صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

چرا مجلس پنجم براي چپ و راست سياست ايران جذاب است؟

مجلس پنجم؛ اين روزها تبديل به مدينه فاضله سياسيون ايراني شده است و جريان‌هاي سياسي به دنبال تکرار اين پارلمان در مجلس دهم هستند. پيروزي حسن روحاني در انتخابات رياست جمهوري، باعث شد تا بعد از سال ها رقابت درون گروهي اصول گرايان، اين انتخابات تبديل به رقابتي سخت ميان اصول گرايان و اصلاح طلبان شود.

کد خبر: 11303

مطلبي که مي خوانيد در "نامه نيوز" منتشر شده و انتشار آن الزاما به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.

--------------------------------------------------------------------------------------


مجلس پنجم؛ اين روزها تبديل به مدينه فاضله سياسيون ايراني شده است و جريان‌هاي سياسي به دنبال تکرار اين پارلمان در مجلس دهم هستند. پيروزي حسن روحاني در انتخابات رياست جمهوري، باعث شد تا بعد از سال ها رقابت درون گروهي اصول گرايان، اين انتخابات تبديل به رقابتي سخت ميان اصول گرايان و اصلاح طلبان شود.

همين رقابت احتمالي باعث شده است تا دو جريان سياسي کشور به فکر مجلسي باشند که هر دو جناح سياسي در آن نقش تاثيرگذاري داشته باشند. اين تئوري باعث شده است تا همه به مجلس پنجم فکر کنند، چون اين مجلس تنها مجلسي در ايران بود که يک اکثريت قوي و يک اقليت قدرتمند در آن شکل گرفت.

سعيد حجاريان از نظريه پردازان جريان چپ ايران در همين رابطه مي‌گويد:«اميدوارم مجلس دهم شبيه مجلس پنجم شود يعني اقليت قوي و تأثيرگذار از اصلاح‌طلبان وارد مجلس شوند و با توجه به شرايط موجود، چنين چيزي قابل قبول و راضي‌‌کننده خواهد بود. در مجلس پنجم، کارگزاران فراکسيوني قوي بودند»

مجلس پنجم، بعد از مجلس تماما راست گراي ايران شکل گرفت. اصول گرايان که روزي کرسي‌هاي مجلس چهارم را در اختيار داشتند، در چينش کابينه دوم هاشمي رفسنجاني سعي کردند همفکران خود را راهي کابينه سردار سازندگي کنند. راست گرايان مجلس چهارم بعد از دوري چهارساله از پارلمان، سعي کردند تاثير خود را بر دولت جديد هاشمي بگذارند.

اين مجلس سعي کرد از تمام آنچه در اختيار دارد نهايت استفاده را ببرد و از تمام ظرفيت‌هاي قانوني خود استفاده کنند و اقتدار خود را به رئيس جمهور هاشمي نشان دهند. عبدالله نوري و سيد محمد خاتمي به عنوان دو فرد نزديک به شخص هاشمي در تيررس اين تغييرات بودند. تغييرات استانداران در نزديکي انتخابات مجلس چهارم که از قضا از جناح راست بودند، موجب مخالفت شديد نمايندگان مجلس با اين وزير نزديک به هاشمي رفسنجاني بود.

عبدالله نوري، تا آخرين روز وزارت خود از تغييرات در استانداري‌ها و فرمانداري‌ها دفاع کرد و حتي طرح استيضاح او در مجلس رد شد تا مخالفان او براي برکناري عبدالله نوري چاره‌اي ديگر بينديشند. سيد محمد خاتمي نيز که وزير فرهنگ دولت هاشمي بود، به علت سياست‌هاي بازفرهنگي خود مورد انتقاد و هدف تبليغات پرحجم جناح راست قرار گرفت.

