صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

چرا فعاليت‌هاي حزب اعتدال و توسعه شدت گرفته است؟

براي اصلاح‌طلبان رقباي مهمي‌ پيدا شده؛ آرايش سياسي با سرعت غير‌منتظره‌اي در حال تغيير است و اوضاع ديگر آنگونه پيش نمي‌رود که آنها تصورش را داشتند.

کد خبر: 15179

مطلبي که مي خوانيد در مثلث منتشر شده و انتشار آن الزاما به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.

 


براي اصلاح‌طلبان رقباي مهمي‌ پيدا شده؛ آرايش سياسي با سرعت غير‌منتظره‌اي در حال تغيير است و اوضاع ديگر آنگونه پيش نمي‌رود که آنها تصورش را داشتند.
از دولت، بوروکرات‌ها به صف ايستاده‌اند و از پارلمان محافظه‌کاران، پشت‌پرده بيعتي مجدد با‌هم کرده‌اند؛ ائتلافي ميان محافظه‌کاران جناح راست و جناح چپ. کارگزاران حالا گويا بيش از هميشه به سنجش درستي اين گزاره فکر مي‌کند: «روحاني دست عوض کرده است.»

يک فرضيه
حسن روحاني يک سياستمدار محافظه‌کار است. اگر از واکنش‌هاي تند و تيزش به منتقدان بگذريم بايد بگوييم که سياست را با حوصله دنبال مي‌کند، اکت‌هاي سياسي‌اش را با فاصله اما کامل، با مقدمه و موخره انجام مي‌دهد.
رياست جمهوري او نه محصول يک اتفاق بلکه حاصل يک فرآيند است. روحاني از ميان انشقاق‌ها و پيوندهاي ايجاد شده از دوران رياست‌جمهوري احمدي‌نژاد به پاستور رسيده است. او حالا بهتر از هر کس ديگري مي‌داند که عامل اين انشقاق‌ها و پيوندها دستش فعلا از سياست رسمي ايران کوتاه شده و او بايد براي خود، هويت سياسي‌اش و چرايي حضورش در قدرت دلايل مهمتري پيدا کند.
روحاني را اگر‌چه مي‌توان در دايره سياستمداراني به‌شمار آورد که تلاش مي‌کنند در ميانه دو جناح ايستاده و از هر دو طيف يارگيري کنند اما واقعيت اين است که سبد او از سياست داخلي ايران چندان پر نيست. اکنون در دومين سال دولت او، اصولگرايان و اصلاح‌طلبان به او نه به‌عنوان موتلف و نه به‌عنوان رقيب بلکه به‌عنوان يک دولت گذار، ياد مي‌کنند. برداشت هر دو سوي ميدان اين است که حسن روحاني محصول يک شرايط و دوران ويژه است و درست به همين دليل است که آنها از همان روز پيروزي خود، تابلوي روزشمارشان را براي بازگشت به قدرت روشن کردند. در اين ميان اما اصلاح‌طلبان خود را به دولت نزديکتر و اصولگرايان هم زاويه‌شان را بيشتر کردند تا از همان آغاز قطب مقابل او باشند.
حسن روحاني يک سياستمدار زيرک است؛ او با رصد شرايط به خوبي پي برده که پيرامونش چه مي‌گذرد. او حتما نمي‌خواهد رئيس‌جمهور يک دوره‌اي باشد و حتما هم نمي‌خواهد که در تاريخ معاصر ايران از او به‌عنوان يک «دولت گذار» ياد شود. با چنين فرضيه‌اي به خوبي مي‌توان همايش اعتدال و توسعه را معنا کرد، اعلام موجوديت حزب اعتدال را تحليل کرد و البته گمانه‌زني‌هاي ديگر هم در مورد ائتلاف‌هاي پشت پرده انجام داد.

