صفحه نخست >> حوادث تعداد نظرات: 0

پايان تراژدي «من خفت گير، 15سال دارم!»

دو جوان زورگير، به هيونداي سوناتاي سفيد رنگي در برابر ديدگان بهت زده مسافران و رانندگان اتومبيل هاي اطراف حمله مي‌کنند. دو موتورسوار ديگر کمي آن طرف تر به انتظار ايستاده اند. يکي از همين زورگيرها، سنگي بزرگ به دست دارد و راننده را تهديد مي‌کند که با سنگ به شيشه ماشين مي‌زند. زورگير ديگر، قمه اي بزرگ را در زير لباس خود پنهان کرده است.

کد خبر: 14696

متن پيش رو در ابتکار منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.


پشت چراغ قرمز يکي از خيابان هاي پرتردد شهر ايستاده اي. نگاهت به چراغ قرمز و تايمر آن است. گاهي نگاهي به گوشي خود مي‌اندازي. نگاهت را که برمي داري، آن طرف تر، کمي دورتر از اتومبيلت، دو جوان را مي‌بيني که سنگي بزرگ در دست دارند و به راننده اي اشاره مي‌کنند که بايد به آنها چيزي را بدهد. آنقدر اين صحنه سريع اتفاق مي‌افتد که تو فکر مي‌کني شايد از آن دسته دستفروشاني باشند که به شيشه ماشيني چسبيده اند و مي‌خواهند به زور به راننده چيزي را بفروشند. اينجا زور هست ولي نه در فروش بلکه در گرفتن...
فلاش بکي به گذشته
يکشنبه روزي است. يکم بهمن ماه. پارک هنرمندان، پر شده از آدم هايي که براي تماشاي اعدام دو زورگير در ملاءعام به اينجا آمده اند. عليرضا مافي ها و محمدعلي سروري، دو جوان متهم به زورگيري هستند. آنها را مي‌آورند. گريان و هراسان. به التماس افتاده اند. دوربين آخرين لحظه قبل از اعدام را ثبت مي‌کند.
کمي دورتر، کمي نزديک تر
آذر ماه است. عليرضا و محمدعلي همان دو جوان متهم به زورگيري، با همکاري دو نفر ديگر و با استفاده از سلاح سرد، يک شهروند تهراني را هنگام ورود به شرکتي در خيابان خردمند مورد حمله و ضرب و جرح قرار مي‌دهند. هر چهار زورگير موتورسوار از صحنه مي‌گريزند اما فيلم همچنان باقي است و منتشر مي‌شود. آنقدر در يوتيوپ اين فيلم مي‌چرخد که بالاخره باعث به دام افتادن زورگيرها مي‌شود. تهديد فردي با قمه و گرفتن کيف او با توسل به زور. دو نفر محکوم به اعدام محکوم مي‌شوند. تنها 49 روز از زمان ارتکاب جرم تا اعدام.
چرا قبح زورگيري ريخت؟
فروشنده مغازه مانتوفروشي در ميدان فاطمي، يک ماه پيش... يکي از روزهاي باز هم شلوغ. مرد و زني به مغازه وارد مي‌شوند. گوشي آيفون فروشنده را برمي دارند. زن و شوهر به همراه هم از مغازه مي‌گريزند. تا اينجا هيچ. تصاوير دوربين مدار بسته گوياي همه چيز است. اما چون اين دو نفر سوءسابقه اي ندارند، براي دستگيري آنها نمي‌توان کاري کرد. سوءسابقه چطور ايجاد مي‌شود؟ آنقدر قبح اين قضيه در جامعه ريخته که زورگيرها ديگر به انتظار شام تاريک نمي‌نشينند، بلکه در روز روشن، در برابر ديدگان همگان به خيابان ها مي‌آيند و به کار خود مشغول مي‌شوند.
هيچکس مجرم از مادر زاده نمي‌شود
