صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

جوابيه تند آقا محمدي به علي مطهري: عمر بن سعد هم فرزند صحابه پيامبر (ص) بود

نماينده مردم خرم‌آباد در مجلس شوراي اسلامي طي جوابيه‌اي خطاب به علي مطهري نوشت: «چون همفکران شما در انتخابات مجلس راي نياورده‌اند، مي‌گوييد مردم قدرت تشخيص و بلوغ سياسي نداشته‌اند؟».

کد خبر: 6000

فارس / نماينده مردم خرم‌آباد در مجلس شوراي اسلامي طي جوابيه‌اي خطاب به علي مطهري نوشت: «چون همفکران شما در انتخابات مجلس راي نياورده‌اند، مي‌گوييد مردم قدرت تشخيص و بلوغ سياسي نداشته‌اند؟».

ابراهيم آقامحمدي نماينده مردم خرم‌آباد در مجلس شوراي اسلامي طي جوابيه‌اي توضيحاتي درباره بيانيه علي مطهري نماينده مردم تهران در مجلس و برخي مسائل مطرح پيرامون حواشي نطق مطهري در مجلس ارائه کرد.

متن کامل اين جوابيه به شرح ذيل است:

بسمه تعالي

جناب آقاي علي مطهري

نماينده محترم مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي

جنابعالي در خصوص ماجراي نطق يکشنبه 21/10/1393 خودتان در مجلس شوراي اسلامي بيانيه‌اي صادر کرديد که با توجه به ذکر برخي اسامي در اين بيانيه، لازم دانستم توضيحاتي جهت تنوير افکار عمومي پيرامون آن ماجرا و سير افکار و رفتار شما ارائه دهم.

شما در آن بيانيه معترضين خويش را به سپاهيان عمرسعد تشبيه نموده که اگر روز عاشورا بودند در لشگر عمرسعد به ايجاد سروصدا مي‌پرداختند تا سخن حق به گوش مردم نرسد! لابد نستجير بالله، امام حسين (ع) اين ماجرا را هم خودتان تصور کرده‌ايد. در حالي که اگر بنا بر تشبيه تاريخي باشد خوب است توجه کنيد که عمربن سعد «آقازاده» سعدبن ابي وقاص از صحابه مشهور پيغمبر (ص) بود که عاقبتش به آنجا رسيد که همه مي‌دانند و اين خودعبرتي است.

*گرفتار شدن در کيش شخصيت

آقاي علي مطهري! حقيقت اين است که تعمق در اين بيانيه و نيز مشي و رفتار شما بيانگر آن است که سخت در کيش شخصيت گرفتار آمده‌ايد.

بنده مدتي مديدي است که در صحن مجلس شوراي اسلامي، به لحاظ فيزيکي در کنار شما قرار دارم و عليرغم اينکه از نظر فکري مثل شما نمي‌انديشم اما از منظر استماع نظرات متفاوت و انتخاب احسن و از سوي ديگر، احترام به شخصيت بزرگي که عنوان فرزندي او را يدک مي‌کشيد، تلاش کرده‌ام تا نهايت ادب و احترام را نسبت به شما داشته باشم.

اما در اين مدت به وضوح ديدم و به اين نتيجه رسيدم که به شدت گرفتار «کيش شخصيت» هستيد و احساس مي‌‌کنيد که نبوغي فوق‌العاده نسبت به ديگران داريد و نسبت به همه مردم ايران زمين داناتر و به صورت بنيادي و ذاتي برتريد!

شخصيت شما برخلاف اقوالتان به گونه‌اي است که چندان احترامي براي ديگران قائل نيستيد و خود را بزرگتر و بزرگ‌زاده و ديگران را عامي و کوچک‌زاده تصور مي‌کنيد. چندين بار شاهد چنين برخورد نخوت‌آلودي از سوي شما با ديگران بوده‌ام که به خوبي اين خصلت را نمايان مي‌‌نمود. حتي شما نشستن کسي روي صندلي خود را ولو براي چند دقيقه شايسته نمي‌دانيد شايد به اين دليل که نبايد کسي جاي بزرگي چون شما بنشيند.

*داستان تراب حق شناس و حسين روحاني را بخوانيد

آقاي مطهري! جنابعالي در بيانيه خود، اينجانب و جمعي از نمايندگان محترم را با ذکر اسم، مخالف روح آياتي از قرآن که مي‌فرمايد « بشارت باد بندگان را که گفته‌ها را مي‌شنوند و بهترين آنها را انتخاب مي‌کنند» و نيز اصل 86 قانون اساس که مي‌گويد «نمايندگان در اظهار نظر درباره همه مسائل کشور آزادند» دانسته‌ايد.

