صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

دکتر رضا سراج

رمزگشایی از جعبه سیاه «هر توافقی به هر صورت به هر قیمت ممکن»

گزینه «هر توافق به هر قیمت» که ترجمانی از همان «توافق بد» است، ناشی از انتخاب راهبرد، گفتمان و مبنای محاسباتی در یک جریان خاص است که ترجیحات حزبی خود را بر منافع ملی ترجیح می‌دهد.

کد خبر: 28316

 

بخش سوم و پایانی/

 مقدمه

در بخش اول یادداشت با عنوان «تهدید، تحریم و تحمیل؛ پازل آمریکا برای تحقیر ایران» ، به چگونگی نبرد محاسبات در مذاکرات هسته‌ای اشاره شد. در بخش دوم یادداشت نیز سناریوهای آمریکا برای «تحقیر ملی و تخریب ملی» در توافق احتمالی هسته‌ای مورد بازخوانی قرار گرفت.

اکنون در بخش سوم و پایانی سعی بر آن است که از جعبه سیاه هر توافقی به هر صورت و قیمت ممکن رمزگشایی شود. در این یادداشت به چرایی بازی تعامل‌گرایان و کدخداپذیران در پازل شیطان اشاره خواهد شد.

همچنین در بخش انتهایی یادداشت، بایسته‌های مواجهه با وضعیت پیش روی ارائه می‌گردد.

سؤالاتی که نیازمند به پاسخ هستند:

- با گذشت چندین دور از مذاکرات هسته‌ای و بررسی آخرین جمع‌بندی از توافق طرفین در لوزان، این سؤال مطرح است که آیا توافق در چنین شرایطی در راستای منافع ملی و امنیت ملی است؟
- با مشخص شدن برنامه‌ریزی استراتژیک آمریکا برای پیروزی در نبرد محاسبات در برابر ایران، آیا رسیدن به هر توافقی به هر صورت و قیمت ممکن جایز است؟
- درحالی‌که توافق در چارچوب قطعنامه شورای امنیت و در ذیل فصل هفتم منشور ملل، عملاً ایران در برابر وضعیت بد (تحمیل اراده غربی‌ها) با وضعیت بدتر (لبه پرتگاه جنگ) مجبور به پذیرش تحمیل اراده غربی‌ها می‌کند. چرا باید همچنان بر هر توافقی به هر صورت و قیمت ممکن اصرار داشت؟
- با مشخص شدن این موضوع که توافق در چارچوب تعیین‌شده از سوی طرف‌های آمریکایی-اروپایی، نه‌تنها تحریم‌ها را به‌یک‌باره لغو نمی‌کند، بلکه آن‌ها را دائمی می‌سازد. چرا باید معتقدان به تعامل‌گرایی و کدخداپذیری همچنان به دنبال هر توافقی به هر صورت و قیمت ممکن باشد؟
- بررسی مطالبات طرف‌های غربی برای توافق، نشان می‌دهد تحقیق و توسعه برنامه هسته‌ای ایران برای مدت بسیار طولانی فریز شده و عملاً به یک برنامه نمادین تبدیل می‌شود. با این تفاسیر چرا تعامل‌گرایان باید در پی هر توافقی به هر صورت و قیمت ممکن باشند؟

پاسخ به سؤالات مذکور علاوه بر رمزگشایی از جعبه سیاه هر توافقی به هر صورت و قیمت ممکن، موجب آگاهی بخشی و روشنگری شده و قضاوت را برای افکار عمومی پیرامون چگونگی مواجهه با منافع ملی، امنیت ملی و اهداف ملی آسان‌تر می‌سازد.

در این رابطه برای پاسخ به سؤالات مذکور و همچنین رمزگشایی هر توافق به هر صورت و قیمت ممکن می‌بایست محورهای زیر را موردبررسی قرار داد.

1- بررسی راهبرد توسعه‌گرایی
2- واکاوی اجمالی شبه‌گفتمان اعتدال
3- بررسی نبرد محاسبات
4- نقش ترجیحات حزبی برای حفظ و توسعه قدرت
5- تأثیر عوامل نفوذی
6- بررسی حمیت ها و تعصبات نابجا

راهبرد توسعه‌گرایی و جعبه سیاه هر توافقی به هر صورت و قیمت ممکن:

توسعه وابسته یا برون‌زا وضعیتی است که در آن اقتصاد و توسعه‌یافتگی برخی از کشورها تابعی از بسط و توسعه اقتصادی کشورهای مرکز می‌گردد. توسعه برون‌زا برگرفته از الگوی توسعه وابسته «کاردوزو» است. در این الگو کانون‌های ثروت و قدرت جهانی در قالب شرکت‌های چندملیتی، سرمایه و فنّاوری خود را از مرکز به کشورهای پیرامون منتقل ساخته و در مقابل از وضعیت‌های سرمایه‌گذاری و بازار مصرف کشورهای پیرامون نهایت استفاده را می‌برد. در این مدل شبحی از توسعه به‌صورت کاملاً وابسته در کشور پیرامون شکل می‌گیرد.

این وابستگی ابتدا در محدوده تعاملات بین‌الملل و سپس در ساختاربندی و شکل درونی کشورهای وابسته تأثیر خود را بر جای می‌گذارد. به‌عبارت‌دیگر در این مدل از توسعه، ترجیحات کشور یا کشورهای مرکز قالب توسعه ساخت‌های فرهنگی و سیاسی کشور وابسته را درمی‌نوردد.

راهبرد موردنظر جریان تعامل‌گرا، توسعه وابسته است. ازاین‌رو و بر اساس این الگو، می‌بایست تعامل با کانون‌های ثروت و قدرت جهانی در مسیر اعتمادسازی قرارگرفته و جمهوری اسلامی از تقابل با این کانون‌ها به سمت مشارکت و همکاری تغییر مسیر دهد. از منظر تعامل‌گرایان این اقدام موجب به چرخش درآمدن چرخ‌های توسعه می‌گردد.

بنابراین هر توافق به هر صورت و قیمت ممکن بخشی از پروژه اعتمادسازی تلقی می‌شود. توافق با این کیفیت ازنظر تعامل‌گرایان، تصویر ایران را غیرامنیتی ساخته و زمینه سرمایه‌گذاری کانون‌های ثروت و قدرت جهانی را فراهم می‌سازد.

بدیهی است در مسیر پیاده‌سازی راهبرد توسعه، موضوع استقلال، خودکفایی، امنیت ملی، اهداف ملی و از همه مهم‌تر هویت ملی می‌بایست در مفهوم توسعه وابسته و برون‌زا مستحیل گردند.

شبه‌گفتمان اعتدال و نسبت آن با هر توافقی به هر صورت و قیمت ممکن:

عملیاتی شدن راهبرد توسعه و وابسته با کیفیتی که ذکرشده، مستلزم تغییر در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، تغییر در محیط فرهنگ و اجتماعی و تغییر در صورت‌بندی و آرایش فضای سیاسی کشور است. بدیهی است این حجم از تغییرات، هویت حقیقی جمهوری اسلامی را با خطر استحاله مواجه می‌سازد. به‌عبارت‌دیگر تغییرات مورد اشاره، هویت و ساختن حقیقی جمهوری اسلامی را به‌پای توسعه‌گرایی ذبح می‌نمایند.

ازاین‌رو توسعه‌گرایی با این آثار و تبعات به‌طور حتم با چالش و مقاومت آحاد مردم مواجه می‌شود.

به نظر می‌رسد معتقدان به تعامل‌گرایی با پیش‌بینی چالش‌ها و مقاومت‌ها در مسیر حرکت توسعه وابسته، از قبل سعی نموده‌اند با تولید، تسری و ترویج گفتمان موردنظر از یکسو چالش‌ها و مقاومت‌ها در برابر راهبرد توسعه وابسته را تقلیل داده و از سوی دیگر با غیریت‌سازی و برچسب زدن، هزینه‌های عملیاتی ساختن توسعه‌گرایی را برای خود کاهش دهند.

