صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

محمدکاظم انبارلويي

انبارلويي/ مصلحت سنجي در تاييد صلاحيت‌ها کار درستي نيست

مصلحت سنجي در تاييد صلاحيت‌ها کار درستي نيست، نتيجه‌اش اين مي‌شود که يک مشت قالتاق از مسير نهادهاي انتخابي به نهادهاي انتصابي راه يابند و حقوق ملت را ضايع کنند. اين خيانت به ملت و خون شهداست. اين آغاز سير از جمهوريت نظام به سلطنت و ديکتاتوري است.

کد خبر: 5920

«صيانت از جمهوريت نظام» عنوان يادداشت روز روزنامه رسالت به قلم محمدکاظم انبارلويي است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:

1- شوراي نگهبان يک نهاد مقدس و ارزشمند در نظام جمهوري اسلامي است. براساس اصول 91 و 99 قانون اساسي، شوراي نگهبان صيانت از اسلاميت و جمهوريت نظام را برعهده دارد. شايد در نگاه اول موضوع ماموريت صيانت از اسلام مهم‌تر از موضوع صيانت از جمهوريت نظام باشد. اما با کمي دقت معلوم مي‌شود ماموريت دوم اگر اهميتش بيشتر از ماموريت اول نباشد، کمتر از آن هم نيست چرا که اگر خداي ناکرده مجلس بخواهد قوانيني تصويب کند که برخلاف اسلام باشد، حوزه‌هاي علميه و از همه مهم‌تر مردم مسلمان پا به ميدان مي‌گذارند و اجازه چنين انحرافي را نخواهند داد.

اما صيانت از جمهوريت نظام اين‌گونه نيست چرا که اگر شوراي نگهبان به مثابه دژي براي صيانت از آراي مردم و از همه مهم‌تر صيانت از شرايطي که بايد انتخاب‌شوندگان داشته باشند،
در نيايد، جمهوريت نظام ميل به سلطنت و ديکتاتوري خواهد کرد، و اکنون بسياري از نظام‌هاي جمهوري وجود دارد که طعم اصلي آنها ديکتاتوري و سلطنت با زرورق جمهوري است.

2- شوراي نگهبان طي سه دهه گذشته در صيانت از آراي مردم و پاسداري از جمهوريت نظام راه پرفراز و نشيبي را طي کرده است. اوج اين فداکاري و نگاهباني از سلامت جمهوريت نظام، تصويب قانون نظارت استصوابي است.

تصويب قانون نظارت استصوابي يک دستاورد سترگ در فهم صيانت از جمهوريت نظام است. برخي مي‌خواستند اعضاي شوراي نگهبان به شکل صوري به وظايف سنگيني که در اصل 99 دارند عمل کنند و خود را وارد ماجراي مبارزه با ديکتاتورها و دزدان راي ملت و خائنين به جمهوريت نظام نکنند. آنها مي‌خواستند از شوراي نگهبان يک قبه نور بسازند که بدون اينکه خود را وارد ماجراهاي تلخ انتخابات بکند همچنان نورانيت خود را حفظ کند.

بحث احراز صلاحيت‌ها براي ورود به نهادهاي انتخابي مهم است. اگر کساني که التزام به اسلام و نظام و قانون اساسي نداشته باشند بخواهند وارد سلسله مراتب قدرت در جمهوري اسلامي شوند از درون، جمهوريت و اسلاميت نظام را مي‌پوسانند و از حيّز انتفاع ساقط مي‌کنند.

کسي که عدالت نداشته باشد و بخواهد در سلسله مراتب قدرت در جمهوري اسلامي که پايه اصلي آن روي عدالت بنا شده، وارد شود، نظام را به سمت ستم و ستمگري مي‌برد و از مشروعيت مردمي و الهي مي‌اندازد. اين يعني پوسيدگي از درون!

منفذ ورودي دشمن در حاکميت از همين نقطه شروع مي‌شود. به همين دليل شوراي نگهبان همواره مورد بغض و کينه و عداوت و خصومت‌ورزي دشمن بوده است و عده‌اي هم در داخل هميشه هيزم اين آتش دشمني را تدارک مي‌ديدند.

کسي که نماز نمي‌خواند – و اگر مي‌خواند زن و بچه او حاضر نيستند به او اقتدا کنند- آيا مي‌تواند در سلسله مراتب قدرت در جمهوري اسلامي، مستظهر به راي ملت باشد؟ کسي که در پنهان شراب مي‌خورد و مرتکب معصيت کبيره و صغيره مي‌شود چگونه مي‌تواند در سلسله مراتب قدرت بخشي از جمهوريت نظام باشد؟