آيا به نظر شما امام خميني(ره) بدون گوش دادن به حرف سازمان منافقين حکم به نفاق آنها داد؟ حکايت تراب حق شناس و حسين روحاني از اعضاي مرکزيت سازمان منافقين خلق و رفتن آنها به نجف خدمت امام خميني(ره) را احتمالاً شنيده‌‌ايد، که امام(ره) چندين جلسه نشستند و آن دو، مواضع سازمان منافقين را براي ايشان تشريح کردند و در پايان امام(ره) فرمودند آنچه اينها مي‌گويند همان مطالب مارکسيست‌هاست و فقط لعابي از قرآن و نهج البلاغه روي آن کشيده‌اند(نقل به مضمون). يا پس از پيروزي انقلاب، منافقين سال‌ها در ميتينگ‌ها و رسانه‌ها حرفشان را زدند، ولي روزي که منافقانه به عنوان تظلم خواهي از امام(ره) وقت ملاقات خواستند امام(ره) ديگر منتظر نماند تا آنها دست پيش بگيرند و فرمود اگر من ذره‌اي صداقت در شما مي‌ديدم خودم به ملاقات شما مي‌آمدم اما چه کنم که شما صداقت نداريد.

آيا به نظر شما حضرت امام (ره) مي‌بايست فقط به حرف منافقين گوش مي‌کرد و ساکت مي‌ماند تا مملکت را با هرج و مرج طلبي و شيوه‌هاي پوپوليستي و آنارشيستي به هم بريزند و در مقابل حرف ناصواب و عمل ساختار شکننده آنها با توجيه «شنيدن حرف» ساکت مي‌نشست؟ البته تا آنجا که به حرف‌هاي شما گوش داده‌ام جنابعالي برخورد حضرت امام(ره) با شيخ ساده لوح را قبول نداريد اما اينکه نظرتان درباره برخورد امام(ره) با منافقين چيست را نمي‌دانم.

علي اي حال، فرزندان انقلابي امام(ره) از آن بزرگمرد آموخته‌اند که در برابر گفتار و کردار باطل - خصوصاً آنجا که پاي فتنه و نفاق در ميان باشد- نه تنها سکوت نکنند بلکه با تمام توان در برابر فتنه گران و منافقان بايستند.

*اهانت به مردم و مجلس ادبيات جناب آزادانديش

جناب آقاي مطهري! جنابعالي در بيانيه خويش نوشته‌ايد: «اين مجلس متأثر از فتنه 88 شکل گرفت که بسياري از افراد خوش فکر کانديدا نشدند يا رد صلاحيت شدند و بيشتر يک تيپ خاص وارد مجلس شدند و اين مجلس يک استثناست و مجلس آينده چنين نخواهد بود و دفاع از حقوق ملت را در رأس کار خود قرار خواهند داد».

به راستي تفاوت شما با آنهايي که به قول شما خوش فکر بودند و نيامدند و يا ردصلاحيت شدند چيست؟ شما که آمدي و تأييد صلاحيت هم شدي چه اقدامي براي حقوق ملت انجام داده‌اي؟ اتفاقاً جنابعالي و برخي همفکرانت در تهران ليستي از همان افراد خوشفکر تاييد شده ارائه کرديد اما ليست شما رأي نياورد. احتمالاً چون همفکران شما راي نياورده‌اند، پس مردم قدرت تشخيص و بلوغ سياسي نداشته‌اند؟ پس مردم تهران که به ليست انتخاباتي شما اعتماد نکرده و به ليست‌هاي ديگر رأي دادند هم استثنا هستند و شما قصد داريد در انتخابات آتي اين مردم را هم عوض کنيد و مردم جديدي به صحنه بياوريد که به عناصر مورد نظر شما رأي بدهند!

شما در يک اهانت آشکار ديگر نمايندگان ملت را متهم کرده‌ايد که از حقوق ملت دفاع نمي‌کنند! ظاهراً از نظر شما ملت همان چند نفر فتنه گري هستند که به دليل آشوب و بلوا مورد غضب عمومي در 9 دي قرار گرفتند و به واسطه خوش خدمتي به صهيونيست‌ها در آشوب اسرائيلي 25 بهمن 89 با تصميم شورايعالي امنيت ملي در حصر قرار گرفته‌اند تا در موعد محاکمه شوند.

