صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

حمید رضا جلایی‌پور

پس از توافق هسته ای طناب ‌دار باز شد

پیش از هر تحلیلی درباره مذاکرات هسته‌ای، نتایج، دستاوردها و اثرات آن لازم است دو نکته و تذکر را جدی گرفت؛ نکته نخست اینکه اقتصاد ایران موانع ساختاری دارد که تنها یکی از موانعش تحریم‌ها بوده است. با تعقیب تحلیل اقتصاددانان ایران مشاهده می‌شود که آنها معتقدند ٥ تا ٢٠ درصد سهم مشکلات اقتصادی به تحریم‌ها بازمی‌گردد

کد خبر: 35951

اعتماد/ پیش از هر تحلیلی درباره مذاکرات هسته‌ای، نتایج، دستاوردها و اثرات آن لازم است دو نکته و تذکر را جدی گرفت؛ نکته نخست اینکه اقتصاد ایران موانع ساختاری دارد که تنها یکی از موانعش تحریم‌ها بوده است. با تعقیب تحلیل اقتصاددانان ایران مشاهده می‌شود که آنها معتقدند ٥ تا ٢٠ درصد سهم مشکلات اقتصادی به تحریم‌ها بازمی‌گردد. بسیاری از مردم احساس می‌کنند وضعیت فعلی کشور فقط به خاطر وجود تحریم‌هاست در حالی که این‌گونه نیست و مسائل ساختاری زیادی وجود دارد که باید بسیار جدی مورد مطالعه قرار گیرد. نکته دوم این است که مهم‌ترین و موثرترین کاری که دولت روحانی در دوسال گذشته کرده، تمرکزی بوده که روی مذاکرات هسته‌ای و رفع تحریم‌ها انجام داده است. اما یادمان باشد با وجود اعلام توافق این مهم را باید در نظر گرفت که این آشی که در شش -هفت سال گذشته پخته شد و در آن گفتند تحریم کاغذپاره است صحبت از قطعنامه‌دان‌تان کردند رفع شبح این تحریم‌ها که از دیگ همان‌ آش بیرون آمد همچنان کار دارد. دیپلماسی ما برای خطای فاحشی که در گذشته رخ داده گیر است. شبح این تحریم‌ها هم باید رفع شود. اما فرآیند اجرای رفع تحریم‌ها هنوز نفسگیر است.

 

 

