه اينترنتي خبري دبکافايل رژيم صهيونيستي نوشت در نشست سران آمريکا و عربستان سعودي در رياض درباره مسائل مهم مانند قيمت نفت ، ايران و يمن گفتگو خواهد شد.
اين پايگاه اينترنتي در گزارشي اختصاصي نوشت: باراک اوباما رئيس جمهور آمريکا که تصميم گرفته است سومين روز سفرش به هند را کوتاه کند ، روز سه شنبه همراه با همسرش وارد رياض خواهد شد تا درگذشت ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودي را به سلمان بن عبدالعزيز پادشاه جديد اين کشور تسليت بگويد و با او درباره مسائل مهم به گفتگو بنشيند.
او مي خواهد هر گونه ابهام را در خصوص سه مسئله بحث برانگيز که براي سران هر دو کشور بسيار اهميت دارد رفع کند: مخالفت صريح رياض با توافق هسته اي چندجانبه با ايران و شک و ترديد درباره اين باور اوباما که حصول يک توافق جامع به مهار برنامه هسته اي تسليحاتي ايران خواهد انجاميد.
سپس ، رئيس جمهور آمريکا تلاش خواهد کرد حاکم جديد سعودي را متقاعد کند که براي متوقف کردن روند نزولي قيمت هاي نفت از توليد نفت کشورش بکاهد. اگر عربستان اين کار را بکند قطعا ديگر کشورهاي عضو اوپک نيز از آن پيروي خواهند کرد.
و در آخر ، اوباما و سلمان بايد در مورد چگونگي پرداختن به مسئله يمن و افتادن اين کشور به دست شورشيان شيعه حوثي تصميم گيري کنند. شورشيان حوثي با پشتيباني ايران کنترل صنعا پايتخت يمن را در دست گرفته اند و عبد ربه منصور هادي ، رئيس جمهور تحت حمايت آمريکا در يمن را سرنگون کرده اند.
دو مسئله ثانويه نيز عبارت خواهد بود از مبارزه با گروه دولت اسلامي عراق و شام (داعش) در حياط خلوت عربستان ، که در آن آمريکا و عربستان سعودي شرکاي ائتلافي يکديگر هستند ، و اوضاع در جنگ سوريه.
از آنجا که امکان پرداختن به همه اين مسائل در يک نشست وجود ندارد ، منابع دبکافايل در واشنگتن و خليج فارس انتظار دارند که اوباما در ملاقات اوليه خود با سلمان روي خطوط کلي مناقشه هسته اي ايران و قيمت هاي نفت متمرکز شود. مذاکرات مفصل تر درباره اين دو مسئله و مسائل ديگر بر عهده مقامات آمريکايي و سعودي در رده هاي پايين تر گذاشته خواهد شد تا در هفته هاي آينده درباره آنها گفتگو کنند.
تعدادي از رهبران خاورميانه نتيجه اين نشست در رياض را با دقت زير نظر خواهند داشت. بسياري از آنها نگرانند که اوباما بخواهد پادشاه جديد را متقاعد کند که با سياست هاي خاورميانه اي وي همراهي نشان دهد و از موضع ملک عبدالله پادشاه قبلي که صريحا با تاکتيک هاي اوباما در منطقه مخالفت کرده بود دور شود.
اگر سلمان خط مشي آمريکا را در خصوص مسئله هسته اي ايران و قيمت هاي نفت بپذيرد اين ضربه اي سنگين به جبهه ضد آمريکايي عرب ها خواهد بود که تاکنون رهبري آن بر عهده عربستان سعودي ، مصر و برخي از اميرنشين هاي خليج فارس بوده است. اين همچنين يک ناکامي براي بنيامين نتانياهو نخست وزير اسرائيل خواهد بود که با ديپلماسي هسته اي اوباما در مورد ايران به شدت مخالف است. سنگ بناي سياست مخالفت با رويکرد آمريکا در خصوص برنامه هسته اي ايران مشارکت سياسي و نظامي عربستان و مصر بود که هدفش ايجاد مانع در توافق پيشنهادي واشنگتن براي حل و فصل مناقشه هسته اي با ايران بود.

