صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

محمدعلی سبحانی، سفیر سابق ایران در لبنان

قطر به دنبال گفت‌وگوی امنیتی با ایران

پیچی که در یک سوی آن پیشران‌های آزادی‌خواهی قرار دارند و در سوی مقابل آن کسانی هستند که خواستار حفظ وضعیت موجودند. در این میان ایران دموکراتیک به واسطه تعامل با جامعه جهانی سعی دارد در منطقه حرف اول را بزند و از آزادی‌خواهان حمایت‌های معنوی کند اما عربستان خواهان این تغییر نیست و در پی حفظ وضعیت موجود است. این مسائل موجب شده است که در چند سال گذشته روابط ایران و عربستان در وضعیت مطلوبی قرار نگیرد.

کد خبر: 46584

آرمان- احسان اسقایی: پهن‌دشت خاورمیانه در پنج سال پیش تا به امروز دچار تغییرات وسیعی شده است؛ بهارهای عربی و انقلاب‌های مردمی در این منطقه به انحراف‌ کشیده شده است و انقلاب‌هایی که می‌رفت دموکراسی و آزادی را در این منطقه نهادینه کند امروز به بحران ترور و جنگ‌های داخلی تبدیل شده است. بی‌شک امروز منطقه در یک پیچ تاریخی قرار دارد. پیچی که در یک سوی آن پیشران‌های آزادی‌خواهی قرار دارند و در سوی مقابل آن کسانی هستند که خواستار حفظ وضعیت موجودند. در این میان ایران دموکراتیک به واسطه تعامل با جامعه جهانی سعی دارد در منطقه حرف اول را بزند و از آزادی‌خواهان حمایت‌های معنوی کند اما عربستان خواهان این تغییر نیست و در پی حفظ وضعیت موجود است. این مسائل موجب شده است که در چند سال گذشته روابط ایران و عربستان در وضعیت مطلوبی قرار نگیرد. به بهانه تحولات منطقه خاورمیانه با محمدعلی سبحانی، سفیر سابق ایران در لبنان با «آرمان» به گفت‌وگو پرداخته است که در ادامه می‌خوانید:
 

 