عليه برادر بزرگتر
خيلي طبيعي است اگر بگوييم نتيجه انتخابات 24 خرداد بيش از هر کسي به مذاق کارگزاراني‌ها خوش آمده بود. آنها فردي شبيه هاشمي‌رفسنجاني را در اتاق رئيس‌جمهور مي‌ديدند. طرفه آنکه رئيس‌جمهور شدن حسن روحاني را مستظهر به حمايت پدر معنوي حزب خودشان مي‌دانستند. آنها البته با اصلاح‌طلباني مواجه بودند که در آخرين لحظات انتخابات در يک شيفت سياسي چشم به حسن روحاني دوخته و راه گريزشان از شرايط وقت را رئيس‌جمهور شدن او مي‌ديدند.
در دوران دوري از قدرت، اوضاع کارگزاران هميشه مطلوب‌تر از ساير اصلاح‌طلبان بوده است. خصلت محافظه‌کار و تکنوکرات آنها باعث شده بود چندان خود را درگير هزينه اکت‌هاي سياسي ماجراجويانه نکنند. پس حالا با آمدن روحاني نزديکترين اصلاح‌طلباني بودند که مي‌توانستند روي صندلي‌هاي ساختمان هيات دولت تکيه بزنند. همين موقعيت ويژه موجب شد که کارگزاراني‌ها براي خود در ميان اصلاح‌طلبان نقشي بالاتر از يک حزب ببينند.

آنها سطح توقع سياسي خود را آنچنان بالا بردند که چهره‌هاي مهمي ‌از اصلاح‌طلبان توصيه کردند بهتر است باقي راه تا ايستگاه بعدي به ليدري کارگزاران سازندگي طي شود. از نظر آنها اين تکنوکرات‌ها دو ويژگي مهم داشتند:

1- نزديکي به دولت حسن روحاني
2- حساس نبودن حاکميت به آنها

کارگزاران تبديل به يک برادر بزرگتر شده بود. حالا از داخل جلسات سياسي اين حزب نسخه‌هاي انتخاباتي صادر مي‌شد و غلامحسين کرباسچي در نشريه سازماني حزب فرمان شبيه‌سازي مجلس پنجم را صادر مي‌کرد. محمد قوچاني، عضو تازه کارگزاران سازندگي، براي تشکيل مجلسي به رياست فردي مانند ناطق‌نوري دليل کنار هم رديف مي‌کرد و جملگي با هم کنايه روانه «ندا» و «عارف» مي‌کردند. آنها در دولت از معاون اولي تا وزارتخانه مهم را هم در اختيار داشتند. حسن روحاني به خوبي همه اين شرايط پيرامون خودش را رصد مي‌کند. برادر بزرگتر اما گويا چندان قابل اعتماد نبوده است. در همين دولت درست در کنار کارگزاراني‌ها، بوروکرات‌هايي هستند که براي روحاني حتما قابل اعتماد‌ترند. بايد روي آنها سرمايه‌گذاري کرد. آنها مي‌توانند در آينده نقش مهمي ‌بازي کنند.

بعد از مدت‌ها آنها کنار هم نشستند. همايش برگزار کردند و پيشرو‌تر از همه محمد‌باقر نوبخت بود که خود را مقابل قاب دوربين رسانه‌ها قرار داد.
احتمالا حس تلخي به کارگزاراني‌ها دست داده است، آنها خوب مي‌دانند معناي اين همايش چيست. روحاني دست عوض کرده است. حالا فقط آنها نيستند که مي‌توانند با عاريه‌گرفتن شمايل سياسي و گفتماني حسن روحاني با حزبشان به اکت سياسي خارج از دولت مشغول باشند. براي آنها رقيب پيدا شده است؛ يک رقيب که مي‌توان با دلايل قابل شماري «قدرتمند» ارزشيابي‌اش کرد.
ديگر حتما اصلاح‌طلبان هم روي کارگزاراني‌ها به‌عنوان برادر بزرگتر حساب باز نمي‌کنند. شايد زمان سياست‌ورزي دولتي کارگزاران تمام شده، شايد هم بايد سهمش کمتر از قبل شود. هر کدام از اين دو فرضيه که درست باشد، حزب غلامحسين کرباسچي با شرايط جديدي روبه‌رو شده است، آن‌هم درست در شرايطي که کميته سياسي کارگزاران پس از افشاگري‌هاي محمد هاشمي تلاش مي‌کرد در يک زيرکي سياسي با بهره‌گيري از عنصر «زمان» اختلافات دروني را به فراموشي بسپارد.