اينها کساني هستند که از فيلتر شوراي نگهبان در اثر فقد اطلاعات و دقت‌هاي نظارتي رد مي‌شوند. اينها تهديد براي جمهوريت نظام هستند اما تهديد بالاتر آن است که کساني که در نهادهاي امنيتي، انتظامي و قضائي پرونده‌هاي فساد اخلاقي، فساد سياسي يا فساد مالي دارند بيايند با زير پا گذاشتن نظارت استصوابي وارد نهادهاي انتخابي شوند، و يک جريان نيرومند در داخل و خارج آتش تهيه بر سر نهاد مظلوم شوراي نگهبان بريزد و آنها را منفعل کند تا اجازه دهند آنها از سد احراز صلاحيت‌‌ها عبور کنند و در معرض راي ملت قرار گيرند. اين جريان فشار در داخل و خارج مي‌خواهد جمهوريت نظام را از درون بپوساند و آن را در معرض نفوذ نوکران اجنبي و سرويس‌هاي امنيتي دشمن قرار دهد.

اين رويکرد چه خطري را به ما گوشزد مي‌کند؟ ضعف نظارت استصوابي قبل و بعد از انتخابات! در اين ضعف حقوق ملت ضايع مي‌شود و جمهوريت نظام آسيب مي‌بيند.

مصلحت سنجي در تاييد صلاحيت‌ها کار درستي نيست، نتيجه‌اش اين مي‌شود که يک مشت قالتاق از مسير نهادهاي انتخابي به نهادهاي انتصابي راه يابند و حقوق ملت را ضايع کنند. اين خيانت به ملت و خون شهداست. اين آغاز سير از جمهوريت نظام به سلطنت و ديکتاتوري است.

شوراي نگهبان با شش فقيه برجسته و عادل و شش حقوقدان منتخب مجلس، عالي‌ترين و مطمئن‌ترين نهاد براي صيانت از آراي ملت چه قبل از انتخابات، چه حين برگزاري انتخابات و چه بعد از انتخابات است. فقط اين نهاد مي‌تواند از «حق‌الناس» در انتخابات صيانت کند. ما در طول تاريخ اسلام و تشيع نداريم محکمه‌اي با چنين تجميعي از قضات بلندپايه در خصوص يک موضوع اجتماعي و سياسي داوري کند. يک قاضي مجتهد براي داوري در امري کافي است که اگر او به حکم رسيد همه بايد از آن متابعت کنند و احدي نمي‌تواند طبق شرع مقدس اسلام برخلاف آن حکم، حرفي بزند. حالا که محکمه‌اي مثل شوراي نگهبان متشکل از 6 فقيه و
6 حقوقدان داريم به مراتب اولي کسي نبايد در اين ترديد کند که آنها قيامت خود را به دنياي کسي نمي‌فروشند و در مسير صيانت از آراي ملت هستند.

3- از اول انقلاب تاکنون ما با جرياني روبه‌رو هستيم که مجهز به يک منطق فاسد هستند و مي گويند؛

1- ما پيروز انتخابات هستيم، شکي در آن نيست.

2- اگر ما را پيروز اعلام نکردند حتما تقلب شده است. نيازي نيست ما که مدعي تقلب هستيم دليلي براي آن بياوريم لذا از طريق نهادهاي قانوني عمل نمي‌کنيم بلکه کف خيابان تکليف اين ادعا را روشن مي‌کند.

3- ما نهادي به عنوان شوراي نگهبان را قبول نداريم، لذا کميته صيانت از آراء تشکيل مي‌دهيم، راي کميته صيانت فقط مويد نتايج انتخابات است. چون در هر صورت ما پيروزيم. لذا آنها نظارت استصوابي را از شوراي نگهبان گرفتند دادند به «کميته صيانت»!

براساس اين سه منطق مي‌آيند در انتخابات شرکت مي‌کنند. کارنامه انتخاباتي و تبليغاتي آنها همين را نشان مي‌دهد. اوج کارکرد اين منطق در فتنه 88 رخ داد.

اينکه چرا در سال 84 به خيابان نريختند براي اينکه اولا: مجريان انتخابات خود آنها بودند، ثانيا: لشکر اردوکشي خياباني آنها به صف نبود، ثالثا: سرويس‌هاي دشمن تدارک شورش‌هاي خياباني را به لحاظ لجستيک سخت و نرم نداشتند.

اما در فتنه 88 تمام ابزار سخت و نرم را مهيا کردند و قبل از پايان راي‌گيري و آغاز شمارش آراء، خود را پيروز انتخابات اعلام کردند. شوراي نگهبان چون سدي در برابر اين خيانت ايستاد، مردم هم مانند کوه در برابر اين ديکتاتوري قيام کردند و حماسه حضور تاريخي ملت در 9 دي سال 88 بايد به نام روز صيانت از جمهوريت نظام در تاريخ ايران ثبت شود.

جالب است تهديد عليه جمهوريت نظام توسط کساني صورت مي‌گيرد که پرچمدار ليبراليسم در ايران هستند و دموکراسي و آزادي را به صورت چماقي بر سر ملت ايران نگه داشته‌اند و از آن به عنوان پيراهن عثمان در جنگ جمل، عليه امام و انقلاب و اسلام استفاده مي‌کنند.

