صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

کمپ دیوید، دیتون، لوزان !

lobelog / ایرانی‌ها تسلیم نمی‌شوند - ویلیام برنز، معاون سابق وزارت خارجه ایالات متحده در نیویورک تایمز درباره مذاکره کنندگان ایرانی می‌نویسد: «درحالی که به شدت مشغول تلاش و مردد بودند، به صورت حرفه‌ای ماهر بودند و در لوزان هیچ چیزی را واگذار نکردند.»

کد خبر: 20686

نویسنده: توماس لیپمن

 

در چهار دهه گذشته، احتمالاً بزرگترین دستاورد دیپلماسی آمریکا پیمان کمپ دیوید و توافقنامه دیتون بوده است. کمپ دیوید توانست به جنگ دائمی میان اسرائیل و مصر پایان دهد و دیتون هم به قتل عام و جنگ در بالکان پایان بخشید.

با وجود این که هر دو توافق ناقص بودند اما محصول مذاکرات پر مخاطره و سطح بالایی بودند که هیچ کدام از طرفین به تمام آن چیزهایی که می خواستند برسند، دست نیافتند و ایالات متحده هم به تمام اهدافش دست نیافت. البته که آنها به هرچه که می خواستند دست نیافتند، چون ماهیت دپپلماسی و مذاکره این است. این مسئله ای است که منتقدان توافق هسته ای ایران فراموش کرده اند.

 

 

وقتی کشورهای شکست خورده تسلیم می شوند، فاتحان ممکن است شرایط را به آنها تحمیل کنند، همانند آنچه ایالات متحده بر سر ژاپن پس از جنگ جهانی دوم آورد. آنهایی که در نبرد تسلیم نشده اند در میز مذاکره هم تسلیم نمی شوند. ایران تسلیم نشده و نخواهد شد. بنابراین آن چه که بی بی نتانیاهو و سناتور تام کاتن می خواهند، دست یافتنی نیست، برخلاف سعودی ها که خودشان را واقع گراتر نشان دادند. حتی اگر یک توافق ناقص باشد- یعنی یک طرف شکست بخورد و طرف دیگر دستاورد داشته باشد- می تواند نتایج مثبتی داشته باشد و همیشه بهتر از گزینه جایگزین است.

 

 

هنری کیسینجر این مسئله را به خوبی فهمیده بود وقتی که داشت بر سر توافق هانوی که به جنگ ویتنام پایان می داد، کار می کرد. حداقل برای آمریکا این توافق شامل خروج نیروها از هندوچین و آزادی زندانیانش از هتل هیلتون هانوی بود. اما اوضاع برای ویتنام جنوبی این گونه نبود، چون دو سال بعد استقلالش را از دست داد.

دولت لرزان و بی کاربرد از لحاظ سیاسی، بوسنی، که هالبروک فقید با آنها به توافق دیتون دست یافت، عضوی از اتحادیه اروپا بوده است که تا همین امروز نتوانسته بر تفاوت های قومی و مذهبی داخلی خود غلبه کند. اما براساس این توافق، کشتار متوقف شد، دیگر سربرنیتسا و راتکو ملادیچ قضاوت جهان در این رابطه را موجب نمی شدند و دیگر مسلمانان بوسنیایی نیاز به جمع شدن در واگن های باری نداشتند.

 

 

در کمپ دیوید، مناخیم بگین می خواست شهرک سازی ها و پایگاه های هوایی که اسرائیل در شبه جزیره سینا پس از آن که آن را در جنگ 1967 از مصر اشغال کرده بود، حفظ کند، اما شکست خورد. انور سادات هم می خواست اسرائیل متعهد شود که از تمام اراضی عربی که در سال 1967 اشغال کرده است، خارج شود، اما وی هم شکست خورد. رئیس جمهور جیمی کارتر می خواست اسرائیل در مذاکرات حسن نیت با فلسطینی ها شرکت کند، اما در این زمینه ناامید شد.

 

حتی در مقطعی، سادات وسایلش را جمع کرده بود تا کمپ دیوید را ترک کند. چند روز بعد نوبت بگین بود تا تهدید کند که قصد ترک مذاکرات را دارد. اما ماند، چون تبعات ترک مذاکرات بدتر بود. هردو با برخی از جنبه های چارچوب موافق بودند، اما با وجود همه تحولات منطقه ای که از آن زمان اتفاق افتاده است، اسرائیل و مصر دیگر با هم نجنگیدند.

 

 

در مورد پرونده توافق ایران، تمام کسانی که در این زمینه دخیل بوده اند می دانند که هنوز مسائل حل نشده ای باقی مانده است و همه هم می خواهند اطلاعات بیشتری از بسته لوزان به دست بیاورند. ویلیام برنز، معاون سابق وزارت خارجه ایالات متحده در نیویورک تایمز می نویسد: «در یک جهان ایده آل، هیچ گونه غنی سازی در ایران انجام نمی شود و تاسیسات هسته ای نابود می شوند، اما ما در یک جهان ایده آل زندگی نمی کنیم.» وی درباره مذاکره کنندگان ایرانی هم می گوید: «درحالی که به شدت مشغول تلاش و مردد بودند، به صورت حرفه ای ماهر بودند و در لوزان هیچ چیزی را واگذار نکردند.»

 

 

تام کاتن، سناتور جمهوری خواه تازه کار از آرکانزاس که حامی نامه مشهور  46 همکارش به ایران بوده است، در واکنش به چارچوب توافق لوزان می گوید: «این به آن بدی ای که من می ترسیدم نیست، بلکه بدتر است.» اما تمام کسانی که دیدگاهی مشابه وی دارند در پیشنهاد هرگونه گزینه جایگزین و یا این که توضیح دهند چرا توافقی که توسط جان کری و ارنست مونیز تهیه شده است، خوب نیست، شکست می خورند.

