صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

یادداشتهای 4 کارشناس بین الملل در خصوص از سرگیری روابط آمریکا و کوبا و شباهتهای آن با موضوع ایران

ایران و کوبا ؛ تفاوت در نقش لابی‌ها

نفوذ این لابی‌ها و باور گروه‌های افراطی جمهوری‌خواه دست به دست هم داده است و مساله ایران را متفاوت از کوبا کرده است. یعنی اگر در مورد کوبا خود کوبایی‌های مهاجر در موج مخالفان و همراه با جمهوری‌خواهان قرار دارند در مورد ایران کشورهای عرب منطقه، رژیم اسرائیل و رادیکال‌های هر دو جناح دموکرات و جمهوری‌خواه در برابر ایران موضع‌گیری کرده‌اند.

کد خبر: 5137

یادداشتهای 4 کارشناس برجسته بین الملل در خصوص از سرگیری روابط آمریکا و کوبا و شباهتهای آن با موضوع ایران :

----------------------------------------------------------------

داود هرمیداس باوند/ پس از اعلام از سرگیری روابط ایالات متحده آمریکا و کوبا توسط روسای جمهور دو کشور، این مساله مطرح شد که آیا به دنبال بهبود روابط سیاسی دو طرف شاهد لغو تحریم‌هایی که آمریکا طی بیش از 5 دهه خصومت علیه کوبا اعمال کرده است، خواهیم بود یا اینکه برخی مخالفان در هر دو کشور مانع از برداشته شدن این تحریم‎ها می‎شوند. بسیاری معتقدند جمهوری‌خواهان آمریکا که به تازگی در کنگره جدید این کشور و طی انتخابات میان دوره‌ای اکثریت را به دست گرفتند، عاملی برای تاخیر و سنگ اندازی بر سر راه برچیده شدن تحریم‎های کوبا هستند.

 اما باید توجه داشت که پیش از جمهوری‌خواهان عده‌ای از کوبایی‌ها که در آمریکا سکونت دارند و در زمان فیدل کاسترو به آمریکا مهاجرت کردند از مخالفان اصلی بهبود روابط با کوبای تحت حکومت کاستروها هستند. این مهاجران حتی موفق شدند نیروی نظامی تشکیل دهند و حمله به خلیج‌خوک‌ها نیز با کمک همین کوبایی‌های مهاجر انجام گرفت؛ حمله‌ای که نافرجام ماند و نتیجه‎ای در پی نداشت. در ۱۷ آوریل ۱۹۶۱ به دستور جان‌اف کندی رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، نیروی ۱۷۰۰ نفری از ضد انقلابیون کوبایی با کمک عوامل سیا در خلیج‌خوک‌ها در جنوب کوبا پیاده شدند تا با رژیم تازه به قدرت رسیده فیدل‌کاسترو رهبر کوبا مبارزه و آن را سرنگون کنند اما موفق نشدند.
جمهوری‌خواهان نیز اعلام کرده‌اند که دولت باراک اوباما در قبال تحولات اخیر هیچ تعهدی از کوبا دریافت نکرده است و نسبت به این مساله منتقد بودند. بنابراین در مورد کوبا هم برخی مخالفان دولت کاسترو در آمریکا فعال هستند و هم دسته‎ای از جمهوری‌خواهان. 
البته اوباما در دور اول آغاز انتخابات ریاست‌جمهوری‎اش به این موضوع اشاره کرده بود که در صورت موفقیت در انتخابات یکی از اهدافش رفع مسائل کوبا و ایران است. یعنی برنامه‌اش این بود که مشکلات fh دو کشور را حل کند، اما ماهیت قضیه در مورد هر کدام از این کشورها متفاوت است. در مورد ایران مساله نفوذ لابی اسرائیل بر برخی نمایندگان کنگره آمریکا مطرح است. همچنین لابی کشورهای عربی از جمله عربستان نیز در مورد ایران تاثیرگذار است. درواقع در منطقه، کشورهای حوزه شورای همکاری خلیج فارس منهای عمان و به خصوص عربستان و رژیم اسرائیل با جدیت در پی اخلال در روند مذاکرات هسته‌ای ایران با کشورهای 1+5 هستند. 
نفوذ این لابی‌ها و باور گروه‌های افراطی جمهوری‌خواه دست به دست هم داده است و مساله ایران را متفاوت از کوبا کرده است. یعنی اگر در مورد کوبا خود کوبایی‌های مهاجر در موج مخالفان و همراه با جمهوری‌خواهان قرار دارند در مورد ایران کشورهای عرب منطقه، رژیم اسرائیل و رادیکال‌های هر دو جناح دموکرات و جمهوری‌خواه در برابر ایران موضع‌گیری کرده‌اند. بنابراین خواست اوباما در ابتدای روی کار آمدن، بهبود روابط آمریکا با ایران و کوبا بود اما اصولا روسای جمهور در زمان رقابت‎های انتخاباتی، مواضعی را بیان می‏کنند اما پس‌از کسب آرا تحت فشارهای مختلف ممکن است نتوانند تصمیمات‎شان را عملی کنند. اما با وجود تمام این مسائل، خواست شخص اوباما، حل مساله ایران به بهترین نحو است، زیرا این مساله هم به نفع شخص اوباما و هم به نفع حزب دموکرات است.

