صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

آخرین وضعیت ائتلاف حامیان و مخالفان سوریه در صحنه میدانی و سیاسی

آخرین وضعیت ائتلاف حامیان و مخالفان سوریه در صحنه میدانی و سیاسی از ابتدای بحران سوریه ائتلاف منطقه‌ای و بین‌المللی حامی دولت سوریه به رغم قلت عددی اما با توجه به اینکه از وحدت مواضع بیشتری برخوردار بوده‌اند، توانستند بر انواع طرح های براندازی که از سوی جبهه مخالف تعبیه و اجرا شد فائق شوند و از انواع بحران ها عبور کنند.

کد خبر: 28275

احمدکاظم زاده: با وجود برخی شائبه ها، شواهد و شاخص های موجود حاکی از این است که دولت و ارتش سوریه و همچنین ائتلاف منطقه ای و بین المللی حامی آن همچنان به قوت قبلی خود باقی است و تغییری در این معادله به ضرر دولت سوریه روی نداده است.


خبرگزاری فارس: آخرین وضعیت ائتلاف حامیان و مخالفان سوریه در صحنه میدانی و سیاسی زمینه این شائبه به پیشروی های مقطعی تکفیری ها از جمله جبهه النصره در ادلب و جسر الشغور واقع در نزدیکی مرزهای ترکیه بر می گردد که همزمان با تجاوز نظامی عربستان به یمن صورت گرفت و این ذهنیت را ایجاد کرد که گویا این تجاوزات بر اساس یک  تقسیم کار مشخص بین ترکیه و عربستان صورت گرفته است. البته پیشروی های تکفیری ها در این مناطق بلافاصله تحت الشعاع پیروزی های بزرگ ارتش سوریه و حزب الله در منطقه استراتژیک قلمون قرار گرفت و بهره برداری های خبری و تبلیغاتی تکفیری ها و حامیان خارجی آنها را متوقف کرد با اینحال داعش اینبار راه خود را به سمت شهر تدمر (پالمیرا) واقع در بادیه الشام کج کرد تا با اشغال این شهر و الحاق صحرای بی آب و علف بادیه الشام و الحاق مناطق صحرایی استان الانبار به آن چنین وانمود کند که  نیمی از خاک عراق و سوریه را تحت اشغال خود دارد.

 

 


در حالیکه هدف داعش از این  تاکتیک خبری و تبلیغاتی سرپوش گذاشتن بر شکست ها و ناکامی قبلی خود بخصوص دراستان صلاح الدین و شهر تکریت عراق بود اما هم آوایی رسانه های قطری و سعودی با این تبلیغات و همراهی برخی از رسانه های غربی به دور جدید جنگ  تبلیغاتی داعش کمک کرد. با اینحال اغاز حمله مجدد ارتش عراق و نیروهای بسیج مردمی این کشور برای بازپس گیری رمادی و آزادسازی بقیه خاک استان الانبار این امید را ایجاد کرده است که تبلیغات داعش و رسانه های وابسته به حامیان آن به سرعت رنگ ببازد و ارتش عراق بار دیگر موقعیت برتر خود را بازسازی و تثبیت کند .

 

از طرف دیگر هر چند روسیه و امریکا به فعال کردن طرح مذاکرات ژنو دل خوش کرده و انتظار داشتند که استفان دی میستورا نماینده جدید سازمان ملل در امور حل بحران سوریه بتواند طرح آتش بس موقت در حلب و همچنین توافقات صورت گرفته در نشست قبلی مخالفان در مسکو را به گونه ایی هدایت کند که زمینه را برای اجرای طرح توافق ژنو فراهم کند اما از زمانی که این تحرکات آغاز شده باقیمانده ائتلاف موسوم به دوستان سوریه و در راس آن  سه کشور ترکیه ، عربستان و قطر نه تنها با این تحرکات همکاری نکرده اندبلکه با تشکیل ائتلافی سه جانبه و تعمیم آن به میان گروههای مسلح تحت حمایت خود همچون داعش (که تا پیش از این از حمایت ترکیه و قطر برخورداربود)و جبهه النصره (شاخه سوری القاعده که از حمایت عربستان برخوردار است)به تحرکات جدیدی برای احیای طرح براندازی در سوریه دست زده اند .بر این اساس می توان گفت یکی از موانع اصلی بر سر راه دور جدید تحرکات و رایزنی های دی میستورا برای حل سیاسی بحران از ناحیه این سه کشور است که هیچ رغبتی برای شرکت در نشست ژنو از خود نشان نداده اند.

 


نکته قابل توجهی که در این زمینه وجود دارد این است که ائتلاف مخالفان دولت سوریه که زمانی عبارت «دوستان سوریه »را یدک می کشیدند و حتی ادعا می شد که اعضای آن به یکصد کشور و سازمان رسیده است اکنون حتی به تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسد و در عرصه میدان عمدتا سه کشور عربستان، ترکیه و قطر هستند که میدان داری می کنند و در اجرای دور جدید پروژه براندازی پیش افتاده اند .
این در حالی است که از ابتدای بحران سوریه ائتلاف منطقه ای و بین المللی حامی دولت سوریه به همان سبک و سیاق قبلی خود باقی مانده است و اگر چه حامیان دولت سوریه به لحاظ عددی در مقایسه با مخالفان آن خیلی کمتر هستند اما با توجه به اینکه از وحدت مواضع بیشتری برخوردار بوده و هستند لذا در چهار سال گذشته توانستند بر انواع طرح های براندازی که از سوی جبهه مخالف تعبیه و اجرا شد فائق شوند و از انواع بحران ها عبور کنند.