 روابط ایران و عربستان در پرتو حل‌وفصل پرونده هسته‌ای را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
 من نسبت به حل‌وفصل مسائل میان ایران و عربستان بدبین نیستم. البته حل مسائل بین ایران و عربستان مشکل است ولی راه‌هایی وجود دارد که چشم‌انداز مثبتی را در آینده روابط دو کشور نشان می‌دهد، از جمله این راه‌ها دیپلماسی و استفاده از مسیر گفت‌وگو و جلوگیری از تشنج تا حد امکان است. اگر دو طرف به سمت واقع‌بینی نسبت به یکدیگر گام بردارند بسیاری از مسائل قابل حل‌وفصل است. همچنین با رشد افراطی‌گری و تروریسم که دامن برخی کشورهای منطقه را گرفته است، عربستان نیز باید به سمت مبارزه با تروریسم حرکت کند. در عربستان بنیان‌های فکر ترور در لایه‌هایی از جامعه این کشور نفوذ دارد و خودنمایی می‌کند. لذا به توجه به رشد روزافزون افراطی‌گری عربستان در آینده به شکل جدی‌تری با این پدیده مواجه خواهد شد. از طرفی در سطح منطقه نیز ترور و آشوب‌های داخلی و جنایت، دیگر برای کشورهای منطقه قابل تحمل نیست. بنابراین در میان کشورهای منطقه محوری برای مبارزه با تروریسم هویدا خواهد شد و این رویکرد موجب می‌شود چشم‌انداز مثبتی میان روابط ایران با منطقه را شاهد باشیم. از طرف دیگر ایران در پرتو توافق هسته‌ای جایگاه بهتری را در منطقه پیدا کرده و فرصت‌های خوبی را به دست آورده است. فرصت‌هایی که رابطه ایران را با جهان به‌ویژه دولت‌های اروپایی و منطقه بهبود خواهد بخشید، شرایط جدید ایران به منطقه تحمیل خواهد شد و ما در آینده و حتی از روز توافق به بعد با یک ایران متفاوت از گذشته خصوصا در روابط خارجی مواجه خواهیم بود. این وضعیت بر دیدگاه کشورهای منطقه نسبت به ایران تاثیر می‌گذارد. این تاثیر‌گذاری بر عربستان بیش از گذشته قابل مشاهده خواهد بود. 
 سفر پادشاه عربستان به ایالات متحده چه دستاورد‌هایی داشته است و این سفر تا چه اندازه می‌تواند بر روابط تهران- ریاض تاثیرگذار باشد؟
 تحلیل‌های متعدد و گونا گونی درباره این سفر با دید‌های کارشناسی مختلف منتشر شده است، از جمله اینکه ممکن است آمریکا امتیازاتی را به عربستان داده باشد و در عوض عربستان از بن‌بستی که در روابط خود با ایران به وجود آورده بیرون بیاید و ممکن است آمریکایی‌ها عربستان را به سمتی ببرند که باعث شود تا حدودی شرایط گذشته روابط میان ایران و عربستان تغییرکند. البته نظریه دیگری نیز وجود دارد که عربستان سعودی با آمریکا مشکل‌های متعددی پیدا کرده است و این مشکل کماکان ادامه دارد و عربستان با آمریکا پیرامون موضوع ایران همراهی نمی‌کند. البته این تحلیل از نظر من قابل درک نیست که عربستان بخواهد به عنوان متحد آمریکا به خاطر موضع ایران در مقابل آمریکایی‌ها ایستادگی کند و احیانا بخواهد با روس‌ها متحد شود. البته این امکان وجود دارد که عربستان در برقراری روابط با روس‌ها پیام‌هایی را برای آمریکایی‌ها داشته باشد، اما در نهایت این‌گونه نخواهد بود که با روسیه در برابر آمریکا متحد شود. لذا در آینده با بهتر شدن روابط ایران و عربستان به سمت یک شرایط متعادل در منطقه پیش خواهیم رفت و این به نفع بهبود چشم‌انداز ایران و عربستان خواهد بود. 
 کشورهای منطقه با تغییر استراتژی ایران در سیاست خارجه و ورود ایران به جامعه جهانی همچنان از سیاست‌های خصمانه عربستان در مقابل ایران حمایت خواهند کرد؟
