صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 1

نویسنده: باب فریدمن، استاد دانشگاه جان هاپکینز

جلوگیری از سرنگونی اسد دستاورد مهمی برای پوتین است

نتیجه نهایی تلاش پوتین این است که مسکو نشان داده است که از متحدش دفاع می کند؛ برخلاف ایالات متحده که به سقوط حسنی مبارک کمک کرد. روسیه توانسته خود را به قلب خاورمیانه برساند برای اینکه به همه نشان دهد که همچنان یک قدرت بزرگ جهانی است. اگر داعش پایگاه های هوایی...

کد خبر: 48812

اینطور که به نظر می رسد دولت اوباما از انگیزه روسیه برای عملیات نظامی در سوریه آگاهی لازم را ندارد. درست است که سیاست های خاورمیانه ای باراک اوباما به استثنای توافق با ایران چندان امیدوار کننده نبوده است اما عدم درک انگیزه های پوتین از جانب ایالات متحده همچنان تعجب آور است.

 

 

به عقیده من انگیزه های پوتین بسیار روشن است. اول از همه او می خواهد متحد خود بشار اسد را در قدرت نگه دارد. هنگامی که تلاش های ارتش سوریه در بهار و تابستان 2015 رو به افول گذاشت پوتین به دنبال راهی برای تقویت این متحد خود بود. او ابتدا به دنبال متقاعد کردن ایالات متحده و عربستان و گروه های اپوزیسیون غیرجهادی سوریه برای موافقت با تشکیل یک دولت انتقالی در سوریه بود که اسد نقش اصلی را در آن داشته باشد. این طرح از سوی ایالات متحده، عربستان و گروه های اپوزیسیون که خواستار برکناری اسد بودند رد شد.

 

 

دومین عامل که می تواند در صف آرایی نظامی پوتین در سوریه نقش داشته باشد توافق ترکیه با آمریکا در ماه جولای است. این توافق به آمریکا اجازه داده است که از پایگاه هوایی اینجرلیک برای حمله به داعش استفاده کند. با استفاده از این پایگاه دیگر نیازی به پروازهای بلند مدت و گذشتن از خلیج فارس و اقیانوس هند توسط هواپیماهای آمریکا برای حمله به داعش نیست. با وجود اینکه قرار است ایالات متحده تنها برای حمله به داعش از این پایگاه استفاده کند، مسکو چندان به این مسئله اطمینان ندارد. اردوغان به وضوح خواهان سرنگونی اسد است و پوتین نگران است که اردوغان به همراه دیگر مخالفان اسد بتواند اوباما را برای موضع گیری شدیدتری نسبت به اسد برانگیزاند.

 

علاوه بر این، با امضای توافق هسته ای ایران، آمریکا دیگر چندان نگران رویکرد احساسی ایران متحد اصلی بشار اسد در منطقه نخواهد بود و قاعدتا باید تمایل بیشتری برای حمله به اسد داشته باشد و در این راستا هر اقدامی که احتمال تغییر رژیم در سوریه را افزایش دهد مورد تنفر پوتین است. با وجود بی میلی اوباما به درگیری بیشتر نظامی در سوریه باز هم پوتین نمی تواند از پایداری روند این سیاست اطمینان حاصل کند.

 

 

در این شرایط طبیعی است که پوتین بعد از مستقر کردن تانک ها، نیروهای نظامی و موشک های دفاعی، هواپیماها و هلیکوپترهای نظامی روسیه را در سوریه مستقر کرده است و همچنین پایگاه هوایی جنوب لاتاکیا را گسترش داده و از هر لحاظ برای هرگونه حمله احتمالی به اسد از سوی ایالات متحده خود را آماده کرده است. سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه خواستار از سرگیری دیالوگ نظامی بین روسیه و ایالات متحده شده است (این روابط به دلیل تشنج روس ها در شبه جزیره کریمه قطع شده بود و ایالات متحده تنها برای جلوگیری از برخورد هواپیماهای روسیه و آمریکا به پیشنهاد روسیه تن داد).

 

 

نتیجه نهایی تلاش پوتین این است که مسکو نشان داده است که از متحدش دفاع می کند؛ برخلاف ایالات متحده که به سقوط حسنی مبارک کمک کرد. روسیه توانسته خود را به قلب خاورمیانه برساند برای اینکه به همه نشان دهد که همچنان یک قدرت بزرگ جهانی است. اگر داعش پایگاه های هوایی تحت کنترل روس ها را تهدید کند پوتین مجبور می شود نیروهای بیشتری برای محافظت از این پایگاه ها اعزام کند و اینگونه به نظر می رسد که پوتین این ریسک را پذیرفته است. در حالی که ممکن است ایالات متحده در مبارزه با داعش به روسیه نپیوندد اما حداقل توانسته با این کار جلوی سقوط اسد را بگیرد و با وجود حمایت های همه جانبه اش (نظامی، اقتصادی، دیپلماتیک) از سوریه، جلوگیری از سرنگونی اسد دستاورد مهمی برای پوتین است.