 


اکنون نیز هیچ نشانه ای که حاکی از تغییر رویکرد در میان اعضای محور مقاومت باشد مشاهده نشده است و در مورد روسیه همان عواملی که این کشور را بران داشت در چهار سال گذشته پشت دولت سوریه را بگیرد و به خاطر منافع  ژئوپولتیک و ژئواستراتژیک خود در برابر طرح های براندازی ائتلاف موسوم به دوستان سوریه بایستد همان انگیزه ها اکنون نیز به قوت خود باقی است و به استثنای سفر جان کری وزیر امور خارجه  امریکا به روسیه و دیدار با ولادیمیرپوتین و لاوروف در سوچی تحول خاص دیگری در روابط دو کشور روی نداده است و اتفاقا در مورد این سفر این طرف آمریکایی بود که بعد از ناکامی در اعمال تحریم های اقتصادی علیه روسیه و یا کاهش عمدی بهای نفت با مشارکت عربستان که در پی بحران اوکراین صورت گرفت برای عادی سازی روابط با روسیه پا پیش گذاشت و این نشان می دهد که دولت اوباما چه برای ملاحظات انتخاباتی سال 2016 و چه برای حل بحران های منطقه ای در خاورمیانه و شرق آسیا به کمک روسیه نیاز دارد و در چنین شرایطی بعید است روسیه در خصوص بحران سوریه و یا هر بحران دیگری به نفع امریکا گام بردارد ضمن آنکه در مورد بحران سوریه شاخص های زیادی وجود دارد که نشان می دهد شخص دولت اوباما در خصوص براندازی دولت سوریه به جمع بندی مشخصی دست نیافته است و تاکنون در خصوص طرح ها و درخواست های که از سوی جمهوریخواهان و یا حتی برخی از اعضای قبلی دولت از جمله چاک هیگل وزیر دفاع قبلی برای ورود جدی به طرح براندازی دولت سوریه مطرح شده است ، همصدای نشان نداده است .

 


علاوه بر این در یک نشانه دیگر هر چند روسیه در سال های گذشته از تحویل سامانه دفاع موشکی فروخته شده به ایران خودداری می‌کرد و حتی ایران را به ناچار به طرح شکایت از دیوان لاهه سوق داده بود اما به تازگی موافقت خود را با تحویل این سامانه اعلام کرده است و این نشان می دهد که روسیه به این واقعیت پی برده است که در شرایطی که امریکا و ناتو با تحویل هواپیماهای رادار گریز اف 35 به رژیم صهیونیستی و یا تصمیم به  استقرار سامانه های دفاع موشکی در سراسر خلیج فارس گرفته است روسیه نمی تواند دست روی دست بگذارد و اجازه دهد موازنه نظامی به نفع این رژیم و دیگر متحدان عرب آمریکا رقم بخورد .

 

ازطرف دیگر هر چند در خصوص مسئله هسته ای ایران فرض بر این است که این مسئله جدا از سایر مسائل منطقه حل و فصل شود و به آنها پیوند زده نشود اما دولت اوباما به خوبی می داند که  جمهوری اسلامی ایران به حفظ روابط و همکاری های راهبردی خود با متحدان منطقه ای اش وفادار است و به هیج وجه نمی تواند در برابر هر اقدام احتمالی علیه آنها بی تفاوت بماند بخصوص آنکه ماهیت تهدیدهای جدید منطقه ای جنبه منطقه ای و حتی فرامنطقه‌ای دارد و هر گونه بی تفاوتی در برابر تهدیدی که امروزه از سوی تکفیری ها و در راس آن داعش سوریه و عراق را مورد هدف قرار داده است ابعاد منطقه ای و حتی فرامنطقه ای دارد و اساسا مقابله پیشدستانه با این گروهها برابر قطعنامه های سازمان ملل یک الزام و مسئولیت بین المللی است.

 


بر این اساس می توان گفت رویکرد کنونی  ائتلاف حامیان دولت سوریه  همچون گذشته ازحمایت و مشروعیت بین‌المللی از جمله قطعنامه های سازمان ملل در مبارزه با تروریسم برخوردار است حال آنکه رویکرد ائتلاف حامیان مخالفان دولت سوریه اعم از نیروهای مسلح و تکفیری های وارداتی  چه در زمینه تسلیح این گروهها و چه ارائه کمک های مالی به آنها کاملا برخلاف قطعنامه های شورای امنیت است و مصداق بارز همکاری با تروریسم محسوب می شود .

انتهای پیام/

فارس

نظرات بینندگان

ارسال نظر