صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

بهره برداری فتنه از موسسات مردم نهاد

اروین لازلو دانشمند مجارستانی فلسفه علم و دانش استراتژیک است. او صاحب نظریه سیستم ها نیز هست که بر اساس آن تاثیر هر ‏جزئی از یک سازمان بر تمام اجزای آن قابل بررسی است و از این طریق می توان یک سیستم را که می تواند یک شهر، جامعه، تمدن ‏و یا مذهب باشد تحت مدیریت درآورد. یکی از دغدغه هایی که در طول دهه های اخیر برای کنترل جهان از جانب نظام سلطه ایجاد ‏شده است مقابله با موج معنویت خواهی در سطح جهان است.

کد خبر: 64050

اروین لازلو دانشمند مجارستانی فلسفه علم و دانش استراتژیک است. او صاحب نظریه سیستم ها نیز هست که بر اساس آن تاثیر هر ‏جزئی از یک سازمان بر تمام اجزای آن قابل بررسی است و از این طریق می توان یک سیستم را که می تواند یک شهر، جامعه، تمدن ‏و یا مذهب باشد تحت مدیریت درآورد. یکی از دغدغه هایی که در طول دهه های اخیر برای کنترل جهان از جانب نظام سلطه ایجاد ‏شده است مقابله با موج معنویت خواهی در سطح جهان است.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ بر اساس مقاله ای که در شماره آبان ماه 94 نشریه عصر اندیشه منتشر ‏شده است جدی ترین حرکتی که برای ترویج معنویت هماهنگ با ارزش های نظام لیبرال سرمایه داری آغاز شد و توسعه یافت 5 سال ‏پس از پیروزی انقلاب اسلامی صورت گرفت. ‏

 

 

یک گروه پژوهشی تحت عنوان تکامل عمومی در سال 1984 توسط اروین لازلو از مقامات بلند پایه باشگاه رم و با حضور دانشمندانی ‏از شرق و غرب جهان ایجاد شد تا از منظر آنها بی نظمی پدید آمده در جهان درک شود و راه مطلوب تغییر و تکامل شناخته شود. ‏منظور از بی نظمی وقوع انقلاب های مذهبی در سطح جهان با هدف تحدید قدرت و موجودیت صهیونیزم بین الملل بود.‏ لازلو با ارائه تئوری تکامل عمومی (‏General Evolution‏) ادعا کرد تمام خلقت در حال تکامل است و انسان پس از تکامل ‏جسمی و زیستی به تکامل شعوری (فرهنگی) دست می یابد. در نتیجه اگر آگاهی جهانی و شعور کیهانی در جهان فراگیر شود، انسان ‏با یک جهش شعوری به تمدنی نو در عصر جدید خواهد رسید که به عنوان جهش بزرگ (‏Macroshift‏) مطرح شد. ‏

جلسات گروه تکامل عمومی مخفیانه تشکیل می شد و سرانجام نتیجه بررسی های چند ساله این گروه، باشگاه بوداپست بود که 9 سال ‏بعد در سال 1993 تاسیس شد. باشگاه بوداپست در سال 2004 شورای حکمت جهانی را تشکیل داد که در حوزه های تمدنی وارد شده ‏و 17 کمیته تخصصی دارد. از جمله رفاه و توانمند سازی زنان، آموزش در قرن 21، سیاست معنوی و شهروند جهانی، معنویت و بوم ‏شناسی عمیق، اخلاق و ارزش های جهانی، امنیت فردی و جهانی، گفتگوی بین ادیان و روابط درون دینی، یهداشت و سلامت جهانی، ‏اسلام و غرب و ... . این مجموعه می کوشد تا معنویت سرمایه داری را در ابعاد مختلف زندگی بشر وارد کند.‏