تاريخ ايران و بويژه انقلاب نشان داده است ديکتاتوري ليبرال‌ها خطرناک‌تر و خيانت‌بارتر و جنايت‌آميزتر از هر نوع ديکتاتوري است.

فقط کارنامه مصدق را در دوران کوتاه پس از 30 تير نگاه کنيد. خيلي دوتر نرويم؛ خيانت بني‌صدر و منافقين را در کشتار 17 هزار نفر از مردم مظلوم ايران و شهادت 72 تن از بلندپايگان کشور در هفتم تير و شهادت رجايي و باهنر و شهداي محراب را نظاره کنيد، کشف خواهيد کرد جنس ديکتاتوري خروج از جمهوريت نظام و آراي ملت چه جنسي است.

فتنه‌گران وقتي در سال 88 در 9 دي در کف خيابان شکست خوردند نماينده به آمريکا فرستادند که ديگر کاري از ما ساخته نيست. تنها راه، تشديد تحريم‌هاست. بايد به ملت فشار بياوريد چون پشت به ما کردند! لذا از ملت انتقام گرفتند و در صدور قطعنامه 1929 شوراي امنيت مشارکت کردند.

4- پنج‌شنبه گذشته همايش اصلاح‌طلبان «خوش‌خيم» برگزار شد. برخي از سخنرانان باز بر طبل بي‌مهري به شوراي نگهبان و نظارت استصوابي کوبيدند و عَلَم صيانت از آراء را برافراشتند. همين جماعت گاهي در پيام‌ها و بيانيه‌‌ها و قطعنامه‌ها حول و حوش همين واژگان سير و سلوک مي‌کنند. در اين همايش از رفع حصر کروبي و موسوي (به عنوان دشمنان اصلي جمهوريت نظام) سخن گفتند. اينها «خوش‌خيم‌ها»ي اصلاحات بودند. «بدخيم‌ها»ي اصلاحات که اکنون سر در آخور سفارتخانه‌هاي خارجي دارند و گاهي از بي‌بي‌سي و رسانه‌هاي اجنبي با انقلاب سخن مي‌گويند، حساب ديگري دارند.

کار اصلي آنها اين است که صورت رقابت را در داخل، از صف‌بندي معتقدين به نظام و انقلاب خارج کنند و دست سرويس‌هاي امنيتي دشمن را در تدارک يک نبرد نرم با ملت باز نگه دارند. آنها پاي مداخله بيگانگان به رقابت‌هاي داخل را باز مي‌کنند تا در پرتو يک انتخابات، استقلال کشور را آن هم به ثمن بخس به فروش بگذارند. هيچ تقيه‌اي هم نمي‌کنند که بيگانگان پشت سر آنها از آنها حمايت مي‌نمايند، حتي به آن افتخار هم مي‌کنند.

شوراي نگهبان به عنوان اصلي‌ترين نهاد نگهبان جمهوريت نظام بايد خيلي هوشيار باشد.

عده‌اي با نقاب و بي‌نقاب مي‌خواهند آراي ملت را سرقت کنند و اگر ملت هم دست آنها را خواند، با سناريوي دروغ تقلب، اساس جمهوريت در نظام را به هم زنند. انقلاب ونظام از يک سوراخ نبايد چند بار گزيده شود. در همايش اصلاح‌طلبان يکي از سخنرانان به اين نکته توجه داشت و گفت:«انتخابات آينده از دوقطبي‌هاي انقلاب اسلامي خواهد بود»، اما هيچ تضميني براي اين سخن نداد. خود او مي‌داند که ارتش رسانه‌اي غرب پشت چه قطبي در ايران وجود دارد و اين قطب در انتخابات 88 چه بلايي سر جمهوريت و اسلاميت نظام آورد.

آنها شورش را به دستور جين شارپ و جر‌ج سوروس از شعار «راي مرا پس بده» شروع کردند و به شعار «مرگ بر اصل ولايت فقيه» و «انتخابات بهانه است اصل نظام نشانه است» ختم کردند.

اين يعني راهبرد در هم شکستن «جمهوريت» نظام براي تير خلاص زدن به «اسلاميت» نظام! يعني راهبرد 30 ساله آمريکا در مقابله با انقلاب اسلامي. ما از اصلاح‌طلبان «بدخيم» نااميد هستيم، بايد ببينيم اصلاح‌طلبان «خوش خيم» در انتخابات آينده چگونه مي‌خواهند از راهبرد آمريکا فاصله بگيرند و رقابت را داخل انقلاب تعريف کنند. هوشياري شوراي نگهبان و مهارت دولت در اجرا، ضامن صيانت از جمهوريت و اسلاميت نظام در انتخابات آينده خواهد بود.

نظرات بینندگان

ارسال نظر