در این راستا مهندسی و تولید شبه‌گفتمان اعتدال، دگرسازی با مخالفان توسعه‌گرایی وابسته است. ابتناء این شبه‌گفتمان به اعتدال و توسعه به‌عنوان دال مرکزی، ناظر به غیریت افراط در مخالفت با مفهوم توسعه وابسته است.

به‌عبارت‌دیگر شبه‌گفتمان اعتدال درصدد القاء این مهم است که برای رسیدن به توسعه وابسته می‌بایست از افراط‌گرایی اجتناب نمود.

بر این اساس شبه‌گفتمان اعتدال به دنبال تئوریزه نمودن لزوم تغییر در سیاست خارجی، محیط فرهنگی، اجتماعی و سیاسی برای توسعه‌گرایی وابسته است.

شبه‌گفتمان اعتدال تقابل و ستیز جمهوری اسلامی ایران با سلطه گران را به‌مثابه افراط قلمداد نموده و مشارکت و همکاری با کانون‌های ثروت و قدرت جهانی را اعتدال و تعامل سازنده معنا بخشی می‌کند.

شبه‌گفتمان اعتدال که پیش‌ازاین در کتابی با عنوان «الزامات سیاست خارجی توسعه‌گرا» تئوریزه شده است هزینه‌کرد سیاست خارجی برای اقتصاد را دنبال می‌کند. در حقیقت این شبه‌گفتمان حل مسائل اقتصادی و معیشتی را به تغییر در سیاست خارجی پیوند می‌زند.

بخشی از مؤلفه‌های این شبه‌گفتمان عبارت است از:

1- آرمان زدایی و ارزش زدایی از سیاست خارجی برای هموار نمودن مسیر توسعه وابسته
2- لزوم اجتناب و پرهیز از ورود در مناقشات و بحران‌ها در سیاست خارجی تا مانعی بر سر راه توسعه ایجاد نشود
3- اعتمادسازی در سیاست خارجی در قبال کانون‌های ثروت و قدرت‌های جهانی برای باز شدن مسیر توسعه وابسته
4- تقلیل‌گرایی دینی برای پذیرا نمودن محیط فرهنگی در جهت عملیاتی ساختن توسعه وابسته
5- آشتی‌جویی فارغ از مرزبندی‌های خودی و غیرخودی برای آماده‌سازی محیط سیاسی جهت تغییرپذیری و توسعه وابسته

بنابراین در چارچوب شبه‌گفتمان اعتدال هر توافق به هر صورت و قیمت ممکن، عملاً تسری و ترویج این گفتمان را در پی خواهد داشت و اعتمادسازی در قبال کانون‌های ثروت و قدرت جهانی منجر می‌گردد.

شبه‌گفتمان اعتدال با تمسک به هر توافقی به هر صورت و قیمت ممکن، عملاً غیریت اعتدال و افراط را به دوقطبی عینی تسری می‌دهد.

در منطق این شبه‌گفتمان توازن بین داده و ستانده در مذاکرات راهبردی، به معنای «برد-برد» نیست، بلکه اعتمادسازی در قبال کانون‌های ثروت و قدرت جهانی از طریق هر توافق برد محسوب می‌شود.

لذا از نظر معتقدان به شبه‌گفتمان اعتدال و راهبرد توسعه وابسته پذیرش نظارت‌ها و بازرسی‌های خاص ایجاد مخاطره برای امنیت ملی و غیریت ملی تلقی نمی‌شود.

اشتباه در محاسبات و هر توافقی به هر صورت و قیمت ممکن

اشتباه در محاسبات یکی از دلایل پذیرش هر توافقی به هر صورت و قیمت ممکن است. اشتباه محاسباتی از عقلانیت ابزاری و محاسبات صرف مادی نشأت می‌گیرد. از دریچه تنگ و کوچک عوامل محسوس مادی فرصت‌ها و تهدیدات را دیدن و دل‌خوش شدن به وعده‌های سلطه گران و اعتماد به آنان پیامدی جزء اشتباه در محاسبات نخواهد داشت بر این اساس هر توافقی به هر صورت و قیمت ممکن ظهور و بروز و اشتباه در محاسبات و ادراک غلط از وضع موجود است.

باور سست به وعده‌های الهی و سنت‌های آفرینش، مرعوب شدن در برابر سلطه گران و منفعل شدن در برابر فشارها، تصویری تیره و تار از آینده ترسیم می‌سازد که چاره کار را پذیرش هر توافقی به هر صورت و قیمت ممکن ترسیم می‌کند.

نقش ترجیحات حزبی برای حفظ و توسعه قدرت:

در رمزگشایی این جعبه سیاه هر توافقی به هر صورت و قیمت ممکن، می‌توان به نقش ترجیحات حزبی برای حفظ و توسعه قدرت نیز اشاره داشت. تعامل‌گرایان در شرایطی وارد عرصه رقابت و قدرت شده‌اند که جامعه پیرامون نتایج مذاکرات بر حوزه اقتصاد و معیشت شرطی شده بود. ازاین‌رو آنان از فرآیند شرطی شدن جامعه نهایت بهره را برده و با ادعای خواست عمومی راه تعامل با کانون‌های ثروت و قدرت جهانی را با برخی اقدامات نابجا در پیش گرفتند.

معتقدان به تعامل‌گرایی و کدخداپذیری با این برآورد و محاسبه اشتباه که تعامل با سلطه گران منجر به گشایش فضای اقتصادی و لغو تحریم‌ها خواهد شد، همه سرمایه و اعتبار سیاسی و اجتماعی خود را در سبد مذاکرات قرار دادند.

اما اکنون با پشت سر گذاردن چندین دور از مذاکرات با زیاده‌خواهی و عدم صداقت طرف‌های آمریکایی-اروپایی مواجه شده‌اند. این شرایط از یک‌سو و فرارسیدن موعد سررسید چک اعتبار خود در نزد افکار عمومی برای حل مشکلات اقتصادی و معیشتی، آنان را دچار استرس و دستپاچگی فزاینده نموده است.

مخاطره ریزش پایگاه اجتماعی عاریتی و شرطی شده نسبت مذاکرات به همراه ظهور و بروز شکاف‌های درونی با شرکای سیاسی، حفظ و توسعه قدرت را برای آنان مخاطره‌آمیز ساخته است.

بر این اساس به نظر می‌رسد تعامل‌گرایان به‌ناچار برای فائق آمدن بر چالش‌های ذکرشده و حفظ اعتبار و سرمایه اجتماعی خود، چاره کار را در هر توافقی به هر صورت و قیمت ممکن جستجو می‌کنند. آنان از رهگذر هر توافقی مترصد شرطی نگاه‌داشتن جامعه پیرامون اجرای توافق برای حل مشکلات اقتصادی و معیشتی هستند. این وضعیت فرصت‌های زیر را در اختیار تعامل‌گرایان قرار می‌دهد.

1- شرایط ماندن جامعه پیرامون اجرای هر توافق و حفظ دوقطبی سازی
2- حفظ صورت‌بندی شرطی شده برای صحنه انتخابات
3- حفظ و توسعه قدرت از طریق شرطی ماندن جامعه پیرامون اجرای هر توافقی

 بنابراین تلاش برای رسیدن به هر توافقی به هر صورت و قیمت ممکن، ترجیحات حزبی برای حفظ و توسعه قدرت است که منافع ملی و امنیت ملی را نادیده می‌انگارد.