وزير فرهنگ هاشمي که با 260 راي مثبت از مجلس سوم راي اعتماد گرفته بود در سال 71 و در زير فشارهاي مجلس چهارم با حالت قهر از اين وزارتخانه استعفا کرد و پس از او علي لاريجاني يک چهره متمايل به جناح راست عهده دار وزارت ارشاد شد تا هاشمي متوجه شود، مجلس چهارم براي کابينه او برنامه‌هاي ويژه‌اي دارد.

به جز اين دو چهره روحاني دولت هاشمي، مصطفي معين وزير علوم و عبدالحسين وهاجي از اعضاي جناح چپ کابينه و سعيدي کيا وزير راه، علي اکبر ولايتي وزير امور خارجه و کازروني وزير مسکن نيز جز افرادي بودند که مجلس چهارم خواهان برکناري آنان بود.

فراکسيون اکثريت مجلس که در اختيار جناح راست بود درصدد معرفي نشدن اين افراد و جايگزين نيروهاي نزديک به خود در دولت هاشمي رفسنجاني بودند. اين جناح در سخنان و مقالات خود مي‌کوشيد تغييرات در کابينه را امري ضروري نشان دهد تا هاشمي رفسنجاني متقاعد شد اين تغييرات را در دولت خود انجام دهد.

رئيس جمهور وقت نيز که با برخي از اين نطرات موافق بود، درصدد اين بود تا تغييرات مورد نظر نمايندگان را تامين کند. موافقت هاشمي با اين در خواست بيانگر اين معنا بود که او اول به دنبال کسب حمايت مجلس و کاهش تنش بين دولت و مجلس بود و دوم اينکه مي‌توانست وزاريي که با دولت او هماهنگ نبودند و گاهي در مقابل مجلس مشکل ساز مي‌شدند، از دولت کنار بگذارد.

رياست چندين ساله هاشمي بر قوه مقننه و برخورد با سه دولت، بني صدر، رجايي و حضرت آيت‌الله خامنه‌اي باعث شده بود تا او بيش از هرکسي ديگري به روابط دولت و مجلس آشنا باشد. رئيس سه دوره مجلس شوراي اسلامي مي‌دانست که براي پيش برد برنامه‌هاي خود در دولت جديدش احتياج به همراهي مجلس دارد.

همين فشارهاي مجلس چهارم به دولت هاشمي رفسجاني، باعث شد تا جريان تازه‌اي در صحنه سياسي ايران شکل بگيرد و بخشي از دولت هاشمي رفسنجاني تصميم بگيرند به نام کارگزاران سازندگي وارد پارلمان شوند.

16 نفر از وزرا و معاونان رئيس جمهور با عنوان جمعي از کارگزارن سازندگي بيانيه‌اي را امضا کردند. که بين آنها به جز نام محمد هاشمي، هيچ نامي از خانواده محمد هاشمي به چشم نمي‌خورد.اين16نفر عبارتند بودند از:اسماعيل شوشتري، عطاءالله مهاجراني، محسن نوربخش، محمد هاشمي رفسنجاني، محمدعلي نجفي، مرتضي محمدخان، عيسي کلانتري، اکبر ترکان، سيدمحمد غرضي، بيژن زنگنه، غلام­حسين کرباسچي، رضا امراللهي، غلامرضا فروزش، مصطفي هاشمي‌طبا، غلامرضا شافعي، محمدرضا نعمت‌زاده.

پس از قطعي شدن انشعاب گروهي از مديران اجرايي و جامعه روحانيت، راست مدرن« کارگزارن» در مقابل راست سنتي« جامعه روحانيت مبارز» شکل گرفت. تا اين دو جريان در غياب چپ‌ها به رقابت با يکديگر در مجلس پنجم بپردازند.

بعد از اين اعلام وجود، جريان چپ سنتي ايران يا همان مجمع روحانيون مبارز به دليل کناره گيري سياسي، از کارگزاران به عنوان يک نهاد تازه شکل گرفته که در زير لواي هاشمي رفسنجاني نيز قرار داشت، حمايت کردند تا رسما يک دو قطبي در انتخابات مجلس پنجم شکل بگيرد.

