صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

من مصاحبه از دانشمندان هسته‌ای را تکذیب می‌کنم

عباسی: قطعا آقای روحانی از من استفاده نخواهد کرد چون اهل خطر نیست

من یک سوال از شما می‌پرسم، اساسا آیا تیم مذاکره‌کننده کمک می‌خواهد یا خیر ؟ همانطور که در آمریکا افرادی وجود دارند که در مخالفت با مذاکرات مواضع تندی را در پیش بگیرند تا بتوانند امتیازاتی را از ما بگیرند طبیعتا ما نیز نیاز داریم به کیهان و برخی نمایندگان تندرو برای اینکه بتوانیم پیشرو‌تر باشیم. / به هر حال اگر به دنبال توافق باشیم با قدرت به دست می‌آید و نیاز به دادن این همه امتیاز نیست. ببینید اسم من در لیست قطعنامه 1747 وجود دارد. قطعا آقای روحانی از من استفاده نخواهد کرد چون اهل خطر نیست حالا ما نبودیم آیا نمی‌شد یک کارمند پاک با خود ببرند که این 2/4 میلیارد دلار را چگونه می‌خواهند بدهند از چه طریق؟! به هر حال من از نظر توافق می‌گویم نتیجه آنچنانی ندارد و تحریم برداشته نمی‌شود.

کد خبر: 28207

آرمان- فائزه عباسی: فریدون عباسی رئیس اسبق سازمان انرژی اتمی از سنگ اندازی‌هایی می‌گوید که در مسیر فعالیت های هسته‌ای کشورمان ایجاد کرده‌اند. او به انتقاد از عملکرد مسئولان هم می‌پردازد و اشکالات کاری آنها در مسیر مذاکرات برمی‌شمارد اما نکته قابل تامل این است که ادعا می‌کند تیم مذاکره‌کننده دولت یازدهم به توصیه‌های او توجه ندارد و لذا از بیان آن خودداری می‌کند. دکتر فریدون عباسی روز پنجشنبه ‌میهمان سومین نشست اعضای گروه مجازی چلنج بود و با حوصله به سوالات حاضران که از دو طیف اصلاح‌طلب و اصولگرا بودند، پاسخ داد. وی بیش از یک سال است که صندلی خود را به علی اکبر صالحی سپرده و از مذاکرات هسته‌ای دور شده است و حال به دفاع از دوران مسئولیتش می‌پردازد. در این میان انتقاد به تیم کنونی و دولت یازدهم از نظرش دور نمی‌ماند. البته گاهی هم با حمایتی ظریف از دولت کنونی می‌گوید که فراجناحی است. او در ابتدای جلسه به شرح جزئیاتی از ماجرای ترورش می‌پردازد و در آخر به بگم بگم ختم می‌شود. فریدون عباسی آمد و میکروفن به دست گرفت و اینچنین سخن آغاز کرد:
 

 

  چگونه ترور شدم؟
او درباره زمان ترور خود گفت که: «تقریبا اواخر سال 82 بود که تلفنی به من شد و خود را دفتردار یکی از مسئولین کشور معرفی کرد که شماره‌ای هم که داد درست بود و با لحنی که به نظر می‌آمد سن و سالی از او گذشته است و اسامی افرادی را می‌خواست که در رشته هسته‌ای کار می‌کردند تا با آنها جلسه‌ای را بر گزار کند. من متوجه شدم که این یک تخلیه تلفنی است که می‌خواهند افراد هسته‌ای را شناسایی کنند. من با او به صورت عادی صحبت کردم و از او خواستم تا جلسه‌ای بگذارد و بگوید چه رشته و تخصصی را می‌خواهد. این تخلیه‌ها ادامه داشت و حتی سال 83 نیز فرد دیگری با من تماس داشت و با دکتر شهریاری صحبت کرده بود تا حوزه تخصصی من را در بیاورد و دکتر شهریاری خلاصه تز من را برای او توضیح داده بود و همان در سایت‌های منافقین نوشته شده بود. 