تأثیر جریان و عوامل نفوذی بر هر توافقی به هر صورت و قیمت ممکن

سلطه گران همواره در تعاملات راهبردی برای تعمیر اراده و تحقیر طرف مقابل خود، از جریان و عوامل نفوذی بالاترین بهره را برده‌اند. در این رابطه تاریخ معاصر کشورمان و تعامل با سلطه گران شاهد مثال گویایی است که زخم‌های عمیقی از تحقیر ملی را نمایان می‌سازد.

توافق به هر طریق و صورت ممکن آن‌هم در شرایطی که تحریم‌ها دائمی و تهدیدات نهادینه‌شده است، می‌تواند ناشی از تأثیر جریان و عوامل نفوذی باشد.

 بایسته‌های مواجهه با وضع پیش رو:

اکنون می‌توان نقشه راه مواجهه صحیح با سناریوی توافق بد یا توافق به هر قیمت را ارائه نمود.

در مقابل راهبرد توسعه‌گرایی برون‌زا، راهبرد مدنظر نظام اسلامی، راهبر «اقتصاد مقاومتی و پیشرفت درون‌زا» است. بر همین اساس کلان‌گفتمان انقلاب‌اسلامی در شرایط کنونی مفاهیمی همچون «پیشرفت»، «عزت ملی»، «استقلال» و «اقتدار ملی» را بازتولید کرده است که جمع منظومه‌ای این مفاهیم می‌تواند گفتمان رقیبی برای شبه‌گفتمانی باشد که توسعه تعامل‌گرا را ترویج می‌کند.

در نبرد محاسباتی با نظام سلطه باید الگوی صحیح محاسبات را ارائه نمود که در آن علاوه بر عوامل و متغیرهای مادی، عوامل و مؤلفه‌های غیرمادی نیز مدنظر قرار داده‌شده و اتکال به امداد الهی و ایمان و اعتماد به وعده‌های الهی نیز مدنظر است.

باید توافق تأمین‌کننده منافع ملی و عزت ملی را در مقابل توافق تأمین‌کننده ترجیحات و منافع حزبی و گروهی را طرح نمود و در آخر نیز دستگاه‌های مسئول به وظیفه خویش در مهار و مقابله با عوامل نفوذی عمل نمایند.

این یادداشت را با کلام ژرف‌نگرانه از رهبر معظم انقلاب‌اسلامی در دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین (ع) پایان می‌بریم که فرمودند: «ما عزّت خود را که به‌وسیله‌ی اسلام و نظام اسلامی و حرکت انقلابی و نگاه انقلابی و آرمان‌های انقلابی به‌دست‌آمده است، از دست نخواهیم داد. امروز دشمنان مشغول چالش هستند و هر روزی یک‌جور چالشی را در مقابل جمهوری اسلامی ایران قرار می‌دهند؛ ما ابایی نداریم، ما بیمی نداریم. اگر ما جسم بی‌جان و بی‌تحرّکی بودیم، علیه ما چالشی وجود نداشت؛ ما متحرّکیم، ما زنده‌ایم، ما روبه‌رشدیم، ما فعّالیم، بنابراین باید انتظار داشته باشیم که در مقابل ما چالش به‌وجود بیاید و با قدرت، با توکّل به خدای متعال، با اعتماد به وعده‌ی الهی و با تکیه‌ی به نفس و اعتماد به‌ نفس از این چالش‌ها عبور خواهیم کرد. … هرچه یک دولتی، یک ملّتی، مسئولینی در مقابل این دشمن عقب‌نشینی کنند، آن‌ها جلو می‌آیند؛ آن‌ها زیاده‌طلب‌اند؛ آن‌ها جز به استکبار و استعمار و سلطه‌ی بر ملّت‌ها به چیزی قانع نیستند؛ هرچه بتوانند جلو می‌آیند؛ باید دیواره‌ی مستحکمی از عزم و توکّل و اقتدار ملّی در مقابل آن‌ها به‌وجود آورد.»

دکتر رضا سراج

عضو هیئت‌علمی دانشگاه و کارشناس ارشد مسائل راهبردی

انتهای متن/

===============================================================

 

بازخوانی سناریوی دوگانه «تحقیر ملی» و «تخریب ملی» در مذاکرات و توافق هسته‌ای

 

 

 

مقدمه

در بخش اول یادداشت که با عنوان «تهدید، تحریم و تحمیل، پازل آمریکا برای تحقیر ایران» منتشر شد، به نقش هم‌افزای تهدید و تحریم در نبرد محاسبات و ایجاد اشتباه محاسباتی اشاره گردید. اینک در بخش دوم یادداشت، سناریوهای آمریکایی «تحقیر ملی» و «تخریب ملی» مورد بازخوانی قرار می‌گیرد. در این یادداشت امکان بازی معتقدان به تعامل‌گرایی در سناریوهای آمریکا (بازی در پازل شیطان) نیز بررسی خواهد شد.

و در ادامه نوشتار به راهکارهای مقابله با سناریوهای آمریکایی «تحقیر ملی» و «تخریب ملی» هم اشاره می‌گردد. همچنین در بخش سوم یادداشت، با رمزگشایی از چرایی بازی تعامل‌گرایان به بازی در پازل شیطان، جعبه سیاه هر توافقی به هر صورت و قیمت ممکن مورد بازخوانی و بررسی قرار می‌گیرد.

بخش دوم/

بازخوانی سناریوی تحقیر ملی:

در چارچوب سناریوی تحقیر ایران، تهدید و تحریم در نبرد محاسبات، منجر به ایجاد اشتباه محاسباتی و زمینه تحمیل اراده طرف آمریکایی را فراهم می‌سازد. در این سناریو ایران ملزم به توافق در ذیل فصل هفتم منشور ملل شده و عملاً اجرای چند مرحله‌ای آن را می‌پذیرد.

هدف اصلی از عملیاتی ساختن این سناریو، ساخت چهره‌ای تحمیل پذیر و تحقیرآمیز از ایران است که در دور تسلسل میان تهدید و تحریم به تغییرات تحمیلی گردن می‌نهد تا شاید به فرجام لغو تحریم‌ها برسد.

طراحان و کارگزاران سناریوی تحقیر ایران، تحقق این سناریو را در چهار مرحله به انتظار نشسته‌اند.

مرحله اول: توافق از طریق قطعنامه جدید شورای امنیت ذیل فصل هفتم منشور ملل.

مرحله دوم: انجام بازرسی‌های خاص به‌منظور راستی آزمایی ایران در اجرای تکالیف معین در توافق.

مرحله سوم: فزاینده ساختن مطالبات و تحمیل‌ها برای لغو تحریم‌ها.

مرحله چهارم: ایجاد لبه پرتگاه جنگ برای تحقق کامل اهداف سناریو

مرحله اول سناریو تحقیر ملی:

در مرحله اول سناریوی تحقیر ایران، توافق در چارچوب قطعنامه شورای امنیت و در ذیل فصل هفتم منشور ملل، این موضوع را به ایران و افکار عمومی تحمیل و القاء می‌سازد که تلاش‌های ایران در موضوع هسته‌ای تاکنون برای صلح و ثبات جهانی خطرآفرین بوده است مرحله اول سناریو به تحریم‌های غربی و قطعنامه‌های غیرقانونی شورای امنیت علیه ایران عملاً جنبه قانونی و حقوقی می‌بخشد و آن‌ها را مشروع جلوه می‌دهد.

همچنین مرحله اول سناریو اثبات کارآمدی رژیم تحریم‌ها و استمرار آن را به‌عنوان یک ابزار راهبردی به تصویر کشیده و آن را دائمی می‌سازد. در حقیقت طرف‌های غربی با توافق در فرآیند مذکور سعی می‌کنند تضمین‌های محکم و پرهزینه‌ای را به ایران تحمیل می‌کنند که تخطی از آن‌ها جمهوری اسلامی ایران را با دو موضوع مواجه کند.

