صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

مروری بر روزنامه های امروز دوازدهم مرداد

شهادت برخی نمایندگان علیه زاکانی/ درست گویی در برابر درشت گویی/ روایت شریعتمداری از آن سوی توافق وین/ زیباکلام به دنبال ناطق به جای عارف!

کد خبر: 39129

سخنان رئیس جمهور در تلویزیون پیرامون مسائل هسته ای و اقتصادی در کانون توجه روزنامه های امروز بوده است. از سوی دیگر، پخش صحبت های محرمانه عراقچی در خبرگزاری صدا و سیما، واکنش طیف های مختلف روزنامه ها را به دنبال داشته است.

در ادامه می‌توانید از مهم‌ترین مطالب روزنامه‌های دوشنبه دوازدهم مرداد ماه را مرور کنید.

 

«روزنامه اعتماد» در گزارش یک خود به موضوع سخنان دیروز آقای روحانی در تلویزیون پرداخت و در گزارشی با عنوان«درست گویی در برابر درشت گویی» می نویسد:« ٧٧٧ روز بعد از یکی از معروف‌ترین گفت‌وگوهای تلویزیونی حسن روحانی، او دوباره از طریق رسانه ملی با مردم سخن گفت. بار اول در مقام یک نامزد انتخاباتی بود و این‌بار در مقام رییس‌جمهوری با دو سال سابقه کار. بار اول از افقی روشن برای باز شدن گره پرونده هسته‌ای سخن می‌گفت، این‌بار از تجربه‌های باز شدن این گره و آینده روشن‌تر پیش رو. تنها شباهت گفت‌وگوی دیشب با مصاحبه آن روزها مجری صدا و سیما بود؛ مجری‌ای که نهیب ٧٧٧ روز پیش روحانی به او در آن گفت‌وگوی زنده به یکی از صحنه‌های به یاد ماندنی انتخابات ٢٤ خرداد تبدیل شد؛ نهیبی بر سر همین پرونده هسته‌ای. حرف‌های دیشب روحانی بر همان محور و مداری بود که بارها اصرارش را بر آن نشان داده است. حرف‌هایی در پاسخ به سوالاتی اقتصادی و دیپلماتیک. این محور همیشگی اما دیشب شاخ و برگ‌های جدید هم پیدا کرد؛ روایت‌هایی ناگفته که تازه از زبان روحانی بیرون می‌آمد. از جمله جزییاتی هر چند کوتاه، اما مهم از گفت‌وگوی تلفی او با اوباما. جایی که روحانی گفت: «این تحریم ظالمانه و ضد حقوق بشر بود و من این را به سران کشورهای اروپایی البته آن پنج تایی و به آن یکی که تلفنی صحبت کردیم گفتم که شما جدی هستید یا خیر، گفت جدی هستیم.» این شاید مهم‌ترین جمله‌ای بود که در گفت‌وگوی روحانی با رییس‌جمهوری امریکا، یک ماه بعد از تشکیل دولت یازدهم رد و بدل شده بود؛ گفت‌وگویی که شالوده مذاکرات هسته‌ای را در مسیر جدید بنا کرد، چرا که خود او هم در ابتدای سخنان دیشب تاکید کرد در جریان آن سفر به نیویورک مذاکرات چند جانبه و دیدار وزیر خارجه با وزرای ١+٥ «کلیدی