جنابعالي که مدعي دفاع از حقوق ملت هستيد، بفرماييد طي اين مدتي که عنوان نمايندگي مردم را يدک مي‌کشيد- به ويژه در مدت تصدي دولت يازدهم- چند بار در اظهارات خود به مشکلات واقعي مردم توجه کرده و يا چه راه حلي براي رفع اين مشکلات ارائه کرده‌ايد؟ البته از شما که هيچ گاه رنج فقر و محروميت را نچشيده و در راه انقلاب يک سيلي هم نخورده‌ايد، توقع نمي‌رود که به رنج‌ها و مشکلات عمومي ملت وقف داشته باشيد تا درصدد دفاع از حق مردم برآييد.

*ممنونيم که ما را به مردم معرفي کرديد

جناب آقاي علي مطهري! پايين آوردن خود از جايگاه نطق را خلاف قرآن و قانون دانسته‌ايد و اسامي ما را به فاش کرده‌ايد تا مردم بدانند به چه کساني رأي داده‌اند!

اولاً، اي کاش نوع برخورد خود با نمايندگان معترض را نيز اشاره و روشن مي‌کرديد که براي «کف گرگي» زدن به نمايندگان در کجاي قرآن و قانون مجوز صادر شده است که جنابعالي چپ و راست حواله مي‌کرديد؟

ثانياً نمايندگاني که با سر دادن شعار به نطق جنابعالي در حمايت از سران فتنه و توهين به مردم انقلابي و يوم الشيطان ناميدن حماسه باشکوه و تاريخي 9 دي اعتراض کردند نه تنها از افشاي نام خود نگران نيستند بلکه اين اعتراض را به منزله افتخار بزرگي براي خود تلقي کرده و آن را بر سر کوي و برزن فرياد مي زنند. ما افتخار مي کنيم که با کژانديشي‌ها مقابله مي‌کنيم و مردم با توجه به شناختي که داشته اند به ما رأي داده‌اند و يکي از خواسته هاي مردم از نمايندگان خود، دفاع از انقلاب و برخورد با کژرفتاري است ولو آن که فرد کژانديش و کج رفتار، فرزند بزرگمردي چون استاد مطهري باشد که متاسفانه به سرنوشت پسر نوح گرفتار آمده است.

*با کدام صلاحيت قانون اساسي را تفسير مي‌کنيد؟

آقاي مطهري! شما حصر سران فتنه را خلاف قانون اساسي اعلام مي‌کنيد و رسانه‌هاي جهان استکبار که در غائله 88 با تمام توان تبليغاتي و سياسي، ضد انقلاب را جهت براندازي نظام بسيج کردند و فاجعه اهانت بي سابقه به خيمه هاي عزاي اباعبدالله الحسين(ع) و کف و سوت و هلهله در ظهر عاشورا و پاره کردن عکس حضرت امام (ره) بر کف خيابان را رقم زدند، با تمام توان براي شما هورا مي کشند.

شما يا نمي دانيد يا خود را به ندانستن مي زنيد که حصر سران فتنه مصوب شوراي عالي امنيت ملي است که مطابق اصل 176 قانون اساسي، مصوبات آن در عداد قانون است.

در فتنه‌اي که پس از انتخابات 88 به وجود آمد، اميد ضدانقلاب براي رؤياي براندازي نظام زنده شد و تمام ظرفيت جبهه برانداز داخلي و خارجي پشت فتنه و سران آن قرار گرفت و امنيت کشور و کيان نظام به خطر افتاد. اتخاذ تصميم براي حفظ نظام و انقلاب هم از وظايف بديهي و تعريف شده شوراي عالي امنيت ملي است که در خصوص سران فتنه به آن عمل کرده است.

اگر شما قصد تفسير قانون اساسي هم داريد بر اساس اصل 98 همين قانون، تفسير قانون اساسي بر عهده شوراي نگهبان است که با تصويب سه چهارم اعضاي آن صورت مي گيرد.

حال شما فردي که نه فقه خوانده اي و نه حقوق و عضويت در هيات علمي دانشکده الهيات را مرهون نام پدر بزرگوارتان هستيد، با کدام صلاحيت در خصوص مغايرت يا عدم مغايرت با قانون اساسي حرف مي زنيد؟ آيا غيرقانوني تر از اين مواضع شما وجود دارد؟ طرح اين مبحث که طبق قانون اساي نماينده مجلس حق دارد درباره همه امور کشور اظهار نظر کند نيز بهانه خوبي براي شما نيست چون همين قانون اساسي چارچوب وظايف نهادها و دستگاه ها را مشخص کرده و بر اين اساس نماينده مجلس در اظهارنظر خود بايد به چارچوب هاي روشن قانون اساسي توجه کند و مطالبي را مطرح نکند که خلاف قانون اساسي است.