- تشدید تحریم‌های مشروعیت یافته که خود ایران نیز وجاهت قانونی آن را پذیرفته است
- فزاینده شدن تهدیدات و قرار گرفتن ایران در لبه پرتگاه جنگ در یک فرآیند حقوقی

اجرایی شدن مرحله اول سناریو باعث می‌گردد که آمریکا ازاین‌پس مجبور به پرداخت هزینه اجماع علیه جمهوری اسلامی ایران نباشد و این هزینه عملاً به خود ایران تحمیل خواهد شد؛ بنابراین مرحله اول سناریو، به فرآیند تغییر و تحقیر ایران جنبه حقوقی و مشروعیت می‌بخشد و در ادامه نیز، تکالیف سنگینی به ایران تحمیل می‌شود که فهرست بلندبالای آن عبارت است از:

1- تغییر راکتور اراک و عدم بازفراوری پلوتونیم در این مرکز
2- محدود شدن هرچه بیشتر سانتریفیوژهای ایران در نطنز
3- نمادین شدن تحقیق و توسعه برنامه هسته‌ای ایران در فردو
4- اکسید شدن ذخایر مواد غنی‌سازی شده تا سقف حدوداً 300 کیلوگرم
5- فریز شدن برنامه هسته‌ای ایران برای مدت طولانی
6- پذیرفتن بازرسی‌های گسترده و خاص از برنامه هسته‌ای و مراکز نظامی
7- بازجویی (مصاحبه) از دانشمندان و مسئولین هسته‌ای و نظامی ایران
8- طولانی شدن زمان بازگشت‌پذیری ایران از طریق تغییر چیدمان سانتریفیوژها از ردیف‌های 164 تایی به ردیف‌های 84 تایی

مرحله دوم سناریوی تحقیر ایران:

در مرحله دوم سناریوی تحقیر ملی، به‌منظور راستی آزمایی پیرامون انجام تکالیف معین‌شده در توافق، جمهوری اسلامی ایران می‌بایست گسترده‌ترین و خاص‌ترین نظارت‌های سرزده را بر برنامه هسته‌ای و مراکز نظامی خود اجرایی سازد.

همچنین در این مرحله بازرسان آژانس، به بهانه راستی آزمایی و تلاش ایران برای اعتمادسازی، می‌باید امکان و اجازه یابند تا از دانشمندان و مقامات نشان شده هسته‌ای و نظامی کشورمان بازجویی (مصاحبه) نمایند.

در مرحله دوم سناریو، قابل‌تصور است که بازرسی‌ها و بازجویی‌ها نامحدود باشد و به‌صورت تدریجی نیز اماکن و افراد بیشتری در خلال بازرسی‌ها و اطلاعات پرورش‌یافته، در فهرست بازرسی و بازجویی قرار گیرند.

از آنجا که این مرحله راستی آزمایی ایران و شفاف‌سازی اقدامات جمهوری اسلامی است، عدم همکاری با بازرسان آژانس می‌تواند آثار و تبعات را در برداشته باشد که این‌چنین روایت می‌گردد:

- گسترده‌تر شدن بازرسی‌ها و بازجویی‌ها به بهانه پنهان‌کاری و عدم شفاف طرف ایرانی
- طولانی ساختن فرآیند راستی آزمایی و اعتمادسازی
- منفعل ساختن ایران برای عبور از این مرحله جهت رسیدن هرچه زودتر به مرحله لغو تحریم‌ها

همچنین قابل پیش‌بینی است که مرحله دوم سناریو تا جایی ادامه خواهد یافت که تمامی مجهولات سرویس‌های اطلاعات غرب پیرامون توانمندی‌ها و پیشرفت‌های نظامی ایران به معلومات تبدیل‌شده و برآوردهای راهبردی آنان تکمیل گردد. در واقع این بازرسی عملاً می‌خواهد مشت بسته‌شده جمهوری اسلامی ایران پیرامون توانمندی‌ها و مقدوراتش را بازنماید. بدیهی است در این شرایط کشف توانمندی‌ها از یکسو آنان را حساس‌تر نموده و از سوی دیگر بازرسی‌ها را دامنه‌دارتر خواهد کرد.

در رابطه با بازرسی ذکر چند نکته قابل‌تأمل خواهد بود:

1- به استناد سابقه همکاری جمهوری اسلامی ایران با بازرسان آژانس، نمی‌توان تصویر و حد مشخصی را برای این مرحله تصور نمود.
2- کشف اطلاعات و اسرار طبقه‌بندی‌شده مخاطرات امنیتی برای مراکز و دانشمندان ما به دنبال خواهد داشت همچنان که توسط همین بازرسی‌ها دانشمندان هسته‌ای کشورمان شناسایی و سپس به شهادت رسیدند و در بعضی مراکز نیز خرابکاری سایبری و یا امنیتی رخ داد.
3- این مرحله به عوامل سرویس‌های اطلاعاتی غرب این امکان را می‌دهد تا در پوشش بازرسان آژانس با کمترین هزینه، بزرگ‌ترین پروژه جاسوسی در ایران را به‌صورت رسمی و حقوقی و از موضع بالا انجام دهند.
4- پذیرش بازرسی‌های خاص و گسترده تداعی‌کننده مدل عراق برای جمهوری اسلامی ایران می‌باشد. اجرای رژیم‌های خاص و گسترده بازرسی در عراق، پس از مدتی این کشور را به میان شعله‌های یک جنگ خانمان‌سوز کشاند.

مرحله سوم سناریوی تحقیر ایران:

در سناریو آمریکا، لغو تحریم‌ها به‌صورت مرحله‌ای، آن‌هم پس از تحمیل مطالبات فزاینده به جمهوری اسلامی ایران، پیش‌بینی‌شده است که برخی از آن‌ها را هم‌اکنون نیز می‌توان به شرح زیر روایت نمود:

- فزاینده شدن مطالبات پیرامون موضوع حقوق بشر برای لغو تحریم‌ها
- قرار گرفتن توانمندی موشکی ایران بر روی میز به‌عنوان پیش‌شرط جدید برای لغو تحریم‌ها
- حمایت ایران از مقاومت اسلامی و بهانه‌تراشی برای عدم لغو تحریم‌ها

در این مرحله از سناریو، لغو تحریم‌ها به‌مثابه هویج اشتهاآوری خواهد بود که حتی تحمل ضربات متعدد چماق نیز نمی‌تواند امکان رسیدن به آن را مهیا سازد.

به‌عبارت‌دیگر در این مرحله، ایران در یک دور تسلسل تحقیرآمیز، باید همواره هویج‌های اشتهاآور را از طرف‌های آمریکایی – اروپایی درخواست نموده و آنان نیز هر بار با فروکوفتن چماق تهدید، خواسته‌های بیشتری را به ایران تحمیل نمایند.

مرحله چهارم سناریوی تحقیر ملی:

در مرحله چهارم سناریوی آمریکایی، می‌بایست ایران در بین وضعیت بد و بدتر قرارگرفته و به‌ناچار در این میان وضع بد را پذیرفته تا از قرار گرفتن در وضعیت بدتر جلوگیری نماید.

در این مرحله پذیرفتن مطالبات جدیدتر وضعیت بد و قرار گرفتن در لبه پرتگاه جنگ وضعیت بدتر روایت می‌گردد.

قابل‌تصور است در این مرحله‌ی ایجاد دور تسلسلی از وضعیت بد و بدتر و قرار دادن ایران در میان این دور تا جایی ادامه خواهد یافت که طرف‌های آمریکایی – اروپایی بتوانند اهداف خود را به‌طور کامل دست‌یافتنی نمایند.