 

 

===============================================================

 

واشنگتن نقش مسکو را هم‌می‌پذیرد هم نمی‌پذیرد!

ایالات متحده در سوریه یک چیز را می خواهد ولی به دنبال نقیض آن می رود. ممانعتی از مشارکت روسیه در حمله به داعش در سوریه ندارد، اما می ترسد که این کار باعث تقویت نیروی بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه شود. از یک سو می خواهد روسیه تلاش هایش در رویارویی با تروریسم در چارچوب ائتلاف بین المللی مبارزه با داعش به رهبری امریکا که یک سالی است به وجود آمده، باشد. اما از سوی دیگر ائتلافی که به وجود آورده تا کنون هیچ پیشرفت قابل ملاحظه ای به دست نیاورده است غیر از این که کمی تضعیف شود تا بعدا در روز مبادا برای نابودی آن کاری کند.

جنگ هوایی علیه داعش در عراق و سوریه نه باعث آزادی موصل شده و نه هیچ نقطه ای از عراق و سوریه را از دست داعش آزاد کرده است. نتیجه این که داعش به ویژه در سوریه همچنان پیشروی می کند، و اگر چه بعضی اراضی را در عراق از دست داده که آن هم به پشتکار "نیروهای داوطلب مردمی" بوده که بسیار بیشتر از حملات هوایی تاثیرگذار بوده است، کما این که نتیجه برنامه آموزش نیروهای مخالف سوری توسط امریکا که به آنها "نیروهای معتدل" می گویند به گفته ژنرال لوید استون، فرمانده نیروهای مرکزی امریکا که روز چهارشنبه گذشته در برابر نمایندگان سنا گزارش پس می داد، فراتر از تعداد انگشت های یک دست نمی رود!

ایالات متحده نمی خواهد اعتراف کند که استراتژی اش در مبارزه با داعش شکست خورده و در عین حال نمی خواهد روسیه هم وارد جنگ جاری علیه داعش که از لحاظ جغرافیایی در مقایسه با امریکا خیلی نزدیک تر از سرزمین های آن است، شود. علاوه بر آن مجموعه های جهادی حوزه قفقاز که در حال حاضر در سوریه می جنگند ممکن است فردا روزی به روسیه باز گردند و در آن جا بجنگند. برای همین به نظر می رسد امریکا نمی خواهد درک کند، یا درک می کند خودش را به آن راه می زند که مجموعه های جهادی خطری به مراتب بیشتر برای روسیه در مقایسه با امریکا است. و شاید این دلیل اصلی روسیه از تقویت نیروهای نظامی روسیه در سوریه باشد تا این که بخواهد حمایت بیشتری از حکومت سوریه کند.

به سود روسیه است که امروزه در سرکوب و ناکام گذاشتن جهادی ها در جبهه های اصلی شان که این روزها در سوریه و عراق است، برخیزد قبل از آن که آنها در سایه استراتژی فعلی امریکا بخواهند گسترش بیشتری پیدا کنند. در عین حال بعید است که امریکا بخواهد در سیاست فعلی خود تغییر چندانی ایجاد کند یا از خواسته اصلی خود یعنی کنار رفتن اسد از قدرت علی رغم این که او را به زیر یک فصل خودساخته آورده است، پایان دهد. این فصل خودساخته در نوع خود خنده دار است، از یک سو می گوید باید اسد از قدرت کنار رود و نظام او پایان یابد از سوی دیگر می خواهد نهادهای کشور سوریه از جمله ارتش حفظ شوند.  

امریکا بر حفظ استراتژی خود در سوریه اصرار دارد با این تصور که استمرار این استراتژی می تواند تغییر سیاسی در این کشور را رقم بزند، در حالی که با ورود مستقیم روسیه به سوریه و فعالیت بیشترش در درگیری با داعش باعث تعطیلی استراتژی امریکا در سوریه می شود، برای این که دیگر اجازه نمی دهد اوضاع در سوریه از محوری به محور دیگر انتقال یابد آن هم در سایه قطب بندی بیشتر جامعه جهانی و بازگشت عریض و طویل جنگ سرد به عرصه جهانی.

 

منبع: النهار /

نظرات بینندگان

  • بیژن رضاپور

    | |

    از نظر من روسیه یک همسایه خوبی است نه برای ایران بلکه برای کل همسایگانش و دارای قدرت جهانیست و ثابت شده در نظم نظامی

ارسال نظر