صفحه نخست >> سایر ویژه ها تعداد نظرات: 0

بزرگ ترين دشمن شما کيست؟!

بزرگترين دشمن شما کيست ؟ اصلا تا حالا به اين موضوع فکر کرده ايد ؟ شايد فکر مي کنيد دشمني نداريد اما بايد رازي را به شما بگوييم : شما بزرگترين دشمن خودتان هستيد ، 6 راهي که با خود دشمني مي کنيد را در ادامه بخوانيد …

کد خبر: 5808

بزرگترين دشمن شما کيست ؟ اصلا تا حالا به اين موضوع فکر کرده ايد ؟ شايد فکر مي کنيد دشمني نداريد اما بايد رازي را به شما بگوييم : شما بزرگترين دشمن خودتان هستيد ، 6 راهي که با خود دشمني مي کنيد را در ادامه بخوانيد …
براي مدت طولاني من زندگي تک بعدي داشتم و فکر مي کردم که فقط بايد با روش خاصي زندگي کرد . سعي کردم اشتباهاتم را مرور کنم تا بفهمم چه عاملي سبب شده که موفق نشوم. و فهميدم که براي اينکه حس راحتي داشته باشم روياهايم را فراموش کرده ام. باورهايم را ناديده گرفته و خودم را از عشق و خوشبختي با ممانعت از دستيابي به آنها محروم ساختم. اما بعد از مدتي که گذشت و به زندگي ام نگاه کردم با خود گفتم چرا زندگي اينقدر پر از بدبختي است؟
واضح است که خودم را خيلي گم کرده بودم. سپس شروع کردم به تغيير دادن چيزهايي که در طول دهه قبل جزو عادتهاي من به شمار مي رفتند که منجر به مشاجراتي با همسرم شد. نهايتا درحاليکه اشک مي ريخت به من گفت :” مارک تو خودت دشمن خودت هستي! خودت !…همه چيز تقصير خودت است. ديگر نمي توانم تسکين تو باشم ، اگر بخواهي مي تواني تغيير کني اما لازم است که بخواهي و خواهش مي کنم بخواه…” . و من پس از مدتها کشمکش هاي دروني و مطالعات گسترده و حمايت هاي بي دريغ همسرم و چند نفر از دوستان ، نهايتا توانستم خودم را پيدا کنم.
من مي خواهم تجربياتم را در اختيار شما قرار بدهم چون مي دانم که شما نيز گاهي درگيري هايي با شيطان درونتان داريد. بعضي وقتها افکار ما و تصميم هاي هميشگي و روتين زندگي بزرگترين دشمن ما محسوب مي شوند که باعث مي شود من به شما يادآوري کنم که از آن برحذر باشيد.
1- توقع رضايت هميشگي داشتن
در زندگي هيچ چيز ثابت و هميشگي نيست. همانطور که شادي مطلق وجود ندارد غم و اندوه مطلق نيز وجود ندارد. مي توان گفت که تغيير در حس و حال ما وجود دارد که به طور مداوم بين شادي و غم در نوسان است. در هر زماني به اين فکر مي کنيم که بعدا چه مي شود و چه حسي خواهيم داشت – نوعي مقايسه بين ميزان رضايت مندي خود در زمان هاي مختلف. در اين مسير، برخي از ما که حس غم و اندوه فراواني داريم ، پس از التيام آن مي توانيم به اوج شادي و لذت برسيم. به عبارت ديگر شادي و غم لازم و ملزوم يکديگرند؛ يکي باعث تقويت ديگري مي شود. انسانها بايد بدبختي و بيچارگي را بشناسند تا قدر عافيت را بدانند.
نکته مهم تمرکز روي جنبه هاي خوب زندگي است. شايد شما همه لحظه هاي زندگيتان را آگاهانه سپري مي کنيد و شايد درک کرده باشيد که همه خوشبختي که به دنبالش هستيد را درهمان لحظه داريد. اگر حس مي کنيد که لحظه اي که در آن هستيد بهتر از آن چيزي است که مي توانست باشد ، لذت شما بيش تر از حد و اندازه آن خواهد شد.
2- وسواس در بررسي خطاهاي فردي
تصور کنيد که در دوره دبيرستان به سر مي بريد يک سال معدلتان الف ، دو سال بعدي ب و سال بعدتر ج باشد. آيا شما روي داشتن معدل الف و يا ج زياد فکر مي کنيد؟ آيا به خاطر معدل پايين خودتان را سرزنش مي کنيد؟ و يا در دوره اي که معدلتان پايين بود روي علايق و توانايي هاي شخصي خود تمرکز داشتيد؟ من اميدوارم که متوجه ارزش طرز فکر دومي شده باشيد.
هر روز صبح که از خواب بيدار مي شويد، به سه چيز مهم زندگي خود فکر کنيد و زماني که به بستر مي رويد که بخوابيد ذهنتان را پر از فکر هاي مثبت و کارهاي کوچکي که در طول روز به خوبي از پسش بر آمده ايد کنيد. موفقيتهاي خود را آزمايش کنيد. قدرت تفکر خود را به سمتي هدايت کنيد که باعث به وجود آمدن تاثيرات مثبت در زندگي شود. با خود مرور کنيد که چه کارهايي را و چرا اغلب خوب انجام مي دهيد و خواهيد ديد که به طور طبيعي راههايي را پيدا مي کنيد که کارهاي ديگر را هم به درستي انجام دهيد. مناسب ترين روش براي لذت بردن از موفقيتهاي زندگي اين است که خود را به خاطر بي کفايتي در گذشته ملامت نکنيد. اما در عوض، سعي کنيد روي موفقيتهاي فعلي مانور دهيد.