خیر، این‌گونه نیست که کشورهای منطقه کاملا در روابط خود با ایران مطیع مطلق عربستان باشند و سیاست عربستان را دنبال کنند. در قضیه یمن کشورهای منطقه نشان دادند که نهایتا همراهی‌های محدودی را با عربستان دارند و حاضر نیستند مطلقا از عربستان حمایت و اطاعت کنند. این کشورها در منطقه نیز سیاست‌های مستقل خود را دارند ولی ممکن است اشتراکاتی با عربستان داشته باشند. اما همین تفاوت‌ها باعث خواهد شد که کشورهای منطقه در برخی مواقع مخالف عربستان حرکت کنند، مانند دیدگاه قطر که به فکر ایجاد گفت‌وگوی امنیتی میان ایران و منطقه است و آن را مطرح کرده است. البته نباید توقع داشت دیدگاه قطر به سرعت نتیجه بدهد و همین موضوع نشان می‌دهد که فضا برای تغییر روابط منطقه با ایران بسته نیست. البته زمانی که آثارتوافق ایران با 1+5 نمایان شود با وضعیت بهتری مواجه خواهیم شد؛ یعنی طرف‌های مختلف نیز تحت تاثیر شورای امنیت، سازمان ملل، آمریکا و اروپا قرار خواهند گرفت و ایران‌هراسی‌ای که در کشورهای خلیج فارس با حمایت و تبلیغات عربستان به وجود آمده به‌یقین رفته‌رفته در آینده کمرنگ خواهد شد و به مرور جای خود را به سمت یک سیاست تنش‌زا  و تعامل و گفت‌وگو در دیپلماسی منطقه‌ای خواهد داد. 
 عربستان خود تامین‌کننده ایدئولوژی و منابع مالی گروه‌های تروریستی در منطقه است، حال چگونه ممکن است روزی در مقابل افراطی‌گری در منطقه بایستد؟
بخشی از عربستان تحت‌تاثیر وهابیت و سلفی‌گیری هستند و آنها ممکن است چنین اقداماتی را انجام دهند. می‌توان پذیرفت که چنین چیزی ممکن است از سمت این گروه‌ها به وجود ‌آید. دولت عربستان محافظه‌کار است و اتفاقات تروریستی در دولت‌های محافظه‌کار خیلی زود اثر می‌گذارد و پایگاه محافظه‌کاری خاندان سعود را تضعیف می‌کند. در عربستان دو پایگاه قدرت وجود دارد؛ السعود و الشیخ و گروه سلفی نیز حتی در این کشور در قدرت حضور دارند اما ملک عبد‌ا... تلاش کرد که این گروه را تضعیف کند و با لباس محافظه‌کاری به صحنه آمد و سعی کرد خطرات سلفی‌ها را خنثی کند ولی اینکه آیا سلمان یا ملک عبد‌ا... افراطی‌گری را تقویت می‌کنند یا نه، باید گفت نیاز به بررسی دقیق‌تر و جامع‌تری است. شیوخی در قدرت عربستان نفوذ دارند و از اندیشه خود نیز کوتاه نمی‌آیند و مقاومت می‌کنند. در مجموع باید گفت برای تحلیل و واکاوی دقیق یک مسأله و رسیدن به نتیجه مطلوب باید تمام جوانب آن رصد و بررسی شود.
 اگر دولت عربستان محافظه‌کار است، چرا وارد جنگ با حوثی‌ها شده است؟
 عربستان یمن را حیاط خلوت خود می‌داند و هرگونه نفوذ غیر را در یمن برنمی‌تابد و اگر اتفاقی در حاکمیت در یمن بیفتد تصور می‌کند که امنیت عربستان به خطر افتاده است. البته خطاهای عربستان قابل‌گذشت نیست اما باید توجه کرد عربستان یمنی را می‌خواهد که هیچ نقطه از آن علیه عربستان نباشد چرا که هر نقطه‌ای از یمن به لحاظ جغرافیایی و همچنین نیروی کار یمنی در عربستان تاثیر می‌گذارد لذا تصور عربستان این است که اگر نفوذی در یمن به وجود بیاید آن نقطه تبدیل به نقطه ضعف عربستان خواهد شد. پس به هر قیمتی پای این موضوع ایستاده است تا شرایط به گونه‌ای که برای این کشور بهتر است رقم بخورد، زیرا در یمن هزینه زیادی کرده است. یقینا یکی از موضوعاتی که در آمریکا بین اوباما و سلمان بحث شده است همین موضوع یمن است. بالاخره آنها توقع دارند که آمریکایی‌ها به عربستان کمک کنند که مساله یمن به گونه‌ای که عربستان بخواهد پایان یابد. لذا