 

-----------------------------------------------------

تشابهات و تمایزات ایران و کوبا

هادی اعلمی فریمان
کارشناس سیاست خارجی
اعلام یکباره تغییر مواضع دیپلماتیک کوبا و ایالات متحده آمریکا برای تمام جهان شگفت‎آور بود، اما اگر از دیدگاه ادراکی رهبران تصمیم‌‌ساز سیاست خارجی و با پیشینه‏ فکری آنها این موضوع را بررسی کنیم،چندان عجیب به نظر نمی‌رسد؛ زیرا دو کشور از بستر تنش‎زدایی در بحث‌های حقوق بشری و اصلاحات در حزب کمونیست به مرحله بهبود نسبی روابط رسیدند. فیدل کاسترو توافق را به رائول سپرده است. اعلام گشایش در روابط تا آن حد جذاب بود که بی‌درنگ کشورهای دارای خصومت با ایالات متحده یا لابی‎های علاقه‌مند داخل این کشورها تلاش کردند سناریوی مشابه آن را اجرا کنند.

دولت ونزوئلا در اقدامی عجیب تمایل خود را برای خلاص شدن از رهبر اپوزیسیون لئوپولدو لوپز در مبادله با یک زندانی پرتوریکویی به نام اسکار لوپز ریورا در آمریکا اعلام کرد که وزارت خارجه آمریکا با رد این پیشنهاد اعلام کرد هیچ شباهتی بین این دو نیست! البته همیشه بهبود روابط از یک مسیر نمی‎گذرد، بلکه تابعی از اراده‎ دوجانبه تا عمل‌گرایی است. تاریخ سیاست خارجی شاهد دیپلماسی‎های متعدد از پینگ‌پنگی تا فوتبالی و تلفنی بوده است. اینکه روابط کوبا و ایالات متحده به نتیجه برسد بحث دیگری است. 
بی‌تردید اکثریت جمهوریخواهان کنگره‎ آمریکا در ظاهر ناخشنودند و آماده‎اند در اولین جلسات ژانویه سال  2015 حملات سیاسی خود را علیه اوباما شروع کنند؛ اما آنها هم در نهایت نمی‌توانند روند تاریخی یک سیاست خارجی در حال گذار را متوقف کنند. همین که در ابتدا شاهد مراوده‎ای حتی در سطح تلفنی یا گشایش در امور مالی در سطح قوه‎ مجریه باشید، یعنی یخ بزرگ شکسته است و برای ورود به بحث‎‌های دیگر آماده شده‎اید؛ گرچه شاید زمانش طولانی باشد، اما به زمان طولانی خصومتی 54 ساله نخواهد رسید. آمریکا و کوبا هر دو از تحریم‎های طولانی ضرر کرده‌اند. گفته می‏شود کوبا 117 میلیارد دلار خسارت دیده است و آمریکا هم متقابلا سالانه یک میلیارد و 200 میلیون دلار متضرر شده است؛ کما اینکه این حالت در روابط آمریکا با ونزوئلا و ایران هم حاکم است. همه‎ کشورها از تحریم ضرر می‎کنند، اما قطعا میزان ضرر کشور قدرتمند کمتر است. شبیه‌سازی روابط کوبا، ونزوئلا یا حتی کره شمالی با آمریکا با روابط جمهوری اسلامی ایران به دلایل مختلف بسیار ناموجه است. این کشورها برای خود عمق استراتژیک در جاهای دیگر تعریف نکرده‎اند، تلاش برای داشتن فن‎آوری‎های هسته‎ای ندارند، تهدید جدی منطقه‏ای برای آمریکا نیستند و از فکر صدور انقلاب گذر کرده‏اند.
 در عین حال قدرت‌سازی و فضای ژئوپلیتیک آنها منحصر به قلمرو داخلی خودشان است، با اسرائیلی‎ها منازعه جدی ندارند، وابستگی دینی و آرمانی و رسالت جهانی ندارند و انعطاف‌پذیری‏شان هر زمان امکان پذیر است و در طول زمان بسیار راحت‎تر انجام می‏شود. همچنین نگرش آنها به آمریکا از نوع براندازی نظام سلطه نیست و به همین دلایل با شرایط جمهوری اسلامی متفاوت است. درواقع پیچیدگی روابط ایالات متحده و جمهوری اسلامی در نفوذ منطقه‎ای ایران  است. همه‏‎ مواردی که آنها ندارند به زعم آمریکایی‌ها و با نگاه به واقعیت سیاست خارجی ما داریم. گرچه دولت جدید تمایل جدی به حل و فصل اختلافات دوجانبه دارد، اما به وضوح بخشی از نیروهای فراجناحی یا خارج از دولت بحث نابودی اسرائیل و انهدام کاخ سفید را