* نویسنده و کارشناس خاورمیانه

منبع: لوب لاگ/ مترجم: حسین هوشمند irdiplomacy 
============================================================================================

اسرائیل بزرگترین بازنده توافق ایران و آمریکا است

نویسنده: چارلز ناس

واکنش های فوری به توافق هسته ای میان ایران و شش کشور مذاکره کننده تا حدودی کاسته شده است و هم اکنون می توانیم با آرامش به ارزیابی نشست هسته ای بپردازیم. اولین نتیجه ای که می گیریم این است که رئیس جمهور اوباما در مصاحبه مطبوعاتی اش مبالغه نکرد: این یک توافق بزرگ است که احتمالاً بازی در خاورمیانه را عوض می کند. این مسئله برای مخالفانی که در کنگره هستند و هیچ چیز نمی دانند، یک یادآوری بود تا بدانند خرد و صبر به همراه دیپلماسی می تواند کار کند.

وقتی اوباما به ریاست جمهوری انتخاب شد، نمی توانست اقدامات چندانی در ارتباط با هند، پاکستان و کره شمالی که هر کدام سلاح هسته ای داشتند، انجام دهد. اسرائیل و ایالات متحده، ایران را به عنوان یک کشور پیچیده هسته ای می دیدند که در عین حال به عنوان یک قدرت بالقوه هسته ای، تهدیدی برای امنیت اسرائیل و مسبب رقابت تسلیحات هسته ای احتمالی در خاورمیانه است.

اوباما همانند روسای جمهوری قبلی متعهد به حفظ امنیت اسرائیل است، اما همچنین این نکته را هم اعلام کرده است که قصد دارد تا جایی که ممکن باشد رقابت ها و دشمنی های گذشته را حل کند. (کوبا در آمریکای جنوبی، دومین مثال در زمینه پاک کردن میراث گذشتگان است.)

چرا کارشناسان عاقل همانند اکثریت مردم آمریکا موافق این توافق هستند؟ چون ایران موافقت کرده است بر برنامه هسته ای اش محدودیت هایی اعمال کند. اما نقطه کلیدی از نظر شرکت کنندگان غربی در این مذاکرات، رژیم بازرسی دقیقی است که آژانس بین المللی انرژی هسته ای از استخراج اورانیوم از معادن تا فرآیند غنی سازی را انجام می دهد. بازرسان احتمالاً می توانند هرگونه تلاش برای تقلب در شرایط توافقنامه را شناسایی کنند. ایران تاکنون چندین بار اعتراض کرده است که به هیچ وجه قصد و جاه طلبی برای تبدیل شدن به یک قدرت هسته ای را نداشته است.

ایران در سال 2003 پیشنهاد «معامله بزرگ» را داده بود، اما با انتخاب رئیس جمهور اوباما و روحانی بود که در نهایت درها برای گفتگوی دو کشور باز شد، به ویژه درباره مسائلی که بر ثبات خاورمیانه و جنگ یا صلح تاثیر می گذارد. این درحالی است که ایران تحت فشار تحریم ها است و قصد دارد به این انزوای اقتصادی و دیپلماتیک خود پایان دهد.

از بهبود روابط میان ایالات متحده و ایران از سال 2003 در غیاب یک لابی موثر و همزمان حملاتی که از سوی رسانه های آمریکایی صورت می گرفت، ممانعت به عمل آمد. در واقع دو کشور دارای منافع استراتژیکی در افغانستان، عراق و پاکستان هستند. ایجاد توازن میان نگرانی های مشابهی همچون اختلاف بر سر سوریه و آینده اسد، حزب الله و تهدیدش برای اسرائیل هم وجود دارد. البته به نظر می رسد دو کشور در ماه های اخیر تلاش هایی برای حل این قبیل مسائل هم داشته اند. دیپلماسی حکیمانه بیشتر از این می تواند تلخی روابط میان دو کشور را برطرف کند. اما صبر و تمایل ما که می تواند پیاممان را به رهبران ایران در زمینه روابط حقوقی و اجتماعی برساند، ضروری است.

در مقیاس بزرگتر منطقه ای، سیاست ما در خاورمیانه سال هاست که بر اساس برتری اسرائیل و متحدین غیررسمی اش، پادشاهی های سنی که منابع مالی اصلی سازمان های مختلف تروریستی سلفی را تامین می کنند، تعیین شده است. عربستان سعودی و شیخ نشین های سنی در حالی از احساسات ضد سنی ایران شکایت می کنند که خودشان به طور قابل توجهی احساسات و اقدامات ضد شیعه را به منظور تضعیف سیاست های ایران در منطقه ترویج می دهند.

بزرگترین بازنده توافق، از لحاظ شخصی، نتانیاهو و از لحاظ ژئوپولیتیک، اسرائیل است. نتانیاهو با ترس خودساخته ای که به وجود آورده است، هر سال ادعا می کند که ایران در حال دستیابی به سلاح هسته ای است. سرمایه گذاری های وی در سیاست داخلی آمریکا شکست خورده است و اقدامات وی برای ممانعت از توافق که خواست اوباما و کری است، احمقانه به نظر می رسد.

* معاون سفیر و کاردار ایالات متحده در ایران در روزهای اول انقلاب. ناس به غیر از ایران سابقه فعالیت در پاکستان، هند، ترکیه و افغانستان را هم دارد.

منبع: لوب لاگ/ مترجم: حسین هوشمند

نظرات بینندگان

ارسال نظر