باید توجه داشت همان‌طور که عربستان از آمریکا خواسته‌هایی دارد آمریکا نیز از عربستان خواسته‌هایی دارد. بنابراین باید منتظر اتفاقات و تحولاتی بود. البته همه کشورها به دنبال این موضوع هستند که منافع خود را در این تحولات حفظ کنند و ایران هم باید بکوشد با اتخاذ دیپلماسی گفت‌وگو نقش فعالی در منطقه ایفا کند، موضوعی که ایران همیشه به خوبی آن را انجام داده است. به همین دلیل است که من اعتقاد دارم در حال حاضر دیپلماسی باید میدان‌دار شود و باید فعلا اجازه داد دیپلماسی و دیپلمات‌ها کار خود را انجام دهند و مانند کاری که در مساله هسته‌ای شد باید این فرصت را به دیپلماسی داد و اختیارات وزارت خارجه را در این مورد افزایش داد. اگر می‌خواهیم در منطقه موفق باشیم باید وزارت خارجه نقش بیشتری در منطقه داشته باشد. 
 سیاست‌های منطقه‌ای ما باید چگونه تغییر   کند؟
 واقعیت این است که اگر ایران در بخش مذاکره با 1+5 با یک دستور کار کاملا دیپلماتیک و مبتنی بر اندیشه تعامل و گفت‌وگوی سازنده وارد صحنه شد و نتیجه گرفت، درمنطقه نیز می‌تواند با استمرار و تداوم این رویه و سیاست به نتیجه مطلوب دست یابد. قطعا ذهنیت ایران در منطقه باید پویا‌تر از گذشته شود و همواره باید این نکته مهم را به یاد داشت که راهکار بحران منطقه، گفت‌وگو است.
  آیا این تغییر در گفتمان تنها باید از طرف ایران اعمال شود و کشور‌های منطقه نباید تغییری در ادبیات خود ایجاد کنند؟
 درست است ما قرار نیست از منافع خود در منطقه کوتاه بیاییم. هرآنچه از امکانات و ارتباطات ما در سطوح و بخش‌های مختلف وجود دارد باید حفظ و تقویت شود اما گفت‌وگو و دیپلماسی باید با یک وجهه، چهره و اختیارات جدید در اختیار وزارت خارجه باشد. متاسفانه در دوران آقای احمدی‌نژاد رویکردهای دیپلماتیک در عرصه منطقه و بین‌الملل چندان که باید به کار گرفته نشد. با نگاه سیاسی است که می‌توان از فرصت‌ها استفاده کرد و رویکردهای دیپلماتیک مجال دستیابی به اهداف را در سپهر سیاسی مهیا می‌کند. در هر نقطه‌ای در منطقه که هزینه کردیم به موازات آن هزینه‌ها باید کار سیاسی و دیپلماتیک را دنبال کرد و برای تقویت آن کوشید. این کار یعنی رفتار دیپلماتیک و رویه‌ای که جایگاه ما را در منطقه تعریف و ثابت می‌کند. رفتار دیپلماتیک به قصد و نیت ما درمنطقه سرعت می‌بخشد. آقای ظریف در مجلس اعلام کردند که ما باید سیاست خارجی واحد داشته باشیم لذا باید هماهنگی بیشتری در منطقه صورت بگیرد. رفتار دیپلماتیک به معنی توقف سیاست‌های منطقه‌ای نیست. آقای روحانی تلاش‌های خوبی را در این زمینه شروع کردند.
 آینده بحران سوریه را چگونه ارزیابی می‌کنید و در پرتو طرح‌های مختلف آیا امکان حل و فصل بحران سوریه وجود دارد؟
 بحران سوریه حتی پیچیده‌تر از مسائل عراق است. در عراق و سوریه زمانی که به روند‌های تاریخی نگاه می‌کنیم درمی‌یابیم که دولت‌های این دو کشور با نگاه ویژه‌ای به مسائل داخلی خود می‌نگریستند، لذا این نگاه باعث شده که نوعی چند دستگی در جامعه سوریه به وجود ‌آید و گروهی دست به تخریب در مقابل دولت بزنند. از طرفی زمانی که یک دیدگاه خاص وجود داشته باشد، طبیعی است که یک دیدگاه خاص‌تری برای آزادی‌خواهی به وجود می‌آید اما به دلایل مختلف از جمله مسائل قومی روند حرکت یک ملت به سمت آزادی‌خواهی در جا‌هایی با مشکلاتی روبه‌رو می‌شود. برای مثال جایگاه حزب بحث در سوریه کجاست؟ هیچ کس نمی‌پرسد این حزب که ده‌ها سال در سوریه و عراق حکومت می‌کردند الان در کجا هستند. احتمال زیادی وجود دارد که حزب بعث در این دو کشور در سایه داعش فعالیت کند. اخبار و اطلاعاتی در این زمینه وجود دارد و در نهایت این گروه‌ها به دنبال این هستند که ثابت کنند در سوریه و عراق امکان به وجود آمدن دموکراسی وجود ندارد. متاسفانه احزابی که در این کشورها هستند احزاب ملی نبودند. اگر کشوری مانند عراق و سوریه بخواهند یکپارچگی خود را حفظ کنند باید یک عنصر ملی داشته باشند. در کشورهایی مثل عراق و سوریه ارتشی به نام ارتش ملی وجود ندارد و حزب ملی نیز در این کشورها وجود ندارد. حزبی که بتواند تمامی احزاب و اقوام را زیر چتر خود قرار دهد و در میان این اقوام چهره‌های قدرتمند و مردمی را جذب کند تا کشور را اداره کند و آزادی را در قالب دو یا چند حزب ادامه دهد. آزادی و دموکراسی هدف انقلاب‌های منطقه بود ولی عملا این امکان دراین دو کشور وجود ندارد. تنها جایی که این موضوع محقق شد تونس بود، آن هم با درایت آقای راشد القنوشی این امکان به وجود آمد. وی جریان انقلابی اخوان را انعطاف‌پذیر کرد و تصمیمات جریان حاکمیت را دموکراتیک ساخت. حتی درجاهایی انعطاف نشان می‌دهد تا مخالفان را حساس نکند و گروه‌های دیگر را علیه خود نشوراند کما اینکه در مصر همه‌چیز از روال عادی خارج شد و به بحران انجامید. البته در مصر یک ارتش نسبتا ملی وجود دارد که موجب حفظ یکپارچگی ملی مصر شد. در سوریه ارتش چندپاره شد. از روزی که آقای اسد درگیری با مخالفان را شروع کرد سنی‌ها و اخوانی‌ها سعی کردند که ارتش آزاد به وجود آورند و بخشی از ارتش از اسد جدا شد و به دنبال آن گروه‌های تروریستی وارد صحنه شدند، همه‌چیز تبدیل به درگیری طایفه‌ای شد و لذا تهیه هرگونه طرح برای سوریه را با مشکل روبه‌رو کرده است. 
  طرح‌های مختلفی درباره بحران سوریه وجود دارد؛ آیا این طرح‌ها می‌تواند آغازی بر پایان بحران سوریه باشد؟
 طرح‌های مختلفی از جمله طرح آقای دمسترو وجود دارد اما در حال حاضر نمی‌توان گفت که این طرح می‌تواند در بحران سوریه نقش‌آفرین باشد و اگر چنین طرحی هم موفق باشد به نظر می‌رسد سوریه بالکانیزه خواهد شد. در میان طرح‌های موجود برای بحران سوریه طرح ایران با گذشته تا حدودی تفاوت دارد. ایران می‌تواند با جامعه جهانی درباره بحران سوریه وارد مذاکره شود و اگر اجلاسی درباره سوریه تشکیل شود قطعا ایران نیز در آن طرح حضورخواهد داشت. طرح ایران یک نگرش و نگاه است که درست است زیرا ارتش و حاکمان فعلی بخشی از جامعه سوریه هستند. در طرح نماینده سازمان ملل در سوریه چنین آمده که شرایطی به وجود‌ آید که نظام فعلی ولو بدون اسد حفظ شود. نظامی‌ها و سیاسی‌ها کمیته‌هایی را تشکیل دهند که کار بسیار دشواری است و باید کار جدی در این زمینه صورت بگیرد و نیازبه زمان هست تا به یک انتخابات قابل قبول که همه گروه‌ها در حضور داشته باشند برسند. بر اساس این طرح دیگر نمی‌توان یک جمهوری با قدرت نظامی به وجود آورد. همه در منطقه باید در مقابل داعش بایستند و حتی خاندان اسد هم می‌توانند براساس این طرح در بخشی از قدرت حضور داشته باشند. طرح سازمان ملل به دنبال این است که نهاد‌ها بمانند و انتخابات برگزارشود. در حال حاضر نصف جمعیت سوریه آواره‌اند و گروه‌های مختلفی در سوریه وجود دارند و سوریه یک پرونده مهم بین‌المللی در آینده خواهد بود.

نظرات بینندگان

ارسال نظر