مطرح می‏کنند، در مجلس تندترین پرسش‎ها از وزیر خارجه پرسیده می‎شود و روابط داخلی تابعی از رقابت نیروهای سیاسی شده است. وزیر خارجه در پاسخ 15 دی ماه به صراحت اعلام کرد که من عمیقا اعتقاد دارم جناحی شدن موضوع سیاست خارجی نقطه‎ بی‌بازگشت شکست آن است و هزینه کردن منافع ملی برای هدف‎های جناحی و سیاسی گناهی نابخشودنی است. پس بخشی از جناح راست خط مشی جناحی کردن مذاکرات را به هر دلیل پیگیری می‎کند. بنابراین تفاوت ساختار فکری این مجموعه کشورها با دیدگاه‌های داخلی کشور کاملا آشکار است. ایالات متحده طی سال‎ها به ویژه پس از فروپاشی شوروی سابق قدرت تحمل بازیگری جدید در منطقه را نداشته است و اکنون پس از مشاهده‎ مستقیم توان تاثیرگذاری جمهوری اسلامی بر معادلات عراق، سوریه، لبنان و یمن به قدرت منطقه‎ای ایران معترف شده و گام‌های به رسمیت شناختن ایران را برداشته است که مهم‌ترین‌آن اظهارات اخیر اوباما بود. 
البته تمام سیاست آمریکا به همین ختم نمی‎شود؛ به زعم او کاهش بهای نفت ضربه‎ای تعیین‌کننده بر اقتصاد ایران وارد خواهد آورد و ایران را مجبور می‏کند از سیاست خارجی پرهزینه خود در منطقه دست بکشد. به نظر من مهم‌ترین مانع برای نیروهای فراجناحی بی‌اعتمادی به آمریکا درباره بحث براندازی است. اگر این موضوع به نحوی ضمانت شود، وضعیتی متفاوت را شاهد هستیم. مرحله‏ کنونی در روابط ایران و غرب سرنوشت ساز شده است. بنابراین فعلا در بازی غرب و عربستان با مساله نفت نمی‏توان چشم‌انداز روشنی فرض کرد، مگر آنکه موضع رئیس‌جمهور ایران با اجماع داخلی قدرتمندی در برنامه‌های سیاست داخلی و خارجی تقویت شود و موضع اوباما نیز در مقابل کنگره از منطق قوی برخوردار باشد. همه ما در آخرین دور مذاکرات لحن مایوسانه و پر از استیصال جان کری وزیر امور خارجه آمریکا را در دلجویی از کنگره کشورش شاهد بودیم. اولین علائم از کنگره اظهار نظر سناتور باب کروکر، رئیس جدید کمیته روابط خارجی سنا است که اعلام کرد توافق هسته‎ای باید به تایید کنگره برسد و به احتمال قوی مطالبات کنگره درباره جمهوری اسلامی بسیار فراتر از مطالبات دولت اوباماست ضمنا این مطالبات در داخل کشور با خط قرمزهای تعریف شده همخوانی ندارد. از دیگر سو ما در داخل کماکان نتوانسته‏ایم به دیدگاهی تلفیقی و اجماع در توسعه ملی دست‌یابیم که بتواند مبنای سیاست داخلی و خارجی باشد. پس از انتخاب دکتر روحانی نوشتم که اگر قرار است توسعه ملی و منافع ملی باشد، باید همگان_همه‏ قوا و حکومت به معنای یکپارچه- از آن حمایت کنند. 
همین فرمول را دکتر روحانی در همایش اقتصادی اخیر با قسم جلاله بیان کرد که توسعه داخلی و ملی با انقباض در سیاست خارجی نمی‏شود. وقتی تحلیلگران یک جناح در مقایسه روابط کوبا با آمریکا بحث رابطه‏  جمهوری اسلامی با آمریکا را بر مبنای منازعه‌ حق و باطل تلقی می‌کنند، قطعا می‌توان تفاوت بنیادی در مواضع را مشخص کرد. نمی‌توان از یکسو از ادبیات انهدام و جنگ سخن گفت و از سوی دیگر پای میز مذاکره نشست. مذاکرات بر مبنای کاستن از اختلافات است. به رئیس‌جمهور حمله می‎شود که می‎گوید اقتدار به سانتریفیوژ و موشک نیست، الفبای توسعه صلح، مدارا و آرامش بستر توسعه است. در کره‌جنوبی همه مردم و مقامات به ژنرال پارک در اتکا به اقتصاد و توسعه اعتماد کردند. بر این مبنا همه ما ابتدا باید بر اصل توسعه ملی توافق کنیم و سپس جهت‌گیری سیاست خارجی را منضبط کرده و توسعه یا مذاکره با آمریکا را پیش ببریم. 

