صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

سرمقاله شرق/ سبک جعلي يا جعل سبک

کد خبر: 5152

«سبک جعلي يا جعل سبک» عنوان يادداشت روز روزنامه شرق به قلم احمد غلامي است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:

در عرصه سياست سال‌هاي پس از انقلاب، معمولا نيروهاي رقيب با مبدا قراردادن تاريخ استقرار و استمرار جمهوري‌اسلامي، يکديگر را اصيل يا جعلي خطاب مي‌کنند. از مجلس‌ هفتم و به‌‌خصوص از سال١٣٨٤ به بعد، اصولگرايان خود را مثل اعلاي سياست‌ورزان اصيل مي‌دانستند. احمدي‌نژاد بر اين باور بود که نفس حضورش، محکي است که اصل را از جعل متمايز مي‌کند. اما ديري نگذشت که همه چيز آشکار شد. حالا حدودا دوسال پس از پايان دولت احمدي‌نژاد، شاهد آنيم که جعل و اصل جا عوض مي‌کنند و در بر پاشنه ديگري مي‌چرخد. گئورگ زيمل، جامعه‌شناس آلماني، در مقاله‌اي با عنوان «در باب سبک» مدعي است آنچه از هرنظر، خط مشي و رفتار اشخاصي خاص را به سبک ويژه آنها تبديل مي‌کند، چيزي است به‌نام «جعل». زيمل، سبک هنرمنداني مثل داوينچي يا ميکل‌آنژ را ناشي از ويژگي‌هايي مي‌داند که جاعلان از مجموع ويژگي‌هاي آثار آنها انتخاب کرده‌اند. برخلاف تصور رايج، خيلي وقت‌ها رفتارها و خط مشي اصيل بر اثر جعل به وجود مي‌آيد يا به بيان ساده‌تر، اصالت بسياري از امور به‌واسطه مقايسه آنها با نمونه‌اي جعلي محک مي‌خورد و به اثبات مي‌رسد. در کنار بزرگان دين، سياست و فرهنگ، همواره آدم‌هايي بوده‌اند که روايات يا احاديث و نقل‌هايي را به نام آنها جعل کرده‌اند اما از اين هم شگفت‌تر، ظهور شخصيت‌هايي کاملا جعلي در عرصه تاريخ است. شخصيت‌هاي جعلي را نبايد با اشخاص دروغين اشتباه گرفت. آدم‌هاي جعلي، موجوداتي خيالي نيستند، وجود دارند؛ اما رفتار و کردارشان فاقد استقلال لازم است.

آنها در عمل رويه آدم‌هاي ديگر را جعل مي‌کنند و البته بعد از گذشت مدتي که ماهيت جعلي عملکردشان آشکار مي‌شود، درست همان‌طور که زيمل مي‌گفت، ناخواسته به عده‌اي اصالت مي‌بخشند. آدم‌هاي جعلي جالبي در تاريخ سياسي ما به چشم مي‌خورند. اتفاقاتي که اکنون در تاريخ رخ مي‌دهد، بدون الگو نيست. مثلا در قياس با اميرکبير و ميرزا آقاخان نوري که هر دو شخصيت‌هاي اصيلي هستند، نمونه‌هاي جعلي بسياري را مي‌توانيم پيدا کنيم. از قضا همين نمونه‌هاي جعلي هستند که به هرکدام از اين دو تن اصالت مي‌دهند. اين است که اميرکبير به نمونه اصيل سياستمدار پيشرو و به همين منوال ميرزاآقاخان به نمونه اعلاي سنت‌گرايي و صوفي‌منشي تبديل مي‌شود. لازم به توضيح است که هميشه در هر وضعيت سياسي اين احتمال هست که آدم‌هايي بي‌‌پيشينه و تازه از راه‌رسيده‌اي فضا را به تسخير خود درآورند. در بين دولت‌هاي پس از انقلاب، سرآمد به‌کارگيري چنين سياستي بي‌ترديد محمود احمدي‌نژاد بود. وي در بسياري از حوزه‌ها، حتي حوزه‌هايي که در مسير حرکت‌ها و تصميم‌گيري‌هايش اندک تاثيري نداشتند، کساني را بر مسند کار نشاند که هيچ شناسنامه و تاريخي نداشتند. شايد در نتيجه همين سياست‌هاي احمدي‌نژاد باشد که حالا وزيران، مديران و دولتمردان دولت پس از او، نه فقط اشخاصي کارآمد و کاردان و باسابقه، که «اصيل» نيز جلوه مي‌کنند. معيار و محک «جعل» و «اصل» يا در فرازونشيب‌هاي تاريخي به دست مي‌آيد، يا با اتفاقاتي مثل انتخابات تعيين مي‌شود. در ايامي نه‌چندان دور، همين که کار دولت اصلاحات خاتمه يافت، نيروي سياسي تازه‌اي سر برآورد که اصلاحات را مبتني بر اصولي جعلي قلمداد مي‌کرد و داعيه آن داشت که دولت جديد بر طبق اصولي اصيل -و نه جعلي- زمام امور را به دست گرفته است. ولي اصولگرايان غافل از اين بودند که سياست اصيل را با رجال جعلي نمي‌توان پيش برد. اين است که در آستانه انتخابات مجلس، اصولگرايان از احتمال ظهور مجدد احمدي‌نژاد ديگر به ذوق نمي‌آيند و حتي در اصولگرايي او شک مي‌کنند. از نتايج به‌کارگرفتن آدم‌هاي جعلي در دولت قبل، يکي هم اينکه هم‌اينک سياستمداران و مديران «باسابقه»، با صفت تازه «اصيل» و «شناسنامه‌دار» شناخته مي‌شوند.

نظرات بینندگان

ارسال نظر