سال 84 موضوع جدی‌تر شد و به گونه‌ای پیش رفت که من برای حفظ جان محل زندگی خود را ترک کنم و ترور‌ها جدی می‌شود تا سال 87 که بار دیگر که من به منزل اول برگشتم و دوباره به من اخطار داده شد تا دوباره منزل خود را تغییر دهم که گفتم طعمه می‌شوم و اگر قرار بود اقدامی انجام گیرد شما آماده باشید که بتوانید آنها را دستگیر کنید تا اینکه اتفاقات 88 رخ داد و دشمن از این فرصت به دست آمده استفاده کرد و می‌خواست یک چالشی را برای نظام ایجاد کند که شهید علی محمدی را هدف قرار داد .مدت‌ها پیش هشدارها به شهریاری داده شده بود و به من نیز گفته بودند اما من محافظ قبول نمی‌کردم و مدتی بعد جریان بمب‌گذاری اتفاق افتاد و از آنجایی که دکتر شهریاری آکادمیک‌تر بود و من جنگنده‌تر و البته تقدیر خدا نیز حاکم شد و دکتر شهریاری به فیض شهادت رسیدند. »
  یکی از بحث‌هایی که عمده مباحث را پیرامون مباحث مذاکرات هسته‌ای مطرح می‌کند این است که اساسا سیاست مذاکرات بدون تایید عالی‌ترین مقامات کشور اجرایی نمی‌شود. با توجه به این مساله این امر تا چه حد می‌تواند به مذاکرات کمک کند؟
من یک سوال از شما می‌پرسم، اساسا آیا تیم مذاکره‌کننده کمک می‌خواهد یا خیر ؟
  همانطور که در آمریکا افرادی وجود دارند که در مخالفت با مذاکرات مواضع تندی را در پیش بگیرند تا بتوانند امتیازاتی را از ما بگیرند طبیعتا ما نیز نیاز داریم به کیهان و برخی نمایندگان تندرو برای اینکه بتوانیم پیشرو‌تر باشیم. 
من معتقد نیستم کیهان تندرو است شاید اشتباهاتی داشته باشد اما اینگونه نیست که آنها را دسته‌بندی کنیم و بگوییم این تندرو است و آن کندرو. همانطور که نشریه مقابل کیهان را هم نمی‌توانیم تندرو بخوانیم. بنابراین مساله تندرو در کشور ما چندان تعریف مشخصی ندارد. من فکر می‌کنم تیم مذاکره‌کننده دارای یک فلسفه است که اگر آن را باز کند که به نظم جهانی چطور نگاه می‌کند و... برای خود یک برنامه دارد. بالاخره آقای روحانی 8 سال در مطالعات استراتژیک بودند این زمان بهترین موقعیت برای گرفتن مشاوره و کتاب بیرون دادن و مطالعه است و افراد آماده شوند برای پست ریاست‌جمهوری و اتاق‌های فکری دارند و به نظر می‌رسد نیازی ندارند کسی به آنها کمک کند و از رسانه‌ها و سایت‌ها استفاده کردند و پیوست رسانه‌ای نیز بود. مثلا بحث کلمه قهرمان دیپلماسی را ساخته بودند که اشتباها به فکس من فرستادند و من آن را متوجه شدم. بر این مساله کار می‌کردند تا فضا را برای استقبال آماده کنند و به هر حال این کلمه را در دهان‌ها قرار دهند. من به این نتیجه رسیدم که آنها کمک نمی‌خواهند چراکه قبل از تحویل‌گیری دولت ملاقاتی با اکراه طرفین صورت گرفت و بعد از آن دو جلسه خوشبین بودم و خواستم جناب آقای ظریف را از موضوعاتی آگاه کنم تا از این طریق گلوگاه‌های هسته‌ای را به آنها تذکر دهم اما بعد از آن از من که 30 سال در این زمینه خدمت کرده‌ام سوال و کمکی خواسته نشد. 