-----------------------------------------------------------------------------

دموکرات‌ها عامل تحریم در دو کشور

میرقاسم مؤمنی
مدیرعامل مؤسسه پژوهشی و مطالعاتی بین‌المللی چشم‌انداز ابرار نوین
انقلاب کوبا در سال 1959 به رهبری فیدل کاسترو به‌ ثمر رسید؛ سیاست‌های کلی‌ این انقلاب، از سوی مقامات وقت آمریکا مورد تایید قرار نگرفت. آیزنهاور رئیس‌جمهور وقت آمریکا، به‌صورت یک‌جانبه روابط خود را با کوبا قطع کرده و طی یک فراخوان چراغ سبزی به تمام کوبایی‌ها به‌منظور نیازمند شدن به آمریکا نشان داد. در واقع آمریکا انقلاب کوبا را تهدیدی برای منافع خود می‌دید.

در سال 1961 جان اف کندی، رئیس‌جمهور وقت آمریکا که از حزب دموکرات بود، دستور تحریم‌های همه‌جانبه برضد کوبا را صادر کرد که این تهدیدها تا امروز نیز در دوره‌های مختلف ریاست‌ جمهوری آمریکا تشدید شده است. پیروزی انقلاب شکوهمند جمهوری اسلامی ایران در سال 1979، با دوران ریاست‌ جمهوری آقای جیمز کارتر از حزب دموکرات آمریکا مقارن بود. سیاست‌های ضداستعماری حضرت امام خمینی (ره) و به دنبال آن اشغال سفارت آمریکا در 13 آبان 1358، سبب شد دولت کارتر روابط سیاسی خود با ایران را قطع و افزون بر آن تحریم‌هایی برضد کشور وضع کند. این تحریم‌ها در سال‌های بعد به بهانه‌های گوناگون افزایش یافته است. طبق بررسی‌های صورت‌گرفته، سیاست‌های تحریمی آمریکا علیه ایران و کوبا، از دو جهت تشابه دارد. نخست اینکه انقلاب در کشورهایی صورت گرفت که آمریکا منافع خاصی در آنها داشت و دیگر اینکه این تحریم‌ها در دوره ریاست‌جمهوری روسای جمهوری از حزب دموکرات وضع شده‌است. 