*آيا بايد آتش نشاني جهت پايين آمدن شما مي‌آمد؟

جناب مطهري! شما که دم از قانون مي زنيد، از شما مي خواهم که رفتار روز يکشنبه 21/10/93 خود در مجلس شوراي اسلامي را مرور نموده و ببينيد چقدر مطابق قانون رفتار کرده ايد؟

شما در نطق خويش پس از چند دقيقه وارد ماجراي فتنه شديد و حماسه 9 دي را که يادآور شکوه حضور مردم در دفاع از حريم عاشورا، اسلام و نظام بود، نانجيبانه يوم شيطان ناميديد. با سفسطه، آگاهانه يا از روي بي بصيرتي، تا توانستيد لفاظي تفرقه افکنانه بين شيعه و سني کرديد که خواسته دشمنان جهان اسلام است.

از علي(ع) گفتي و مدارا با مخالفينش و نظام را به عصبانيت متهم کرديد. اما به برخورد قاطع حضرت علي (ع) با خوارج اشاره نکرديد، خوارجي که حتماً از امثال جنابعالي و بنده بيشتر قرآن تلاوت مي کردند و نماز شب مي خواندند اما آشوبشان شبيه آشوبِ فتنه گراني بود که بعد از انتخابات 88 مسجد به آتش کشيدند، آدم کشتند، خيمه هاي حسيني را سوزاندند و امنيت جامعه را به خطر انداختند.

با استدلالي که در نطق خود داشتيد، احتمالاً اگر روز جنگ خوارج در نهروان بوديد و آن گاه که پس از نصيحت هاي بي شمار، علي(ع) دست به قبضه شمشير برد و چشم فتنه را کور کرد، حضرتش را همچون نظام اسلامي به عصبانيت و بي عدالتي در برابر اصحاب فتنه متهم مي کرديد!

علي ايحال، سخنان ساختارشکنانه شما مجلس را به تشنج کشاند. رئيس جلسه برابر ماده 108 آئين نامه اعلام تنفس نمود. شما قانوناً موظف بوديد که جايگاه را به مدت 15 دقيقه ترک کنيد، لکن با بي اعتنايي تمام به قانون، از جايگاه کنار نرفتيد و به نطق خويش ادامه داديد و بيش از 10 دقيقه نطق کرديد.

قريب 20 دقيقه با قانون شکني، جايگاه ناطقين را در تصرف خويش نگه داشتيد و از ادامه کار مجلس ممانعت کرديد. هرکس به جز آن سه نفر محافظتان! که به جايگاه نزديک مي شد مورد حمله خشمگينانه و «کف گرگي» شما قرار مي گرفت که خوشبختانه فيلم آن هم موجود است و بخش هايي از آن در رسانه ها و شبکه هاي اجتماعي منتشر شده است. در چنين شرايطي دو راه وجود داشت: يا تماس با آتش نشاني و فراخواندن گروه هاي امدادي براي پايين آوردن شما از جايگاه نطق که اين در شأن مجلس نبود يا ورود دسته جمعي نمايندگان براي پايين آوردن شما و بازگرداندن جلسه مجلس به وضعيت عادي گرچه بيم حمله و کف گرگي هاي شما همچنان وجود داشت!

*مواضع متناقض و شخصيت متزلزل در عمر کوتاه سياسي

جناب علي مطهري! تا جايي که بررسي کرده ام به رغم اين که فرزند انقلابي بزرگي چون استاد شهيد مطهري هستيد اما سابقه انقلابي و سياسي و حتي اجرايي چنداني نداريد. نه در صحنه هاي انقلاب حضور قابل توجهي داشته ايد، نه به رغم تناسب شرايط سني حتي يک روز حضور در صحنه هاي دفاع مقدس 8 ساله را تجربه کرده ايد، نه تجربه کار اجرايي و تشکيلاتي قابل اتکايي داريد. حضور جدي شما در عرصه سياسي با نوشتن مقالات تند و آتشيني در روزنامه کيهان در اواخر دهه 70 و اوايل دهه 80 آغاز شده و نهايتاً در مجلس هشتم به عنوان يکي از کانديداهاي پيشنهادي محمود احمدي نژاد رئيس جمهور سابق در ليست اصولگرايان قرار گرفته و کسوت نمايندگي پوشيده ايد. اما حقيقتاً همين تجربه سياسي کوتاه مدت شما آکنده از تناقض و تشتت فکري است که بيانگر فقدان مباني و اصول دقيق و منظومه فکري روشن است. در ادامه به بخشي از مواضع شما در همين چند سال گذشته اشاره مي کنم که 180 درجه با مواضع کنوني شما در تضاد و تناقض است:

يک روز اصلاح طلبان را برانداز خوانديد و نوشتيد که اصلاحات بستري براي ساقط کردن ولايت فقيه و از بين بردن حکومت ديني شده است، تا جايي که اصلاح طلبان اقدامات جنابعالي را سياسي کاري با استفاده از شخصيت شهيد مطهري ناميدند و از شما خواستند که به اصلاح طلبان و آقاي خاتمي با استفاده از عنوان استاد مطهري کمتر بتازيد.(پاسخ تاج زاده به مقاله جفا به استاد مطهري)

اما امروز مواضع ساختارشکنانه شما باعث شده که همان براندازان به تعبير خودتان، جنابعالي را چشم و چراغ خود بدانند.

در سال 79 تا 83 در مصاحبه ها و نامه ها به آقاي هاشمي رفسنجاني چنين عنوان کرديد که :«اينکه پسرشان رئيس دفترشان باشد قابل قبول است. اما کيش هم بايد دست اينها باشد، وزارت نفت هم زير نفوذ اينها باشد، فلان کارخانه خودروساز هم مال اينها باشد، انحصار صادرات فلان محصول هم در اختيار اينها باشد؟ دختر ايشان به چه مجوزي بايد آزاد باشد احکام اسلام را به راحتي زير سؤال ببرد و در روزنامه اش بنويسد که چرا بايد ديه مرد دو برابر زن باشد؟»

و نوشتيد که فساد در زمان هاشمي جان گرفت و در جامعه گسترش پيدا کرد.(مصاحبه با کيهان 4/10/79)

و در 20 مهر 83 طي نامه از هاشمي رفسنجاني خواستيد که در انتخابات رياست جمهوري شرکت نکند و از دلايل خود براي اين درخواست، فعاليت اقتصادي فرزندان و کم تحملي و انتقاد ناپذيري هاشمي را ذکر کرديد.

اما چه مي شود که ده سال بعد پس از آنکه شوراي نگهبان آقاي هاشمي را تأييد نمي کند طي نامه اي به محضر رهبر معظم انقلاب در 1 /3/1392 خواستار تأييد صلاحيت وي جهت «اصلاح امور و پيشرفت کشور» با حکم حکومتي مي شويد؟

آقاي مطهري آيا آن فسادها که نسبت به خانوده هاشمي گفتيد دروغ بود يا خانواده هاشمي در اين فاصله ده سال از آن فسادها تبرئه شده يا فاصله گرفته اند؟ چگونه شما يک روز فردي و خانواده اي را منشاء فساد و گسترش آن در جامعه مي دانستيد و امروز خواستار حضور آنان جهت اصلاح امور مي شويد؟! چه چيزي در ميانه اين ماجرا هست که به مردم نمي گوييد؟!

شما روزي که هاشمي را از حضور در انتخابات نهي کرديد و به حرف شما اعتنايي نکرد، بعد از انتخابات ضمن نامه اي به احمدي نژاد در 13/06/1385 انتخاب وي در انتخابات 84 را از الطاف خفيه الهي دانستيد و نوشتيد: « بدون شک انتخاب جنابعالي در سال گذشته از الطاف خفيه الهي بود و مردم با انتخاب خود، انقلاب اسلامي را به مسير اصلي آن بازگرداندند و خطر بزرگ غرب زدگي را از اين انقلاب الهي دفع کردند»

و در 28/03/85 در سالن مرکز بررسي هاي استراتژيک رياست جمهوري بيان داشتيد: «اصلاح طلبان، دموکراسي به مفهوم مطلق غربي آن را واقعا پذيرفته اند که طبعا با ولايت فقيه اصطکاک خواهند يافت و تلاش آنها در راستاي کم رنگ کردن نقش ولايت فقيه در همين راستاست. »

و سرانجام با همين نگاه و رويکرد با توصيه و تأييد احمدي نژاد در ليست 30 نفر اصولگرايان تهران در انتخابات مجلس هشتم قرار گرفتيد.