بررسی روند مذاکرات و عملکرد تعامل‌گرایان (جریان انفعال) در تناظر با سناریوی تحقیر ملی، این دغدغه را ایجاد می‌کند که اشتباه محاسباتی، تعصب و همیت‌های نابجا و خود را نیازمند به هر توافقی ساختن، ممکن است تعامل‌گرایان را در ورطه سقوط در پازل شیطان قرار دهد که در این صورت، مخاطرات جدی برای منافع ملی و امنیت ملی به وجود خواهد آورد.

بازخوانی سناریوی تخریب ملی:

سناریو دوم آمریکا در مذاکرات و توافق هسته‌ای، سناریوی تخریب انسجام و وحدت ملی است. این سناریو در کنار سناریوی اول به‌عنوان مکمل عمل خواهد کرد. هدف از اجرای این سناریو ساخت تصویری بی‌ثبات از محیط داخلی برای پذیرفتن تغییرات تحمیلی از بیرون است. سناریوی تخریب در دو فاز طراحی‌شده است که هرکدام از آن‌ها در شرایط معین و مشخص، عملیاتی خواهند شد.

- فاز اول در شرایط توافق
- فاز دوم در وضعیت عدم توافق

عملیاتی شدن فاز اول سناریوی تخریب ملی، منوط به توافق و اجرایی شدن سناریوی تحقیر ملی است. این سناریو را این‌گونه می‌توان روایت دهی کرد. طراحان و کارگزاران سناریوی آمریکایی تخریب ملی پس از توافق تحقیرآمیز، دوقطبی شدن در فضای سیاسی و اجتماعی را به انتظار خواهند نشست سپس با توسعه این دوقطبی، تلاش می‌کنند شکاف ملی را به وجود آورده و تخریب ملی را به منصه ظهور رسانند تا روند تغییرپذیری از درون تسریع گردد.

در این سناریو برای فاز اول اهداف زیر قابل‌تصور می‌باشد:

- تبدیل دوقطبی سیاسی و اجتماعی پیرامون توافق به یک صورت‌بندی سیاسی و اجتماعی در صحنه انتخابات مجلس دهم
- فزاینده ساختن مطالبات ساختارشکنانه از طریق صورت‌بندی جدید در حوزه‌های مختلف
- مدیریت ادراک و برداشت جامعه پیرامون حل مشکلات اقتصادی و معیشتی جامعه از طریق شرطی ساختن جامعه و اجرای مراحل توافق
- ایجاد حاکمیت دوگانه از رهگذر انتخابات مجلس دهم و نتیجه آن پیرامون اهداف و منافع ملی
- بهره‌گیری از نقش شتاب دهندگی (کاتالیزوری) حاکمیت دوگانه در اجرایی ساختن سناریوی تحقیر ملی
- هدایت‌گری صحنه برای نهادینه‌سازی تغییر رفتار جمهوری اسلامی ایران در حوزه‌های خارجی و داخلی

فاز دوم سناریوی تخریب ملی را نیز این‌چنین می‌توان روایت دهی کرد. از منظر طراحان و کارگزاران سناریوی تخریب ملی، تعامل‌گرایان (جریان انفعال) که خود را به‌شدت نیازمند هر توافقی به هر صورت و قیمت ممکن ساخته‌اند در شرایط عدم توافق با دو وضعیت مواجه می‌شوند. از یک‌سو خود را در برابر مطالبات عمومی و عدم تحقق وعده‌های داده‌شده می‌بینند و از سوی دیگر می‌بایست پاسخگوی فرصت‌های سوخته شده باشند.

ارزیابی پیرامون جریان انفعال و کدخدا پذیر نشان می‌دهد که مهم‌ترین نگرانی آنان ریزش پایگاه اجتماعی عاریتی و شرطی شده است ازاین‌رو با این ملاحظه، ممکن است تعامل‌گرایان با اشتباه محاسباتی مجدد، عملاً وارد بازی در پازل شیطان شوند. در این رابطه تلاش برای فرار به جلو با دوقطبی می‌خواستیم – نگذاشتند دور از انتظار نخواهد بود. در چنین شرایطی، تعامل‌گرایان با شوت کردن توپ به زمین عزت طلبان و مخالفان توافق تحقیرآمیز، با برچسب زدن و تخریب، آنان را بر جایگاه متهم خواهند نشاند.

دوقطبی می‌خواستیم – نگذاشتند در آستانه انتخابات مجلس دهم می‌تواند، منجر به ظهور صورت‌بندی سیاسی اجتماعی جدیدی شده و عملاً فاز دوم سناریو تخریب ملی را در مسیر روایت دهی فاز اول قرار دهد.

نتیجه:

بنابراین دو سناریوی ترکیبی و هم‌افزا تحقیر ملی و تخریب ملی، اقتدار، امنیت و انسجام ملی ایران را نشانه گرفته است. در سناریوی تحقیر ملی، ساخت تصویری تحقیرآمیز از ایران موردنظر طراحان سناریو است و همزمان نیز ساخت تصویری بی‌ثبات از محیط داخلی ایران، در دستور کار قرار می‌گیرد. از نظر طراحان سناریو، عملیاتی شدن همزمان دو سناریوی تحقیر ملی و تخریب ملی، جمهوری اسلامی ایران را در دو صحنه بیرونی و درونی منفعل می‌سازد و با فشار جنگ نیابتی، ایران وادار به ‌اشتباه محاسباتی مجدد و تغییر رفتار می‌گردد.

راهکارهای مقابله با سناریوهای آمریکایی تحقیر ملی و تخریب ملی:

سناریو خوانی و سناریوسازی خوانشی تحلیلی است از رخدادها و رویدادهای آینده که قابلیت روایت دهی داشته باشد. سناریوسازی علاوه بر آینده‌نگری و تصویرسازی از آینده به سیاست‌گذاری در حوزه‌های مرتبط با امنیت ملی و مدیریت ادراک و برداشت جامعه نیز کمک شایانی می‌کند.

ازاین‌رو پس از ترسیم وضعیت آینده می‌بایست از طریق راهکارهای مناسب و آینده‌نگاری، از یک ‌طرف از وقوع آینده نامطلوب پیش‌گیری نمود و از طرف دیگر باید تمهیداتی را اتخاذ کرد که آینده مطلوب محقق گردد.

در این رابطه راهکارهای زیر می‌تواند موردتوجه باشد:

1- افشاء و سوزاندن سناریوهای خوانش شده پیرامون رخدادها و رویدادهای آینده (افشاگری)
2- مختل ساختن حرکت پیشران‌های مؤثر در عملیاتی شدن سناریو (پیشران‌های داخلی و خارجی)
3- به تصویر کشانیدن مخاطرات و آثار و تبعات سناریوهای نامطلوب آینده برای جامعه (روشنگری)
4- هشدار و انذار به جریان‌هایی که ممکن است خواسته یا ناخواسته وارد بازی در سناریو و پازل طراحی‌شده گردند
5- طراحی و ساخت تصویر آینده مطلوب (توافق عزتمندانه) اقناع و گفتمان سازی و مطالبه گری برای محقق ساختن آن

با این توضیحات به نظر می‌رسد برای مقابله با سناریوهای آمریکایی «تحقیر ملی» و «تخریب ملی»، می‌بایست مطالبه توافق عزتمندانه را در مقابل توافق تحقیرآمیز و حفظ انسجام ملی را در برابر تخریب ملی قرار داد.

در این میان ترسیم ابعاد، مؤلفه‌ها و شاخص‌های توافق خوب و عزتمندانه که متضمن امنیت ملی و منافع ملی باشد، در ایجاد وفاق عمومی برای تولید قدرت ملی و تحقق توافق خوب می‌تواند مؤثر باشد.