شما بزرگترين دشمن خودتان هستيد
3- داشتن زندگي روتين و مرده
رايج ترين و مخرب ترين اعتياد در جهان ترسيم يک نوع زندگي راحت و روتين است. چرا وقتي 400 کانال تلويزيوني داريم به دنبال فقط يک سبک زندگي هستيد؟ شما مثل کامپيوتر نيستيد که تراشه را روي برد نصب کرده و يک برنامه را اجرا کنيد ، زندگي چيز ديگري است. زندگي يعني حيات. زندگي يعني يادگيري و رشد با وجود هيجانات و استرس ها .
زندگي پر از معماهاست ؛ بعضي از آنها هيچگاه به جواب نمي رسند.اين تمايلات ذهن جستجو گراست که به دنبال پاسخ مي گردد و در ميان ناشناخته ها شجاعانه سير مي کند تا به جواب سوالات خود برسد و همين جستجوهاست که به زندگي معنا مي بخشند.
در نهايت ، شما مي توانيد بقيه زندگي خود را با حس تاسف در باره خود ادامه دهيد و روال زندگي خود را با بي تحرکي سپري کرده و يا مي توانيد هميشه از وجود شگفتيهاي زندگي متعجب شويد و از خود به خاطر تلاش براي حل مشکلات تشکر کنيد. همه اينها فقط به ذهن خودتان بستگي دارد. اولين گام مشخص اين است که خود را متقاعد کنيد که از محدوده زندگي روتين خود خارج شويد.
4- اعتقادات محدود کننده
شما از عقايد خود رنج نمي بريد. شما از بي اعتقادي خود رنج مي بريد. اگر در خود هيچ اميدي حس نمي کنيد، به اين معني نيست که هيچ اميدي وجود ندارد؛ فقط به اين علت است که شما به وجود اميد اعتقاد نداريد. از آنجايي که ذهن مسوول هدايت بدن است ، نهايتا اين ذهن است که باعث مي شود رويايي به تحقق برسد و يا بالعکس. واقعيت زندگي شما بازتابي از انديشه و تفکرات شماست و يکي از راههايي است که باعث مي شود هرچه که بدان باور داريد اتفاق بيافتد. بعضي وقتها بهتر است آنچه را که فکر مي کنيد نمي توانيد انجامش دهيد حداقل تلاشتان را بکنيد و در نهايت متوجه مي شويد که شما واقعا مي توانيد. همه اينها از درون آغاز مي شود. شما افکارتان را تنظيم مي کنيد و تنها کسي که مي تواند سر پا نگهتان دارد ، خود شما هستيد.
5- مقاومت در برابر ريسک پذيري
عشق و خوشبختي با ريسک همراهند . ريسک پذيري يکي از مزايايي است که باعث مي شود آغوشتان را به دنياي زيبايي ها و فرصت ها باز کنيد. ريسک پذير بودن به معني نقطه ضعف نشان دادن نيست ، به معني نشان دادن بخش هايي از وجودتان است که تا قبل از اين آن را ناديده مي گرفتيد. به معني روبرو شدن با دنياي بيرون با قلبي پذيرا و پر از صداقت است و گفتن اين جمله به دنيا که :”من همين هستم. يا مرا همينگونه قبولم کن و يا ترکم کن”
خيلي سخت است که آگاهانه به دنبال خطر برويم. چرا؟ براي اينکه همراه با آسيب هايي است. اگر شما چهره واقعيتان را نشان دهيد، اين امکان وجود دارد که کسي شما را درک نکند و حتي پس بزند. ترس از چنين عواقبي آنقدر زياد است که شما مجبوريد براي محافظت از خود هميشه پشت نقاب مخفي شويد. اما دقيقا اين تنها يک درد مداوم است که شما سعي مي کنيد از آن فرار کنيد.
از آنجايي که عشق و خوشبختي نيازمند ريسک پذيري هستند، اگر اين ريسک را از خود دور کنيد درواقع لذتهاي زندگي را از خود دور کرده ايد.
6- از ديگران انتظار زيادي داشتن
هميشه اين ذهنيت با شما همراه است که کارها بايد چگونه انجام شوند. اين ذهنيت باعث مي شود که از واقعيت دور بمانيد و باعث مي شود که از درک واقعي خوبي هاي زندگي اجتناب کنيد. راه حلش؟ ساده است. از توقعات خود کم کنيد. قدرهر آنچه که داريد را بدانيد. بهترين ها را بخواهيد اما توقعتان را کم کنيد. شما مجبوريد که با واقعيت به جاي جنگيدن ، کنار بياييد. اجازه ندهيد که سطح انتظارات شما مانع ديدن خوبي ها و اتفاقات زندگيتان شود. زماني که از سطح توقعات خود از ديگران و چيزهاي ديگر کم کنيد، مي توانيد از ماهيت واقعي آنها همان گونه که هستند لذت ببريد.
/ايران سان/

نظرات بینندگان

ارسال نظر