صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

« ما داريم آب مي شويم»

فايل صوتي/ مکالمه تاريخي شاه با اميني چند روز پيش از ترک ايران

فايل صوتي که در اينجا ملاحظه مي فرمائيد مربوط به شنود ساواک از خانه دکترعلي اميني نخست وزير مقطعي از دوران پهلوي است. اين مکالمه تاريخي در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي درپنجم دي ماه 1357 انجام شده است. لازم به ذکر است که محمد رضا پهلوي در تاريخ 26 دي ماه 1357 ايران را براي هميشه ترک کرد.

کد خبر: 5290

مؤسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي/ متن و مکالمه پيش رو  در مؤسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي منتشر شده و انتشار آن الزاما به معني تاييد صحت تمام يا بخشي از آن نيست.

-------------------------------------
شرحي بر مکالمه تلفني محمدرضا شاه با علي اميني

 

مکالمه تلفني محمدرضا شاه با علي اميني را مي توانيد از      اينجا      گوش کنيد


فايل صوتي که در اينجا ملاحظه مي فرمائيد مربوط به شنود ساواک از خانه دکترعلي اميني نخست وزير مقطعي از دوران پهلوي  است. اين مکالمه تاريخي در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي درپنجم دي ماه 1357 انجام شده است. لازم به ذکر است که محمد رضا پهلوي در تاريخ 26 دي ماه 1357 ايران را براي هميشه ترک کرد.

 شاه در ابتداي سخنان خود به سخنراني کريم سنجابي دربيمارستان پهلوي( امام خميني کنوني) اشاره دارد. بر اساس اسناد موجود در ساواک دراطلاعيه هايي که در قسمت هاي مختلف دانشکده پزشکي بيمارستان پهلوي در روز دوشنبه چهارم ديماه 1357 نصب شده بود از کليه کارکنان دانشکده خواسته شده در ساعت 10 صبح به منظور پشتيباني از استادان متحصن در دانشگاه تهران به خيابان رفته و اقدام به راهپيمايي کنند. درپايان اين راهپيمايي دکتر کريم سنجابي براي حضار سخنراني کرده است.
درمکالمه تاريخي شاه با علي اميني، علاوه بر موضوع سخنراني سنجابي ، آنها درباره اتفاق هايي که درپنج دي ماه1357 به وقوع پيوسته است، باهم مشورت مي کنند . شاه 21 روز قبل از خروج از ايران به صراحت به اميني مي گويد « ما داريم آب مي شويم»
درادامه اين مکالمه شاه تلاش مي کند ديدگاه علي اميني را در باره سخنراني کريم سنجابي در بيمارستان پهلوي تهران بداند. سنجابي در اين سخنراني بصورت علني خواستار تشکيل جمهوري دموکراتيک درايران بجاي نظام شاهنشاهي شده بود. علي اميني ضمن اظهار بي اطلاعي ازاين ماجرا مي گويد اگرچنين ادعايي صحت داشته باشد اقدام غير قانوني است و در نهايت در برابر پرسش مشورتي شاه در باره دستگيري سنجابي، نظر موافق خود را اعلام مي کند .
دربخش ديگري از اين سند در باره ترور استاد نجات اللهي گفتگو شده است. اين استاد شهيد در محل تحصن اساتيد دانشگاه هنگام قدم زدن بر روي تراس ساختمان وزارت علوم در خيابان ويلا (استاد نجات اللهي کنوني ) توسط نيروهاي امنيتي به شهادت رسيده بود. شاه و اميني در باره مشکوک بودن اين اقدام به بحث مي پردازند و هر دو مدعي آن هستند که احتمال دارد کار مخالفان باشد!!
در بخش سوم در باره اعتصاب کارکنان نفت و تاثير آن بر اقتصاد ايران و منطقه صحبت مي شود که دراين مورد اميني به تشريح اقدامهاي احتياطي خود با کمک معتمدين انقلابي درمهار اعتصاب کارکنان صنايع نفت ايران مي پردازد.
در اين بخش شاه ضمن اظهار نگراني براي از دست دادن درآمدهاي نفتي به صراحت عجزخود را در برابر اراده مردم براي سرنگوني حکومتش نشان مي دهد انجا که ميگويد:
« بله ، اصلاً رفتيم، بدون اينکه با آبرو هم رفته باشيم، مثل پيرزن ها، »

متن کامل پياده شده از نوار مکالمه محمدرضا پهلوي با دکتر علي اميني

از دربار با منزل علي اميني تماس گرفته اند :