بود که برای حرکت پرشتاب در زمینه مذاکره زده شد.» روحانی اما مثل همیشه تاکید دارد که دولتش برای بهبود وضعیت کشور تنها متکی به مذاکرات هسته‌ای نبوده است. او برای اثبات سخنانش شواهدی از وضعیت اقتصادی کشور در دو سال گذشته و موفقیت‌های او زیر سایه تحریم می‌آورد؛ از کاهش تورم تا رشد اقتصادی. اما موضوع تازه‌تر چیز دیگری است. روایت روحانی از تقویت بنیه نظامی کشور در همین دو سال؛ «کاری که دولت در این دو سال انجام داده به اندازه ٨٠ درصد ١٠ سال قبل است. یعنی آنچه در ١٠ سال قبل انجام گرفته، این دولت ظرف دو سال ٨٠ درصد آن ١٠ سال سلاح لازم را آماده کرده، تجهیزات لازم را آماده کرده، انبار کرده است.» او امیدوار است تا با این دست توضیحات اول از همه حس آرامش را به جامعه منتقل کند و بعد از آن بتواند قدری پاسخ منتقدانش را بدهد. منتقدینی که او از آنها تشکر می‌کند، اما مثل همیشه نمی‌تواند از «تخریب و تهمت» علیه دولتش چشم بپوشد و می‌گوید: «شاید اقلیت کمی در این مسیر باشند که خداوند هدایت‌شان کند.» او اما در مقابل، تعریفی روشن‌تر از مخالفان خارجی توافق هسته‌ای ارایه می‌دهد: «یک عده جنگ‌طلب، یک عده صهیونیستی که غاصب و اشغالگرند؛ جز این دو گروه یکی را پیدا کنید که ناراحت است.» در حوزه اقتصادی هم رییس‌جمهوری نمی‌تواند بدون گریز به سال‌های ٨٤ تا ٩٢ افق پیش روی کشور را ترسیم کند. سال‌هایی که او قول داده دیگر بر نخواهند گشت. روحانی حاصل ٧٠٠ میلیارد دلار هزینه‌های نفتی در داخل کشور را اینگونه شرح می‌دهد: «در داخل کشور ما دو هزار بنگاه اقتصادی در اوج درآمد دلاری ما تعطیل شد. ٥٠٠ هزار نفر در کشور ما در اوج درآمد دلاری بیکار شدند. کالا را وارد کردیم اشتغال برای دیگران درست کردیم.» او تکرار این تجربه را در شرایطی که درهای اقتصادی کشور به روی دنیا باز می‌شوند یک «مصیبت» عنوان می‌کند. رییس‌جمهوری برای اینکه نشان دهد چقدر بر این گفته خود معتقد و مصر است نیز به مذاکرات هفته پیش با وزیر خارجه فرانسه گریزی می‌زند؛ جایی که او به فابیوس گفته ایران از این پس تنها حاضر است در قبال انتقال تکنولوژی سرمایه‌گذاری کند، نه واردات کالا. موضوعی که به گفته حسن روحانی گویا خود وزیر خارجه فرانسه هم نگفته آن را می‌دانسته؛ «فابیوس هم گفت که من در پاریس اتفاقا به شرکت‌ها و کمپانی‌های فرانسوی گفتم که آن دوره تمام شد و اگر می‌خواهید کالا ببرید به ایران این دولت قبول نمی‌کند، شما باید سرمایه و تکنولوژی ببرید.»