گروه های تخصصی این شورا از یک منظر با سازمان های مردم نهادی شناخته می شوند که در کشورهای مختلف به ویژه کشورهای ‏در حال توسعه شروع به کار می کنند. استفاده ای که در طول سال های پس از 1384 توسط جریان وابسته به سکولارها از سازمان ‏های مردم نهاد در کشور شده است، از یک برنامه منسجم و طولانی مدت برای اهداف پنهان سیاسی و اجتماعی خبر می دهد. ترویج ‏سبک زندگی لیبرال غربی و تلاش در جهت تغییر مدنی در ساختار قانون اساسی کشور از ماموریت های اصلی و بلندمدت این جریان ‏محسوب می شود. ‏

حسن عباسی در مورد ارتباط ماهوی این موسسات در سطوح بالایی خود با ساختار نظامی دولت آمریکا می گوید: «از منظر طرح‌ ریزی ‏استراتژیک، معنی نمودار ‏CMOC‏ این است که ارتش آمریکا در هر منطقه ‌ای از جهان که قصد انجام عملیات نظامی داشته باشد، یک ‏چنین مرکزی ایجاد کرده و یکی از «یگان»های ارتش آمریکا، سازمان ملل متحد و نهادهای تابعه‌ آن هستند. در واقع آدمیرال مولن ‏‏(رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا)، در این سند با صدای بلند جار زده است که ایها الناس! من آدمیرال مولن، سازمان ملل و همه‌ ‏NGOs‏ جهانی را به عنوان یگان ‌های تحت امر خود، سازمان ‌دهی کرده و به کار می ‌گیرم. آیا شما در مورد امپراطوری میلیتاریستی و ‏نظامی، که یک جزء آن سازمان ملل است، تردید دارید؟»‏

دعوت هایی که از چهرهایی نظیر پیتر آیزنمن و رونی کلمن برای سفر به ایران در دولت روحانی صورت گرفته و شایعه حضور آنجلینا ‏جولی در سال 90 در ایران و خبر رای زنی یک تهیه کننده داخلی با او برای ساخت یک فیلم ایرانی، نمونه ای از فعالیت های گروه ‏های مردم نهاد برای استفاده از بسترهای ترویج سبک زندگی لیبرال است.

دفاع از حقوق زنان با استفاده از فعالیت های رسانه ای، ساخت فیلم، تئاتر و کمپین های حضور زنان در ورزش گاه ها و نیز انتقاد از ‏میزان پایین بودن حضور زنان در مناصب حکومتی بخش دیگری از پروژه نفوذ در قالب موسسات مردم نهاد است. موسساتی که می ‏کوشند از طریق سوءاستفاده از نقص هایی که در جامعه به طور طبیعی وجود دارد، طرح هایی را به عنوان جایگزین معرفی کنند که در ‏نهایت الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت را با توسعه سکولاریستی تعویض نماید. ارتباط ساختاری این موسسات با بخشی از بدنه دولت ها ‏هم به تسریع فعالیت های آنها کمک می کند.‏
تمرکزی که در این روزها توسط چهره هایی نظیر زهرا شجاعی رئیس مجمع زنان اصلاح طلب در مورد پایین بودن مشارکت های ‏اجتماعی زنان و تاکیدی که شهیندخت مولاوردی مشاور رئیس جمهور در خصوص سهمیه بندی کردن نامزدهای مرد و زن در ‏انتخابات مجلس دارند نمونه دیگری از فعالیت های منسجم موسسات مردم نهاد و مدنی است. فعالیت هایی که هر کدام به عنوان ‏قطعه کوچکی از یک پازل در حال تکمیل کردن یک طرح بزرگ و بلند مدت هستند. بر این اساس تئوری سیستم ها می تواند در ‏آینده نه چندان دور تاثیر هر یک از جزءهای کوچکی که در مسیر ایجاد نهادهای مدنی و دفاع از حقوق شهروندی لایه های پنهان ‏تری از اهداف را در پیش دارند، تبیین نماید. تاثیری که در نهایت در صورت عدم مقابله با آن باورهای اعتقادی و اعتماد عمومی مردم ‏را نسبت به مبانی انقلاب اسلامی با تهدید مواجه می کند.‏

نظرات بینندگان

ارسال نظر