ضرورت نزديکي ايران به عربستان
ظريف گفت نزديکي وي به عربستان پس از مرگ ملک عبدالله ضروري بود.
به گزارش اسوشيتدپرس از تهران ، محمد جواد ظريف وزير امور خارجه ايران روز يکشنبه گفت نزديکي وي به عربستان سعودي ، رقيب منطقه اي ايران ، پس از مرگ حاکم اين کشور « ضروري » بود.
ايران که يک قدرت شيعه است با عربستان سعودي که تحت حاکميت سني هاست برسر برخي مسائل در خاورميانه از جمله جنگ داخلي کنوني در سوريه ، ناآرامي ها در يمن و اعتراض ها در بحرين اختلاف نظر دارد.
با اين حال محمد جواد ظريف يکي از نخستين مقامات خارجي بود که پس از مرگ ملک عبدالله پادشاه فقيد عربستان سعودي به اين کشور رفت.
ظريف ابراز اميدواري کرد نزديکي وي به عربستان سعودي زمينه ساز همکاري بيشتر تهران و رياض در همه زمينه ها در اين منطقه بسيار حساس باشد.
وي اين اظهارات را در کنفرانس خبري مشترک با وسنا پوسيچ وزير امور خارجه کرواسي در تهران بيان کرد.

امکان تغييرات در سياست‌هاي عربستان
پايگاه اينترنتي روزنامه لوپوئن فرانسه در گزارشي در باره امکان تغييرات در عربستان نوشت: با وجود جمعيت کم 30 ميليوني که 20 ميليون نفر آنها سعودي هستند،عربستان کشوري عادي نيست. اين کشور اولين صادر کننده نفت جهان( 7 ميليون بشکه در روز)است و پس از ونزوئلا بزرگترين ذخاير نفت جهان (266 ميليارد بشکه)را دارد.عربستان متحد سنتي آمريکا و وزنه‌اي سنگين در جهان عرب اسلام هم است زيرا دو شهر مکه و مدينه، مهمترين امکان مقدس مسلمانان،را درخود جاي داده است-.افزون بر اين خاندان سلطنتي سعود محور ثبات منطقه به شدت ناآرام خاور ميانه محسوب مي‌شود.
بنابر اين هر گونه تغيير سياسي در اين کشور نشانه‌ نگراني براي همسايگان و متحدان آن است.
آيا سلمان،پادشان جديد عربستان، با وجود وعده‌اش براي ادامه سياست‌سلف خود، مي‌تواند تغييراتي صورت دهد؟ اگر قرار باشد تغييراتي درعربستان سعودي صورت گيرد، بي شک اين تغييرات بسيار کند خواهد بود. ملک سلمان با اين که پيشتر وليعهد و وزير دفاع بود، بايد رويکردهاي خود را مشخص کند و به متحدان عربستان اطمينان دهد.
وي گفته «بسيار محافظه‌کار» است، درحالي که سلف وي «ليبرال»تر بود (به ويژه نسبت به زنان که از سال 2015 مي‌توانند راي دهند با آن که هنوز حق رانندگي ندارند) اما اين توصيف‌ها چيزي را بازگو نمي‌کند.
کشور پادشاهي عربستان عميقا بنياد‌گرا است و بر مبناي اتحادي خلل ناپذير بين رئيس قبيله سعود و محمد بن عبدالوهاب، بنيانگذار وهابيت ، جريان بسيار مرتجعانه‌‌اي از اسلام، در قرن هجده ، تاسيس شده است. در هفته‌هاي اخير 7 زن در عربستان محکوم به اعدام در ملاء عام شدند در صورتي که در زمان حاکميت رسمي «پادشاه ليبرال تر» قبلي چنين چيزي وجود نداشت.
اولين پرونده‌اي که ملک سلمان بايد به آن بپردازد، پرونده روابط با آمريکا است. اين روابط بايد تقويت شود. پادشاه جديد در بين خاندان سلطنتي فردي «طرفدار آمريکا» محسوب مي‌شود. در واقع روابط بين رياض و واشنگتن همواره از عالي کمتر يا بيشتر بوده، اما هرگز کاملا بد نبوده است. دو کشور از سال 1945 که روزولت و ملک عبدالعزيز ابن سعود ، بر روي ناو کوئنسيQuincy توافقنامه اتحاد امضا کردند، هرگز از اين اتحاد تخطي نکردند. طبق اين توافقنامه ملک عبدالعزيز متعهد شد ،در ازاي تامين امنيت نظامي عربستان از سوي آمريکا براي 60 سال ، نفت عربستان را در اختيار آمريکا قرار دهد .
اين توافقنامه در سال 2005 براي 60 سال ديگر تمديد شد.