 

این روزنامه در گزارشی دیگر به موضوع دیروز سخنان آقای زاکانی و جمله وی پیرامون اینکه صالحی از نمایندگان خواسته است که دعا کنند که مذاکرات به نتیجه نرسد پرداخته است و در گزراشی با عنوان«روایت زاکانی علیه شهادت صالحی» به واکنش سایر نمایندگان می پردازد و می نویسد:« دلواپسان برای دلواپسی‌های‌شان دنبال سند هستند. تا اینجا سندشان بیشتر حرف‌های طرف امریکایی بود. حالا اما برگ جدیدی رو کرده‌اند؛ دلواپسی‌های تیم مذاکره‌کننده ایرانی. مشکل فقط راست و دروغش است؛ راست و دروغ نقل قولی از رییس سازمان انرژی اتمی. حالا علیرضا زاکانی مدعی شده کسی که در صحن شهادت داده بود «مسوولیت شرعی، وجدانی، عرفی و عقلانی آنچه که در بُعد فنی به دست آوردیم، می‌پذیرم» را در زمان و مکانی که مختصاتش معلوم نیست و در میان جمعی از نمایندگان که معلوم نیست چه کسانی بوده‌اند، گفته است: «دعا کنید توافق به هم بخورد چون واقعا خطرناک است». این یعنی علی‌اکبر صالحی علیه علی‌اکبر صالحی. ماجرا آنقدر متناقض است که فقط می‌شود یک طرف موضوع را در این موضع‌گیری‌ها قبول کرد؛ یا شهادت صالحی در صحن علنی که همه با گوش‌های خود آن را شنیدند، یا روایت علیرضا زاکانی که جز او تا اینجا به گوش کس دیگری نرسیده است. حداقل ١٠ نماینده مجلس در گفت‌وگو با «اعتماد»، از طیف‌های منتقد و حامی مذاکرات این سخنان دیروز زاکانی را در مرکز نوآوری پژوهشگاه شاخص‌پژوه تایید نکردند که گفته بود: «آقای صالحی در مجلس به ما می‌گفت بروید دعا کنید توافق به هم بخورد چون واقعا خطرناک است، برای فروش لوازم و تکنولوژی گلوگاهی درست کرده‌اند که کسی جرات نکند به ما High Tec بفروشد. اسماعیل کوثری، محمدحسن آصفری و ابراهیم کارخانه‌ای به «اعتماد» گفتند که نمی‌خواهند درباره این نقل قول موضع‌گیری داشته باشند؛ نقل قولی که تکذیب آن برای‌شان ضربه به جریان خودی محسوب می‌شود و تاییدش شاید هزینه‌ساز باشد. یک نفر از آنها اما حرف‌هایی برای گفتن دارد؛ احمد بخشایش اردستانی. نماینده‌ای که به واسطه نوع سوالات و انتقاداتش از تیم مذاکره‌کننده و پخش آنها از تلویزیون قدری هم مشهور شده است. حرف او اما این است: «بعید است آقای صالحی چنین حرفی زده باشد. او از همان اول طرفدار پر و پا قرص مذاکرات بود و در جلسات محرمانه و غیرعلنی و خصوصا جلسه بعد از تفاهم لوزان نقش اصلی را در توجیه نمایندگان منتقد برای همراهی با مذاکرات داشت.» این سخن کسی است که در جلسات اخیر کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در مقام یک منتقد فنی و سیاسی توافق وین ظاهر شده بود. در طرف مقابل از طیف‌های همسوتر با دولت و معتدلین مجلس در کمیسیون امنیت ملی هم هیچ کس گفته‌های علیرضا زاکانی را تایید نمی‌کند. سید باقر حسینی، جواد جهانگیرزاده و منصور حقیقت‌پور می‌گویند تا حالا به هیچ عنوان چنین سخن یا موضع‌گیری نزدیک به این از زبان علی اکبر صالحی نشنیده‌اند. هادی شوشتری اما توضیح بیشتری دارد و تاکید می‌کند: «آقای صالحی تا حالا سه بار برای بحث مذاکرات به مجلس آمده و من در جلسات ایشان بوده‌ام. چه در جلسات و جمع‌های خصوصی و چه رسمی اما غیرعلنی، به هیچ عنوان چنین چیزی از ایشان نشنیده‌ام.»

 

در این میان اما صفر نعیمی‌رز که همزمان با عضویت در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، سخنگوی فراکسیون رهروان نیز هست در گفت‌وگو با «اعتماد» موضعی جدی‌تر گرفته و می‌گوید: «این سخن و نقل قول دروغ و کذب محض و اتهامی نابخشودنی به آقای صالحی است. موضع آقای صالحی از همان ابتدا حمایت تمام‌قد از مذاکرات و نتیجه آن بود و چنین نقل قول‌هایی پشت پا زدنی ناجوانمردانه به تیم هسته‌ای است که با تحمل بیشترین فشارها از منافع ملی ما دفاع کرده‌اند.» در همین حال احمد شوهانی هم تاکید می‌کند که «محال است آقای صالحی چنین موضعی را در جایی گرفته باشند و قطعا آقای زاکانی باید درباره این نقل قول سند ارایه کند»؛ سندی که به نظر می‌رسد تا اینجا فقط گوش‌های خود زاکانی باشد که مدعی است این سخنان را شنیده است. چیزی که سخنگوی سازمان انرژی اتمی هم در یک جوابیه به آن اشاره دارد؛ جوابیه‌ای که بهروز کمالوندی طی آن سخنان زاکانی را «بی‌اساس» خوانده و از او پرسیده: «می‌خواهم به آن نماینده محترم که از او در یکی از خبرگزاری‌ها نقل شده است که: «آقای صالحی در مجلس به ما گفتند بروید دعا کنید توافق به هم بخورد، چون واقعا خطرناک است»، سوال کنم چرا به نجواهایی که معلوم نیست منشا آن چیست گوش فرا دادید اما صدای رسا و قاطع ایشان در جلسه علنی مجلس مقابل نمایندگان ملت را که با صراحت و قاطعیت هر چه تمام‌تر اعلام کرد: بنده اینجا آمده‌ام که شهادت بدهم مسوولیت شرعی، وجدانی، عرفی و عقلانی آنچه را که در بعد فنی به دست آورده‌ایم، می‌پذیریم را نشنیدید؟»