 چشم‌انداز تحریم‌های دموکرات‎ها
با توجه به شکست حزب دموکرات به رهبری باراک اوباما در انتخابات سنا و کاهش محبوبیت این حزب در میان مردم آمریکا، دولت اوباما حرکتی سیاسی در جهت اهداف حزب دموکرات انجام داد تا بتواند برای دوره بعدی ریاست‌جمهوری آمریکا در داخل و خارج از این کشور بهره‌برداری سیاسی و تبلیغاتی نماید. به همین منظور با یک برنامه تبلیغاتی در 17 دسامبر 2014، در نطق رسمی خود گامی در جهت ایجاد روابط اقتصادی و سیاسی با کوبا و همچنین رفع محرومیت اتباع آمریکایی در این کشور برداشت که از این امر در آینده سیاسی حزب دموکرات بهره‌برداری خواهد شد؛ اما واقعیت این است که تحریم‌هایی که در طول 50 سال گذشته برضد دولت کوبا اتخاذ شده بود، در یکی دو سال آینده رفع نخواهد شد، بلکه رفع این تحریم‌ها سال‌ها زمان خواهد برد و آمریکایی‌ها همواره تلاش می‌کنند برای رفع این تحریم‌ها، از دولت و مردم کوبا امتیازاتی را دریافت کنند. در عین حال آمریکایی‌ها در کوتاه‌مدت از منافع سیاسی  خود در منطقه و داخل کشور آمریکا بهره‌مند خواهند بود.

 امکان تغییر سیاست واشنگتن نسبت به ایران
با توجه به اینکه قطع روابط ایران و آمریکا در دوره دموکرات‌ها صورت گرفته و یکی از مسائل مهم در روابط آمریکا با جهان مساله ایران بوده و این امر تاثیر مستقیم در مسائل سیاسی، امنیتی و اقتصادی آمریکا دارد، به همین جهت آمریکایی‌ها سعی می‌کنند با رفع برخی تحریم‌ها یا نشان‌دادن افق‌هایی در روابط دو کشور به‌ویژه در پرونده هسته‌ای ایران، برای حزب دموکرات امتیازاتی در جهت رقابت با حزب جمهوری‌خواه کسب کنند؛ اما واقعیت این است که تغییر سیاست‌های آمریکا نسبت به ایران، هدفمند، مقطعی و یک‌جانبه بوده و در درازمدت چیزی عاید مسوولان ایرانی و مردم نخواهد شد؛ زیرا تحریم‌های سیاسی و اقتصادی علیه ایران حفظ خواهد شد. 

 مشکلاتی بر سر راه تحریم‌ها
پس از سخنرانی آقای اوباما در مورد تحریم کوبا، همچنان گروه کاری دوجانبه جهت بررسی زمان و شرایط لغو تحریم‌ها در حال تشکیل است و هنوز مجوز لغو تحریم‌ها از سوی سنای آمریکا اخذ نشده است و در این خصوص منازعاتی میان سناتورها و نمایندگان آمریکا در جریان است. به همین دلیل به‌منظور اعلام نتیجه این موضع‌گیری‌ها، زمان زیادی لازم است و افق لغو تحریم‌ها و اولویت آنها نیز مشخص نشده است؛ این در شرایطی است که به‌نظر نمی‎رسد مقامات آمریکایی به این راحتی تحریم‌های کوبا را لغو کنند. باید منتظر بود تا مشخص شود که درخواست اصلی آمریکا از مردم و دولت کوبا برای لغو تحریم‌ها چیست و آیا دولت کوبا توان پرداخت آن را دارد یا نه؟ این امر در ماه‌ها و سال‌های آینده مشخص خواهد شد.