هرچند ملک عبدالله گاهي اوقات با آمريکا که وي را بسيار «ملي‌گرا» مي‌خواند، مشکلاتي داشت،اما با باراک اوباما همکاري خوبي داشت. وي هميشه تنش‌هايي را که احتمال داشت به علت اختلاف نظر در باره سوريه، نقش عربستان در تروريسم( با توجه به اين که 15تن از 17 تروريست حملات به برج‌هاي دوقلو آمريکا سعودي بودند) يا سياست آمريکا در نزديکي به ايران حل و فصل کرد. مسئله نزديکي آمريکا به ايران مايه نگراني و وحشت سعودي‌ها است و در اين خصوص انتظار زيادي از متحد خود آمريکا دارند. سعودي‌ها بيم آن دارند جايگاه متحد ترجيحي واشنگتن در منطقه را از دست بدهند و ببينند آمريکا بيش از سني‌ها از شيعيان خاورميانه حمايت مي‌کند.
ملک سلمان که فردي طرفدار آمريکا خوانده مي‌شود، نبايد براي اطمينان خاطر دادن به آمريکا در باره گرايش‌هايش ، مشکلي داشته باشد. وي در اولين روز زمامداري خود شاهزاده بن نايف56 ساله و وزير قدرتمند کشور را به سمت جانشين وليعهد منصوب کرد. آيا اين اقدامي براي واشنگتن بود؟ آمريکا روي بن نايف حساب مي‌کند و زماني که وي هنوز وزير کشور نشده بود، (بن نايف در سال 2012 وزير کشور عربستان شد) با افتخار او را در واشنگتن پذيرفت.
آيا ملک سلمان پادشاه جديد عربستان در مورد پرونده گروههاي تکفيري مثل گذشته با آمريکا مشکل خواهد داشت؟ عربستان در دهه 1980 (همچون سيا) از سلفي‌هاي افغانستان حمايت کرد ، اما از سال 1990 خود نيز درگير تروريسم شد و به سرکوب شديد تکفيري‌ها در داخل عربستان پرداخت. اما با توجه به اين که در عربستان دست راست هم نمي‌داند دست چپ چه کار مي‌کند، روشن است که سرکوب تکفيري‌ها در داخل مانع کمک به آنها در خارج از کشور نمي‌شود.
استفان راکرواStéphane Lacroix سال 2013 در کنفرانس IHEDN-Euromed گفت:« کمک به تکفيري‌ها بيشتر از ناشي از قدرت مذهبي است تا قدرت سياسي».
به اين ترتيب عربستان پس از تامين مالي گروههاي جهادي بر ضد بشار اسد، رئيس جمهور سوريه ، زير فشار آمريکا به ائتلاف بين المللي براي بمباران مواضع گروههاي وابسته به داعش پيوست. شاهزاده مقرن، وليعهد جديد عربستان که پيشتر مسئول سرويس اطلاعات داخلي و خارجي بود، در اين سمت جنگ تمام عياري را با تروريسم اعلام کرد . ملک سلمان هم مي‌بايست اين سياست راه انداخت.
شايد تغييراتي که ممکن است با روي کار آمدن ملک سلمان به وجود آيد در باره ايران و سوريه باشد. در ميان مقامات رژيم عربستان، برخي ها معتقدند ،بهتر است امروز با بشار اسد ضعيف مذاکره کرد تا آن که فردا با بشار اسد و ايراني قوي شده پس از آشتي با آمريکا ، مذاکره کرد.
افزون بر اين به نظر مي‌رسد، پادشاه جديد مثل سلف خود،احتمالا بيشتر خواهان نزديک شدن به ايران است تا برخورد با آن .به نظر مي‌رسد پسرش محمد بن سلمان 31 ساله هم که از 23 ژانويه به سمت رئيس دفتر جديد پادشاه و وزير دفاع منصوب شده است، چنين موضعي دارد، کسي که يکي از شخصيت‌هاي قوي حاکميت جديد خواهد شد.
آخرين پرونده کليدي پرونده قيمت نفت است. پادشاه جديد سياست پادشاه پيشين را ادامه خواهد داد و به منظور پايين آوردن بهاي نفت و حفظ جايگاه عربستان در بازار، توليد نفت اين کشور را همچنان بالا نگاه خواهد داشت.‌ به نظر نمي رسد دست کم در کوتاه مدت تغييري در اين سياست نفتي عربستان به وجود آيد که براي مقابله با توليد نفت شيل آمريکا است و مي‌تواند ايران به تجديد نظر در مسائل سياست خارجي وادارد. اما اين سياست براي عربستان سعودي هم گران تمام خواهد شد زيرا 90 درصد در‌آمد بودجه اين کشور به نفت وابسته است. اما عربستان منابعي دارد که مي‌تواند نزديک به ده سال با اين وضع ادامه دهد.

