صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

آنکارا روابط با تهران را فدای منافع ریاض می‌کند؟

منافع ترکیه در منطقه ایجاب می‌کند این کشور در راستای ایجاد توازن میان روابط خود با ایران و عربستان سعودی بکوشد. آنکارا در گذشته در برقراری ارتباط با تهران موفق بود: اگرچه دو کشور در سوریه از دو گروه مخالف حمایت می کنند، اما این مسئله تاثیری بر روند همکاری های آنها نداشته است. تاکتیک جدید ترکیه در مورد عربستان...

کد خبر: 20687

نویسنده: آرون اشتاین

رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه ماه گذشته برای دیدار با ملک سلمان پادشاه عربستان سعودی به ریاض سفر کرد. به نظر می رسد دیدار دو مقام که پشت درهای بسته صورت گرفت، گشایشی در روابط دو کشور بود: سه هفته پس از این دیدار، ترکیه از عملیات عربستان در یمن حمایت کرد که این مسئله به معنای حمایت رسمی آنکارا از عملیات هوایی ریاض علیه حوثی ها، گروه شیعه زیدی بود.

 

انتشار این خبر به گمانه زنی ها در مورد اینکه آنکارا آماده است تا آشکارا در درگیری های فرقه ای منطقه مشارکت کند، دامن زد. برخی ناظران حتی ترکیه را بخشی از محور سنی تحت رهبری عربستان سعودی به شمار آوردند که آشکارا آماده به چالش کشیدن ایران بود که حامی حوثی ها محسوب می شد. البته این تصورات چندان بی پایه و اساس نیست: اردوغان از آن زمان به بعد ظهور حوثی ها را ناشی از ترغیب ایران دانست و از «ایران و گروه های تروریستی» خواست یمن را ترک کنند. با این حال، نتیجه گیری زودهنگام ساده انگارانه است و در پی این نتیجه گیری زوایای دیگر رابطه عربستان سعودی با ترکیه و مصلحت گرایی موجود در این رابطه نادیده گرفته می شود.

 

 

در حقیقت، تصمیم ترکیه برای پیوستن به ائتلاف تحت رهبری عربستان سعودی علیه حوثی ها از تمایل بی حد و اندازه این کشور برای تقویت روابط با پادشاه عربستان ناشی شد و این در حالی است که آنکارا در گذشته سیاستی متفاوت در مقابل ریاض داشت؛ با این حال، دو طرف اخیرا بیشتر از قبل در مقابل یکدیگر ایستاده اند که آخرین نمونه را می توان اعزام نیروهای عربستان سعودی به بحرین دانست. از دیگر اختلافات اساسی میان دو کشور همچنین می توان به قدرت گرفتن اخوان المسلمین در مصر اشاره کرد (ترکیه حامی این گروه بود و عربستان در مقابلش)؛ آینده اسلام سیاسی در جهان عرب نیز یکی دیگر از مواردی محسوب می شود که آنکارا و ریاض بر سر آن با یکدیگر اختلاف دارند.

 

 

پس از شروع انقلاب های عربی، ترکیه خود را پیروز صحنه نبرد تغییرات دموکراتیک می دید. در سال 2012 احمد داوود اغلو وزیر امور خارجه وقت ترکیه که اکنون نخست وزیر این کشور است اعلام کرد سیاست ترکیه در دوران پس از بهار عربی «بر مبنای ارزش ها» و «با تاکید بر دموکراسی و مشروعیت عمومی» در نظر گرفته خواهد شد. وی پادشاهی های منطقه را مورد انتقاد قرار داد که هنوز در بخش اشتباهی از تاریخ سیر و از سرکوب حمایت می کنند. داوود اغلو در اقدامی مشابه دسامبر گذشته آشکارا از ریاض انتقاد و اعلام کرد عربستان سعودی می بایست همکاری و همفکری بیشتری با غرب داشته باشد تا دموکراسی را بشناسد و بتواند منطقه را تحت کنترل خود درآورد.