 

 

«روزنامه کیهان» در ستون یادداشت روز خود به مثابه رویه های قبلی در مطلبی با عنوان«آن سوی توافق وین !» به قلم حسین شریعتمداری به انتقاد از توافق هسته ای پرداخته است. شریعتمداری در بخشی از این یادداشت می نویسد:« ضمن قدردانی از تلاش بی‌وقفه تیم هسته‌ای کشورمان که به قول حضرت آقا نتیجه هرچه باشد، پاداش الهی آنان محفوظ خواهد بود، باید گفت مروری بر متن و محتوای سند وین و قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان‌ملل حاکی از آن است که «توافق وین» نه فقط آنگونه که ادعا می‌شود نقطه پایانی بر چالش هسته‌ای 12 ساله نیست، بلکه می‌تواند نقش آتش تهیه‌ای را داشته باشد که حریف با هدف تضعیف پایه‌های قدرت جمهوری اسلامی ایران و زمینه‌سازی برای یک اقدام براندازانه آسان و کم هزینه در آینده‌ای هر چند دور تدارک دیده و به صحنه آورده است. اکنون وقت قضاوت است و پاسخ به این پرسش که آیا در صورت پذیرش توافق وین و اجرای مفاد این توافق و قطعنامه 2231 که تضمین آن است، جمهوری اسلامی ایران اصلی‌ترین پایه‌های اقتدار خود را از دست نمی‌دهد؟! آیا این روند- در صورت عملیاتی شدن - دلسردی مردم پاکباخته و فداکار این مرز و بوم را که همه روزهای حادثه در میدان حاضر بوده‌اند به‌دنبال نخواهد داشت؟! آیا، پرچمداری ایران اسلامی به عنوان یک قطب قدرت منطقه‌ای و جهانی را با آسیب روبرو نمی‌کند؟! آیا خط سرنوشت‌ساز مقاومت و جریان پرقدرت و پرشتاب بیداری اسلامی را که عقبه استراتژیک کشورمان است، تضعیف، ناامید و بی‌الگو نخواهد کرد؟! و توان نظامی جمهوری اسلامی ایران را که امروزه زبانزد همه مراکز استراتژیک جهان است، تحلیل نمی‌برد و به سمت صفر میل نمی‌دهد؟! و... دهها پرسش دیگر از این دست که در صورت پذیرش توافق وین، تحقق آن غیرقابل تردید خواهد بود.

حالا نوبت پرسش پایانی این وجیزه است و آن، این که؛ با وجود تلاش پی‌گیر آمریکا و متحدانش برای براندازی جمهوری اسلامی ایران که طی سی‌وچند سال گذشته از سوی حریف به عنوان یک هدف استراتژیک دنبال شده و می‌شود، آیا در صورت پذیرش توافق وین و در حالی که ایران اسلامی به یک کشور ضعیف و ناتوان تبدیل شده است، آمریکا در عملیاتی کردن آرزوی بر زمین مانده خود کمترین تردیدی خواهد کرد؟! پاسخ این پرسش خالی از ابهام است و در آن حالت- که انشاءالله هرگز پدید نخواهد آمد- آمریکا احتمالا برای تحقق اهداف براندازانه خود نیازی به حمله نظامی مستقیم ندارد بلکه راه‌اندازی یک جنگ نیابتی -PROXY WAR - نظیر آنچه این روزها علیه سوریه، عراق و اخیرا یمن در جریان است هم می‌تواند برای حریف کارساز باشد!