-----------------------------------------------------------

آیا با پادشاهی سلمان روابط ایران و عربستان بهبود می‌یابد؟
مأموریت غیرممکن
 

دوره جدید مناسبات ایران و عربستان بویژه با سفر محمد‌جواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان به عربستان که برای شرکت در مراسم رسمی مرگ پادشاه عربستان بوده است، مورد توجه تعداد زیادی از رسانه‌های جهان قرار گرفته است. این اولین سفر ظریف به عربستان در کسوت وزیر امور خارجه ایران بود و این اولین سفر، در واقع سفر اعلام پیام تسلیت بود. تعدادی از رسانه‌های فرا‌منطقه‌ای این سفر را سفری خاص ارزیابی کرده‌اند که ممکن است با نتایج دلخواه دولت روحانی رو‌به‌رو نشود. به گزارش «وطن امروز»، این سفر که رسانه‌های خارجی از آن به عنوان «سفر نادر» یاد کرده‌اند، در شرایطی صورت می‌گیرد که ایران و عربستان در یکی از بد‌ترین شرایط دیپلماتیک خود بعد از پیروزی انقلاب اسلامی قرار گرفته‌اند. برای این مساله دلایل زیادی وجود دارد. آنطور که خبرگزاری فرانسه گزارش داده است، روابط دیپلماتیک و روابط دوجانبه عربستان و ایران به عنوان 2 کشور بزرگ و قدرتمند منطقه‌ای که هر کدام بخشی از جهان اسلام یعنی 2 گروه شیعیان و سنی‌ها را رهبری می‌کنند، بعد از بحران سوریه به حداقل ممکن رسیده است. به گفته این خبرگزاری، حمایت ایران از دولت بشار اسد و حمایت بی‌چون و چرا و مطلق عربستان از مخالفان اسد در این کشور، 2 قدرت منطقه‌ای را از سال ۲۰۱۱ بشدت رودرروی یکدیگر قرار داده است. به همین دلیل روابط 2 کشور به پایین‌ترین میزان خود رسیده است. پس از انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس‌جمهور ایران، محمدجواد ظریف بار‌ها از تلاش و تمایل خود برای بهبود روابط با عربستان سخن گفته است با این حال اختلافات 2 کشور در شرایط کنونی به حدی است که هر‌گاه دعوتی از سوی دو طرف برای مذاکره درباره اختلافات صورت گرفته، یک اتفاق یا یک اظهارنظر دوباره 2 کشور را رودرروی یکدیگر قرار داده است. در ماه آگوست سال گذشته، معاون وزیر امور خارجه ایران، ‌حسین امیر عبداللهیان با وزیر خارجه عربستان،‌سعود الفیصل در ریاض به گفت‌و‌گو نشست و این اولین دیدار 2 نماینده عالیرتبه 2 کشور بعد از انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس‌جمهور ایران بود.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، بعد از این دیدار که البته جزئیاتی از آن منتشر نشد و دلیل اختلافات نیز همچنان مبهم باقی ماند، تنها اظهارنظر رسمی ایران، پیام تسلیت رئیس‌جمهور برای مرگ عبدالله و تبریک وی به مناسبت انتخاب شاهزاده سلمان به عنوان پادشاه بعدی در عربستان بود. براساس گزارش این خبرگزاری، این پیام‌های تسلیت و تبریک به پادشاه جدید عربستان در شرایطی صورت گرفت که ایران و بزرگ‌ترین صادرکننده نفت در جهان یعنی عربستان بر سر کاهش قیمت نفت، اختلافات زیادی پیدا کرده‌اند. این البته تنها مساله‌ای نیست که باعث می‌شود با وجود همه تحرکات دیپلماتیک ایران، ‌شانس دولت روحانی برای برقراری ارتباط موثر و دوجانبه با عربستان‌سعودی کم باشد. آنطور که «گلف‌نیوز» به نقل از «لس‌آنجلس تایمز» نوشته است، ‌دلایل زیادی وجود دارد که همچنان ثابت می‌کند ایران و عربستان طی سال‌های آینده نمی‌توانند رابطه مستحکمی برقرار کنند.