بر این اساس مطالبه لغو همزمان همه تحریم‌ها در هنگام توافق و عدم پذیرش بازرسی‌های خاص و تحقیرآمیز، از مهم‌ترین ابعاد و مؤلفه‌های توافق عزتمندانه است که می‌تواند وفاق ملی و قدرت ملی را برای مقابله با سناریوهای تحقیر ملی و تخریب ملی ایجاد نماید.

سخن پایانی:

این نوشتار را با فرازی از فرامین امام راحل عظیم‌الشأن به پایان می‌بریم آن ودیعه الهی و حقیقت همیشه زنده می‌فرمایند:

«نکته مهمی که همه ما باید به آن توجه کنیم و آن را اصل و اساس سیاست خود با بیگانگان قرار دهیم این است که دشمنان ما و جهان خواران تا کی و تا کجا ما را تحمل می‌کنند و تا چه مرزی استقلال و آزادی ما را قبول دارند. به‌یقین آنان مرزی جز عدول از همه هویت‌ها و ارزش‌های معنوی و الهی‌مان نمی‌شناسند. به گفته قرآن کریم هرگز دست از مقاتله و ستیز با شما برنمی‌دارند مگر اینکه شما را از دینتان برگردانند. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم صهیونیست‌ها و آمریکا و شوروی در تعقیبمان خواهند بود تا هویت دینی و شرافت مکتبی‌مان را لکه‌دار نمایند. بعضی مغرضین ما را به اعمال سیاست نفرت و کینه‌توزی در مجامع جهانی توصیف و مورد شماتت قرار می‌دهند؛ و با دلسوزی‌های بی‌مورد و اعتراض‌های کودکانه می‌گویند جمهوری اسلامی سبب دشمنی‌ها شده است و از چشم غرب و شرق و ایادی‌شان افتاده است! که چه خوب است [به] این سؤال پاسخ داده شود که ملت‌های جهان سوم و مسلمانان و خصوصاً ملت ایران، در چه زمانی نزد غربی و شرقی‌ها احترام و اعتبار داشته‌اند که امروز بی‌اعتبار شده‌اند! آری، اگر ملت ایران از همه اصول و موازین انقلابی خود عدول کنند و خانه عزت و اعتبار پیامبر و ائمه معصومین (ع) را با دست‌های خود ویران نماید، آن‌وقت ممکن است جهان خواران او را به‌عنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بی‌فرهنگ به رسمیت بشناسند؛ ولی در همان حدی که آن‌ها آقا باشند ما نوکر، آن‌ها ابرقدرت باشند ما ضعیف؛ آن‌ها ولی و قیم باشند ما جیره‌خوار و حافظ منافع آن‌ها؛ نه یک ایران باهویت ایرانی-اسلامی.»

دکتر رضا سراج

عضو هیئت علمی دانشگاه و کارشناس ارشد مسائل راهبردی

انتهای متن/

===============================================================

 

 

تهدید، تحریم و تحمیل؛ پازل آمریکا برای تحقیر ایران

 

 

 

بخش نخست/

مقدمه:

در برنامه‌ریزی استراتژیک آمریکا برای مهار انقلاب‌اسلامی و تغییر رفتار جمهوری اسلامی ایران، از مجموعه راهبردهای زیر به شکل یک پازل نظم یافته و هم‌افزا بهره‌گیری می‌شود.

- اعمال تحریم‌های گزنده و هوشمند علیه ایران و تأکید بر حفظ رژیم تحریم‌ها
-امنیتی ساختن محیط پیرامونی ایران از طریق جنگ نیابتی
-تثبیت بی‌ثباتی در حوزه‌های نفوذ استراتژیک ج.ا.ا
-تلاش دائمی برای باورپذیر نمودن و معتبر ساختن تهدید آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ج.ا.ا

راهبردهای مذکور که تلفیقی از بسته‌های تهدید و تحریم را شامل می‌گردد، در واقع می‌بایست این اهداف را محقق سازد:

1-ایجاد جنگ ادراکی و محاسباتی در مسئولین ج.ا.ا
2-وادار ساختن مسئولین ج.ا.ا به محاسبه مجدد پیرامون اهداف، منافع و امنیت ملی
3-ایجاد اشتباه در محاسبات مسئولین ج.ا.ا و پذیرش اراده سلطه‌گران

تحقق اهداف فوق از طریق تهدید، تحریم و تحمیل، به‌ طور قطع فرجامی جز تحقیر ملی نخواهد داشت.

این نوشتار در قسمت اول با عنوانم پازل آمریکا برای تحقیر ایران، به کارکرد عواملی همچون تهدید و تحریم جهت تحمیل و تحقیر ملی اشاره دارد و در قسمت دوم به چرایی بازی بازیگران معتقد به تعامل‌گرایی در پازل شیطان اشاره خواهد داشت.

کارکردهای بسته تلفیقی تهدید و تحریم:

از نظر مقامات آمریکا تهدید و تحریم دو ابزار راهبردی در نبرد محاسبات به شمار می‌روند ازاین‌رو دائمی بودن آن‌ها می‌توان تعیین‌کننده این نبرد باشد.

تهدید و تحریم تلفیقی از اعمال قدرت سخت و قدرت اقتصادی علیه یک کشور است که به شکل هم‌افزا عملیاتی می‌گردند. این بسته تلفیقی، بیش از همه کارکردی ادراکی و محاسباتی خواهد داشت که طی آن تصویری ساخته‌شده و به‌ظاهر تأثیرگذار از شرایط را بر ذهنیت و دستگاه استدلالی و محاسباتی مسئولین، نخبگان و افکار عمومی کشور هدف منتقل می‌نماید.

تهدید و تحریم و تصاویر به‌ظاهر تأثیرگذار آن، هنگامی‌که وارد دستگاه استدلال نظری و محاسبات مخاطبان هدف شود، ذهنیت آن‌ها را منتقل و محاسبات آنان را دچار اشتباه می‌سازد.

ازاین‌رو می‌توان گفت که جنگ ادراکی، لایه راهبردی جنگ‌نرم است:

 

جنگ ادراکی ناشی از اعمال بسته تهدید و تحریم، پس ‌از آنکه اراده اعمال کنندگان را در قالب طرح‌ها و توافقات به‌طرف مقابل تحمیل می‌کند، در کارکردی دیگر، مخاطبین آماج را به گسل متعارض علیه منافع، اهداف و امنیت ملی کشورشان تبدیل می‌سازد.

جایگاه تحریم و تهدید در نبرد محاسبات آمریکا علیه ایران:

از نظر مقامات آمریکا تهدید و تحریم دو ابزار راهبردی در نبرد محاسبات به شمار می‌روند ازاین‌رو دائمی بودن آن‌ها می‌توان تعیین‌کننده این نبرد باشد.

مقامات کاخ سفید بر این اعتقادند که فشار تحریم‌ها عامل تغییر محاسبات در طرف ایرانی بوده و آنان را به پای میز مذاکره کشانده و عامل تهدید و معتبر ساختن آن نیز می‌تواند ایرانی‌ها را پای میز مذاکره نگه دارد. به‌عبارت‌دیگر هم‌افزایی تحریم و تهدید، از یک‌سو می‌بایست طرف ایرانی را دچار اشتباه محاسباتی ساخته و از سوی دیگر برای رهایی از آثار و تبعات تحریم و تهدیدها مقامات ایرانی در نهایت شروط تحمیلی آمریکا را بپذیرند. دراین‌ارتباط تأمل بر اظهارات مقامات و استراتژیستهای آمریکایی جایگاه تحریم و تهدید را در نبرد محاسبات ایالات‌متحده علیه جمهوری اسلامی ایران مشخص می‌سازد. ریچارد ان.هاس رئیس اندیشکده شورای روابط خارجی آمریکا اذهان می‌دارد: «احتمال این وجود دارد که فشارهای اقتصادی [فشار ناشی از تحریم‌ها] باعث شود تا برخی در ایران نگاه تازه‌ای به مذاکرات داشته باشند [افزایش فشار اقتصادی] ایرانی‌ها را به این نتیجه خواهد رساند که هزینه راهی که اکنون در پیش‌گرفته‌اند بسیار زیاد است بنابراین منطقی است که تغییر رفتار بدهند.