و بالاخره، با جرأت می‌توان گفت که با حضور رهبری حکیم، انقلابی و هوشمند، این آرزوی دشمن نیز مانند همیشه بر زمین خواهد ماند و در این‌باره اشاره به بیانات حکیمانه و مقتدرانه رهبر معظم انقلاب در خطبه‌های نمازعید فطر امسال را می‌توان و باید «نقشه راه» دانست که به آن خواهیم پرداخت.»

 

 

«روزنامه شرق» در گزارشی با عنوان«فشار بر تیم تفحص ادامه یابد، افشاگری می‌کنم» به موضوع تحقیق و تفحص از بنیاد شهید می پردازد و می نویسد:« فشار از همان روزهای نخست چاشنی کار بود. ابتدا پیامک‌های تهدیدآمیز و گاهی اصرار برای دیدار با نمایندگان. حالا که گزارش تحقیق‌وتفحص از بنیاد شهید، پیچ‌های آخر را پشت‌سر گذاشته و قرار است به همین زودی‌ها در صحن قرائت شود، فشارها بیشتر شده است. امیر خجسته در همین زمینه به «شرق» می‌گوید: «فشارهایی از هر طرف آورده می‌شود، که رها کنیم، یا به روش‌های مختلف تهدید می‌کنند و تخریب و تطمیع. البته هیچ‌کدام از این روش‌ها در این کمیته اثر نگذاشت». او البته از برخی سازمان‌ها و نهادها گله دارد: «افرادی باید بیایند و با مفاسد اقتصادی مبارزه کنند اما جور دیگری برخورد می‌کنند. گزارش کمیته تفحص اثر ماندگاری است که نتایج آن برای تاریخ مبارزه با فساد ایران باقی خواهد ماند. این تفحص نه صوری بود و نه نمایشی و هیچ‌کس نتوانست روی این تفحص اثرگذار باشد».«مهناز بهمنی»، نماینده سراب، از جمله نخستین نمایندگانی بود که یکی، دو هفته پس از آغاز به کار کمیته تفحص از بنیاد، پیامک‌های تهدیدآمیز روی گوشی موبایلش دریافت کرد. این تهدیدها علاوه بر این نمایندگان، به شکل پیامکی، تماس رابطان و برخی پیام‌های مستقیم و غیرمستقیم به نمایندگان ادامه داشت و گویا همچنان چوب تهدید بالای سر اعضای کمیته تفحص است.

هفته گذشته دو جلسه با موضوع بنیاد شهید در مجلس برگزار شد، هیأت‌رئیسه به ماجرای پرونده تفحص از بنیاد شهید ورود کرده و برخی نمایندگان نیز نگران فشارها از جوانب مختلف برای تغییر و تلطیف گزارش‌اند. پیگیری‌های «شرق» نیز نشان از آن دارد که گزارش ١٤ صفحه‌ای نهایی در موضوع بانک، صرافی و بیمه دی مختصر شده و کمتر از یک صفحه گزارش را به خود اختصاص داده است. درعین‌حال ١٠ صفحه از گزارش ١٤ صفحه‌ای به تخلف‌های بنیاد کوثر مربوط است و دو، سه صفحه دیگر به مابقی موارد. فشارها بر سر این بوده تا همین گزارش تلخیص‌شده و فشرده‌شده نیز در صحن علنی مجلس قرائت نشود؛ فشارهایی که خجسته، می‌گوید در صورت تداوم، آن را افشا خواهد کرد. رئیس کمیته تفحص در پاسخ به اینکه این فشارها چه بوده و آیا هنوز نیز ادامه دارد، به «شرق» گفته: «ما بر اساس منویات مقام معظم رهبری عمل می‌کنیم و آنچه مهم است سر این بحث ایستاده‌ایم، اگر فشار بیاورند ناچار می‌شوم مسائلی را درباره همین تهدیدها بازگو کنم که شاید خوشایند برخی نباشد». 

