صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

الف / مصائب دولتي که "جان فدا" ندارد

احمدي نژاد «جان فدا» و «سينه چاک» داشت؛ کساني که زير بيرق دولت مهرورز آبرو و مال و هويتشان را گذاشتند. دولت خاتمي نيز.

کد خبر: 5778

الف/ متن پيش رو در الف منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.

احمدي نژاد «جان فدا» و «سينه چاک» داشت؛ کساني که زير بيرق دولت مهرورز آبرو و مال و هويتشان را گذاشتند. دولت خاتمي نيز.

کارکرد جان فدا در بزنگاه است. وقتي که دولت ها نياز به حضور موثر طرفداران دارند، «جان فداها» نقش آفريني مي کنند. دولتي که جان فدا داشته باشد توان قشون کشي دارد. دولت و قدرتي هم که توان قشون کشي نداشته باشد، شير بي يال و دم است. دولت بي فدايي، زود از پا در مي آيد.

بنابراين براي به پايين کشيدن قدرت، بايد پايگاه اجتماعي آنها و مهمتر از همه جان فداها را جدا کرد. احمدي نژاد به اميد جان فداها ۱۱ روز خانه نشست. حال آنکه جان فداهاي متعصب اش، گفتماني بودند و حاضر نشدند تا خانه نشيني هم زير بيرقش بمانند.

جان فداها دو شق اند. جان فداي «گفتماني و ايدئولوژيک» و جان فداي «سياسي و جرياني». جان فداهاي ايدئولوژيک فدايي ترند، اما تا وقتي هستند که قدرتي که خودشان را خرجش مي کنند گفتماني و ايدئولوژيک بماند.

اما جان فداهاي سياسي و جرياني، ماندگار ترند. اگرچه شبيه فدايي هاي ايدئولوژيک "پاي در صحنه" نيستند اما وفادارترند. چون پيوندشان با فرد است نه ايدئولوژي .

فدايي هاي خاتمي از جنس دوم يعني جرياني و فدايي هاي احمدي نژاد از دسته اول بودند.

و اما دولت روحاني؛
دولت روحاني از جمله دولت هايي است که جان فدا ندارد. نه ايدئولوژيک و نه جرياني. اساسن هويت کارگزاران بي نياز از جان فدا است. تکنوکرات ها به تکنيک شان فخر مي کنند نه چيز ديگر. اما خواه و نخواه منبرشان سست است.

روحاني، گفتماني نبود که فدايي گفتماني داشته باشد. جرياني هم نبود. سرناچاري اصلاح طلبان، به قدرت رسيد. اما خود اصلاح طلبان نيز پاي او نمي ايستند. اقبال اصلاح طلبان به روحاني کاملن کارکردي است. مطالباتي داشتند که البته به دهها دليل، بساط درست کردن و معرکه راه انداختن در کوچه بن بست بود.

دولتي که جان فدا نداشته باشد، قدرتش با راي اکثريت ۵۱ درصدي است. چرا؟ چون کسي را ندارد که برايش شبانه روز تبيلغ کند و خون دل بخورد و پول خرج کند. راي ها، شبانه مي آيند و سر صبح مي روند. فرداي انتخابات شايد راي روز گذشته را نداشته باشد. اما فقدان فدايي هاي سينه چاک، همين اکثريت ۵۱ درصدي را نيز به سرعت پراکنده مي کند.

غير جان فداها فقط حول مطالبات جمع مي شوند. کارمدي، آنها را جذب مي کند. بنابراين احساس ناکارامدي قدرت ها، آنها را پراکنده مي سازد. تاکيد مي شود؛ "احساس ناکارمدي". يعني با تبليغ گروه هاي مخالف و منتقد و نبود فدايي براي دفاع حداکثري، احساس ناکارامدي بيش از قدرت ناکارمدي واقعي، قدرت تفرق پيدا مي کند.

بنابراين؛
اين دولت آينده غبارآلودي دارد. احتمال اينکه به ملک دوازدهم هم نرسد زياد است. وعده هاي شکست خورده، اين روزها سر زبان ها است؛ از چرخ هسته اي تا چرخ زندگي.

از طرفي فدايي هاي جريان اصلاحات نيز خودشان را خرج اين دولت نمي کنند. پاي دفاع مي آيند اما به آب و آتش نمي زنند. نقش آفريني حداقلي شان نيز براي حذف فرصت هاي اصولگرائي است. دو نبش بازي مي کنند. مدل سياسي اصلاح طلبان تدارک فرمولي است که اين دولت را بندازد و هزينه رفتنش را هم جريان اصولگرائي با تقابل و کارشکني هايش بدهد و خود رداي قدرت به تن بکشند.

و اما؛
با دولت بدون جان فدا چه رفتاري بايد کرد؟
دولتي که فدايي ندارد پايگاه اجتماعي مستحکم ندارد. پس راي پر قدرت هم ندارد. راي هاي «غير جرياني» و «غيرگفتماني» با «احساس ناکارمدي» پراکنده مي شود. نقد دولت تنها بايد از حيث کارامدي باشد و لاغير. هرگونه نقدي از جنس تقابل هاي گفتماني و عصبيت سياسي و جرياني، براي دولت، فدايي ساز است. چرا؟ چون دولت را درجايگاهي که قرار ندارد، قرار مي دهد. چه جايگاهي؟ جايگاه يک تشکيلات سياسي اصلاح طلب و يا در جايگاه يک جريان فکري ايدئولوژيک.

از اين مهمتر؛ کشور نزديک دو دهه،عصبيت هاي سياسي و جبهه بندي جان فداها را گزرانده است. اينکه دولتي جان فدا ندارد، اگرچه به ضرر ماندگاري دولت هاست، اما بايد به فال نيک گرفت. نظام بايد جان فدا داشته باشد نه دولت ها. دولت ها نبايد درگير تئوري پردازي (گفتمان سازي) و يا حزب گرايي( سياسي) شوند. دولت است و کارآمدي. بايد کار کنند و کار. شعارها بماند براي ديگران. امروز کشور در شرايطي است که به جان فدا نياز ندارد. به مطالبه گر نياز دارد. پس با تند کردن فضاي سياسي کشور، دوست و دشمن اين دولت را بهم پيوند نزنيم و از مطالبه گران، جان فدا نسازيم.

نظرات بینندگان

ارسال نظر