  از چه زمانی بر داشتن انرژی هسته‌ای تاکید شد؟ 
هسته‌ای سه کاربرد در دنیا داشته است؛ اول ساخت بمب و دیگری تولید انرژی برق است و سومین آن کاربرد پرتو‌ها در زندگی مردم. نخستین استفاده بشر از هسته‌ای بمب بوده وبعد آن را کنترل کرده و از آن انرژی گرفته است. البته شما که رسانه‌ای هستید نگاه کنید از سال 1972 تا سال 1975 آژانس کنفرانس‌هایی را مطرح کرده است با عنوان انفجارهای هسته‌ای در ابعاد صلح آمیز و در این رابطه کتاب‌هایی هم بیرون داده‌اند و نکته آن است که آنها اگر بخواهند می‌توانند مساله ای را صلح آمیز نشان دهند حتی اگر منظور سلاح باشد و خب طبیعی است که هر بخش میزان غنی‌سازی خاص خود را می‌طلبد. در رژیم گذشته که برنامه‌ریزی‌هایی انجام شده بود 10هزار مگاوات را پیش بینی کردند و خیلی سریع قرارداد بستند و در سال 1353 قرارداد را بستند و پیش بینی شد که سوخت هسته‌ای را از فرانسه تهیه کنیم اما بعد از انقلاب می‌گویند شما نیاز به انرژی هسته‌ای ندارید. پس غنی‌سازی از قبل از انقلاب در برنامه‌ها بوده است. حال ممکن است حضرت امام در ابتدای انقلاب جمله‌ای را گفته باشند چون فقها حجیتی را برای کارشناسان قائل هستند و کارشناس‌های آن زمان همه‌چیز را می‌گفتند استعماری و استبدادی و... حتی برای نیروگاه بوشهر از این حرف‌ها می‌زدند و حتی در برخی از خطبه‌های نماز جمعه درباره تانک‌ها نیز این صحبت‌ها به میان می‌آمد و وقتی جنگ شد گفتند همه اقدامات رژیم شاه بد است و این را از زبان فردی شنیدیم که شاید مورد قبول خیلی از دوستان باشد (سخن به اینجا که رسید فریدون عباسی خواست تا برای درگذشتگان فاتحه‌ای خوانده شود و به این ترتیب نشان داد فرد مورد نظر او در قید حیات نیست) با توجه به اینکه حضرت امام برای نظر کارشناسی حجیت قائل بود شاید به امام(ره) گفته شده است که این تجهیزات استعماری است ما دارای نفت و گاز هستیم و... 
  (فریدون عباسی در این بخش وقتی کمی چلنج بر سر مباحث کارشناسی و تدبیر و فقاهت به وجود می‌آید به حضور یک کارشناس در مجلس اشاره می‌کند) 
فرد بزرگواری که کارشناس هم است در میان مجلسی‌ها به سخنرانی پرداخته است و به آنها گفته است که چه نشسته‌اید که این راکتور اراک می‌شود چرنوبیل. آیا راکتور اراک چرنوبیل می‌شود ؟ اگر می‌شود پس تو در این مملکت چکار می‌کردی که می‌گویی از اول انقلاب در بحث انرژی هسته‌ای هستی. آیا نمی‌توانستی دانشجویانی تربیت کنی که قدرت تشخیص بد بودن این راکتور را داشته باشند ؟! از زمان آیت‌ا... هاشمی تا به امروز این راکتور در حال کار کردن است چطور می‌شود که به یک‌باره بد می‌شود ؟ آیا کارشناسی وارد این موضوع شده‌ایم یا باز داریم سیاسی با آن برخورد می‌کنیم. بنابراین ممکن است گاهی اطلاعات غلط یا ناقص داده شود. 
  پس شروع دوباره فعالیت هسته‌ای به کدام زمان برمی‌گردد ؟
فعالیت‌ها بر می‌گردد به دوران نخست وزیر که در آن زمان حضرت امام هم بودند و دانشگاه باز شده بود و فارغ‌التحصیلانی نیز از دانشگاه‌ها بیرون آمده بودند و جنگ به یک ثبات رسیده بود و در آن زمان مقدمات تکمیل راکتور بوشهر فراهم شد و با غربی‌ها نیز در این رابطه صحبت شد و می‌توان گفت موضوع به سال 66 و 67 برمی‌گردد و نخستین تیم‌های غنی‌سازی در سال 68 تشکیل شد. 