 

 

«روزنامه آرمان » امروز در ستون یادداشت خود در مطلبی به قلم صادق زیباکلام با عنوان«ناطق و عارف در انتخابات» می نویسد:« انتخابات مجلس آینده به‌دلایل مختلف برای طیف اصلاح‌طلب و اعتدالیون اهمیت فراوانی دارد. اصلاح‌طلبان و اعتدالیون افراد مختلفی را برای سرلیستی درانتخابات آینده معرفی می‌کنند. اصلاح‌طلبان تمایل دارند دکترعارف به کرسی ریاست قوه قانونگذاری برسد و اعتدالیون تمایل به آقای ناطق‌نوری دارند. به نظر می‌رسد سرلیستی ناطق‌نوری در شرایط حاضر از سرلیستی دکتر عارف در انتخابات مجلس آینده محتمل‌تر است به این دلیل که اصلاح‌طلبان در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم، آقای روحانی را ترجیح داده و از آقای عارف درخواست کردند که به نفع روحانی کنار برود. البته ایده‌آل‌ها و آرمان‌ها می‌گوید که آقای عارف به‌مراتب اصلاح‌طلب‌تر از آقای روحانی و آقای ناطق‌نوری است. اما تجربه دوسال گذشته نشان داده که دولت آقای روحانی توانسته خوب عمل کند و اگر آقای عارف رئیس‌جمهور شده بودند توافق، به شکل امروز به‌رغم مخالفت‌های جدی برخی اصولگرایان وجود نداشت چه بسا مشکلات بسیاری در سایر زمینه‌ها با تندروها پیدا می‌کردند. در اینجا لازم است در ذهن و به صورت فرضی تصور کنیم که الان تیر95 است و مجلس دهم آغاز به کارکرده و ترکیب آن ترکیبی شبیه مجلس نهم است. حال سوال این است که اگر ناطق‌نوری در راس این مجلس باشد این مجلس می‌تواند اهداف و خواسته‌های میانه‌روها و اصلاح‌طلبان را برآورده کند یا آقای عارف بر این کرسی تکیه زند. هیچ تردیدی وجود ندارد که اگر در راس مجلس دهم آقای ناطق‌نوری باشد خط اعتدال و میانه‌روی در مقابل خط تندروی تقویت خواهد شد در حالی که اگر آقای عارف راس مجلس دهم باشند و با در نظرگرفتن بالابودن تعداد نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس دهم وضعیتی مانند مجلس ششم به‌وجود خواهد آمد. دیدیم که مجلس ششم نتوانست کاری را جلو ببرد و مجلس دهم نیز اینگونه خواهد شد. لذا اتفاقاً برای پیشرفت اصلاحات و آرامش فضا و ادامه خط اعتدال ترجیح بر این است که آقای ناطق‌نوری در راس مجلس دهم قرار گیرند تا آقای عارف. عالم سیاست عالم ایده‌آل‌ها نیست. عالم سیاست عالم واقع‌بینی و پراگماتیسم است. شخصا دوست دارم افرادی با طرز فکر گاندی و ماندلا در لیست و راس مجلس دهم قرار گیرند و روند دموکراسی تقویت شود ولی باید در نظر گرفت مجبوریم با توجه به واقعیت‌های جامعه و موقعیت و شرایط امروز رفتار کنیم و موقعیت و واقعیت فعلی می‌طلبد از بزرگانی مانند آقای ناطق‌نوری در مجلس آینده استفاده شود.»