 

 

با این حال، اختلاف نظر میان آنکارا و ریاض بیشتر به مصر و حمایت از اخوان المسلمین مربوط می شد. ترکیه و عربستان سعودی هر دو در سوریه از شورشی ها حمایت می کردند که با دولت بشار اسد که تحت حمایت ایران است در جنگ هستند؛ اما ناتوانی دو طرف در برقراری ارتباط در نهایت سبب شد هر یک از گروهی حمایت کنند که از روند درگیری ها بیرون رانده شدند: عربستان سعودی از گروه های ملی گرا در شمال سوریه همچون جبهه انقلابیون سوریه حمایت کرد و ترکیه به حمایت از گروه های اسلامی همچون جبهه النصره، شاخه القاعده در سوریه گروید.

 

آنکارا اعلام کرد به دنبال دامن زدن به آتش درگیری های فرقه ای در منطقه نیست و در مقابل، هدفش از حمایت از این گروه ها جنگ با دولت اسد و در عین حال داعش است. ترکیه حتی از قطر در تلاش های این کشور برای تحت فشار گذاشتن جبهه النصره برای تجدید روابط این گروه با القاعده، حمایت کرد.

 

 

اما سیاست ترکیه و عربستان سعودی در سوریه به مرور زمان به یکدیگر نزدیکتر و در نهایت به تعامل دو کشور در یمن منجر شد. به طور کلی، این ریاض بود که به تدریج راهبرد آنکارا در سوریه را تایید و در تلاش ها برای متحد کردن شورشی های اسلامی شمال سوریه همکاری کرد. اول، عربستان سعودی با مرگ ملک عبدالله بن عبدالعزیز و جانشینی ملک سلمان مواضع نرم تری در مقابل اخوان المسلمین اتخاذ کرد؛ سلمان به اخوان المسلمین اعتماد ندارد اما ظاهرا بر این باور است که اختلاف نظرها بر سر نقش این گروه، سیاست خارجی عربستان سعودی را تحت تاثیر قرار داده است. دوم، دو گروه تحت حمایت عربستان در شمال سوریه اخیرا در مقابل جبهه النصره شکست خوردند و بدین ترتیب ریاض متحدان خود را در درگیری که به شدت خواهان پیروزی در آن است، از دست داد. سوم، نگرانی عربستان سعودی از قدرت ایران در میدان های نبرد مهم در منطقه به شدت افزایش یافته بود و علاوه بر این، با اتفاقات اخیر در یمن و عراق ترس عربستان از محاصره شدن در میان شیعیان که آنها را رقیب خود می داند، افزایش یافت.

 

 

با توجه به مسائل یاد شده، می توان فرض کرد اردوغان و سلمان در دیدار خصوصی خود تصمیم گرفتند سیاست های دو کشور را در سوریه هماهنگ سازند و توافق در زمینه یمن منفعت جانبی این توافق بوده است. برای ترکیه، حمایت از مواضع عربستان سعودی علیه حوثی ها هزینه و ضرر چندانی ندارد، اما در مقابل می تواند بر اولویت اصلی خود در سیاست گذاری ها تمرکز کند که پیروزی در جنگ علیه دولت بشار اسد است.

 

با این حال، همکاری ترکیه و عربستان سعودی که با توجه به مصلحت دوجانبه در شرایط کنونی صورت گرفت، بر اختلاف در سیاست های کلیدی دو طرف سایه انداخته است. مهمترین اختلاف در سیاست ها نیز دیدگاه متفاوت آنکارا و ریاض به تهران محسوب می شود؛ احتمال اینکه ترکیه روابط خود با ایران را برای منافع و جاه طلبی های عربستان سعودی در منطقه به خطر اندازد، بسیار اندک است.