  یکی از خبرنگاران رسانه اصولگرا بحث را به تغییرات در جابه‌جایی‌های دولت در سازمان انرژی اتمی کشاند و گفت با تغییر دولت شاهد خانه‌نشینی برخی اصحاب و دانشمندان عرصه انرژی هسته‌ای شدیم و برخی از دولتمردان آن را تکذیب می‌کنند که دروغ محض است. می‌خواهم این را از زبان شما بشنوم که آیا این موضوع صحت دارد ؟ 
موقعی که من به اتاق ریاست رفتم کسی تشکیلات را به من تحویل نداد. یعنی برادر بزرگواری که قبل از من تشریف داشتند نگفتند که جزئیات چیست و ما از سر تکلیف در آنجا مستقر شدیم. وقتی مسئول تغییر می‌کند برخی می‌آیند و به قول معروف زیر آب زنی‌ها آغاز می‌شود. در آن مقطع هرج و مرج عجیبی شکل گرفت و برخی‌ها من را نمی‌شناختند و فکر می‌کردند چون ترور شده‌ام این پست را در اختیار من قرار داده‌اند البته تا بخشی هم درست است چرا که در مملکت ما افراد به موقع تشخیص داده نمی‌شود مانند دکتر شهریاری که امروز به او می‌گوییم دانشمندی وارسته. آیا این دانشمند در زمان حیات نمی‌توانست رئیس یک دانشکده باشد یا چه شد که ایشان از دانشگاه امیرکبیر رفت یا سال 87 می‌خواست از دانشگاه شهید بهشتی برود؟! و حال می‌خواهم بگویم که افراد شناختی روی من نداشتند و نمی‌دانستند که من آنها را می‌شناسم. حتی آن زمان در جلسه‌ای فردی به من گفت شما اسمی نداشتی و کسی نبودی که در این مقام قرار بگیری. من به او گفتم خانم شما پزشک نیست و ایشان تعجب کرد که من نه تنها خود اورا می‌شناسم بلکه خانواده ایشان را نیز می‌شناسم. من فهمیدم که عده‌ای را کنار گذاشته‌اند. 
  یعنی زمان آقای احمدی‌نژاد ؟
بله در دوره قبل از من افرادی که مرتبط با سوخت 20 درصد بودند یا کارهای خاصی می‌کردند و از افراد متعهدی بودند که حرف می‌زدند که یکی از آنها احمدی روشن بود کنار گذاشته شده بود و این افراد، افراد با هیجانی هم بودند و وقتی شور و هیجان این افراد را دیدم فرستادم دنبال افرادی که خانه‌نشین شده بودند و آنها را در بخشی دیگر به‌کار گرفتم. خب در آن زمان من هیچ کسی را خانه‌نشین یا جابه‌جا نکردم و حتی آن زمان دختر موسوی همکار ما بود. من در یکی از مصاحبه‌ها که دیدم فشار زیادی بر مدیر مربوطه هست گفتم سلیقه مدیریتی است و باید افراد تحمل کنند و صبور باشند اما بعد از یک سال و نیم افرادی را که کنار گذاشته‌اند چرا ردیابی می‌کنند که در جای دیگر گمارده نشوند چه خصومتی وجود دارد؟! همه‌چیز تقصیر آقای دکتر صالحی نیست برخی مواقع سلیقه‌های شخصی دخالت می‌کند. ایشان فرد بزرگوار و خوش مشربی هستند اما ایشان هم باید در انتخاب افراد دقت می‌کردند. من متاسفم که جابه‌جایی افراد رسانه‌ای می‌شود و به نظرم این اتفاق نباید رخ می‌داد 
  (فریدون عباسی که از همان ابتدا رویکرد انتقادی‌اش به مذاکرات مشخص بود در ادامه سخنانش به توافق ژنو اشاره می‌کند و آن را شتابزده می‌خواند، او اینچنین ادامه می‌دهد): 
به دولت تذکر می‌دهیم اقدام شتابزده انجام دادید در ژنو. آیا انتظار دارد محترمانه‌تر از این بگوییم اقدام شتابزده است ؟! باز دولت گوش نمی‌دهد و همینطور ادامه می‌دهد. من هم اطلاعاتی دارم تذکر می‌دهم و می‌گویم آیا باید اینگونه برخورد شود؟! اگر من بخواهم جواب دهم چیزهایی را می‌گویم که به صلاح نیست. البته مسئولان دولتی هم نمی‌توانند برخی مباحث را مطرح کنند و بهتر است ظلم نکنیم و اجازه دهیم آنجایی که امنیت ملی است رعایت شود چه در دولت احمدی‌نژاد و چه در دولت آقای روحانی. 