اميني : الو

شاه : الو

اميني : تعظيم عرض مي کنم قربان

شاه: شب بخير ، شنيديد که سنجابي صحبت از جمهوري دمکراتيک چيز ايران کرده ديروز؟

اميني : نه قربون – نه خير

شاه : خب چکار کنيم در اين صورت
اميني : برخلاف قانونه آقا

شاه : تحمل نميشه کرد

اميني : نخير ، بنده صحبتي نشنيده ام – قربون ، نخير

شاه : بله از قرار معلوم در ميتينگ آن بيمارستان پهلوي، نطق کرده و صحبت از جمهوري دموکراتيک خلق کرده

اميني : عجب

شاه : اينطور ميگن

اميني : نه بنده نشنيده ام آقا ، نه

شاه : خب در صورت صحت چي ؟

اميني : اين که خلافه و اگر بخواهيد يک ذره جلوش رو ول کنيد که باعث زحمت که به اين ترتيب ، شعارهاي اينجوري که قابل تحمل نيست

شاه : اصلاً ما داريم آب ميشيما!

اميني : نخير آقا اصلاً (نانفهوم) ايست، اصلاً اقدامات زيادي کرده بود راجع به نفت و روي هم رفته بد نبود قربان. با آقاي فلسفي صحبت کرديم، قرار شد که يک مقدار در منابر بگن که مردم احتکار نکنند ضمناً کارگران هم يک تقاضاهايي داشتند ، که الان آقاي طالقاني پيام دادند که من مشغول هستم که اين بخش داخلي لنگ نشه

شاه : خب درآمدمون چي ميشه؟

اميني : والا که عجالتاً تجارت داخلي خيلي خطرناکه ولي اين را جلو شو بگيريم تا ببينيم قسمت بعدش چي ميشه، آقاي [عبدالله] انتظام صبح مشغول بود که ديشب تلفن کردم اين اقدامات شده و سه قسمت بود که يکي هم راجع به همين موضوع ارتش بود و بردنِ نفت که اين هم کارگرها امروز صبح بعضي ها گفتن نفت رو ارتشيها زيادتر مي برن و جنبه رزرو دارد و ميخواهد تعديلي بکنند و يکي هم راجع به خود منطقه آبادان و اونجاهابود ، خوزستان که نظامي ها رو از آنجا جمع کنند و خود کارگرا يک سرکارگري معين مي کنند که خودشون تامين مي کنند و نظامي دخالت نکنند و خب همين مسائلي بود که ديشب اتفاقاً به عرض تون رسوند، بله، گفت مجدداً به عرض تون ميرسونه که تا سه قسمت بود که اين قسمت را تامين بکنند که يکي اين نفت داخلي که خيلي خطرناک هم است، اين معطل نشه

شاه : فردا جلسه دارم با نظامي ها ولي خب اين را من الان تعقيب مي کنم موضوع سنجابيو اگر تاييد شد خب قبول کنيم؟

اميني: والا به نظربنده مشکله قبول کردنش ولي اينطور اصلا ديگه اختيار درميره از دست همه !

شاه : بکلي

اميني: بله اين ديگه صحيح نيست

شاه: پس ديگه نقشه نمي شه ريخت

اميني: نه ديگه هيچي يه وقت ميبيني اصلاً به کلي نمي شه

شاه : و در اون جا در اون بيمارستان پهلوي اونها گفته بودند که بله ما يک جمهوري توده اي ميخواهيم مثل روماني

اميني: صحيح ، نه من نشنيدم

شاه: توي خيابونها هم که ديگه هر روز شعار و اينها

اميني: بله ، يک عده هم طرفدار سخت گيري بودند و صبح مراجعه مي کردند که بالاخره اين شل کن سفت کن درست نيست.

شاه : خب مقرراتيه که هست، آيا صحيح نيست که مقررات اجرا بشه؟

اميني : خب مقررات که بايد اجرا بشه اونکه چاره اي نداره، منتها يک وقتي تدبيري مي خواهد، يک دسته مقررات اجرا نشه همه چي لق ميشه، تقريباً همين طور هم شده ديگه، هم حکومت نظامي هست هم نيست ولي يک مقدار اسباب تجرييه عده اي شده و زندگي مردم واقعاً داره لنگ ميشه.

شاه : اصلاً من نميدونم مثلا فردا چه ميشه ، يعني اگر قانونو اجرا نکنيم

اميني: نه آقا قانون بايد اجرا بشه علي القاعده همه طرفدار اجراي قانون هستند ديگه، شکي نيست اگر قانون اجرا نشد که هرج و مرجه

شاه : اصلاً نميشه ديگه اصلاً هيچ چيزو پيش بيني کرد

اميني: نخير ، واقعاً قابل پيش بيني نيست و در ميره از هم چون يک عده هم اين وسط براي سخت گيري ادارات هم ، يک عده اي تاييد مي کردند که اگر گفتند که آقا کسي نيايد بيرون ، حد عمل را بکنند و يک عملي دنبال اين حرف باشه

شاه: حالا من تحقيق مي کنم راجع به سنجابي و اگر يک همچين حرفي زده باشه؟

اميني: خوب ديگه چاره اي نيست بايد جلوش گرفته بشه

شاه : بگيريمش

اميني : بله چون اينها يک مقداري دارن تلاش هايي مي کنند براي اينکه مانع آمدن [غلامحسين] صديقي بشن

شاه: الان بله ، فکر ميکردن که مياد

اميني: بله بله يک مقدار دارن پيش گيري همين را شروع ميکنن و همينطوره

شاه : در شهر هم فکر مي کنم بايد يک خورده جلوشو گرفت!