این نشریه آمریکایی در این باره نوشته است: شاید بتوان ریشه اختلافات عربستان و ایران را در انقلاب سال ۱۳۵۷ ایران و روی کار آمدن دولت شیعی در ایران دانست اما بسیاری از مردم ایران معتقدند دشمنی عربستان از زمانی آغاز شد که به صدام در جنگ ۸ ساله علیه ایران کمک‌های مادی و سلاح‌های زیادی فرستاد. طی سال‌های اخیر رقابت ایران و عربستان در مسائل منطقه‌ای بشدت بالا رفته است. شاید بتوان به جرات خلاصه دیدگاه عربستان راجع به ایران را در این گفته ملک عبدالله مشاهده کرد که توسط اسناد ویکی‌لیکس منتشر شده بود. او در گفت‌و‌گویی با سفیر واشنگتن در ریاض از آنها خواسته بود درباره برنامه هسته‌ای ایران جدی باشند و اصطلاحی در این باره به کار برد که بشدت مورد استقبال رسانه‌ها قرار گرفت: «سر مار را قطع کنید!»
هم‌اینک که گفت‌و‌گوهای هسته‌ای ایران و آمریکا در حال پیشروی است، عربستان‌سعودی نقش موثرتری در پیشبرد این گفت‌و‌گو‌ها یا به بیان بهتر، در جلوگیری از نتیجه‌بخش بودن آنها برعهده دارد. عربستان که از متحدان قدیمی آمریکا است، از این واهمه دارد که نزدیکی تهران – واشنگتن بتواند قدرت منطقه‌ای ایران و تاثیرگذاری‌اش را در منطقه از این هم بیشتر کند. این بدین معنی نیست که ایران با اتکا به واشنگتن می‌تواند اهداف خود را به پیش ببرد. حتی اگر میزان کمی از تحریم‌ها نیز برداشته شود دست ایران برای کمک به متحدان منطقه‌ای خود از جمله سوریه و حزب‌الله هر روز بیشتر از روز قبل باز می‌شود و این مشکلات بسیاری برای سیاست خارجی و قدرت منطقه‌ای این کشور ایجاد خواهد کرد.
پادشاه جدید عربستان یعنی‌‌ همان سلمان از مدت‌ها پیش اعلام کرده بود در سیاست‌های خارجی این کشور تغییر عمده‌ای ایجاد نخواهد شد به همین دلیل می‌توان به آسانی تمام ارزیابی‌های قدیم را درباره وضعیت جدید سیاست عربستان در قبال ایران تکرار کرد. در عراق، نزدیکی بیش از پیش دولت حیدر العبادی به ایران و پیش از آن نوری المالکی در ‌‌نهایت باعث ایجاد شکاف بیشتر در روابط تهران و ریاض شد. تهران هم‌اینک مهم‌ترین و بزرگ‌ترین حامی عراق در مبارزه با تروریسم است و عربستان از این بیم دارد که روزی نه به عنوان صادرکننده افراد تندروی اسلامی به عراق و سوریه، بلکه به عنوان هدف اصلی حملات تروریستی مورد توجه رسانه‌های جهانی قرار گیرد.
در سوریه نیز ایران بشدت از ادامه حیات سیاسی بشار اسد و همچنین ایجاد ثبات سیاسی و امنیتی در این کشور استقبال می‌کند و رابطه‌ای عمیق با روسیه در این باره دارد با این حال عربستان‌سعودی با کاهش قیمت نفت به دنبال ایجاد ضررهای اساسی بر اقتصاد روسیه و ایران است و به معنای دیگر می‌توان رویارویی آمریکا و عربستان با ایران و روسیه را در عصر جدید به خوبی مشاهده کرد.
در لبنان، حزب‌الله بشدت در مقابل نیروهای تندرویی که از سلفی‌گری و وهابیت حمایت کرده و وضعیت امنیت این کشور را با تهدیدات گوناگون مواجه می‌کنند، ایستاده است. آمریکا بر این عقیده است بدون حضور عربستان گفت‌و‌گوهای سازش در فلسطین تاثیر خاصی نخواهد داشت با این وجود ایران و حزب‌الله و همچنین فلسطین عقیده دیگری در این زمینه دارند و سعی دارند منافع فلسطین و همچنین حماس را در این گفت‌و‌گو‌ها بیشتر مد نظر قرار داده و تنها به دنبال صلحی هستند که نشانه پیروزی فلسطین در جنگ قدیمی خود با اسرائیل باشد.  هیچ کس انتظار ندارد رویارویی ایران و عربستان در مسائل منطقه‌ای مانند فعالیت‌های حزب‌الله و انتخاب رئیس‌جمهور جدید لبنان یا مبارزه با تروریسم در عراق و سوریه به این زودی‌ها پایان یابد. جواد ظریف به عربستان رفته تا شاید بتواند راهی میانه برای این مساله برگزیند اما این راه میانه سال‌های زیادی است که دیگر گزینه اصلی در روابط ایران و عربستان نیست.