آن غرب زدگي که نوشتيد با انتخاب احمدي نژاد، خطرش از انقلاب اسلامي دفع شد نيز، آدرسش اينجاست: آنجا که در 4/10/79 طي نامه اي به سيد محمد خاتمي رئيس جمهور وقت نوشتيد: «نوعي شيفتگي به غرب در شما وجود دارد که متأثر از دوره اي است که در ديار غرب گذرانده ايد و به مخالفت استاد شهيد مرتضي مطهري با غرب رفتن خاتمي و گوش نکردن ايشان و اظهار تأسف استاد پس از بازگشت خاتمي از غرب و شرح سفر خويش به استاد اشاره کرده ايد».

اما استادزاده محترم! اين روزها محفل گرم کن همان انديشه هاي اصلاح طلبانه شده ايد و همان حرفهايي را تکرار مي کنيد که گويندگان آنها را روزي کمرنگ کنندگان ولايت فقيه و براندازان نظام ديني مي ناميديد. يار غار آنها شده ايد که منشأ فسادشان مي خوانديد و غرب زده و شيفته غربشان عنوان مي داشتيد.

در حادثه کوي دانشگاه که با فتنه گري روزنامه سلام متعلق به آقاي موسوي خوئيني ها صورت گرفت، چنين نوشتيد: «اين حادثه نشان داد که روزنامه هاي منافق تا چه حد مي توانند در ايجادِ يک آشوب مؤثر باشند لذا حکومت اسلامي در تعطيل کردن آنها نبايد ترديد به خود راه دهد» و با مثال آوردن مورد ديگري از روزنامه هاي اصلاح طلب (حيات نو) کار آنان را حمايت از صهيونيسم دانستيد و سؤال کرديد که چرا مسئولين امر در تعطيل کردن اين روزنامه ها کوتاهي کرده اند؟ (مقاله هاي عبرت هاي کوي دانشگاه دکتر علي مطهري کيهان 21/04/79)

اما چه شده که آن افشاگر و معترض ديروز به روزنامه هاي زنجيره اي، به قهرمان و عکس برجسته صفحات اول همان رسانه هاي منافق و مورد حمايت صهيونيسم تبديل شده است؟ مواضع ديروز شما درست بود يا مواضع امروز؟روزنامه هاي زنجيره اي عوض شده اند يا علي مطهري راه را عوضي مي رود؟

جناب مطهري! بحث ما با شما فقط قيل و قال شما روي چند نفر فتنه گر و حصر آنها نيست. مسئله اصلي چرخش فکري شماست که امروز در همان سنگري قرار گرفته ايد که روزي به انديشه هاي ليبرالي و براندازانه پنهان شده در آن شليک مي کرديد. ببينيد اين همه تذبذب و تزلزل در مواضع شما طي اين سالها ناشي از چيست و بعد بينديشيد که سرنوشت فردايتان به کجا ختم خواهد شد؟

البته انقلاب و نظام اسلامي از اين ريزش ها و چرخش ها بسيار به خود ديده و علي مطهري نه اولين آن است و نه آخرين آن و با اين ريزش ها خدشه اي به ساحت اين درخت استوار وارد نخواهد آمد و بي بصرتان فقط عرض و آبروز خود مي برند. اما حقيقتاً در اين مورد، نگراني دلسوزان تنها وابستگي شما به نام بزرگمردي به نام استاد شهيد مطهري است که متاسفانه مواضع کنوني شما در دفاع از فتنه و پنجه خونين کشيدن بر صورت نظام و انقلاب، کوچکترين نسبتي با تفکرات آن فقيه متفکر و انقلابي ندارد.

آقاي علي مطهري!ما به پاس احترام براي آن استاد شهيد و مبارز براي عاقبت شما به عنوان فرزند شهيد مطهري نگرانيم. نشستن بر بال احساسات و دلخوش نمودن به تشويق هاي جماعتي که شما را تنها «دايه» و «محلل» براي جولان خود مي خواهند خطر آفرين است. اميدواريم تا آنجا نرويد که فرزندان انقلاب و شيفتگان استاد مطهري رغبت نکنند حتي عنوان مقدس «مطهري» را براي شما به کار گيرند.

ابراهيم آقامحمدي نماينده مردم شريف خرم آباد و دوره چگني در مجلس شوراي اسلامي

نظرات بینندگان

ارسال نظر