اما مایلم وضعیت فعلی را در دو سطح سلبی و ایجابی مورد بررسی قرار دهم. در سطح سلبی مذاکرات و نتیجه‌اش کاملا قابل دفاع است چرا که این تحریم‌ها نه از لحاظ اقتصادی بلکه از سایر شوون برای رونق اقتصادی ایران مانند طناب‌دار بود. این طناب‌دار باید برداشته می‌شد. این بر می‌گردد به اینکه شما چه ارزیابی‌ای از وضعیت معیشتی ایران دارید؟ ما بیکاری مزمن در کشور داریم. بیکاری به شکلی داریم که خانواده در طبقه سوم فرزند را بیرون می‌کند و می‌گوید در برابر مخارجت کم آورده‌ام. در طبقه متوسط این بیکاری موجب درگیری‌های خانوادگی می‌شود. فرزندی که با هزینه سنگین تحصیلات دانشگاهی داشته حالا بیکار است و در بسیاری از خانواده‌ها تحمل نمی‌شود. این فقط یک نمونه کوچک‌ است که نشان می‌دهد مساله تحریم صرفا اقتصادی نیست. زندگی روزانه مردم را در طبقات مختلف آزار می‌دهد. اینها بر می‌گردد به اینکه باید برویم به رشد مستمر اقتصادی برسیم. اگر اشتغال ایجاد نشود و واحدهای خدماتی و تولیدی به راه نیفتند مشکل حل نمی‌شود. در دنیای فعلی رشد اقتصادی به این نحو برای کشوری با درهای بسته اتفاق نمی‌افتد. کدام کشور توانسته مسائل بیکاری و آسیب‌های اجتماعی را بدون تبادل اقتصادی با جهان حل کند؟ لذا از این نظر کار دولت خیلی قابل دفاع است. دولت تلاش می‌کند این طناب را از دور گردن رشد اقتصادی بر‌دارد و این به معنای تامین منافع ملی ایران است. البته می‌دانید که نباید راه را گم کنیم. این اتفاق می‌توانست اصلا رخ ندهد. سال ٨٤ ما با دنیا مشغول تعامل بودیم اما با سیاست‌های غلط و ارزیابی‌های غلط تحریم‌ها وضع شد و این موضوع کشور ما و معیشت مردم ما را متاثر کرد. از این جهت دفاع ما از دولت معقول است. اما در سطح ایجابی و افق آینده هم می‌خواهیم بررسی کنیم. با توجه به پیچیدگی‌هایی که جامعه ما دارد من دو چشم‌انداز می‌بینم؛ یک چشم‌انداز مثبت و یک چشم‌انداز منفی و البته فکر می‌کنم در عمل چیزی بین این دو اتفاق می‌افتد هر چند ما امیدواریم همان چشم‌انداز مثبت اتفاق بیفتد. در چشم‌انداز مثبت این‌گونه می‌بینیم که به نظر می‌رسد بعد از توافق یکی دو سال زمان لازم داریم تا از رکود تورمی خارج شویم اما شرطی دارد و آن بسیج امکانات نه فقط دولت بلکه کل حکومت، جامعه مدنی و مردم برای حرکت به طرف توسعه همه‌جانبه است. می‌توان تصور کرد کل کشور در اختیار یک حرکت جمعی به سمت توسعه پایدار برود. امام خمینی با قبول قطعنامه کار بزرگی کرد و کشور را نجات داد. این توافق هم کار دولت به تنهایی نیست این حرف مقام رهبری درباره نرمش قهرمانانه سیاست نجات‌دهنده بود و باعث شد تمام ارکان حکومت به طرف حل مساله بروند. پس چشم‌انداز خوشبینانه این است که بعد از توافق هم تمام حکومت با همان قدرت و شتاب و البته جامعه مدنی و مردم به طرف توسعه همه‌جانبه برویم. جامعه را ببینید. کاملا می‌توانید متوجه حس مردم نسبت به توافق شوید. در این چشم‌انداز چیزی که بسیار مهم است تندروها هستند. حامیان حرکت ضد توسعه در دوران احمدی‌نژاد باید این شکست را بپذیرند و زیر پوشش اصولگراهای میانه رو بروند. این شرط تحقق آن چشم‌انداز مثبت است. آن وقت می‌بینید که با رفع شبح تحریم و ناامنی اقتصادی چگونه می‌توانیم به سمت توسعه حرکت کنیم. در این چشم‌انداز مثبت شرط توسعه همه‌جانبه این است که جلوی کمین‌کنندگان رانت جو گرفته شود. رانت‌جویی در ایران ساختارمند شده و پشت آن نیروی سیاسی وجود دارد. اگر همکاری همه ارکان حکومت (نه فقط دولت)، جامعه مدنی و مردم وجود داشته باشد می‌توانیم جلوی آنها را هم بگیریم. اگر نه همان‌هایی که ٨٠٠ میلیارد دلار درآمد ارزی را معلوم نیست چگونه هزینه کردند می‌توانند درآمدهای بعد از رفع تحریم را همانجا بفرستند. در ایران سرمایه‌داری کارآفرین به لحاظ تاریخی ضعیف بوده است. ما «عالی‌نسب»‌های کمی داشته‌ایم. بورژوازی ملی شرط توسعه همه‌جانبه است. اما این بورژوازی به‌شدت ضعیف شده است و در کنارش بورژوازی مالی، مستغلاتی، نظامی، دلالی نوکسیه بی‌اخلاق هم درست شده است. اگر آن همکاری سه‌جانبه نباشد کسی حریف اینها نمی‌شود. اینجا حکومت باید یاری کند. دولت روحانی در اقتصاد دوست دارد به سمت توسعه حرکت کند و دربرابر آن بورژوازی مفت خور بایستد. در دوره سازندگی نهایتا موافقت اصولی را با رانت می‌گرفتند اما بالاخره یک کارخانه‌ای می‌ساختند. صحبت‌های آقای نیلی را بخوانید. ایشان مبتنی بر اطلاعاتی که دارد می‌گوید سال ٩١، ٩٥ میلیارد دلار ارز از کشور خارج شده است. این رقم وحشتناک است. باید بورژوازی ملی را در برابر بورژوازی مفت‌خور ایجاد کنیم. اما چشم‌انداز منفی به نظر من این است تا ما با یک اقتصادی طرف شویم که مردم در آن احساس کنند وضع معیشت‌شان تغییر کرده دو سال وقت لازم داریم. اگر دولت بخواهد کشور را به مدار رشد واقعی ببرد حداقل دو سال زمان می‌خواهیم تا این شرایط غیرعادی پدید آمده را طی کنیم. نکته دوم این است که فرض کنیم تندروها شکست را قبول نکنند و کانال‌های رسمی تبلیغاتی هم با آنها همراهی کند. مثل کاری که آقای ضرغامی در دولت نهم و دهم انجام داد. او می‌گفت تحریم کاغذپاره است و صدا و سیما نیز ٦٠ بار پخش می‌کرد. آن وقت در وضعیتی قرار می‌گیریم که مردم همچنان مشکل دارند، امید بسته‌اند و عملا عده‌ای هم که تریبون دارند و قدرت، چوب لای چرخ دولت بگذارند. ما در جامعه‌شناسی به این وضعیت انفجار انتظارات می‌گوییم. نتیجه آن بی‌ثباتی سیاسی است و این بی‌ثباتی عاملی می‌شود که دوباره جامعه با کندی حرکت مواجه می‌شود و چالش‌های سیاسی متعددی به ضرر نیروهای معتدل اتفاق می‌افتد. آرزوی شخصی من این است که به طرف چشم‌انداز ثبت برویم و تندروها قبول کنند به طرف میانه‌روهای‌شان حرکت کنند.

نظرات بینندگان

ارسال نظر