در ارتباط با هم‌افزایی تحریم‌ها و تهدیدات چارلز راب از اعضاء کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان آمریکا اظهار می‌دارد: «تنها با تهدید معتبر زور با ترکیب تحریم‌ها، می‌توان برای یک راه‌حل دیپلماتیک قابل‌قبول امید واقعی داشت».

بر این اساس در برنامه‌ریزی آمریکا در نبرد محاسبات، امنیتی ساختن محیط پیرامونی ایران از طریق جنگ نیابتی در دستور کار قرار گرفته است تا در کنار تهدید مستقیم ایالات‌متحده و رژیم صهیونیستی، تصویری معتبر و هم‌افزا از تهدیدات را در کنار تحریم القاء نماید.

«نبرد محاسبات، اشتباه محاسباتی و فرجام آن»

تجربه‌های تعامل آمریکا با کشورهای مختلف مؤید این نکته است که ایالات‌متحده هیچ‌گاه و با هیچ کشوری بازی برد-برد انجام نداده است. آمریکا در تعاملات راهبردی خود، همواره عوامل موفقیت را حفظ کرده و تا تحمیل تمام خواسته‌های موردنظر و تحقیر کامل طرف مقابل از تهدید و تحریم به‌عنوان عوامل برتری ساز بهره می‌گیرد.

بر این اساس به نظر می‌رسد مصوبه اخیر مجلس سنا نمایندگان ایالات‌متحده برای نظارت کنگره بر توافق هسته‌ای با ایران، در حقیقت کامل شدن و دائمی شدن پازل آمریکا جهت تحقیر ملی است. این مصوبه و پذیرفتن ضمنی آن از سوی کاخ سفید، عملاً تهدید و تحریم را به یک زیرساخت دائمی برای تحمیل هرچه بیشتر خواسته‌های ایالات‌متحده و تحقیر ایران مبدل می‌سازد.

فرجام نبرد محاسبات:

اختلال محاسباتی می‌تواند عامل شکاف ملی گردد و امنیت ملی یک کشور را دچار مخاطره نماید و این مهم فرجامی است که آمریکا برای توافق در مذاکرات هسته‌ای که تدارک دیده است.

فرجام نبرد محاسبات آمریکا علیه ایران را می‌توان با مبنای کاملاً متمایز از یکدیگر ترسیم نمود.

1- مبنای محاسباتی به ایمان الهی و برگرفته از حکمت، عزت و مصلحت
2- مبنای کاملاً مادی و متأثر از اشتباه محاسباتی

گروهی که مبنای محاسباتی متکی به ایمان را برمی‌گزینند. می‌بایست با اعتماد به خداوند متعال و اعتقاد به سنن آفرینش الهی، دشمن خود را به‌خوبی بشناسد و هیچ‌گاه با خوش‌بینی به آن اعتماد نکرده و با تکیه بر نیروی مردم و عقلانیت صحیح (حکمت، عزت و مصلحت) در نبرد محاسبات عمل نمایند.

بدیهی است به‌کارگیری قواعد فوق، وعده الهی مبنی بر نصرت جبهه حق را محقق می‌سازد در مقابل، چنانچه افرادی دچار سستی در اعتماد به خداوند متعال و سنن الهی گردند و با مرعوب شدن در مقابل دشمن و اشتباه محاسباتی، پایه‌های تصمیم خود را صرفاً بر عوامل محسوس مادی استوار سازند، بدون تردید در نبرد محاسبات پذیرای تحمیل و در نهایت تحقیر خواهند گردید.

گروه دوم با محاسبات صرفاً مادی و عقلانیت ابزاری، پس از ابتلاء به‌اشتباه محاسباتی که به گسل متعارض علیه اهداف، منافع و امنیت ملی تبدیل می‌شوند.

این گروه با دوقطبی سازی سعی می‌کنند اشتباه محاسباتی خود را در مقام مصلحت نشانده و آن را تبدیل به تصمیم نهایی نمایند.

بنابراین اختلال محاسباتی می‌تواند عامل شکاف ملی گردد و امنیت ملی یک کشور را دچار مخاطره نماید و این مهم فرجامی است که آمریکا برای توافق در مذاکرات هسته‌ای که تدارک دیده است.

در این رابطه جمع‌بندی پژوهشگران برجسته مرکز مطالعات خاورمیانه در موسسه بروکینگز و شورای روابط خارجی آمریکا قابل‌توجه است. خانم سوزان مالونی و ری تاکیه اظهار می‌دارند: «در شرایطی که حکومت ایران دچار چند دستگی است و اقتصاد در ایران به‌شدت تحت‌فشار است، مسلماً سیاست‌های آمریکا در قبال ایران می‌تواند روی تعادل قدرت بین جناح‌های صاحب نفوذ در سیاست ایران مؤثر واقع‌شده و فرصتی را برای تغییر اولویت‌های سیاسی ایران فراهم کند.

پیامدهای تحمیل و تحقیر در توافق هسته‌ای:

مصوبه اخیر مجالس سنا نمایندگان آمریکا و پذیرش ضمنی آن توسط رئیس‌جمهور این کشور، مؤید این نکته است که طرف ایرانی چنانچه خواهان توافق باشد، می‌بایست در چارچوب تعیین‌شده طرف آمریکایی، توافق غیر عزت مندانه را به انتظار بنشیند. این چارچوب تحقیرآمیز عبارت است از:

- در این چارچوب تحریم‌ها نه‌تنها لغو نمی‌گردند بلکه به یک رژیم دائمی علیه جمهوری اسلامی ایران تبدیل می‌شود.
- تهدیدات علیه ایران به‌عنوان یک تضمین هیچ‌گاه منتفی نمی‌شود.
- ایران می‌بایست نظارت‌های پروتکلی و فرا پروتکلی استثنایی را بپذیرد.
- در چارچوب تعیین‌شده طرف آمریکایی تحقیق و توسعه به محاق برده شده است.
- جمهوری اسلامی ایران می‌بایست گام‌ها و مراحل اعتمادساز بی‌قیدوشرط را طی کند و تعهدات مشخص عمل نماید.
- چشم‌انداز روشن و متقنی برای ستانده‌های ایران دیده نمی‌شود.

بدیهی است که توافق در چنین چارچوبی توافقی غیرعزتمدانه و تحقیرآمیز خواهد بود و پیامدهای ناگواری را برای منافع ملی و امنیت ملی رقم می‌زند که در زیر به‌اختصار به آن‌ها اشاره می‌گردد.

1- فروریختن امنیت هستی‌شناختی انقلاب‌اسلامی

انقلاب‌اسلامی بیشترین تأثیر را در هویت‌یابی ملت‌های مسلمان برجای نهاده است. ازاین‌رو امنیت هستی‌شناختی به مشابه یک امنیت هویتی برای انقلاب‌اسلامی قلمداد می‌گردد. به‌عبارت‌دیگر امنیت هستی شناختی، امنیت هستی و وجودی انقلاب‌اسلامی است که هویت انقلاب در آن معنادار می‌گردد. توافق غیرعزتمندانه که توأم با تحمیل و تحقیر باشد به هویت انقلاب‌اسلامی و به روح اصلی نظام اسلامی لطمه وارد می‌سازد.

به مخاطره افتاده امنیت هستی‌شناختی انقلاب‌اسلامی به‌معنای به مخاطره افتادن ساختن حقیقی و واقعی جمهوری اسلامی است.