------------------------------------------------------------

تنش‌زدایی؛ پیش نیاز لغو تحریم

امیرعلی ابوالفتح
کارشناس مسائل آمریکا
در مقایسه مناسبات میان آمریکا و کوبا با مناسبات میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا باید گفت که در این رابطه هم مشابهت‎ها و هم اختلافاتی به چشم می‎خورد. اما نکته مهم این است که اصولا احساس تهدیدی که از طرف جمهوری اسلامی ایران وجود دارد نسبت به احساس تهدید از طرف کوبا متفاوت است؛ کوبا کشوری است که به شکل عینی و فوری امنیتش از جانب آمریکا تهدید نمی‏شود و نظام سیاسی کوبا نه داعیه قدرت یابی منطقه‎ای دارد و نه توان تسلیحاتی و دفاعی کوبا قابل مقایسه با جمهوری اسلامی ایران است.

درواقع کوبا یک کشور کوچک و کم حاشیه است و به جز در برخی مسائل حوزه‌های علمی، پزشکی و نگرش‌های عدالت خواهانه‌ای که بر اساس الگوی انقلابی فیدل کاسترو ارائه شد، کوبا تهدیدی فوری برای ایالات متحده نداشته است. تنها زمانی تهدید به شمار می‌رفت که سیاستش متاثر از روابط با اتحاد جماهیر شوروی بود. یعنی خود کوبا فی نفسه امنیت آمریکا را تهدید نمی‌کرد و زمانی تهدید به شمار می‌رفت که درحال تبدیل به پایگاهی برای شوروی بود. اما زمانی که شوروی متعهد شد که دیگر در کوبا پایگاه موشکی نداشته باشد این کشور از درجه اهمیت برای آمریکا خارج شد. همچنین بعد از تحولات فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، شاهد بی‌اثرتر شدن کوبا برای آمریکا بودیم اما آمریکایی‌ها به دلیل برخی ملاحظات اعتقادی، ایدئولوژیک، تاریخی و تعصبات سیاسی و نفوذ انقلابی کوبا خصومت را با  این کشور ادامه دادند. اما جمهوری اسلامی این وضعیت را ندارد یعنی از دید یک دولتمرد آمریکایی، جمهوری اسلامی ایران یک کشور به شدت خطرناک است؛ زیرا برخلاف کوبا با گذشت ۳ دهه از انقلاب، همچنان به دنبال صدور اندیشه‎های انقلابی‎اش است و داعیه رهبری منطقه‎ای دارد، در صورتی که کوبا داعیه رهبری منطقه‌ای را ندارد. 
 از دیگر سو کوبا وارد بحث فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای نشده است؛در حالیکه آمریکایی‌ها مدعی‎اند که ایران قصد دارد در لوای فناوری صلح‌آمیز هسته‏‎ای‌اش به توانمندی جنگ‌افزار هسته‎ای دست یابد؛ اما کوبا وارد این فاز نشده است. ضمن اینکه کوبا با یکی از موضوعات اصلی سیاست خارجی آمریکا یعنی رژیم اسرائیل، مشکل بنیادین ندارد اما ایران مشکل بنیادین دارد و اختلافات میان آمریکا و ایران در این خصوص تشدید می‎شود. بنابراین قابل انتظار است که نگرانی نسبت به جمهوری اسلامی ایران بیش از نگرانی‎ها نسبت به کوبا باشد. لذا این مساله می‎تواند برای کاهش بی‌اعتمادی میان طرفین یک عامل بازدارنده باشد.