  (سوالات پی درپی اعضای چلنج اعتراض رئیس سابق انرژی اتمی را به دنبال داشت و گفت قبول نیست من یکریز صحبت کنم و شما استراحت) اگر توافق هسته‌ای انجام پذیرد چه امتیازاتی را به دست می‌آوریم و چه چیز از دست خواهیم داد ؟
مهم آن است که روی چه چیز توافق کنیم ؟! ببینید تفکرات مختلف است اول باید دید خط قرمزها چیست؟ اساسا ما چه کار می‌کردیم که اکنون به دنبال توافق هستیم؟! موضوع طرف مقابل ایران موضوع انرژی هسته‌ای نیست آنها موضوع انحراف از قواعد NPT را محور قرار داده‌اند و روی آن با ما بحث می‌کنند. در این رابطه چند نوع تفکر وجود دارد که هر کدام وقتی به مذاکره بروند سطح توقع فرق می‌کند. مثلا اگر من به مذاکره بروم که قبلا پشتیبان تیم مذاکره‌کننده بودم من خط آتش سنگین اجرا می‌کنم یا می‌گویم 20 درصد را اضافه می‌کنم و فردو را نیز پر از سانتریفیوژ می‌کنم اما به کار نمی‌اندازم و می‌گویم قدرت من این است حال با هم صحبت کنیم و یکجا غنی‌سازی را کم می‌کنم. برای مثال تا 3/5 کاهش می‌دهم و می‌گویم حال شما تحریم بانک مرکزی را‌بردارید. گام به گام. ما نشان دادیم قدرت و فناوری داریم و از آنجایی که ماموریت آژانس را می‌دانستیم پای حرف خود می‌ایستیم و اگر 3/5 را اجرا نکرد ما 5/6 را مطالبه کنیم. این نوع مذاکره طرف را می‌کشاند به سمت حل مساله هرچند ممکن است تحریم سخت‌تر شود. ما این روند را داشتیم ادامه می‌دادیم که وندی شرمن دستور توقف مذاکرات را داد ما دیتای لازم را گرفتیم دیدیم در زمینه تحریم طلا و هواپیما مشکلی نداریم و فقط بر بانک مرکزی متمرکز شدیم. دوستان در ژنو 180 درجه تغییر کردند و هرچه گفته شد گام گام انجام شود آنها یکجا گذاشتند و آمدند و من در آن زمان موضع‌گیری کردم و آن زمان گفتم قهرمان کاغذی درست نکنیم. این شاید در شان آقای ظریف هم نبود. ما در ژنو چیزی برای چانه‌زنی نداریم. من با آقای احمدی‌نژاد مساله داشتم. جایی بود که من یقین کارشناسی داشتم که اگر انجام شود خوب است و محکم هم ایستاده بودم و فقط به ایشان گفتم شما اگر می‌خواهید این کار انجام شود باید به من دستور بدهی که آقای احمدی‌نژاد دستور داد و من دستور ایشان را اجرا کردم و این مشخص شد که داده‌هایی داشت که حتی اگر به معاون خود می‌گفت مشکلاتی ایجاد می‌شد. به هر حال اگر به دنبال توافق باشیم با قدرت به دست می‌آید و نیاز به دادن این همه امتیاز نیست. ببینید اسم من در لیست قطعنامه 1747 وجود دارد. قطعا آقای روحانی از من استفاده نخواهد کرد چون اهل خطر نیست حالا ما نبودیم آیا نمی‌شد یک کارمند پاک با خود ببرند که این 2/4 میلیارد دلار را چگونه می‌خواهند بدهند از چه طریق؟! به هر حال من از نظر توافق می‌گویم نتیجه آنچنانی ندارد و تحریم برداشته نمی‌شود. 
  می‌گویید مذاکرات در زمان شما اقتدارگرایانه و جهادی بوده است. حال سوال اینجاست که ماحصل این مذاکرات مقتدرانه چه بوده است؟ آیا جز این است که زمان مذاکرات شما بانک مرکزی تحریم شد و حال ایراد به دولت روحانی می‌گیرید که چرا این تحریم برداشته نشد. اگر روند مذاکرات دوران خود را صحیح می‌دانید چرا به تحریم‌ها منتهی شد؟
تحریم‌ها ریشه در مذاکرات 83 دارد. حال می‌پرسید برچه برمبنایی است آیا اگر آقای احمدی‌نژاد بگوید اینقدر قطعنامه صادر کنید تا قطعنامه‌دانتان پاره شود آنها جری می‌شوند و قطعنامه بیشتری صادر می‌کنند؟ این دوستان بزرگوار رفتند مذاکره کردند و درحالی که توافق سعدآباد و توافق بروکسل حاصل شده است 5 قطعنامه شورای حکام صادر شد. این دو توافقنامه یا بیانیه برای ما تعهدآور بود و هیچ کدام هیچ تعهدی برای دولت‌های مقابل در پی نداشت و به هر حال پلمب‌ها در همان دولت رئیس اصلاحات برداشته شد. خب ما کار کردیم و مشخص است که دشمن برای ما کف نمی‌زند و هی داده جمع می‌کند و PMD را بزرگ می‌کنند. خب آقای احمدی‌نژاد می‌خواست از دولت اصلاحات و هاشمی دفاع کند وقتی به او می‌گفتیم چرا می‌گفت مسائل مملکت است. 