اميني: بله بله يک مقدار بايد جلوش رو گرفت براي اينکه بدين ترتيب اسباب زحمت خواهد شد خب مردمِ بيکار هم زياد هستند يک مقدار تماشاچي بيکار هم به اينها اضافه مي شه و کافيه مردم عصباني ميشن ديگه !

شاه : يک کسي هم روي بالکن وزارت فرهنگ اومدِ بود، همون جايي که تحصن کرده بودن ،حالا تير از کجا اومده خورده بهش، تلف شده ، يکي از اون دکترا. حال اينم فردا لابد ميخوان پيراهن عثمون بکنن!

اميني: لابد ديگه بعضي از اين افراد اشخاصين که کارهايي رو مي کنن، معلوم نيست که اصلاً کارهاي ايرنسپونساب [غير مسئولانه [irresponsibleاست تقريباً ، البته تو اين يه ميليون تصميم اين چيزها پيش مي آيد خواه ناخواه.

شاه: حتماً ، از توي اتومبيل هام تيراندازي مي کنن.

اميني: عجب !

شاه: افراد معمولي مي يان از اتومبيل تيراندازي ميکنن چندين اتوبوس آتش زدند.

اميني: نخير يک مقدارش البته سخت گيري ميخواد، خشونت و سخت گيري ميخواد، چاره اي نيست و الا اصلاً در ميره

شاه : در همين فکرم ديگه که اگر ما قانونو اجرا نکنيم

اميني : نه ديگه تو اجراي قانون کسي نميتونه ايراد بگيره، قانونو بايد اجرا کرد

شاه: بله، اصلاً رفتيم، بدون اينکه با آبرو هم رفته باشيم، مثل پيرزن ها، راجع به تبريز هم دستور داده ام ، نميدونم تماس گرفته با اون فرماندار نظامي يا نه ؟

اميني: نخير ، هنوز نرفته

شاه : هنوز نرفته؟

اميني : نخير

شاه: پس ديشب هم همين صحبتي کرديم که بالاخره قانون اجرا بشه

اميني : بله خود آقاي صديقي موافق قانون که حتماً بايد اجرا بشه که خلاف قانون خوب نيست مي خوان اجرا نشه ، خب هيچي

شاه : حالا اين عقب افتادن شما همان دلايلي که دادن ديروز همونو مي بينيد؟

اميني : بله بله يک قدري، يک عده اي صبح فرستادم پهلوي آقاي صديقي پنج شنبه همان استاداني که شرفياب بودند پنج شنبه صبح ساعت هشت مبرن که ايشان قدري تسريع بکنند که خواه و نا خواه که يک قدري زودتر جلو بيافتد، تاخير زيادش هم صلاح نيست.

شاه : ولي تا اون موقع بايد نظم را حفظ بکنيم

اميني : بله بله چون غير از اين چاره اي نداريم، مردم واقعاً يک عده ايشان جداً ناراحتند. حالا اگه نظمي نباشد، اسباب زحمت همه است، آخه اين مدارس را بيخود اجازه دادند باز بشه، آخه به صلاح هم نبود، بيخود بود

شاه : بله کار بيخودي بود ، اين تحصن در دانشگاه که از اون هم بدتر است

اميني : بله خسته مي شوند مي آيند بيرون، اون خيلي مهم نيست

شاه : چرا ! آنجا را مرکز [قرار] دادند، تلفن دارن ، مرکز دارن، همه چيز دارن، به پاريس تلفن ميزنند، پيش خدمت دارند و ستاد عملياتشان شده !

اميني : هر جا تلفن ميشه قطع مي کنند

شاه : برق و تلفن و اينها را قطع کرده اند

اميني : بله

شاه : اين که ديگه اشکال نداره

اميني : نخير اشکالي نداره ، بله اين جزء تدابيري است، خسته ميشن ميايند بيرون ، برق و تلفن و ارتباط داشتن غلط است

شاه : خيلي خب ، اگر چيزي بود بعد به شما ميگم

اميني : بله سايه مبارک کم نشه

مکالمه تلفني محمدرضا شاه با علي اميني را مي توانيد از     اينجا      گوش کنيد

نظرات بینندگان

ارسال نظر