اپيزود دوم؛ حزب اعتدال
روحاني اما بازي را بزرگتر ديده است. او در سال‌هاي نزديک پيش روي خود حتما با طيف‌هاي مختلف جناحي مواجه خواهد بود که خيلي وقت است ابايي ندارند بگويند «قطب» مقابل دولت مستقر هستند. او با اصولگراياني مواجه است که به‌رغم تکثر‌ها و گرايش‌هاي مختلف در مواجهه با او در حوزه‌هاي بسياري هم‌نظرند و همفکر. اين يعني اينکه تشکيل يک ائتلاف بر سر رقيب مشترک (که همانا خود اوست) را حتما متصور است. دقيقا در همين جاي ماجراست که او پي مي‌برد مشکل تنها با نوبخت و دوستانش حل نمي‌شود. او بايد جهاز سنگين‌تري براي روزهاي سخت پيش رو آماده کند.
حالا وقت آن است که يادآوري شود روحاني يک سانتراليست سياسي است. او در ميان دوجناح قرار گرفته و فقط نگاهش را به اصلاح‌طلبان ندوخته است. شيخ دوستاني هم دارد که روز واقعه حاضر باشند در شرايط خاص که البته از هم‌اکنون بايد پايه‌هايش چيده شود، با او بر سر يک ميز بنشينند و مقدمات يک ائتلاف تاکتيکي ديگر را پديد آورند.
اگر صورت مساله اين باشد بايد به اين فکر کنيم کدام اصولگرايان از همه به او نزديکترند؛ علي‌اکبر ولايتي و علي لاريجاني. در تمام ماه‌هاي گذشته‌ يکي در سياست خارجي بار سنگين مواجهه با منتقدان را در پيدا و پنهان کم کرده و آن ديگري تمام تلاشش را کرده که در پارلمان، روزهاي سخت رئيس‌جمهور اندکي راحت‌تر بگذرد.
هر دو يک خصوصيت مهم دارند؛ نزديک بودن به علماي قم و جامعتين خاصه آنکه ولايتي و لاريجاني هر دو رابطه‌اي خوب با آيت‌الله محمد يزدي دارند.