حضور عبدالله نوري، فائزه هاشمي رفسنجاني، مصطفي معين، فاطمه کروبي و محمدباقر نوبخت از يک سو و ناطق نوري، حسن روحاني و موحدي کرماني، محمدرضا باهنر از دگر سو باعث شده بود اين رقابت نفس گير و جذاب شود.

همين رقابت نفس گير باعث شد تا 71 درصد از واجدين شرايط در اين انتخابات شرکت کنند تا بالاترين ميزان مشارکت در تمامي انتخابات هاي مجلس در جمهوري اسلامي را رقم بزنند. نتيجه انتخابات نيز بسيار جالب توجه بود و تعداد قابل توجهي از اعضاي کارگزارن سازندگي و معدود نيروهاي چپي مانند مجيد انصاري وارد مجلس پنجم شدند.

حتي فائزه هاشمي با تعداد راي اندکي نسبت به چهره شناخته شده جريان راست سنتي ايران يعني ناطق نوري در رتبه دوم قرار گرفت.

کارگزاران با فرستادن نيروهاي خود به مجلس توانستند يک اقليت قدرتمند و تاثيرگذار را در پارلمان شکل بدهند. همين اقليت قدرتمند حتي تصميم گرفت رياست ناطق نوري را به چالش بکشد و عبدالله نوري را براي رياست مجلس نامزد کند. رقابتي که ناطق نوري تنها با اختلاف چند راي فاتح آن شد. رئيس مجلس پنجم يعني ناطق نوري آن روزها را اينگونه روايت مي‌کند:«وقتي آقاي شيخ عبدالله نوري، قبل از وزير شدن وارد مجلس پنجم شد، جناح اقليت همه‌ نيروهايش را براي اين که ايشان رييس شود، بسيج کرد. در انتخابات رياست موقت مجلس، فاصله‌ آراي ايشان و من بسيار کم بود، شايد ده تا پانزده رأي من بيش‌تر آوردم. در انتخابات دايمي رييس مجلس هم ايشان کانديد شد، کارگزاران و جريان‌هاي طرف‌دار ايشان خيلي تلاش کردند تا رأي بياورد، ولي اين بار،‌ فاصله ‌آراي من با ايشان بيش‌تر شد.»

اقليت قدرتمند کارگزارن بعد از انتخاب سيد محمد خاتمي به عنوان رئيس جمهور نيز نقش بسزايي در راي آوردن کل کابينه و جلوگيري از استيضاح برخي وزرا و به ويژه راي مجدد به عطالله مهاجراني داشتند. کارگزاران به معناي واقعي در مجلس پنجم همراه و يار دولت‌هاي هاشمي و خاتمي بودند.

رياست مجلس پنجم يعني ناطق نوري نيز، از ديگر ويژگي‌هايي است که مجلس پنجم را براي سياسيون ايران دلچسب و رويايي مي‌کند. ناطق نوري با مديريت سنجيده و تقريبا فراجناحي خود توانست اين مجلس تکثر گرا را مديريت کند. مديريت ناطق نوري حتي باعث شد که سيد محمد خاتمي نيز از آن دوران به نيکي ياد کند و ناطق را نه بار دولت بلکه يار دولت اصلاحات بداند.

اصلاح طلبان با توجه به محدوديت‌هاي سياسي که دارند به دنبال تشکيل اقليتي قدرتمند همچون مجلس پنجم هستند و اصول گرايان نيز به اين مي‌انديشند که اکثريتي همانند مجلس پنجم شکل دهند. حالا بايد ديد طي يک سال باقي مانده تا مجلس دهم، گروه‌هاي سياسي چه استراتژي سياسي براي خود انتخاب مي‌کنند و آيا مجلس پنجم براي آنان شکل خواهد گرفت يا خير؟

نظرات بینندگان

ارسال نظر