2- از بین رفتن عزت و اعتماد به ‌نفس ملی

پیشرفت‌های شگفت‌آور ایران در فناوری‌های پیشرفته و ارتقاء چشمگیر جایگاه علمی ایران («از رتبه پنجاهم به رتبه هفدهم) طی ده سال، باعث افزایش اعتماد به ‌نفس ملی و ارتقاء عزت ملی گردیده است.

توافق غیرعزتمندانه و تحقیرآمیز به حس اعتماد به ‌نفس و عزت ملی خدشه وارد می‌سازد. این مهم، عملاً عامل ایستایی و مهار پیشرفت علمی ایران می‌گردد.

در این راستا گفته می‌شود در طی دو سال گذشته جایگاه علمی کشور دو پله سقوط را تجربه کرده است.

3- خدشه‌دار شدن همبستگی و انسجام ملی

تاکنون پیشرفت‌های علمی علاوه بر این‌که عامل عزت و اعتماد به ‌نفس ملی بوده، همبستگی و انسجام ملی را نیز به ارمغان آورده است. در چنین شرایطی توافق تحمیلی و تحقیرآمیزی که خطوط قرمز نظام را مدنظر نداشته باشد، یقیناً همبستگی و انسجام ملی را خدشه‌دار خواهد ساخت. قطب‌بندی شدن جامعه حول موافقین و مخالفین توافق اولین رهاورد تضعیف همبستگی و انسجام ملی خواهد بود.

4- تضعیف قدرت نرم و افول جایگاه الهام‌بخش ایران

از دیگر پیامدهای ناصواب و نامطلوب توافق غیرعزتمندانه و تحقیرآمیز تضعیف قدرت نرم و جایگاه الهام‌بخش ایران است. عزت‌مداری و استقلال‌خواهی، سلطه ناپذیری و ایستادگی در برابر کانون‌های قدرت و ثروت جهانی، بخشی از مؤلفه‌های گفتمانی انقلاب‌اسلامی است. این مؤلفه‌ها گفتمان انقلاب‌اسلامی را به گفتمانی الهام‌بخش گفتمان برتر در منطقه تبدیل کرده است. پذیرش توافق تحقیر غیرعزتمندانه منجر به تقویت گفتمان‌های بدلی و تقلبی در برابر گفتمان انقلاب‌اسلامی می‌گردد.

5- گرفتار شدن در چرخه تشدید تحریم‌ها و افزایش تهدیدات

درحالی‌که مقامات آمریکایی بارها اذعان داشته‌اند که حتی پس از توافق با ایران هم رژیم تحریم‌ها پابرجا خواهد ماند، در چنین شرایطی توافق، تحمیلی و تحقیرآمیز خواهد بود، توافق بر این اساس، فلسفه وضع و کارآمدی تحریم‌ها را به اثبات می‌رساند و در عمل جمهوری اسلامی ایران را در چرخه تشدید تحریم‌ها و افزایش تهدیدات و ستانده‌های بیشتر گرفتار می‌سازد.

6- گرفتار آمدن در فرآیند خطرناک پرونده‌های مفتوح

مقابله با برنامه‌ریزی استراتژیک آمریکا و خنثی سازی پازل تهدید، تحریم و تحمیل برای تحقیر ایران نیازمند راهبردی دقیق و همه‌جانبه است.
 

پذیرش توافق تحمیلی که خطوط قرمز عزت ملی و پیشرفت را رعایت نکرده باشد، ایران را در مسیر فزاینده شدن مطالبات طرف‌های آمریکایی-اروپایی قرار می‌دهد. این روند را در اظهارات مقامات غربی پیرامون پرونده‌های مفتوح علیه ایران در موضوعاتی مانند حقوق بشر، حمایت از تروریسم، موشک‌های بالستیک و ... از هم‌اکنون می‌توان مشاهده کرد.

در این شرایط یا می‌بایست تحمیل و تحقیر بیشتری را پذیرفت یا به ابتدای آغاز مذاکرات بازگشت.

7- هدر رفتن فرصت‌ها و معطل نگه‌داشتن ظرفیت‌ها

معطل نگه‌داشتن ظرفیت‌های درونی و فرصت‌سوزی یکی از اهداف طرف‌های غربی در پای میز مذاکرات است. تداوم این روند در توافق تحمیلی، غیرعزتمندانه و تحقیرآمیز قابل پیش‌بینی است.

این موضوع در درون خود، باعث افزایش نارضایتی عمومی و بروز ناکارآمدی نظام می‌گردد و بنیان‌های اصلی جمهوری اسلامی ایران را ضعیف می‌کند.

نتیجه‌گیری

بنابراین با عنایت به آثار و پیامدهای تحمیل و تحقیر که در توافقی غیرعزتمندانه به منصه ظهور می‌رسد می‌توان گفت که طرف‌های آمریکایی-اروپایی، فراتر از موضوع هسته‌ای به مذاکرات و توافق می‌نگرند. با این تفاسیر می‌توان گفت غرب به دنبال دستاوردهایی «فرا هسته‌ای» است که طیف وسیعی از اهداف بین‌المللی، منطقه و راهبردی را در خصوص جمهوری اسلامی ایران تأمین کند. آنان درصدد هستند از طریق دائمی ساختن تحریم‌ها و تهدیدات، دامنه تحمیل خواسته‌ها مطالبات خود به ایران را فزاینده ساخته و جمهوری اسلامی ایران را در مسیر تحقیر قرار دهند.

سخن پایانی:

مقابله با برنامه‌ریزی استراتژیک آمریکا و خنثی سازی پازل تهدید، تحریم و تحمیل برای تحقیر ایران نیازمند راهبردی دقیق و همه‌جانبه است. توجه به سخنان رهبر معظم انقلاب‌اسلامی حضرت امام خامنه‌ای، این راهبرد و دقیق و همه‌جانبه را مشخص و معین می‌سازد.

معظم له در دیدار مسئولان و کارگزاران و جمعی از مدیران ارشد دستگاه‌های کشوری و لشگری می‌فرمایند: «جمهوری اسلامی بر مبنای عناصر اصلی محاسبات عقلانی خود یعنی اعتماد به پروردگار و سنن آفرینش» و «شناخت دشمن و بی‌اعتمادی به او» راه پرافتخار خود را با تکیه بر مردم، بهره‌گیری از تجربه‌ها و تلاش و مجاهدت پیگیر برای تحقق آرمان‌های ملت ادامه می‌دهد.

رفتار آمریکا و قدرت‌های سلطه‌گر مانند رفتار شیطان است چراکه آن‌ها همواره تلاش دارند با تهدید و تطمیع و به‌ویژه وعده‌هایی که هیچ‌گاه به آن‌ها عمل نمی‌کنند، کشورهای دیگر را مرعوب و تحت سلطه خود درآورند و شیطان نیز تلاش دارد با تهدید و تطمیع، دستگاه محاسباتی انسان را از کار بیندازد و او را دچار خطای در محاسبه کند.

همه باید مراقب این خطر بزرگ باشند زیرا خطای در محاسبه باعث می‌شود که اراده و توانایی‌های انسان در جهت تصمیم اشتباهی که اتخاذ می‌شود، عملاً به هدر رود. یکی از خطاهای بزرگ محاسباتی این است که انسان عوامل معنوی و سنت‌های الهی را نادیده بگیرد و فقط در چارچوب عوامل محسوس و صرفاً مادی حدود بماند. نگذارید دشمن با استفاده از تهدید و تطمیع در دستگاه محاسباتی شما اثر بگذارد.»

دکتر رضا سراج

عضو هیئت‌علمی دانشگاه و کارشناس ارشد مسائل راهبردی

انتهای متن/

========================================

 

 

منبع : خبرگزاری فارس

 

 

 

نظرات بینندگان

ارسال نظر