 

 

در پایان «روزنامه آفتاب یزد» در گزارشی با عنوان«رفتار ضد اخلاقی صداو سیما با عراقچی» می نویسد:« هردم از این باغ (صداوسیما)بری می‌رسد! ظاهرا حاشیه‌ها و شیرین کاری‌های گاه‌و‌بیگاه صدا و سیما در ارتباط با تحت پوشش قراردادن آنچه که مربوط به مباحث توافق هسته‌ای است پایانی ندارد! عمدی یا سهوی، زمانی که از سوی این رسانه این اقدامات صورت می‌گیرد این سوال مطرح می‌شود

که چرا باید صداوسیما که هر بار داعیه شفاف‌سازی و اطلاع‌رسانی بی‌طرفانه را دارد اینگونه در دام دیدگاه‌های جناحی و سیاسی گرفتار باشد و علی رغم نام رسانه ملی بخواهد تا برخلاف امواج عقاید مردمی، موج‌سواری پروپاگاندایی خود را تحمیل کند؟!

در حالیکه این رسانه برای جلب نظر بیشتر مردم به خود و رقابت با ماهواره‌ها بیش از هر چیز نیاز دارد تا پایه‌های خود را بر اعتمادسازی استوار کند اما متاسفانه گاهی رفتارهای ضد و نقیض این نهاد نشان می‌دهد که گویی اعتماد مردم برایش محلی از اعراب ندارد و خط و خطوط بازی‌های سیاسی در اولویت تلاش‌های صدا و سیماست!

یک مرور

البته رفتار صداو سیما پیش از آخرین مذاکرات وین، رفتاری به مراتب تندتر بود. چند هفته پیش از آغاز مذاکرات وین، ساخت و پخش برنامه‌های مستند متفاوتی که در تلاش بود تا بر ضد مذاکرات هسته‌ای سخن بگوید در دستور کار این نهاد قرار داشت، برنامه‌هایی که سعی در القای این مطلب می‌کرد که چنانچه توافقی در آینده صورت بگیرد نتیجه‌اش شکست ایران است. حتی اخبار این رسانه درآن برهه زمانی به پخش تصاویرتجمعات غیرقانونی دلواپسان هسته‌ای اختصاص داشت.

بی شک ساخت این برنامه‌ها و مستندها را درآن زمان باید اقدام سیاسی تلقی کنیم که هدفی به جز پیشبرد خواسته‌ها ومطالبات اصولگرایان تندرو نداشت. البته اقدامات سیاسی این سازمان بعدها با نزدیکی به مذاکرات وین درتیرماه تعدیل شد تا جایی که دیگر شاهد نمایش برنامه‌ای که بخواهد مستقیم علیه توافق باشد نبودیم. هرچند سیاست تعدیل شده صداوسیما در زمان مذاکرات هسته‌ای هم بسیار حساب شده و درراستای همان منافع جناح تندرو شکل می‌گرفت البته با طعم و بویی ملایمتر.

تا جایی که در زمان جشن هسته‌ای مردم، صداوسیما با آوردن کارشناسان مختلف سعی به القای غیرمستقیم ایجاد شک و شبهاتی در توافق صورت گرفته داشت. بعد از تصویب قطعنامه 2231 در شورای امنیت سازمان ملل هم، صداوسیما دست بردار نبود و می‌خواست تا به گونه‌ای به مردم بقبولاند که همه چیز به آن خوبی نیست که مقامات دولتی و مذاکره‌کنندگان می‌گویند و به همین دلیل پای کارشناسان مخالف توافق بیش از قبل به صداوسیما باز شد !

البته در این بین مجریان صداو سیمایی که سعی می‌کردند تا حامی منافع این رسانه باشند راهم نباید ازیادبرد مجریان سیما هم مامورانی بودند که باید جهت گفتگوها را به سمتی هدایت کنند تا دل سازمان صداوسیما شاد شود! این جهتگیری‌های رسانه ملی زمانی علنی شد که داد علی اکبر ولایتی را هم درآورد! تا آنجایی که او در یکی از همین برنامه‌های تلویزیونی خطاب به مجری سیما می‌گوید: "اینکه در مورد توافق هر چه بگوییم، شما قانع نشوید، به خودتان مربوط است؛ قصد مجادله ندارم."»/تابناک

نظرات بینندگان

ارسال نظر