صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

هاشم کرمی، کارشناس ارشد مطالعات خاورمیانه

بحران ریاست در حکومت کردستان عراق

سکوت و انفعال بارزانی در مقام ریاست حکومت کردستان در برابر بمباران‌های شدید خاک کردستان عراق به وسیله‌ ترکیه‌ که تاکنون منجر به کشته شدن چند ده شهروندش شده است را می‌توان در راستای طرح بزرگ‌تر کمک به اردوغان برای بازگشت به قدرت تفسیر کرد.

کد خبر: 46763

به نظر می رسد مقاومت حزب دموکرات به رهبری مسعود بارزانی، برای ماندگاری اش در سمت ریاست حکومت منطقه ای کردستان، علاوه بر مسئله ای بیناحزبی در کردستان عراق، جوانب دیگری نیز دارد. به طور کلی این جوانب را می توان به سه دسته عمده داخلی، منطقه ای و بین المللی تقسیم بندی کرد. از نظر داخلی نیز مشکل در دو سطح آشکار و پنهان قابل طرح است. سطح آشکار قضیه همان بحث دیرین حفظ موازنه قدرت بین احزاب اصلی کردستان عراق است. پست ریاست حکومت را حزب دموکرات در تقسیم بندی قدرت، متعلق به خود می داند و برای حفظ آن تمام تلاش خود را نیز به کار گرفته است؛ اما از طرف دیگر، می توان به سطح پنهان این قضیه در درون خود حزب دموکرات و رقابت های درون حزبی دقت کرد.

 

 

 

برای روشن شدن این وجه پنهان، باید ساختار حزب دموکرات کردستان را مورد بررسی قرار داد. این حزب به رهبری مسعود بارزانی، حزبی با خاستگاه عشیره ای و محافظه کار است. تقریباً همه اعضای بلندپایه حزب دموکرات کردستان از عشیره بارزانی بوده و دایره اصلی رهبری را نیز فرزندان و نوادگان مرحوم ملا مصطفی بارزانی تشکیل می دهند و همین خود دلیل موثقی بر خاستگاه عشیره ای حزب مزبور است. در میان دایره اصلی رهبران نیز سه چهره به چشم می خورد: مسعود بارزانی رئیس حکومت، فرزند وی مسرور بارزانی که پست ریاست نیروهای امنیتی- اطلاعاتی حکومت را در اختیار دارد، و نیچیروان بارزانی، برادرزاده مسعود و نخست وزیر کنونی اقلیم کردستان عراق. در این بین به نظر می رسد رقابت قدرت بین خود بارزانی ها در قضیه ریاست حکومت منطقه ای کردستان نیز بی تاثیر نیست. عشیره بارزانی را می توان به دو جناح سنتی و مدرن دسته بندی کرد. نیروهای سنتی به رهبری مسعود بارزانی و نیروهای مدرن گرا حامی نیچیروان بارزانی هستند. جناح سنتی از هراس به حاشیه رفتن توسط نیروهای مدرن گرا، با تمام قوا خواستار ابقا در پست ریاست حکومت است و این قضیه که گویا از نظرها پنهان مانده، می تواند به عنوان یکی از عوامل پیچیده شدن مساله ریاست حکومت منطقه ای کردستان تلقی شود.