اصلا بهتر است از يک زاويه ديگر ماجرا را نگاه کنيم؛ از دوربين حسن روحاني.
وقتي که اصولگرايان از شوک نتيجه انتخابات بيرون آمدند، دو راه پيش رو داشتند؛ يا اينکه با يک فراموشي ضمني، روزهاي رقابت انتخاباتي با حسن روحاني را جزو گذشته‌ها تلقي کرده و براي آينده، نغمه ائتلاف سر دهند يا اينکه در يک تاکتيک رئال‌تر پايه‌هاي يک رقابت را خيلي زودتر از آنچه تصور مي‌شد بنا کنند. چپ‌گراهاي اصولگرا پيشرو‌تر از همه راه رقابت را در پيش گرفتند و کاتاليزوري شدند براي شکل‌گيري زودتر چيدمان آينده سياست‌ورزي اصولگرايان. هر‌چند در اين ميان محافظه‌کاران و راست‌‌گرايان مقاومت مشهودي در اين نوع از سياست‌‌ورزي نشان دادند. به‌هرحال آنچه اکنون ميان اصولگرايان و روحاني حاکم است، محصول همين تحولات است.
در چنين شکلي از شرايط سياسي حسن روحاني نيز دو راه پيش‌رو دارد، يا بايد رقابت با آنها را بپذيرد و در يک قطب‌سازي آشکار از هم‌اکنون زمينه‌هاي پيروزي در رقابت را آماده کند يا اينکه او بايد با استفاده از کاراکتر سياسي‌اش زمينه‌هايي از انشقاق را در اردوگاه در حال اتحاد اصولگرايان ايجاد کند.
به نظر، او گزينه دوم را برگزيده است. روحاني رفقاي تازه‌اي پيدا کرده است؛ علي‌اکبر ولايتي و علي لاريجاني. دو محافظه‌کار اصولگرا که به استقبال او آمده‌اند.
علي‌اکبر ولايتي يک تنه به ياري تيم سياست خارجي شتافته و حتي ابايي ندارد که رسما و صراحتا عملکرد تيم قبلي را به انتقاد نشسته و بر درستي تاکتيک‌هاي فعلي تاکيد کند.
آن‌سوتر، علي لاريجاني، آنچنان ‌بي‌پروا در صحن علني مجلس به حمايت از کابينه مقابل چپ‌گراهاي اصولگرا ايستاده که در زمان شکست، يکي از رقبا به سخره تابلوي «دوپينگ لاريجاني جواب نداد» را مقابل عکاسان پارلمان گرفته بود.
حالا زمان کمک‌گرفتن از رفيق جديد فرا رسيده است. به اين خبر دقت کنيد: «جواد هروي، عضو فراکسيون رهروان ولايت مجلس شوراي اسلامي از تشکيل حزب رهروان ولايت با دبيرکلي علي لاريجاني خبر داد و گفت: «اساسنامه و مرامنامه حزب رهروان ولايت تنظيم شده است که تا قبل از عيد روال اداري اين حزب در وزارت کشور انجام خواهد شد.»»
به اين خبر هم توجه کنيد: «رضا آشتياني، نماينده مردم قم و عضو جامعه مدرسين درباره جلسات وحدت اصولگرايان به محوريت آقاي تقوي مي‌گويد: «ظاهرا آقايان با آقاي لاريجاني نيز جلساتي داشته‌اند ولي ظاهرا به نتيجه‌اي نرسيده‌اند، گويا جلسه ديگري هم با وي دارند. انگار آقاي لاريجاني شرايطي داشتند که بايد با آقايان بنشينند و راجع به آنها بحث کنند.»»
همسو با اين خبر برخي رسانه‌ها گفته‌اند فردي که حسينيان به کنايه از او به‌عنوان منصرف‌کننده آيت‌الله يزدي از برگزاري جلسه سه شيخ اصولگرا ياد کرده کسي نبوده جز علي لاريجاني.
تفسير ساده اين چند بند اخير اين است که علي لاريجاني براي خود پازل ديگري چيده؛ پازلي که شايد تکه‌هاي مشترک قابل شماري با پازل چيده شده حسن روحاني داشته باشد.
اگر چند ماه پيش، زماني که حسن روحاني با موج بلند منتقدان مواجه و فشارهاي فراواني از اين طيف بر آنها وارد شده بود با خيالي راحت مي‌گفتيم که دوران محافظه‌کاران اصولگرا به سر آمده و حالا اين چپگرا‌ها (تحولخواهان) و پايداري‌ها هستند که دست بالا را گرفته‌اند اکنون به نظر مي‌رسد درست اين است که بگوييم محافظه‌کاران باز به وسط ميدان سياست آمده‌اند و حتما آينده جناح متاثر از اکت‌سياسي آنهاست.
با اين تفاسير مثل اينکه کارگزاراني‌ها درست فکر کرده‌اند؛ حسن روحاني دست عوض کرده است. در اين ميان اما عجالتا بايد اين را هم در نظر داشت که شرايط روحاني استثنايي است و شرايط استثنايي در برخي موارد، سپهر معمولا پيش‌بيني‌پذير رويدادها را به هم مي‌ريزد. بايد منتظر روزهاي پيش رو بود ؛«94» پرماجرا در راه است.

نظرات بینندگان

ارسال نظر