اما تمام این مسائل دلیل بر این نمی‌شود که اگر پیش زمینه‌های اختلاف حل شود، آمریکا وارد تعامل با ایران نشود. دشمنی که میان ایالات متحده و کشور کمونیستی ویتنام حاکم بود به مراتب قوی‌تر، ملموس‌تر و عینی‌‌تر از دشمنی است که میان ایران و آمریکا بوده است. اگر ایالات متحده می‎تواند با حکومت کمونیستی ویتنام یا چین وارد تعامل شود با جمهوری اسلامی هم می‌تواند وارد تعامل شود اما مشروط به رفع نگرانی‌هایش و تبدیل شدن ایران از یک بازیگر ناسازگار (به ادعای آنها) به یک نظام سیاسی همراه یا یک کشوری که در مورد منافع آمریکا اگر دوستی نمی‌کند حداقل سکوت کند. این موارد در رابطه با کوبا صدق نمی‎کند به همین دلیل شاید بتوان گفت که آشتی میان آمریکا با کوبا برای آمریکا از آشتی‎شان با جمهوری اسلامی راحت‎تر است. البته این نکته را نیز باید مدنظر داشت که با وجود این نگرانی‌ها ایران برای ایالات متحده در خاورمیانه مهم‌تر از کوبا در آمریکای لاتین است. در نتیجه آمریکایی‌ها چه دوست داشته باشند، چه دوست نداشته باشند باید واقعیت ایران را بپذیرند. در مورد کوبا آنها توانستند ۵۰ سال این کشور را نادیده بگیرند؛ ولی در مورد خاورمیانه، بدون یک رابطه منطقی یا معقول با ایران دوست یا ایران دشمن، حل و فصل برخی مسائل سخت است و به همین دلیل به‌رغم تمام نگرانی‌ها یا تهدیدهایی که احساس می‌کنند پشت میز مذاکره حاضر می‌شوند و برای از سرگیری روابط یا آشتی با ایران اظهار علاقه می‌کنند. 
اما در رابطه با مشابهت‎ها باید گفت اگر قرار باشد روندی پیدا شود که مکانیزم تحریم‎ها علیه کوبا برداشته شود همان مکانیزم می‎تواند در مورد ایران نیز طی شود. بخشی از تحریم‎ها علیه کوبا توسط کنگره ایالات متحده و طی 5 دهه گذشته تصویب شده است بنابراین ابطال آن نیاز به مصوبه کنگره دارد. این موضوع در مورد ایران نیز صدق می‏کند همچنین بخشی از تحریم‎ها علیه هر دو کشور توسط قوه مجریه به اجرا گذاشته شده است و سیاست‎های احتمالی دولت آمریکا برای لغو یا تعلیق تحریم‎ها در مورد هم ایران و هم کوبا می‎تواند یکسان باشد با این تفاوت که بخشی از تحریم‌ها علیه ایران توسط شورای امنیت سازمان ملل تدوین شده است ولی تحریم‎های کوبا اصولا به این شدت نیستند و اغلب تحریم‌های یک‌جانبه‎ای هستند که توسط آمریکا وضع شده است. با این تفاسیر برای لغو تحریم‌های شورای امنیت علیه ایران به اجماع 5 عضو دائم شورای امنیت نیاز است.
در این میان اگر احساس تهدید از طرف ایران تقلیل پیدا کند و به سطح احساس تهدید از طرف کوبا برسد (البته در مورد کوبا 5 دهه زمان برده است) راه رسیدن به آشتی نیز به اندازه راه رسیدن به آشتی میان هاوانا و واشنگتن سخت خواهد بود. به هر حال باید در نظر داشت رئیس‌جمهور آمریکا گرچه مدافع سرسخت مذاکره هسته‏ای با ایران است اما گفته که الگوی کوبا فعلا در مورد ایران صدق نمی‌کند. همچنین اوباما اشاره داشته خطرهایی که از جانب ایران نسبت به آمریکا یا متحدانش در خاورمیانه وجود دارد از دید آنها خطرهای بسیار فوری است؛ در حالی که از طرف کوبا این احساس خطر وجود ندارد.
البته در مورد مساله کوبا و آمریکا یا موردهای مشابه، این نکته را باید مدنظر داشت که صرف تنش‌زدایی در دولت‎های دو کشور کافی نیست بلکه بهبود روابط نیاز به این دارد که نگاه نخبگان آمریکا، حزب جمهوری‌خواه و لابی قدرتمند کوبایی در آمریکا نسبت به نظام سیاسی کوبا تغییر کند تا امکان تنش‌زدایی به وجود بیاید. با این تفاسیر دو کشور راه دشواری را در پیش روی خود دارند و صحبت‎هایی که طی هفته‎های گذشته مقامات آمریکایی داشتند نشان می‌دهند که به این سادگی، دشمنی ۵۰ ساله میان آمریکا و کوبا پایان نخواهد یافت.