بعد منطقه ای این مسأله به وجود اتحاد میان بارزانی- اردوغان یا به عبارت دیگر محور دموکرات کردستان-عدالت و توسعه ترکیه بر می گردد. این محور و اتحاد که محصول یک دهه اخیر بوده، هم اکنون با مشکلاتی مواجه شده است. طرف ترکیه ای محور مزبور، یعنی حزب عدالت و توسعه، دیگر بسان گذشته حزب بی رقیب و یکه تاز نیست و در انتخابات اخیر نتوانسته به کرسی های لازم برای اجرای طرح هایش دست یابد. طرف کردستانی یا همان حزب دموکرات کردستان نیز با مشکل اتمام دوره قانونی دو ساله اضافی ریاست مسعود بارزانی بر حکومت منطقه ای کردستان مواجه شده است. به نظر می رسد حزب دموکرات کردستان و به خصوص شاخه سنتی آن سعی دارد با خرید وقت بیشتر، مساله ریاست حکومت را تا روشن شدن نتایج انتخابات ترکیه مبهم نگه دارد. با تثبیت مجدد قدرت عدالت و توسعه در ترکیه بخشی از محور اتحاد ترمیم خواهد شد و حزب دموکرات کردستان و به خصوص شخص مسعود بارزانی، امیدوارند از کمک های اردوغان برای فروش بیشتر نفت در راستای تخفیف بحران مالی کنونی استفاده کنند و بدین ترتیب توان چانه زنی خود را برای ابقای وی در پست ریاست حکومت بیشتر کنند. سکوت و انفعال بارزانی در مقام ریاست حکومت کردستان در برابر بمباران های شدید خاک کردستان عراق به وسیله ترکیه که تاکنون منجر به کشته شدن چند ده شهروندش شده است را می توان در راستای طرح بزرگتر کمک به اردوغان برای بازگشت به قدرت تفسیر کرد. به نظر می رسد وابستگی حزب دموکرات کردستان و به خصوص مسعود بارزانی از نظر سیاست خارجی به ترکیه، وی را به این نتیجه رسانده است که با سقوط اردوغان و حزب اش، اهرم فشار وی نیز برای ابقا در پست ریاست حکومت ضعیف و پازل عوامل داخلی و خارجی برای برکناری وی نیز به مرور تکمیل می شود.

جنبه بین المللی این موضوع شاید از این ها نیز پیچیده تر و پنهان تر باشد. تثبیت نسبی کانتون های سه گانه کردی در سوریه، قدرت یابی روزافزون نیروهای چپ کردی در ترکیه هم از نظر نظامی و هم از نظر سیاسی و همچنین پیشروی نیروهای عراقی شیعه و کرد همسو یا متحد ایران از یک طرف باعث تقویت جناحی شده است که به طور کلی یا منافع ایران را در سوریه و عراق تامین می کند، یا از طرفی دیگر دشمنان ایران را در منطقه تضعیف می کند. در نتیجه، در برخی مناطق نفوذ نیروهای طرفدار ایران رو به فزونی است و در برخی دیگر از مناطق مانند کانتون های سه گانه که همسو یا متحد ایران نیستند، مشکلاتی ایجاد شده که دشمنان یا رقبای منطقه ای ایران (مانند داعش و ترکیه) را به خود مشغول و از نیروی آنها برای مقابله با ایران و نیروهای طرفدارش کاسته است.

در این معادله پیچیده، حزب دموکرات کردستان را می توان حزبی خارج از دایره همسویی و اتحاد با ایران دانست که به دلایل ژئوپولتیکی خود را متحد اجباری ترکیه تلقی می کند و سیاست خارجی همسویی را با این کشور پی می گیرد. هر گونه تغییر در سیاست خارجی ترکیه در نتیجه سقوط اردوغان و حزبش، لاجرم به محاصره سیاسی حزب دموکرات کردستان توسط نیروهای چپ یا همسوی ایران می انجامد و این مسئله نیز به نوبه خود ایالات متحده و کشورهای اروپایی را برای اجرای نقشه های احتمالی آتی، با مشکل جدیدی مواجه خواهد کرد. بنابراین ادعای برخی شخصیت های سیاسی یا رسانه های حزب دموکرات مبنی بر اینکه ایالات متحده خواستار ابقای مسعود بارزانی تا زمان برگزاری انتخابات بعدی است، به دور از واقعیت نیست. اما آنچه که ابقای وی در این پست را با مشکل اساسی مواجه کرده که باید چاره ای برای آن بیاندیشند، خلاء قانونی برای این مورد خاص و همچنین مخالفت شدید احزاب رقیب است. حال باید دید کدام دسته از عوامل فوق به مرور زمان تقویت شده و موجبات حل مساله ریاست حکومت منطقه ای اقلیم کردستان عراق را فراهم می آورند. اگر موضوع ریاست حکومت منطقه ای کردستان تا زمان انتخابات ترکیه به طول بیانجامد، نتیجه انتخابات در ترکیه و شکست یا پیروزی اردوغان اثرات خود را بر قضیه (مساله) ریاست حکومت کردستان عراق نشان خواهد داد.

دیپلماسی ایرانی

نظرات بینندگان

ارسال نظر