 

 

اول اینکه ترکیه از نقش قدرتمند ایران در خاورمیانه آگاه است و تصمیم ندارد با این کشور به رقابت بپردازد. داوود اغلو در کتاب خود تحت عنوان «عمق استراتژیک» نوشته ایران و ترکیه دو وجه از سه وجه مثلث منطقه ای را تشکیل می دهند (سومین وجه مصر بود). وی در کتاب خود نوشته است این سه کشور، کشورهای ضعیف عربی را تحت پوشش قرار داده اند و هر یک در بخش های گوناگون خاورمیانه نفوذ دارند. این دیدگاه منطقه ای به این معناست که ترکیه برخی محدودیت ها را برای نفوذ خود در منطقه قائل می شود و از سوی دیگر خود را برای نفوذ در برخی مناطق محق می داند حتی اگر این نفوذ به معنای مقابله با نفوذ و قدرت ایران در منطقه باشد.

 

 

از سوی دیگر، دو کشور یک وجه اشتراک قابل توجه دارند: جلوگیری از استقلال کردستان. اگرچه هر دو کشور از گروه های گوناگون کرد حمایت می کنند، اما برای تحت کنترل داشتن این گروه ها و رویارویی با خطر جدایی طلبی کردها به یکدیگر نیاز دارند.

 

به علاوه، ترکیه در نگرانی های عربستان سعودی از برنامه هسته ای ایران، سهیم نیست. آنکارا بارها به نفع «حق ایران برای غنی سازی» سخن گفته است؛ اما در مقابل، بیشتر کشورهای منطقه خلیج فارس رویکردی افراطی در این زمینه دارند. بر خلاف ترکیه، عربستان سعودی بر این باور است که قابلیت هسته ای ایران قدرت بیشتری را در اختیار این کشور قرار خواهد داد و ایران از این قدرت برای تشدید درگیری های فرقه ای استفاده خواهد کرد.

 

 

آنکارا و ریاض در زمینه سیاست گذاری ها در بخش انرژی نیز با یکدیگر متفاوت هستند. ترکیه در این زمینه به شدت به ایران وابسته است. در حال حاضر، حدود 90 درصد از صادرات گاز طبیعی ایران به ترکیه فروخته می شود که این میزان حدود 20 درصد از کل گاز مصرفی سالانه ترکیه است. به همین دلیل بود که ترکیه در مقابل تحریم های بین المللی اعمال شده علیه ایران مقاومت و در نهایت طرح نفت در مقابل طلا را برای پرداخت بهای محموله های انرژی ایران مطرح کرد. از این رو، توافق هسته ای و در نتیجه آن لغو تحریم های اعمال شده علیه ایران، به نفع ترکیه است.

 

در اخر نیز می توان به برخی تفاوت های ساختاری میان ترکیه و عربستان سعودی اشاره کرد. در حقیقت، ترکیه همواره به دنبال تقویت روابط اقتصادی با ایران بوده، اما اقتصاد بسته ایران تلاش های ترکیه را با شکست مواجه ساخته است. در مقابل، عربستان سعودی با چنین مشکلی مواجه نیست و تحریم ایران هیچ مشکلی برای این کشور بوجود نمی آورد.

 

 

از این رو، منافع ترکیه در منطقه ایجاب می کند این کشور در راستای ایجاد توازن میان روابط خود با ایران و عربستان سعودی بکوشد. آنکارا در گذشته در برقراری ارتباط با تهران موفق بود: اگرچه دو کشور در سوریه از دو گروه مخالف حمایت می کنند، اما این مسئله تاثیری بر روند همکاری های آنها نداشته است. تاکتیک جدید ترکیه در مورد عربستان سعودی نیز مشابه است؛ به رغم موضع مشابه در سوریه و اکنون در یمن، آنکارا و ریاض همچنان در مورد اسلام سیاسی اختلاف نظر دارند. در حقیقت، روابط کنونی ترکیه با عربستان سعودی تغییر در اولویت های این کشور نیست، بلکه آنکارا تاکتیکی را که در منطقه خاورمیانه درگیر در جنگ داشته است، روی ریاض نیز پیاده می کند.

 

 

 

 

منبع: فارن افرز / مترجم: طلا تسلیمی irdiplomacy 

نظرات بینندگان

ارسال نظر