در رابطه با مخالفان عادی‌سازی روابط آمریکا و کوبا نیز باید درنظر داشت که جمهوری‌خواهان اصولا ضدیت‎هایی با دولت کوبا دارند اما این فقط در مورد جمهوری‌خواهان نیست و برخی از دموکرات‎ها نیز این ضدیت را با دولت کوبا دارند و لابی‌های ضد کوبا و ضد کاسترو در میان هر دو حزب آمریکا فعال است. اما این مسائل باعث نمی‎شود که جمهوری‌خواهان صرفا به خاطر مساله کوبا سیاست‎های متفاوتی را در پیش بگیرند، بلکه چون اکنون دولت در اختیار دموکرات‎ها است و کم‌کم نیز به موعد انتخابات ریاست‌جمهوری سال 2016 آمریکا نزدیک می‎شویم، جمهوری‌خواهان اغلب اقداماتی را که دولت باراک اوباما انجام می‌دهد، حال چه در عرصه داخلی و چه در عرصه خارجی مورد نقد قرار می‎دهند. در این میان چه بحث کوبا باشد، چه ایران، چه عراق، چه روسیه و چه مسائل دیگر داخلی و خارجی هر چه باشد مورد انتقاد قرار می‎گیرد. پس رویکرد فعلی جمهوری‌خواهان به آن معنا نیست که آنها ضرورتا منتقد آشتی با کوبا باشند بلکه شاید اگر جمهوری‌خواهان دولت را در اختیار داشتند و تصمیم می‎گرفتند که رابطه‌شان را با کوبا از سر بگیرند این انتقادها از جانب دموکرات‎ها صورت می‌گرفت. بنابراین چنین انتقادهایی در قالب مسائل حزبی قابل بررسی است و به آن مفهوم نیست که جمهوری‌خواهان اصولا مخالف آشتی با دولت کوبا هستند. 
همچنین اگر بخواهیم از بحث آشتی بین آمریکا و کوبا به بحث آشتی میان ایران و آمریکا پلی بزنیم باید در نظر بگیریم که در موضوع کوبا آیا ابتدا سیاستمداران تصمیم به تغییر گرفتند بعد تنش‌زدایی صورت گرفت یا ابتدا تنش‌زدایی صورت گرفته بود و بعد مقامات تصمیم به تغییر گرفتند. به نظر من در خصوص این دو کشور تنش‌زدایی از مدت‌ها قبل آغاز شده بود. جامعه آمریکا با کوبا بیگانه نیست و به‌رغم تمام خصومت میان دولت‌ها، رفت و آمد میان‎شان وجود داشت و دو طرف نسبت به هم آگاهی‌هایی داشتند. لابی کوبا تغییر کرده بود و نسل اول لابی کوبا یعنی ضد انقلابیونی که به فلوریدا رفته بودند، پیر شده‌ و دیگر تاثیرگذار نیستند؛ در حالی که نسل دوم و سوم کوبایی‌هایی که مهاجرت کردند دیگر به اندازه پدرانشان با نظام کوبا دشمنی ندارند. اما در رابطه با ایران هنوز این زمینه‎ها به وجود نیامده است. نباید فراموش کرد دو سال پیش بود که جایزه اسکار به یک فیلم ضدایرانی به نام آرگو تعلق گرفت. در حالی که این فیلم هیچ یک از استانداردهای فیلم برتر را ندارد. در نتیجه ذهنیت جامعه آمریکا نسبت به ایران تغییر نکرده است و هنوز ترس و بی‌اعتمادی و وحشت از ایران در آنجا حاکم است. برخلاف حادثه خلیج خوک‌ها حادثه سفارت برای آمریکایی‌ها همچنان زنده است. در ایران نیز ما هنوز آمریکایی‌ها را به‌عنوان دشمن تلقی می‎کنیم و اجازه تردد وجود ندارد. بنابراین تنش‌زدایی میان تهران و واشنگتن هنوز به وجود نیامده است و اگر دو کشور می‎خواهند به سمت عادی‌سازی روابط بروند باید زمینه‏های تنش‌زدایی را فراهم آورند. همچنان‌که در کوبا ابتدا تنش‌زدایی صورت گرفت بعد دو کشور به سمت عادی‌سازی روابط رفتند.

--------------------------------------------------------
دنیای اقتصاد

نظرات بینندگان

ارسال نظر