-------------------------------------------------------------

 

 

پیام‌های ایران به عربستان
 
حجت الله جودکی*
 
ایران در ازای ارسال پیام‌های مثبت به منطقه و عربستان می‌تواند تا حدی انتظار دریافت جواب‌های مثبت بیشتری از سوی آنها داشته باشد. روی کار آمدن پادشاه جدید در عربستان فرصتی است و ما باید از آن برای بهبود روابط و گسترش مناسبات بین ایران و عربستان استفاده کنیم. با توجه به وضعیت فعلی در منطقه و حضور گروه‌های تروریستی و تندرو در کشورهای منطقه باید روابط کشورهای خاورمیانه به سمت تنش‌زدایی پیش برود. درگذشت پادشاه عربستان و جانشین شدن سلمان بن عبدالعزیز به جای او می‌تواند به منزله نقطه عطفی در روابط عربستان با کشورهای مختلف باشد، همان طور که روی کار آمدن پادشاه جدید می‌تواند فرصت‌های زیادی را پیش روی مردم این کشور قرار دهد می‌تواند نقطه عطفی هم برای پیوند مجدد و تصحیح سیاست‌های کشورمان در قبال عربستان باشد. در صورتی که ایران سیاست‌های مناسبی را در پیش بگیرد دیگر نباید نگران 50 درصد دیگر که سهم عربستان است باشیم. قطعاً در شرایطی که دیپلماسی رعایت شود مانند سفر ظریف و تسلیت گفتن به مناسبت درگذشت پادشاه عربستان و دادن پیام تبریک و تسلیت روحانی به پادشاه جدید این کشور می‌توان انتظار بهبود روابط دیپلماتیک میان ایران و عربستان را داشت؛ چرا که این‌گونه رفتارها به نوعی تأکید بر روابط دوجانبه میان کشورها قلمداد و شروع خوبی برای آغاز مجدد روابطی مثبت محسوب می‌شود. نباید بر زخم‌های گذشته روابط کشورها نمک پاشید، متأسفانه شاهد برخی تندروی‌‌ها در داخل کشور نیز هستیم و می‌بینیم که آنها در مقابل برخی مسائل موضع‌گیری‌های تندی دارند که این می‌تواند بر سیاست خارجی ما نیز تأثیر بگذارد. اگر ایران سیاست مستقلی را در قبال عربستان در پیش بگیریم قطعاً شاهد تأثیر‌های مثبتی در منطقه هم خواهیم بود و با توجه به ملتهب بودن جو منطقه که به واسطه پیدایش افراط‌گرایی و افزایش قیمت نفت پدید آمده است سیگنال‌های منفی را منتقل کرده است اگر از تغییر پادشاهی در عربستان استفاده کنیم و پالس‌ها و سیگنال‌های مثبتی را بفرستیم می‌توانیم شاهد تأثیرات مثبتی در منطقه باشیم. هر قدر ایران پیام‌های مثبت بیشتری را به منطقه و عربستان ارسال کند می‌تواند تا حدی منتظر دریافت جواب‌های مثبتی هم باشد، شاید با وجود عملکرد مثبت، ما در کوتاه مدت پاسخ مثبتی از سوی آنها دریافت نکنیم ولی قطعاً در درازمدت فضا در روابط دو کشور تغییر کرده و می‌توانیم امیدوار باشیم که روابط با کشورهای منطقه به ویژه با عربستان بهبود خواهد یافت و به طور کلی تنش‌زدایی بهترین رویکرد ایران در قبال عربستان و کشورهای منطقه خواهد بود چرا که تنش‌زایی به هیچ کشوری کمک نخواهد کرد.
* کارشناس مسائل منطقه

نظرات بینندگان

ارسال نظر