صدرالدين دهقان، يکي از وکلاي دادگستري مي‌گويد: شريعت اسلام معتقد است که هيچ کس از مادر، مجرم متولد نمي‌شود. انسان، معصوم به دنيا مي‌آيد و زندگي او در دوران اوليه پاک و منزه است و اگر بعدها مرتکب جرم و خطايي مي‌شود ناشي از عوامل نامساعد محيطي، خانوادگي، اجتماعي، سياسي و... است و در اين راستا نظريه “مجرم فطري و مادر زادي” را که بعضي از جرم شناسان غربي مطرح کرده اند را قبول ندارد. علت عدم موفقيت در مبارزه عليه جرم را در واقع بايد در عدم تشخيص زمينه ها و عوامل به وجود آورنده اش دانست. اگر بيماري تشخيص داده شود، درمان هم آسان خواهد شد. در حقيقت جرم، بيماري اجتماعي و محيط نامساعد جامعه، غذاي پرورش بزهکاري و مجرم سازي است و بايد درد را از ريشه درمان کرد. اساسا درمان تا زماني مشکل است که نوع بيماري تشخيص داده نشود. متاسفانه غالبا در کشور ما به جاي مبارزه با “جرم” صرفا با “مجرم” مبارزه مي‌شود. به جاي از بين بردن عامل بيماري، بيمارستان ساخته مي‌شود.
پيشگيري بهتر از درمان
بديهي است “پيشگيري بهتر از درمان است” و يکي از وظايفي هم که برعهده دستگاه قضايي در قانون اساسي محول شده، پيشگيري از جرم است. در آسيب شناسي اجتماعي از انسان هايي صحبت مي‌شود که به علل مختلف دست به اعمال ضد اجتماعي مي‌زنند. عوامل فردي و اجتماعي پديد آورنده هر جرم، هم متنوع و هم فراوان است. بزهکار، گاهي خود ناخواسته قرباني شرايط اجتماع و فرهنگ جامعه است که گاهي از انسان سازگار و پاک سرشت، موجودي ناصواب مي‌آفريند. صرف اجراي مجازات ها، بدون نگرش به بستر و زمينه هاي مولد جرم، چندان موثر نبوده و جامعه ما احتياج به اصلاحات قضايي، اجتماعي و فرهنگي و بازنگري در اين خصوص دارد.
سن زورگيران پايين آمده است
مروري بر تمام خبرها، اين حقيقت تلخ را مي‌نماياند که سن زورگيران اين روزهاي شهر ما، بسيار پايين آمده است. علل و عوامل مختلفي را در اين مسير موثر مي‌دانند. از عوامل رواني نوجوان بزهکار مي‌توان به اين مورد اشاره کرد که خويشتن را فردي نامطلوب مي‌داند و گرايش و تمايلي براي دوست داشتن، ارزش گذاري و احترام به خود ندارد. عموما افرادي آشفته، درهم، نامطمئن و متغير هستند. روانشناسان اعتقاد دارند که افراد بزهکار را مي‌توان از کودکي شان تشخيص داد. آنها مشکلات رفتاري، مشکل در تمرکز و مشکلات تحصيلي دارند. همين مشکلات مي‌تواند بازتاب مشکلات عاطفي آنها باشد. اينگونه افراد، زمينه شخصيتي وابسته، ناايمن، تنها و منزوي دارند. همينطور مطالعات نشان مي‌دهد که ميان بهره هوشي پايين و ميزان بالاي اقدام به بزهکاري، همبستگي مداوم و پايداري وجود دارد. همينطور بچه هايي که به عنوان فرزندخوانده پذيرفته مي‌شوند بزهکاري بيشتر انتظارشان را مي‌کشد. عوامل ژنتيکي احتمالاَ نقش غير مستقيم در زمينه ارتکاب بزهکاري دارد.
بازگشت به حال
دو جوان زورگير، به هيونداي سوناتاي سفيد رنگي در برابر ديدگان بهت زده مسافران و رانندگان اتومبيل هاي اطراف حمله مي‌کنند. دو موتورسوار ديگر کمي آن طرف تر به انتظار ايستاده اند. يکي از همين زورگيرها، سنگي بزرگ به دست دارد و راننده را تهديد مي‌کند که با سنگ به شيشه ماشين مي‌زند. زورگير ديگر، قمه اي بزرگ را در زير لباس خود پنهان کرده است. راننده وحشت زده، زنجير گردن خود را مي‌کشد و به زورگيرها مي‌دهد. آنها سوار بر موتور مي‌شوند و در جهت خلاف خيابان، به صورت مارپيچ عبور مي‌کنند و دور مي‌شوند. هنوز وامانده اي که چه اتفاقي افتاده است. دوربين هاي کنترل ترافيک تصاوير را ثبت کرده است. تصاوير ديده مي‌شوند. سن زورگيرها پايين است. خيلي پايين. چراغ سبز مي‌شود. نمي‌داني بروي يا بماني! پايان تراژدي «من خفت گير، 15 سال دارم!»

غزاله پورخاکي

نظرات بینندگان

ارسال نظر