  من جواب سوالم را نگرفتم. مذاکرات دوره شما چه دستاوردی داشت؟
دستاوردی که داشت ما منتظر انتخابات 92 شدیم. 
  8 سال برای مذاکره کم بود ؟
ما داشتیم مذاکره می‌کردیم و از لحاظ فنی همکاری عمیقی با تیم داشتیم و تفکر ما که به نوعی تفکر پاسداری بود اگر در حوزه هسته‌ای شکست می‌خوردیم برایمان بد بود. بنابراین برنامه‌ریزی کردیم غنی‌سازی را تا 
50 درصد رشد می‌دهیم، راکتور را راه می‌اندازیم و تعاملمان را با آژانس بیشتر می‌کنیم و این برنامه‌ها را اجرا کردم. به هر حال باید بخش فنی بخش مذاکره را پشتیبانی کند. وقتی جلیلی به مذاکره می‌رفت سوخت 20 درصدی را همراه داشت ما جلو رفتیم و دشمن دید با وجود تحریم پیشرفت کردیم و امروز اگر می‌گویند تحریم بر برنامه‌های هسته‌ای تاثیر نداشت ناشی از همین مساله است. در آلماتی 2 می‌شد نخستین بند توافق نوشته شود که خانم وندی شرمن دستش را بالا می‌گیرد و می‌گوید ما مخالفیم چرا چون منتظر انتخابات است می‌خواهد ببیند آیا می‌تواند مشکل ایجاد کند و بالاخره آقای عارف آمد و انتخابات به خوبی برگزار شد. (وقتی پای انتخابات 88 به میان می‌آید آن هم در جلسه‌ای که هم اصولگرا وجود دارد و هم اصلاح‌طلب این موضوع هر دو طیف را وادار به سخن گفتن می‌کند در این راستا فریدون عباسی می‌گوید) به هر حال اصلاح‌طلبان قهر کرده بودند. قهر هم برای دوستان است نه دشمنان. اگر می‌گویید فتنه بود، فتنه به چه معناست؟ به این معنا که آنقدر غبار زیاد است که حقیقت پنهان می‌شود. دوباره به سوال برگشت و گفت ما فکر می‌کردیم دولت از این پشتوانه انتخاباتی استفاده می‌کند و محکم از مواضع قبل دفاع می‌کند که دوستان 180 درجه مخالف حرکت قبل رفتار کردند. 
  البته انتخابات 92 رفراندوم هسته‌ای و نوعی نقد به مذاکرات دولت قبل هم بود ؟
نه به این صورت نبود. اما انتظار می‌رفت بعد از انتخابات 92 با قوت بیشتری پیش رویم. 
  آیا در دولت قبل با دانشمندان هسته‌ای مصاحبه‌ای انجام شد؟
وقتی دولت به احمدی‌نژاد رسید و آقای لاریجانی شد دبیر شورای عالی امنیت مباحثی با آقای البرادعی دنبال شد که به نتیجه رسید و یک مدالیته 6‌بندی بود که بعد از روی کار آمدن آمانو برهم خورد، ابهاماتی وجود داشت که در رابطه با آن بندها بود و از دو نفر در حد مدیرعامل یک شرکت خصوصی خواسته شد که بیایند و در رابطه با آن کشور توضیحاتی ارائه دهند یا متخصص غیر هسته‌ای توضیحاتی درباره لیزر داد. من مصاحبه از دانشمندان هسته‌ای را تکذیب می‌کنم و اگر آقای عراقچی مطلبی را گفته شاید به دلیل خستگی بوده است. به هر حال برای گفت‌وگوی زنده کات دادن، وجود ندارد. من می‌گویم هم درباره دولت قبل و هم این دولت انصاف داشته باشید. من بارها به دولت گفته‌ام قبیله‌ای و طایفه‌ای رفتار نکنند و من اگر احساس کنم دولت چنین برخوردی دارد صدایم درخواهد آمد و صحبت‌هایی خواهم کرد. 

نظرات بینندگان

ارسال نظر